عجب صبری خدا دارد

  عجب صبری خدا دارد !     اگر من جای او بودم .     همان یک لحظه ی اول ،     که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان ،     جهان را با همه زیبایی و زشتی ،     به روی یکدگر ، ویرانه می کردم .     □     عجب صبری خدا دارد !     اگر من جای او بودم .     که در همسایه ی صد ها گرسنه ، چند  بزمی  گرم عیش و نوش می دیدم ،     نخستین نعره ی مستانه را خاموش آن دم ،     بر لبِ ، پیمانه می کردم .     □     عجب صبری خدا دارد !     اگر من جای او بودم .     که می دیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه ی  رنگین ،     زمین و آسمان را     واژگون ، مستانه می کردم .     □     عجب صبری  ... “عجب صبری خدا دارد”

ادامه ←

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده