همایش هم اندیشی مدیریت جنگل های شمال از نگاه مدیران ارشد

  همایش هم اندیشی مدیریت جنگل های شمال از نگاه مدیران ارشد فرصت خوبی بسیار خوبی است همه جنگلبانان شرکت کنند ! باید از انجمن جنگلبانی و دانشکده کرج به پاس برگزاری همایش سپاسگزاری کرد. همایش هم اندیشی فرصت خوبی برای شنیدن ندای جنگل و جنگل بانان و جنگل نشینان است.  بزرگترین آسیب ها در مدیریت  این است که آنچه که برای بهبود مدیریت جنگل می گوییم با آنچه که در راستای بهبود مدیریت عمل می کنیم با هم کلاً مغایرند.  مبانی نظری و برنامه عملی هیچگاه هم راستا نبودند و دامن مدیریت جنگل به این آسیب بزرگ آلوده است. نظارت بر طرح جنگلداری دارای چهار لایه و سیستمیک است، علی القاعده با این مبانی نظری هیچ متخلفی توان رفتار برخلاف قانون را در محدوده طرح ندارد. اما وقتی تعداد عوامل نظارتی و توان و کارائی   ... “همایش هم اندیشی مدیریت جنگل های شمال از نگاه مدیران ارشد”

ادامه ←

سخن رانی «پیتر هابلر» و چند نکته!

عکس از سایت فدراسیون کوه نوردی برگزاری این سخن رانی توسط فدراسیون کوه نوردی و بهره جستن از حضور کوه نوردی چون «پیتر هابلر» در ایران، کاری بود بسیار باارزش، مفید و قابل ستایش. سالن خیلی خوب همایش در فرهنگ سرای اندیشه و حضور تعداد زیادی از هم نوردان فرصت مناسبی را پدید آورد تا از این سخن رانی و از با هم و درکنار هم بودن لذت ببریم. به ذکر سه نکته در سخنان پیتر هابلر می پردازم که به اعتقاد من خیلی مهم بودند 1- پیتر هابلر در سخنان خود بارها به عنصر «شانس» و «خوش شانسی» در برنامه های خود اشاره کرد به ویژه «هوای خوب» و اینکه خوش شانس بودیم که آسیب ندیدیم، دچار حادثه نشدیم، هوای خوب داشتیم، صعود موفق داشتیم و به سلامت فرود آمدیم.  2- اشاره ی پیتر هابلر به مرگ زود هنگام پدرش و تاکید او بر نقش مادرش که او را  ... “سخن رانی «پیتر هابلر» و چند نکته!”

ادامه ←

درخت!! – ممنون اصغر جان

دو سال پیش این پست را منتشر کردم و از دوستان خواستم تا اگر نام درخت را می دانند، بگویند و البته این یک درخت کهن سال گردواست. اما امروز این نظر برایم فرستاده شده که حیف دیدم شما نخوانیدش! “این درخت گردو هستش و صاحبش هم یحیی اخلاقی هستش که بتازگی فوت کردند . این منطقه هم بنام (تک اغوذ داربن) میباشد.”  (اصغر) درختی زیبا و کهن در پای دیواره‌ی کهرود (جاده‌ی هراز) سرنوشت ۱:این عکس را روز ۲۴ آذر ۹۱ در هنگام گشت در روستای کهرود و در پای دیواره‌ی کهرود گرفتم. نام درخت را اگر می‌دانید برایم بنویسید. سرنوشت ۲:درخت مرا به یاد شعر زیبای عباس یمینی شریف انداخت. سرنوشت ۳: درختان، زمین ما را می‌پایند! آن‌ها را بپاییم! به دست خود درختي مي نشانم به پايش جوي آبي مي كشانم كمي تخم چمن بر روي خاكش براي يادگاري مي فشانم  درختم كم كم آرد بر گ و باري بسازد بر  ... “درخت!! – ممنون اصغر جان”

ادامه ←