دم خروس یا قسم حضرت عباس، نمایش اندیشه های ساده انگارانه یک ملت فهیم

گاهی کلا شک می کنم که چگونه می شود ملتی برای بعضی موارد ساده که حتی جان و موجودیتشان در خطر آنچنانی نیست فضای مجازی و غیر مجازی را با فغانشان به بلوا می کشند و از آن طرف برای بعضی موارد دیگر که جانشان و زندگیشان را تهدید می کند همچون بز اخوش سر تکان می دهند.
سال نو نزدیک شد و همچنان نهضت فرش شویی برای این پایان سال هم ادامه دارد. آخر چگونه می شود سی سال متخصصین تذکر بدهند و فریاد بکشند که آب کم است، مدیریت آب مناسب نیست، خشکسالی شدید است، آبهای زیرزمینی از بین رفته اند و زمین با فرونشستهای آنچنانی روبرو شده است واثراتش به وضوح در همدان و فارس قابل دیدن است ولی هنوز انگار نه انگار. نه مسئولین ککشان میگزد و نه مردم دوست دارند که درک کنند وضع خراب است و الگوی مصرفشان از کشورهای اروپایی که وفور آب هم دارند بیشتر است.
چگونه می شود برای یک لرزش ساده زمین در حد 5 ریشتر یک شهری را به هم میریزند ولی حس نگرانی از تشنگی و خشکی هنوز هیچ کس را نگران نکرده است. یک هواپیما می افتد و 60 نفر فوت می کنند تمام مسئولین به چه کنم چه کنم می افتند و مردم همه فضای مجازی را از انواع و اقسام اخبار دروغ و غیر دروغ پر می کنند و هر آنچه می خواهند درست و نادرست قضاوت می کنند، ولی در خصوص این معضل بزرگ و بحث آب کسی انگار گوش شنوا ندارد. هنوز بحران به قدر کافی در ذهنشان جدی نشده. متولیان آب کشور ابراز نگرانی می کنند ولی حاضر نیستند یک جیره بندی ساده را اجرا کنند تا دست کم مردم به وجود مشکل پی ببرند.
مردم به راحتی آب مصرف میکنند. کوچکترین تفکری ندارند. برای گرم کردن حمامشان آب گرم را یک ربع باز می گذارند. نیم ساعت دوش میگیرند و تمام مدت آب باز است. ولی کسی احساسی ندارد. در همان زمان اگر یک سلبریتی در اینستا عکس سگش را بگذارد زمین و زمان را بر هم میریزند. طرف قرعه کشیده برای انتخاب یک تیم در یک گروه برای جام جهانی تمامی آباء و اجدادش را جلوی چشمش می آورند ولی وقتی به یک نفر در خصوص کم کردن مصرف آب تذکر می دهی و یا میگویی چرا با آب تصفیه شده در هوای بارانی خودرویت را میشورری، آنوقت تمام طلبکاریهای اجدادش را هم از تو می خواهد. انگار بهش فحش دادی.
چگونه میشود یک ملت این گونه خودخواه، بی هویت، بی تفکر و بی مسئولیت می شوند؟ و در عین حال ادعای فرزند کوروش بودن، فهیم بودن، بصیرت داشتن و … را می کند؟ چگونه است تمام روشنفکران جامعه به تزریق و آموزش آگاهی و مسئولیت پذیری به کودکان زمین و زمان را به هم میدوزند ولی همانها هیچکدام قدمی در راه آگاه سازی جامعه و حتی خودشان  در خصوص وضع آب بر نمی دارند. در کشور بحث آب بحث دست چندم نگرانیهاست، و همین امر در کنار ارزان بودن و در حقیقت مفت بودن آن مردم را در جهت مصرف بیشتر سوق می دهد که هیچ الگویی با آن مطابقت ندارد و صدای طبل مصرف آن به حدی بالاست که انسان فکر میکند آب در این کشور بی انتهاست.
در وانفسای مشکلات اقتصادی، آب ارزان و رایگان!، سوخت ارزان و مفت، یارانه کثیفی که یک ملت را مقهور خود کرده و همه فکر میکنند اگر نباشد زندگیشان لنگ می¬شود در کنار تفکرات سنتی و عرفهای بی منطق همراه با ناآگاهی مفرط جامعه و انزوای غیر منطقی و گاها ترس آلود بخش آگاه جامعه کشور را به سمت و سویی می برد که کوچکترین امیدی در ادامه راه را برای انسان باقی نمیگذارد. با نگاهی به گذشته این کشور در میابیم که ایران همیشه کم آب بوده و تمام تجربه گذشتگان نشان از ارج نهادن به آن دارد ولی چگونه است که در این زمان اینگونه آب بی ارزش شده است؟

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده