ماجرای بارورسازی ابرها در دریاچه ارومیه از نگاه محمد درویش

محمد درویش: اردیبهشت سال ۱۳۸۹، پس از بازدیدی که در معیت یک گروه کارشناسی از دریاچه ارومیه داشتم، نوشتم که به دنبال بارندگی های چند روز اخیر، سطح آب دریاچه ارومیه ۲۷ سانتی متر افزایش یافته است، اما وضعیت همچنان نگران کننده است، زیرا نسبت به زمان مشابه سال ۱۳۸۸، تراز دریاچه ۲۰ سانتی متر هم کاهش نشان می دهد. حالا بعد از گذشت حدود یکسال، باز در منابع خبری گوناگون و از قول برخی از مدیران مسئول می خوانیم که در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰، سطح آب دریاچه ارومیه بین ۴۰ تا ۷۰ سانتی متر افزایش یافته است. مثلاً معاون اداره کل محیط زیست استان آذربایجان غربی در چهارم اردیبهشت ماه سال جاری خبر از افزایش ۴۰ سانتی متری سطح آب دریاچه ارومیه می دهد. دو روز بعد از او، ارسلان هاشمی، مدیرعامل شرکت آب منطقه ای آذربایجان شرقی این رقم را ۵۰ سانتی متر عنوان کرد و مهم  ... “ماجرای بارورسازی ابرها در دریاچه ارومیه از نگاه محمد درویش”

ادامه ←

پنجشنبه ی سیاه ;-((

توجه         توجه  به خبری که هم اکنون به سمع و نظرم رسید توجه فرمائید .رسما آخر هفته ما رو سیاه کردن رفت پی کارش  هفته قبل میزبان 50 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی بودم و از اوایل هفته جاری بصورت قطع برای پذیرای از 100 نفر از دانشجویان دختر این دانشگاه محترم آماده شده و بیش از 2000000 ریال هزینه نمودیم و کلی برنامه ریزی انجام شد .دقایقی قبل خبر دادند که بعلت مصوبه جدید دانشگاه که باید 5000 تومان از هزینه سفر را دانشجو بدهد و مورد اعتراض دانشجویان دختر قرار گرفت سفر احتمالا کنسل میشود و بنده تنها قربانی تبعیض جنسی دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی نسبت به دانشجویان دختر و اعتراض به حق دانشجویان دختر این دانشگاه شدم رفت پی کارش . لذا خواهشمند است با من ابراز همدردی کنید تا شاید کمی از غم اینجانب تقلیل یابد .  ... “پنجشنبه ی سیاه ;-((”

ادامه ←

فرهنگسازی

یعنی این روزا کارم شده شکایت تو دلم از همه ، از اینکه جز چند تا جا دیگه اصلا انگار محیط زیستی نیست !چند روز پیش توی یه جایی که بهتره نگم اصلا چی بوده ، نوشته بود : (( خوشبختانه با تمام مشکلات زیست محیطی که در کشور مشاهده می کنیم ، روز به روز فرهنگسازی برای محافظت از آن افزایش می یابد. ))چند دقیقه بیشتر نگذشته بود که یکم اونطرف تر  یه بچه 4 یا شایدم 5 ساله کاغذی که دست مادرش بود رو پاره کرد . بماند که چقدر از این کار لذت برد ! بعد تکه های کاغذ رو پرت میکرد توی آب ، مادر محترمش هم براش دست میزد ! ( فرهنگسازیه ! ) کارش تموم شد اومد نشست . گفت مامان آب . مادر دلسوزش توی یه لیوان یکبار مصرف آب ریخت و ... اینبار لیوان رو خورد کرد تیکه هاشو با جیغ میریخت  ... “فرهنگسازی”

ادامه ←

بچه گربه ای که پس از شستن صورتی شد

این تصویر بچه ای گربه ایست که به همراه سه بچه گربه دیگر داخل حوضچه سیمان یک کارخانه در انگلستان افتاد و وقتی ماموران این ۴ تا بچه گربه را نجات دادند و اونها رو شستند در نهایت شگفتی یکی از اونها صورتی رنگ شد!  ... “بچه گربه ای که پس از شستن صورتی شد”

ادامه ←

احیای تالاب کمجان توسط مردم منطقه، موضوع سی و نهمین گفت و گوی داغ سبز

فردا پنجشنبه در گفت و گوی داغ سبز به همراه محمد درویش عزیز به تالاب کمجان و مبارزه ی تحسین برانگیز مردم فارس در احیای این تالاب خواهیم پرداخت و رامین امینی زارع نیز به صورت تلفنی از فارس به ما خواهد پیوست.سوالاتتان را در مورد "کم جان" بپرسید دوستان! ما هم خواهیم پرسید.  ... “احیای تالاب کمجان توسط مردم منطقه، موضوع سی و نهمین گفت و گوی داغ سبز”

ادامه ←

یک رخداد تلخ زیست محیطی در منطقه مشایخ چهارمحال و بختیاری !

چهره زشت آزمندی و ناآگاهی، این بار با حرکتی خطرناک از سوی صاحبان مرغداری ها در شکل آلوده نمودن یکی از ارزشمندترین رویشگاه های جنگلی سرزمین بختیاری نمایان گردیده است. گله مندی و گفته های مردم محلی در روستاهای مشایخ چهارمحال و بختیاری حکایت از تخلیه مرغ های تلف شده و مسموم برخی مرغداری ها در رویشگاه های جنگلی در جنب مناطق حفاظت شده هلن و سبزکوه دارد. ماجرا از این قرار است که چندی پیش برخی مرغداری ها در اقدامی ناآگاهانه و مغایر با قوانین و اخلاق محیط زیستی ، شبانه و به دور از چشم مردم محلی تعداد زیادی مرغ تلف شده و مسموم را در مکانی دور دست با نام محلی«واروار منطقه گل سفید» تخلیه نموده اند و یکی از کم همتاترین رخدادهای تلخ زیست محیطی منطقه را رقم زده اند. بنابر گزارش های شاهدان محلی بیش از ۲۰ عقاب و دال به علت مسمومیت ناشی از  ... “یک رخداد تلخ زیست محیطی در منطقه مشایخ چهارمحال و بختیاری !”

ادامه ←

نمايشگاه و كارگاه آموزش محيط زيست

برگزاري نمايشگاه و كارگاه آموزش محيط زيست در دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي تهران اینک روشن شده است که انسانها هم، نظیر دیگر گونه ها باید با محیط زیست جمعی سازگار شوند، و گرنه نابود خواهند شد. طبیعی است که جامعه جهانی برای آماده کردن شهروندان جهان در مقابله با تباهی مستمر محیط زیست، به آموزش و یادگیری روی آورد. اساس سازگاری انسان و محیط زیست " آموزش" است، بر خلاف دیگر گونه ها که اصولاً با تغییرات ژنتیکی در مشخصات فیزیولوژیک، ساختاری یا غریزی با محیط زیست سازگار می شوند، ما انسانها، اگر نه در عمل، حداقل از نظر طرح و به صورت نظری، توانایی تغییرات عظیمی را در سازش رفتاری خود در طول زمان کوتاه زندگی یک نسل داریم. پیام آموزشی دهه های قبل اصرار بر یک اضطرار است: { کیفیت زندگی انسان، و چه بسا حتی اصل و اساس استمرار "وجود" زندگی انسان در این سیاره به  ... “نمايشگاه و كارگاه آموزش محيط زيست”

ادامه ←

اولین نشست شورای هماهنگی مشاوران شهرداری تهران با موضوع "جهاد اقتصادی"

این نشست که در مورخه 25/2/1390 در تالار شهرداری تهران (تالار ایران زمین)با حضور دکتر موذن مشاور ارشد شهردار تهران و رئیس شورای مشورتی شهرداری تهران ؛ دکتر ناری ابیانه دبیری شورای مشورتی مشاوران شهرداری تهران و تعداد زیادی از مشاوران شهردار تهران و مشاورین مناطق و اعضای دبیرخانه شورای مشورتی سازمانهای مردم نهاد و دیگر میهمان برگزار شد که متن پیام قرائت شده دبیرخانه شورای مشورت سازمانهای مردم نهاد به شرح زیر می باشد:   سازمان‌هاي مردم‌نهاد را مي‌توان يكي از ارکان اثرگذار در فرآيند جلب مشاركت و توسعه در سطوح محلی, ملی و بين‌المللي برشمرد. آرمان­، هدف، حوزه­ عمل، تنوع سازماني، دانش مداری و تخصص محوری، فعاليت داوطلبانه در كنار تعهد و پافشاري در هدفمند سازی بودجه و هزینه‌های جاری، فعالیت‌های نظارتی و اجرایی  در جهت دستيابي به اهداف توسعه پايدار، بسیاری از بخش‌های پیشرو دولتی و عمومي را نسبت به نقش و كاركرد اين سازمان­ها متقاعد ساخته است.  ... “اولین نشست شورای هماهنگی مشاوران شهرداری تهران با موضوع "جهاد اقتصادی"”

ادامه ←

خلط مبحث یا ماجرای آن مصاحبه لعنتی

بر پایه رسم مالوف و سنت مرسوم، ناشران از اهالی رسانه‌ انتظار دارند که اگر کتابی برای قلم/کیبورد‌ به دستان ارسال می‌کنند دست‌کم آن کتاب معرفی شود. بدین نمط از دوست روزنامه‌نگاری که سابقه چندین ساله دارد در حوزه محیط‌زیست و دبیر گروه اجتماعی بوده است در بس بسیاری از نشریات، سوال کردم و چند نفری را معرفی کرد که می‌توانند دست همکاری بدهند و شیر ایرانی را معرفی کنند. با ارسال ایمیلی از ناشر تقاضا کردم کتاب را برای دو جین از اهالی رسانه‌ها بفرستند. یکی دو تنی از این گروه گفتند که امکان معرفی کتاب در نشریه وزینه‌شان وجود ندارد. همان موقع سوال پیش آمد که چرا نشریات می‌نالند از تیراژ پایین کتاب و استقبال نکردن مردم از این کالای فرهنگی و در برخی مواقع به اصطلاح فرهنگی. وقتی رسانه‌ها خود در معرفی آثار مکتوب همتی ندارد آیا نمی‌توان نتیجه گرفت بی‌میلی به مطالعه در اهالی آن رسانه‌ها  ... “خلط مبحث یا ماجرای آن مصاحبه لعنتی”

ادامه ←