طهران زنی است…

«طهران» زنی است گم کرده رویاهای خود را در روزگارانِ گذشته او سوگوار است در سوگ گنجشکانِ بامش رقصِ چناران، لاجوردی آسمانش آن جویباران روانش! +++++++++++ «طهران» زنی است مغرور، تنها بارِ گران، تاب و توانش را شکسته بی یار و همدم! از همرهان مدعی بسیار خسته  ... “طهران زنی است…”

ادامه ←

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده