محصولات غذائي تراريخته نقطه تقابل امنيت غذائي (Food Security) با سلامت غذائي (Food Safety)

در ارتباط با محصولات غذائي حاوي مواد سازواره تغيير يافته ياد آور مي گردد که در واقع دو سياست پذيرفته شده جهاني يعني امنيت غذائي (Food Security) و سلامت غذائي (Food Safety) در تقابل هم قرار مي گيرند. در امريکاي شمالي، استراليا، آسيا و… سطح قابل توجهي از زراعت از جمله سويا ، ذرت و … محصولات حاوي مواد سازواره تغيير يافته توليد مي کنند. مواد غذائي ثانويه از اين نوع محصولات از قبيل روغن و … در سطح وسيعي از جهان توزيع مي شود و با حذف اين توليدات از سبد غذائي انسان به نظر نمي رسد امنيت غذائي قابل تامين باشد. اينکه در سطح جهاني استفاده پژشکي مستقيم از قبيل ويروس هاي نو ترکيبي (Recombinant Viruses) ، insulin و … براي انسان مجاز شمرده مي شود ولي استفاده دارو هاي مشابه براي دام منع شده جاي بحث دارد. جهت اتخاذ سياست نياز به تحقيق و پايش مستمر مي  ... “محصولات غذائي تراريخته نقطه تقابل امنيت غذائي (Food Security) با سلامت غذائي (Food Safety)”

ادامه ←

واژه شناسي و تعريف مفهومي تراريخته (Living Modified Organism)

نظر به نقش ويرانگري که سازواره تغيير يافته و محصولات تراريخته مي تواند در محيط زيست طبيعي و سلامت گياه، جانور و انسان داشته باشد اطلاع رساني به عموم و مشارکت مردم در تصميم گيري از مرحله الحاق به پروتکل، مصوبه ملي، تدوين آئين نامه و… در دستور کار اغلب کشور ها بوده است. اصولاً محصولات غذائي توليد شده از سازواره تغيير يافته بايستي با لوگو شفاف مشخص شود و استفاده کننده با علم به خطرات احتمالي مبادرت به تهيه آن نمايد. مهم تر از آن واژه مفهومي تراريخته بايستي به عموم تفهيم شود. واژه تراريخته از نظر حقوقي(حسب لايحه ايمني) به سازواره زنده تغيير شکل يافته گفته مي شود به جايLMO بکار برده شده است. ضرورت دارد در آئين نامه به جاي Living Modified Organism ، سازواره زنده تغيير يافته بکار برده شود زيرا تغيير ممکن است در شکل، رنگ يا رفتار و سرشت گونه حاصل شده باشد. از  ... “واژه شناسي و تعريف مفهومي تراريخته (Living Modified Organism)”

ادامه ←

مبحث "تراريخته" يا به بياني "سازواره زنده تغيير شکل يافته" (LMO) بازيچه نيست و مصلحت انديشي متداول را برنمي تابد

فضاي کاري مسموم را ترک و هواي سم آلود تهران را در مي نورديم اين با در جلسه اي حضور پيدا مي کنيم که پيش نويس آئين نامه اجرائي قانون سلامت زيستي قرار است نهائي شود ، در ارتباط با آئين نامه مزبور، اسناد بالاسري (قانون مربوطه ، پروتکل کارتاهنا و …) و دستورالعمل هاي اجرائي متداول در ديگر کشورها ، نور کافي بر تاريکي هاي مبحث مي تابانند تا حداقل در اين مورد خاص سردرگم نباشيم. سمت و سوئي پيش نويس آئين نامه تدوين شده با پروتکل کارتاهنا مرتبط با کنوانسيون تنوع زيستي (The Cartagena , Columbia Protocol on CBD) همخواني ندارد. پروتکل مزبور با محوريت کنترل اثرات محصولات تراريخته(LMOs) بر تنوع زيستي تنظيم شده است. در پيش نويس آئين نامه ارائه شده به غير از مناطق چهارگانه محيط زيست بقيه یعني 93% محيط زيست طبيعي که تحت مديريت سازمان متبوع مي باشد مورد اشاره قرار نگرفته است. پروتکل  ... “مبحث "تراريخته" يا به بياني "سازواره زنده تغيير شکل يافته" (LMO) بازيچه نيست و مصلحت انديشي متداول را برنمي تابد”

ادامه ←

صبح يلدا من جشن ميلاد توست Merry Christmas happy new year

شب يلدا من روز ميلا د تو، بيان از پيوند ريشه اي من و تو در اين کهن ديار مي باشد ، در باور يکتا پرستان عهد باستان سرزمين من و تو، اهورا ميترا در انتهاي طولاني ترين شب سال از دل سنگ بيرون مي آيد، گاو به نشانه اي تاريکي قرباني مي شود و نور متولد مي گردد و از خون قرباني سرو و ريواس مي رويد. از بعد يلدا رويش نور تداوم مي يابد  نور و ظلمت  درشب نوروز شان به تعادل مي رسند و غلبه نور بر تاريکي روز نوروزشان اتفاق مي افتد. گفته مي شود ، يکتا پرستان آن دوران در صبح يلدا ،بذر سروي را به نيت پيروزي نور بر ظلمت و عقل بر جهل در گلداني کاشته و در روز نوروز به طبيعت انتقال داده و باز کاشت مي نمودند. بعد از دوران اهوراميترائي در دوران اهورامزدائي نيز باور هاي ياد شده از طرف  ... “صبح يلدا من جشن ميلاد توست Merry Christmas happy new year”

ادامه ←

ظهور و سقوط مکرر موج تدوين برنامه ملي جنگل: بخش 1(NFP)

فکر تازه اي نيست ، تاريخچه برنامه ملي جنگل به سال 1960 ميلادي مي رسد، برنامه ملي جنگل به رويکرد همه جانبه براي تدوين سياست، برنامه ريزي ، اجرا و کنترل فعاليت هاي جنگل در سطح ملي که به مديريت پايدار جنگل منتهي شود، اطلاق مي گردد. هر از گاهي موج تدوين برنامه ملي جنگل در سازمان متبوع ما اوج مي گيرد بعد مشخص مي گردد که کفي بيش نبوده که ما موج انگاشتيم، مسئله چندان پيچيده نيست، توان کارشناسي سازمان بالاتر ازآن است که حد اقل در اين مورد خاص کم بياورد، ولي قصه همان قصه اي نخ نما شده بازرگان و شتر است، به اميد اين که اين بار موج واقعي باشد، نگاهي گذرا مي اندازيم به چارچوب برنامه ملي جنگل به روايت COFO 2010 با معذرت از اينکه در حوزه تخصصي عزيزان کاربلد ورود پيدا مي کنيم، حتي در دنيا مجازي هم خجالت آور است در زمينه  ... “ظهور و سقوط مکرر موج تدوين برنامه ملي جنگل: بخش 1(NFP)”

ادامه ←

با پرونده دنا در پاستور (بخش 1)

حتماً با ديدن تيتر خوشحال شديد که پرونده دنا مختومه نشده، بلاخره آنهايي که اين گوشه از طبيعت منحصر به فرد سرزمين را تخريب نموده اند حد اقل در بالاترين مرکز تصميم ، مورد سئوال قرار گرفته اند. نه دل خوش نباشيد، آن پرونده اي  که همصدا با بچه هاي بلاگستان کلي دادرسي فرياد زديم ، در چارچوب اداري پانزده صفحه گزارش شبه کيفر خواست ارائه داديم، اگر جوابيه اي شما دیديد؟ من هم ديدم! اين دفعه قصه فرق مي کرد پرونده اي با عنوان ارتقاي سطح بخشي از منطقه حفاظت شده دنا به پارک ملي در کميسيون امور زير بنائي صنعت و محيط زيست مطرح بود. قبلاً وقتي دوستان ديگر از اين جلسات سنگين ياد مي کردند آدم دهنش آب مي افتاد. وقتي توصيه شد در اين جلسه حضور داشته باشم از خدا پنهان نيست از شما چه پنهان، ته دل خوشحال شدم ، اين خوشحالي چند علت داشت،  ... “با پرونده دنا در پاستور (بخش 1)”

ادامه ←

روز جهاني کوهستان با ياد سعيد پرهام، پلنگ کوه و دشت در خون غلتيده اي سرزمين مظلو م مان: بخش7: قسمت اول: سرزمين کوهستاني من

بر مبناي معيار هاي علمي تعريف شده کشور ايران در يک ارزيابي کلان مي تواند يک سرزمين کوهستاني تلقي شود. زاگرس و البرز عمده رشته کوه هاي ايران هستند که در فراي مرز هاي ملي با کوههاي آنتاليا، قفقاز، هندوکش و… گره مي خورند يا به بيان زيبائي شاعرانه منوچهر آتشي: ايران جهان است         وقتي گره مي خورد                گردنه هاي زاگرس                           با چکاد آرارات                                 و دره هاي البرز                                       با تنگه هاي هند وکش با بحث هاي مقدماتي که تا اينجا داشته ايم با توجه به قله هاي اصلي دو رشته کوه عمده مي توان ارزيابي و نظر کارشناسي داد که سرزمين ما حد اقل حاوي يک صد اکوسيستم کلان کوهستاني (با احتمال تکرار يک اکوسيستم کلان در بيش از يک جا)، سيصد اکوسيستم منطقه اي (Eco-Region) با صد ها اکوسيستم بخشي (Eco-section) و هزار ها اکوسيستم محلي (Eco-site) ميباشد. از طرفي وقتي پنج منطقه ژئوبتانيک جهاني در چنين سرزميني گره  ... “روز جهاني کوهستان با ياد سعيد پرهام، پلنگ کوه و دشت در خون غلتيده اي سرزمين مظلو م مان: بخش7: قسمت اول: سرزمين کوهستاني من”

ادامه ←

روز جهاني کوهستان با ياد سعيد پرهام، پلنگ کوه و دشت در خون غلتيده اي سرزمين مظلو م مان: بخش پاياني: سرزمين کوهستاني من

گفتيم سرزمين کوستاني ما از نظر تنوع زيستي نمونه کم نظير در دنيا ست ، ولي اينکه با اين گنجينه که مي توانست ويتريني از طبيعت کره مسکون باشد چه مي گذرد جاي بحث مستقل را دارد که ورود پيدا نمي کنيم. شايد بتوان گفت به غير از چند کشور معدود مشکل و تهديد محيط زيست کوهستان يک معضل جهاني است. در اغلب نقاط دنيا روش سنتي استفاده از کوهستان به هم ريخته (به دلايلي که در بحث هاي پيشين داشتيم) بدون اينکه برنامه علمي مدون با توجه به شرايط روز براي کوهستان تدوين شود با احساس خطر ، در جهت تعديل تهديدات برنامه کار تنوع زيستي کوهستان از طريق کنوانسيون تنوع زيستي در سطوح مختلف (ملي، منطقه اي و جهاني ) ارائه شده است. بعضي کشور ها برنامه ريزي فرا مرزي منطقه اي کوهستان را مورد توجه قرار داده اند، برنامه منطقه اي هندوکش-هيماليا از آن جمله است. .  ... “روز جهاني کوهستان با ياد سعيد پرهام، پلنگ کوه و دشت در خون غلتيده اي سرزمين مظلو م مان: بخش پاياني: سرزمين کوهستاني من”

ادامه ←

روز جهاني کوهستان بر دوستدارا ن و محافظان کوه مبارک:: بخش 6: عملکرد اجتماعي و اقتصادي کوهستان و چالش هاي پيش رو

استفاده از تنوع زيستي کوهستان به عنوان مواد خام براي غذا، پوشاک، وسائل خانگي، زينتي و … يک سنت جهاني تلقي مي شود. افزايش تقاضا براي صنايع، توريست هاي متقاضي و … اين سنت محلي را به تهديد جدي براي تنوع زيستي کوهستان تبديل کرده است. جمع آوري اجزاء بويژه بذور گياهان کوهستان از منابع در آمد مردم کوهستان نشين محسوب مي شود. که با توجه به تغييرات شرايط محيطي و افزايش تقاضا امروزه به تهديدي براي تنوع زيستي کوهستان تبديل شده است، چه بسا قاچاق ژن از اين طريق تسهيل مي شود. توليد زراعي گونه هاي وحشي بدون مراعات حريم معني دار ، ژن هاي وحشي را در معرض خطر هيبريد قرار مي دهد. از ديگر تهديدات عمده کوهستان ، استخراج منابع مي باشد که رويشگاه ها و زيستگاههاي گونه هاي منحصر بفرد بدينوسيله منهدم مي شوند. بدون اسفناج و سيب زمين وحشي سبد غذائي نپالي ها مفهوم ندارد.  ... “روز جهاني کوهستان بر دوستدارا ن و محافظان کوه مبارک:: بخش 6: عملکرد اجتماعي و اقتصادي کوهستان و چالش هاي پيش رو”

ادامه ←

روز جهاني کوهستان بر کوه نيشنان سرفراز مبارک:: بخش 5: عملکرد محيط زيستي و فرهنگي کوهستان

در بحث قبلي نقش کوهستان را در زنجيره سازگان حيات سرزمين ياد آور شديم. حفظ و توزيع اصولي آب در سرزمين بدون حفظ اکوسيستم کوهستاني به همان آبراهه داري منتهي مي شود که امروزه گرفتارش هستيم. قارچ هاي کوهستاني با درهم شکستن مواد معدني و آماده سازي آن براي توزيع در چرخه غذائي نقش اساسي را ايفا مي کنند. همانطور کوهستان فرهنگ و سنت و گروه هاي قومي(ethnic groups) منحصر بفرد را در خود دارد. محل سکونت و سبک زندگي گروه هاي قومي از نظر اکوتوريست يکي از جاذبه هاي عمده محسوب مي شود. بخاطر درجه بکريت بالا و عدم دسترسي به فن آوري هاي ملي و جهاني، دانش بومي کوه نيشنان از غنائي خاصي بر خوردار است. از نگهداري بذر گرفته تا ساختن ظروف چوبي، آگاهي به ارزش هاي غذائي، داروئي و… عناصر طبيعي کوهستان از آن جمله اند. با وجود اينکه قوانين جهاني سوء استفاده از اين نوع  ... “روز جهاني کوهستان بر کوه نيشنان سرفراز مبارک:: بخش 5: عملکرد محيط زيستي و فرهنگي کوهستان”

ادامه ←