تاریخ نابودی تدریجی طبیعت ،محیط زیست ،مخلوقات و تمدن های انسانی کره زمین

خلاصه قسمت های قبل... قسمت سوم در طول قرن هفدهم انگلیسی ها ، فرانسوی ها و هلندی ها به رقابت و جنگ دریائی و کشمکش بر سر تصرف هند مشغول بودند .هند پس از مرگ اکبر شاه مغول در سال ۱۶۰۵ توسط حکومت های فئودالی پراکنده اداره می شد . در سال های منجر به ۱۷۶۰ ( پادشاهی جرج دوم ) پس از نبرد پلاسی و واندواش انگلیسی ها در هند بر فرانسوی ها پیروز شدند و سلطه خود و کمپانی هند شرقی را کامل کردند .در طول سال های ۱۷۴۹ تا ۱۷۶۰ انگلیسی ها و فرانسوی ها بر سر مستعمرات خود در  ... “تاریخ نابودی تدریجی طبیعت ،محیط زیست ،مخلوقات و تمدن های انسانی کره زمین”

ادامه ←

تاریخ نابودی تدریجی طبیعت،محیط زیست،مخلوقات و تمدن های انسانی کره زمین

شاید برایتان جالب باشد بدانید در قرن شانزدهمی که می خواهیم از آن شروع کنیم و سخن بگوئیم ،یعنی در دهه های بعد از ۱۵۰۰ میلادی هنوز بسیاری از خشکی های روی این کره خاکی ناشناخته بودند...(چه بهتر برای طبیعت و حیات آن نقاط ) . حتی سفید پوستانی که در نهان ادعای خدائی و خداوندگاری داشتند پا به بسیاری از سرزمین ها نگذاشته بودند...و هنگامی هم که به آن سرزمین ها دست یافتند ، نام کاشف و کشف کننده بر خود نهادند...انگار که آزتک ها ،مایاها،و سرخ پوستان آمریکای شمالی و  ... “تاریخ نابودی تدریجی طبیعت،محیط زیست،مخلوقات و تمدن های انسانی کره زمین”

ادامه ←

سبز بیشتر…خاکستری کمتر

در گذشته های دور آدما نمی تونستند بدونند که رشد جوامع و شهرهایشان چه مشکلاتی برای طبیعت و حیوانات و حتی خودشان ایجاد خواهد کرد...امروز هم گرفتار همون روال همیشگی زندگی شون هستند... آدما نیاز دارند به اینکه خدائی پشت و پناه شون باشه...خدائی که در زندگی به اون امیدوار باشند و این میتونه چیز خیلی خوبی باشه بخصوص اگر عقل و فکرشون را هم درست به کار بگیرند.... حیوانات به دنیا میان و تلاش می کنند برای زنده ماندن...اونا با پدیده های ذهنی امیدواری و نا امیدی آشنا  ... “سبز بیشتر…خاکستری کمتر”

ادامه ←

سیری در گرین بلاگ

چندی بود که می خواستم به گرین بلاگ سر زده و مطلبی در ارتباط با آن بنویسم ولی فکر نمی کردم به این تلخی شروع بشه...یعنی خبر درگذشت یکی از چهره های جوان و محبوب را بشنوم...مهندس یاسرانصاری... در پیام تسلیت ناباورانه به همسر محترمشان نوشتم...باز هم جوانی برفت و از رفتنش هر زیان...پیری بماند دیرو از ماندنش چه سود ... در وبلاگ دادخواهی حیوانات از انسان ها مطالب جالبی بود و نویسنده آن بخش تاریک و ابلهانه انسان ها را بخوبی نشان میدهد.بخش تاریکی که آن هارا بسوی  ... “سیری در گرین بلاگ”

ادامه ←

روح

تقدیم به خاطره آدم ها و گربه هائیکه دوستشون داشتم... روح مجموعه ای از تمایلات حسی و عواطف و احساساتی است که از درون ذهن موجودات سر چشمه میگیرد...اگر یاد ها و خاطرات را هم به حساب آوریم حتی اشیائ هم می توانند دارای روح باشند و ما را با خود به روزگاری ببرند که زمانه رمز و راز ها و افسانه های بسیار داشت... در تصورات و توهمات متافیزیکی روح شبحی است که شب هنگام یا در تاریکی ظاهر می شود...برای من مهم نیستکه روح متافیزیکی حقیقت دارد یا نه ...چرا که همانطور که  ... “روح”

ادامه ←

هدیه تهرانی نیکی کریمی و محیط زیست

این فیلمنامه رو باید یه روزی تمومش کنم ...فعلا فقط خودم میتونم پلان های مختلفشو ببینم... سکانس 1 ،زمان تابستان سه بعد از ظهر ،محل روبروی یک فروشگاه گوشت و مرغ فروش توی خیابان ظفر... زن و مرد چاقی که یک عالمه گوشت و مرغ خریده اند از فروشگاه میان بیرون و بی اعتنا به گربه ای که میو میو میکنه رد میشن...بعد یه خانمی که چند بسته مرغ و جگر مرغ خریده از فروشگاه میاد بیرون ...یه تیکه جگر مرغ میاندازه برای یه گربه خوشگلی که توی پیاده رو نشسته ...میگه من نمیدونم این  ... “هدیه تهرانی نیکی کریمی و محیط زیست”

ادامه ←

دنیائی که میتونه بهتر باشه …

تا اونجا نوشته بودم که از یک بچه گربه نگهداری می کردم .امروز برای حفظ جان خودش توسط یک دامپزشک عقیم شد تا در یک محیط غیر طبیعی در این شهر آشفته و بیش از حد متراکم از بین نرود . خیلی ها هم اون قضیه بچه ببر ها و شیر ها ئی را که در باغ وحش مردند شنیدند ولی برای اصل قضیه فقط زیست شناسان و دامپزشکان می توانند توضیح دهند ...باور کنید. انسان محصول طبیعت است...قدیما استادمون می گفت بگوئید انسان عالیترین محصول طبیعت است و من چون کلمه عالیترین را جا می انداختم نوزده  ... “دنیائی که میتونه بهتر باشه …”

ادامه ←

درود بر تو لوئیس اورزا

در دنیائی که آدم های رده بالا شباهت های زیادی بهم دارند و تفکرواقعی شون رو پنهان میکنند نجات محیط زیست و حمایت از حیوانات کار آسونی نیست .راستی لوسی ،یک وزیر چه احساسی نسبت به معاونش داره یا یک رئیس نسبت به مرئوسش یا یک کارمند نسبت به یک کارگر یا یک مایه دار نسبت به یک آدم فقیر...اینا رو بگیر برو تا برسی به گربه ها و حیواناتی که آنها هم برای خیلی ها بی اهمیتند و حتی باید قربانی بشن...لوسی این تفکر قربانی کردن خیلی خطرناکه ...آخرش بر میگرده به خودشون...  ... “درود بر تو لوئیس اورزا”

ادامه ←

آخرین سلحشور …

در تاریکی و سکوت شب از ساختمان های دور و بر کوچه صدای زندگی آدما بگوش می رسید... آهسته قدم می زدم...با رفتن سانی و درگذشت گربه سیاه کم حوصله شده بودم . در تصویر زندگی یک جا کودکی به دنیا آمد ...یک جا پدر بزرگی در گذشت ...یک جا بچه ها به مدرسه می رفتند ...یک جا دو نفر عاشق شده بودند ...یک جا جمعی کارگر داشتند عرق ریزان کار می کردند...یک جا چند نفر غرق در عیاشی و پر خوری و فرومایگی بودند...ویک جا سلحشوری از پا در آمد...  ... “آخرین سلحشور …”

ادامه ←

طبیعت و عشق و مرگ

بخاطر بعضی چیزها دنیا جای خوبی بود...  بخاطر خیلی چیز ها هم دنیا جای خوبی نبود... در طبیعت عشق بود و زندگی بود و مرگ ...مرگ طبیعی...  توی شهر های آدما حرص و تکبر بود و مرگ ،ابلهی بود و مرگ...شاید هم کمی عشق . ولی در طبیعت عشق خیلی زیاد بود ...تا دلت می خواست ...جوونه های سبز ، بچه های پرنده ها و حیوانات که خیلی هاشون توی دنیای آدما می مردند ... با تفنگ یا زیر چرخ ماشین های مسخره شون . حرص و هوا و هوس بعضی آدما رو می چسبونه به عشق های الکی ،به چیز های الکی...پولدار ها رو که دیگه بدتر... تکبر آدما رو از حقیقت دور میکنه...از طبیعت دور میکنه...میشن آدمکش طبیعت و حیوانات .    چه خوبه آدم دنیا رو فقط برای خودش و امثال خودش نخواد... چه خوبه آدم فقط برای اعتقادات خودش و امثال خودش ارزش قائل نباشه... دوست داشتن  ... “طبیعت و عشق و مرگ”

ادامه ←