حقیقت محض یا اشک تمساح

روز گذشته در حالی همایش ملی بررسی ساختار تشکیلاتی مدیریت منابع طبیعی و محیط زیست ایران که به وسیله اتحادیه انجمن­های علمی منابع طبیعی و محیط زیست ایران و زحمات آقای دکتر سلاجقه ترتیب یافته بود برگزار شد، که قاعدتا افکار انسان به سمت بعضی قضاوت­های ابتدایی در خصوص نتایج آن می رفت. احساس میشد که میتوان خوشبینانه تر با آن برخورد ولی تجربیات 30 ساله اجازه نمی دهد و عقل را منحرف می کند!

آنچه که باعث شد دست به کیبرد ببرم و پس از مدتها باز هم بنویسم صحبتهای بعضی مدعوین گرامی همچون جناب آقای دکتر کلانتری بود که محترمانه­ ترین تحلیل در خصوص آن فرافکنی، قضاوتهای ناعادلانه و تقصیر را بر گردن دیگران انداختن و در آخر اینکه کسی به ما نگفت و اعتراضی هم نکرد و ما انجام دادیم، بود. دیگر مسئولین مدعو محترم هم دست کمی از جناب دکتر کلانتری نداشتند. ریاست محترم سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری کشور که با دو سه جمله و به دلیل اینکه مجبور بودند از کیان سازمانشان در قبال تفکیک احتمالی از وزارت جهاد کشاورزی دفاع کنند ترجیح دادند کل همایش را زیر سوال ببرند و جمع شدن دوستان و فعالان منابع طبیعی را کلا بی فایده قلمداد کنند. و آقای دکتر فلاح عزیز هم چنان صحبت فرمودند که تصور کردم تمام ساخت و سازهای خلافی که همین الساعه در جنگلهای دالخانی، جواهرده، دره مار رامسر، جاده سه هزار تنکابن، برنامه های عمرانی در کنار تله کابین رامسر و مشکلات زمین خواری عدیده جاده هراز در حال انجام است در استان مازندران اتفاق نیافتاده است. همه این موارد باعث شد هر چند کوتاه، دست کم در خصوص اتهاماتی که جناب کلانتری به مجموعه جلسه وارد نمودند از دیدگاه خودم مسائلی را نگاشته باشم. دست کم این بود که من به عنوان یک کارشناس که سی سال است در حال انجام وظیفه هستم اینگونه در مظان اتهام قرار گرفتم.    

صحبتهای جناب کلانتری که خلاصه شده ای از تمام صحبتهای ایشان در طول سه سال گذشته و مثلا دادن هشدار (و نه اذعان به اشتباهات) بود، هیچ گوشه­ ای از بحث تشکیلات و لزوم تغییر آن و یا عدم تغییر در ساختار تشکیلاتی منابع طبیعی را شامل نمی شد یعنی عملا ایشان اصلا از دستور جلسه همایش صحبت نکردند. بد نیست به خلاصه ای از گفتار ایشان در ذیل نگاهی بیاندازیم:

1-بدون شک از سه دهه قبل بسیاری می دانستند که سیاست‌های آبی کشور نادرست است ولی اعتراضی نکردند .

2-سکوت صاحب نظران در خصوص اعمال سیاست‌های نادرست آبی باعث شده است امروز کشور به ورشکستگی در بخش آب برسد.

3-متاسفانه طی چند دهه گذشته انجمن‌های علمی در خصوص منابع طبیعی و محیط زیست به‌درستی عمل نکرده‌اند.

4-انجمن‌های علمی از چند دهه قبل وضعیت امروز منابع طبیعی و محیط زیست کشور را پیش بینی می‌کردند ولی سکوت کردند و امروز دچار مشکلات عدیده در این حوزه هستیم.

5-طی دهه‌های گذشته با هدف افزایش محصول، خودکفایی، کاهش وابستگی به خارج و واردات، ضربات محکمی به محیط زیست و منابع طبیعی کشور وارد شده است. متاسفانه مسئولان بهای خودکفایی به دست آمده در بخش کشاورزی را درست محاسبه نکردند وگرنه امروز وضعیت منابع طبیعی و محیط زیست کشور این‌قدرغم انگیز نبود.

6-ما خودخواه ترین نسلی هستیم که در طول هفت هزار سال پیش در این سرزمین زیسته است چون هر بلایی بر سر حوزه محیط زیست آمده طی چهار دهه گذشته بوده است.

در ابتدا فکر کردم جناب دکتر کلانتری استاد دانشگاهی بوده است در دهه 60 آنهم در خارج از کشور که در دهه 60 و 70 در ایران نبوده و از وقایع خبر نداشته اند. جناب دکتر کلانتری عزیز در خصوص مورد یک بندهای بالا، باید عرض کنم اینجانب در طی سالهای 66 تا 70 در دانشگاه صنعتی اصفهان دانشجوی رشته مهندسی خاکشناسی بودم و به اساتید بزرگواری درس پس می دادم که هنوز هم وزنه های علمی کشاورزی و حفاظت آب و خاک در این کشورند. جز مرحوم دکتر سرمدنیا که از بزرگترین منتقدین طرح سنابل و افزایش سطوح زیر کشت دیم در اراضی شیبدار در دهه 60 بودند و انتقادهای خود را از هر طریق ممکن ابراز می کردند، در همان زمان استاد گرامی جناب آقای دکتر آهون منش (دوست و همکار حضرتعالی در وزارت کشاورزی) در پست ریاست دانشکده کشاورزی بودند و بعدها به عنوان معاون وزیر کشاورزی قطعا این موارد به گوش حضرتعالی رسانده اند. در عین حال کاملا یادم هست که جناب آقای دکتر مهدی بصیری نازنین در همان سالهای دهه 60 با وجود تلاشهای بی شائبه وزارت کشاورزی و جهاد سازندگی و وزارت نیرو! در عرصه های طبیعی کشور و تاراج منابع بدون در نظر گرفتن قابلیت های اراضی و منابع آبی، چگونه واقعیات و اتفاقات این روزهای کشور را پیش بینی کرده و اذعان می کردند که بارها و بارها در جلسات متعدد با دولتمردان در سطوح مختلف این موارد را مطرح کرده و هشدار داده اند. ما به عنوان دانشجو آن موقع شاید خیلی درک نمی کردیم که آن هشدارها چه قدر جدی هستند ولی دولتمردان متعهد آن روزگار و اشک تمساح ریزندگان امروز چه؟ آنها هم درک نمی کردند؟

در مورد بند دوم از صحبتهای جناب آقای دکتر کلانتری باید افزود که حتی روزنامه های دهه 60 و هفتاد هم نشان می دهند که چه قدر از این گونه موارد اشتباه در آن روزگار به سمع و نظر دولتمردان رسیده است.

جناب آقای دکتر کلانتری نازنین، در خصوص بند سوم و انجمنها، باید روز گذشته می ماندید و میشنیدید که آنهایی که حضور داشتند همگی در همایش دیروز بالاتفاق معتقد بودند طی نامه­ های زیادی این موارد مشکل­ دار را به دولتمردان گوشزد کرده اند. همچنین در خصوص مورد چهارم، باید گفت جناب آقای دکتر کلانتری شما به عنوان یک فرد مطلع و تحصیلکرده در آمریکا چطور ممکن بود یکی دو مورد از این پیش بینیها را خود در نظر نداشته باشید؟ همکاران و هم دانشگاهیان شما در آمریکا و ایران به عینه بحثهای قابلیت اراضی و پتانسیل اراضی و فشار بر منابع آبی را در کلاسهای دانشگاهی خوانده و مطالعه کرده بودند، چطور شما آنها را از نظر نگذرانده بودید؟ شما منتظر بودید آنها به شما بگویند و آنها نگفتند؟ همچنین در خصوص مورد پنجم باید عرض کرد اولین چیزی که دانش آموختگان مهندسی کشاورزی در دنیا می آموزند بحث قابلیت اراضی برای محصولات مختلف کشاورزی است که حتی اگر به صورت تخصصی هم آن را نگذرانده باشند قطعا در طول دروسی مثل آبیاری عمومی و خاکشناسی عمومی و حفاظت آب و خاک کلیات آن را خواهند آموخت. یعنی تا آن موقع در سازمان تحقیقات کشاورزی و در موسسه تحقیقات خاک و آب حتی یک طرح تحقیقاتی در خصوص قابلیت اراضی و میزان معقول مصرف آب در دشتهای ایران انجام نشده بود؟ پس نقشه های قابلیت اراضی به چه دردی می خورد؟ بحث خودکفایی گندم از کجا به وجود آمد؟ آیا شما به عنوان یک دکترای فیزیولوژی گیاهی میزان مصرف آب به وسیله گندم را نمی دانستید؟ یا می دانستید و هشدار دادید و دیگران گوش نکردند؟ کدام مسئولین در دهه 60 و 70 نتوانستند محاسبه کنند که چه قدر آب را باید مصرف کنند؟ مبحث سود–هزینه مگر در تمام دروس اقتصاد کشاورزی به صورت دروس عمومی کشاورزی برای تمام فارغ التحصیلان  کشاورزی تدریس نمی شود؟

در خصوص بند شش کاملا با ایشان موافقم ولی اول باید مشخص کرد که آیا ملت اول آگاه شدند و اصول اولیه زندگی در مناطق خشک و نیمه خشک به آنها داده شد؟ در کدامیک از دولتهایی که شما وزیر آن بوده اید دست کم یک دهم از بودجه وزراتخانه اتان را برای آگاه سازی ملت صرف نموده اید تا این ملت باشد که از شما مطالبه کند آنچه را باید اصولی انجام می دادید؟

جناب آقای کلانتری به سرعت و به قول معروف تند و تند مطالب و به ظاهر دردلتان و هشدارهایتان را دادید و رفتید و حتی حاضر نشدید بمانید تا لااقل الان صحبتهایی را که باید بشنوید، بشنوید. حالا که انجمنها و کارشناسانشان می خواستند با شما درد دل کنند.

باز هم خدا را شاکرم هر چند دیر ولی در حالت قابل جبران به این هشدارها رسیدیم. شاید دیر نشده باشد.

 

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده