موج پنجم وبلاگستان ؛ تجاوز به خاک باغ گیاهشناسی نوشهر

به پنجمین موج حمایت از محیط زیست بپیوندید و برای مان بگویید که متهم شمار یک در بروز چنین فاجعه‌ای کیست یا چیست؟ و چگونه می‌توان از باز تکرار آن در طبیعت مظلوم وطن جلوگیری کرد.  ... “موج پنجم وبلاگستان ؛ تجاوز به خاک باغ گیاهشناسی نوشهر”

ادامه ←

مطالبی در مورد کیش دوم ( آشوراده ) و ساخت جاده جنگل ابر

سلام.....اول از همه امیدوارم که حال و احوال همه ی خانم و آقایان سبز نویس وحامی محیط زیست و حیوانات..خوبه خوب باشه و شاد و همچنان با وجود تمام سختی های موجود در ایران عزیزمان مشغول نوشتن و حفظ این مجموعه های گرانبهای محیط زیستی وجانوری باشند.... مدتی است که وبلاگ بنده یک وبلاگ خاموش به حساب می آید.... ولی دوستان گرانقدر ی هستند ، که هنوز نیم نگاهی به این نوشته ها می کنند... راستش هنوز هم حوصله برای نوشتن ندارم ولی وقتی اخبار را می خوانم و می بینم بدجوری دلم  ... “مطالبی در مورد کیش دوم ( آشوراده ) و ساخت جاده جنگل ابر”

ادامه ←

آخرین سلحشور …

در تاریکی و سکوت شب از ساختمان های دور و بر کوچه صدای زندگی آدما بگوش می رسید... آهسته قدم می زدم...با رفتن سانی و درگذشت گربه سیاه کم حوصله شده بودم . در تصویر زندگی یک جا کودکی به دنیا آمد ...یک جا پدر بزرگی در گذشت ...یک جا بچه ها به مدرسه می رفتند ...یک جا دو نفر عاشق شده بودند ...یک جا جمعی کارگر داشتند عرق ریزان کار می کردند...یک جا چند نفر غرق در عیاشی و پر خوری و فرومایگی بودند...ویک جا سلحشوری از پا در آمد...  ... “آخرین سلحشور …”

ادامه ←

خانه دوست کجاست ؟؟؟

من دلم مي‌خواهد خانه‌اي داشته باشم پر دوست، کنج هر ديوارش دوست‌هايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو...؛ هر کسي مي‌خواهد وارد خانه پر عشق و صفايم گردد يک سبد بوي گل سرخ به من هديه کند. شرط وارد گشتن شست و شوي دل‌هاست شرط آن داشتن يک دل بي رنگ و رياست... بر درش برگ گلي مي‌کوبم روي آن با قلم سبز بهار مي‌نويسم اي يار خانه‌ي ما اينجاست تا که سهراب نپرسد ديگر " خانه دوست کجاست؟ " (( فريدون مشيري )) والله همین گربه ها بهتر از ۱۰ تا دوست هستند.  ... “خانه دوست کجاست ؟؟؟”

ادامه ←

وردپرس هم فیلتر شد و جابجایی دیگر با گوناگونی زیستی

گوناگونی(تنوع) زیستی را در وردپرس راه انداخته بودم که متاسفانه فیلتر کامل وردپرس ،ناگزیرم کرد تا این وبلاگ تازه را برای پرداختن به آنچه که گوناگونی یا گونه گونی که واژه عربی آن تنوع و انگلیسی اش Biodiversity است، از نو بسازم. دوستان ! گوناگونی، به همه چیز پیوند و وابستگی(ارتباط )دارد؛به زبان من و تو-به جایی که زندگی می کنیم-از درون ما(ژن)تا برون ما ،خانه، روستا ، شهرما و کشور و کره زمین-به فرهنگ ما، غذا ،پوشاک،گیاه،حیوان،کوه،تالاب،دریا،خاک و همه طبیعت و  ... “وردپرس هم فیلتر شد و جابجایی دیگر با گوناگونی زیستی”

ادامه ←

طبیعت و عشق و مرگ

بخاطر بعضی چیزها دنیا جای خوبی بود...  بخاطر خیلی چیز ها هم دنیا جای خوبی نبود... در طبیعت عشق بود و زندگی بود و مرگ ...مرگ طبیعی...  توی شهر های آدما حرص و تکبر بود و مرگ ،ابلهی بود و مرگ...شاید هم کمی عشق . ولی در طبیعت عشق خیلی زیاد بود ...تا دلت می خواست ...جوونه های سبز ، بچه های پرنده ها و حیوانات که خیلی هاشون توی دنیای آدما می مردند ... با تفنگ یا زیر چرخ ماشین های مسخره شون . حرص و هوا و هوس بعضی آدما رو می چسبونه به عشق های الکی ،به چیز های الکی...پولدار ها رو که دیگه بدتر... تکبر آدما رو از حقیقت دور میکنه...از طبیعت دور میکنه...میشن آدمکش طبیعت و حیوانات .    چه خوبه آدم دنیا رو فقط برای خودش و امثال خودش نخواد... چه خوبه آدم فقط برای اعتقادات خودش و امثال خودش ارزش قائل نباشه... دوست داشتن  ... “طبیعت و عشق و مرگ”

ادامه ←

یکی از روزهای زندگی

دیشب سر ساعت ۱۰ ناغافل کولر متوقف شد .. بعلت مبتلا بودن به کلاسترو فوبیا (وحشت از جای تنگ و تاریک) قادر به استفاده از آسانسور نیستم و مجبور شدم ۵ طبقه را از راه پله با شتاب برم روی پشت بام. به سختی در کولر را باز کردم دیدم بعله تسمه پاره شده افتاده. خدایا تو این گرما !!! من زن تنها چه غلطی باید بکنم.. برگشتم پائین و زنگ زدم به یکی از مدیر های ساختمان و ازش کمک خواستم با اینکه ازش زیاد هم خوشم نمیاد چون کمی تا قسمتی هیز تشریف دارند ...  ... “یکی از روزهای زندگی”

ادامه ←

صعود قلم آغاز شد -این از اون کارهای زیبا می تواند باشد…

سلام بعد از دو ماه تلاش طاقت فرسای دوستان عزیز میزبان آخرین اطلاعیه صعود قلم رو مشاهده می کنید زمان برنامه پنج شنبه ۳۱ تیرماه ساعت ۷ صبح و... اینجا سپاسگزار برنامه ریزان و دست اندکاران  ... “صعود قلم آغاز شد -این از اون کارهای زیبا می تواند باشد…”

ادامه ←

تاکتیک های دختر گربه سیاه

در ابتدا فقط داشتم به گربه ها غذا می دادم .بعد دیدم دارم به موجودات مظلوم و زیبائی کمک میکنم که توی خیابان های این شهر کثیف و ماشین های لعنتی اش زندگی سختی را می گذرانند ... بعد هم  یادم آمد گربه سیاه به من گفته بود ،اگر نمیتونی جنگجو باشی حداقل به اونیکه از حقیقت دفاع میکنه کمک کن ...                                      *                            *                           * پارسال راجع به گربه سیاهی نوشته بودم به اسم شاندیز که خیلی مورد علاقه و توجه نویسنده خوب و گرامی وبلاگ گربه ایرانی هم بود ولی متاسفانه از دست رفت .امسال هم یکی دیگه رو از دست دادیم.ولی خب این دوستان ما خیلی بیشتر از اون هستند که ابلهان بتوانند همه شان را نابود کنند یا با هاشون برای نافهم ها غذا درست کنند . آنها خیلی باهوش و چابکند و در زندگی از استراتژی و تاکتیک های بخصوصی پیروی میکنند ...نسلشون بر قرار باد  ... “تاکتیک های دختر گربه سیاه”

ادامه ←

خیزید و خز آرید که هنگام خزان‌ست_-منوچهري را بايد شاعر طبيعت خواند

آن قطره ی باران بین از ابر چكیده گشته سر هر برگ از آن قطره گهربار آویخته چون ریشه ی دستارچه ی سبز سیمین گرهی بر سر هر ریشه ی دستار یا همچو زبرجد گون، رشته ی سوزن اندر سر هر سوزن یك لؤلؤ شهوار ... و آن قطره ی باران كه برافتد به گل سرخ چون اشك عروسی است بر افتاده به رخسار و آن قطره ی باران كه بر افتد به سر خود چون قطره ی سیماب است افتاده به زنگار چون قطره ی باران كه بر افتد به گل زرد گویی كه چكیده‌ست مل زرد به دینار به نظر می رسد واژه هایی که منوچهری در شعر  ... “خیزید و خز آرید که هنگام خزان‌ست_-منوچهري را بايد شاعر طبيعت خواند”

ادامه ←