در هواداری از کوه‌نوردی و سه شاهین بلندپرواز

عباس محمدی- شرق

آن سه، بزرگ بودند و از اهالی امروز…

 

آیدین بزرگی، پویا کیوان، و مجتبی جراهی، در هفته‌ی آخر تیر ماه 92 پس از گشودن “مسیر ایران” بر روی چکاد 8047 متری برودپیک، پرچمی ماندگار از ایران عزیز را برای همیشه در آن کوهستان عظیم برافراشتند و جان جوان خود را آرش‌وار بر سر این آرمان گذاشتند. از نامه‌ی پرشوری که آیدین از خود به جا گذاشته و در آن، از آرمان‌هایش در ارتباط با صعود از مسیری دشوار و ناشناخته گفته، برمی‌آید که آن سه جوان با سوداهایی فراتر از میل به شهرت یا ارضای تمایل شخصی به کوه زده بودند. آن سه، کوه‌نوردانی پرکار، طبیعت‌دوستانی شیفته، انسان‌هایی خانواده‌دوست و اجتماعی، و جوانانی تحصیل‌کرده و بافرهنگ بودند. آنان، راه خود را با چشم باز و شعوری بالاتر از متوسط برگزیده بودند و اگر باز می‌گشتند، گروهی بزرگ به پیشوازشان می‌رفت و مشتاقانه به شنیدن گزارش کارشان و تماشای عکس‌هایشان می‌نشست. صد افسوس که چنین نشد! بدا به حال ما، که چنین سرمایه‌های ارزنده را زود از دست دادیم… اما، خوشا به حال خودشان که به آرزوی بزرگ‌شان دست یافتند و در آرامستانی پرفراز آرام گرفتند.

 آن سه جوان، یکی از آرزوهای میلیون‌ها ایرانی را که عاشق کوهستان و کوه‌پیمایی هستند و دوست دارند که نام کشورشان در میان بلندپروازان پهنه‌های کوهستانی باشد، محقق ساختند. یادشان، چونان چراغی در دل‌مان روشن خواهد ماند و هر گاه که احساس دلتنگی کنیم، با یادآوری خنده‌های جوانانه‌شان، و اگر سعادت همراهی‌شان را داشته‌ایم، با یادآوری لحظه‌هایی که همپایشان بوده‌ایم، در گذرگاه خاکی این روزگار آرامشی خواهیم یافت.

 صد درود بر خانواده‌های آنان که با متانت دریادلانه، با این رویداد سهمگین کنار آمده‌اند و می‌خواهند که خاطره‌ی شاداب آن سه شقایق کوهستانی، برای همه‌ی ایرانیان، و برای همیشه سبز و سرخ بماند. قطره‌های اشکی که چشمان ایشان و ما را گاه خیس می‌کند، طراوت‌بخش این خاطره‌ها  و صفابخش دل‌هامان خواهد بود؛ چقدر خوشبخت بوده‌ایم که آنان را می‌شناختیم…!

 

کوه‌نوردی هم مانند سوار شدن بر هواپیما است؛ تا هنگامی که اتفاقی نیفتاده، از آن لذت می‌بریم، اما اگر تصادفی روی دهد، «خطرات» آن زبانزد همگان می‌شود. علت، شاید همان نکته باشد که روزنامه نگاران با آن آشنایند: خبر خوب، خبر بد است! گیرایی و هیجانی که در خبرهای فاجعه‌بار هست، هیچ گاه در خبرهای خوش نیست… شاید به دلیل تراژیک بودن کلیت زندگی! 

پیمایش کوه‌ها، از گل‌گشت در دامنه‌ها تا نوردش یک روزه‌ی قله‌های کوتاه، یا رفتن تا چکاد علم کوه و دماوند، یا در نوردیدن شیب‌های یخ زده و دیواره‌های عمودی، یا پیمودن ستیغ‌های پوشیده از برف در زمستان، و یا در دشوارترین صورت آن: رفتن تا بلندای کوه‌های هیمالیا و قراقوروم… در مجموع یکی از پر طرفدارترین “گردش- ورزش”های ایرانیان است. میلیون‌ها ایرانی به صورت نامنظم، یا نظم‌یافته در قالب گروه‌های گردشگر و کوه‌پیما، در هر سال دست‌کم دو سه بار به کوه یا کوهپایه می‌روند. میلیون‌ها ایرانی روستایی و عشایر هم کلا زندگی خود را در کوهستان سپری می‌کنند. از این میان، شماری هم کوه‌نوردی را جدی گرفته‌اند و حتی در شرایط سخت زمستانی و جز آن نیز به کوه می‌زنند، یا پس از چند سال کوه‌نوردی در کوهستان‌های کشور، هیجان‌خواهی و بلندپروازی‌شان آنان را به کوه‌های بلند جهان می‌کشاند. نه تنها کوه‌های هشت هزار متری، بلکه اگر چکادهای ده هزار متری هم وجود داشت، حتما انسان‌های با اراده‌ای پیدا می‌شدند که به قصد دست یافتن به آن‌ها، خطر می‌کردند. و حتما اگر این انسان‌های جسور، از کوهستان باز می‌گشتند، بسیاری از انسان‌های دیگر به تشویق آنان دست می‌زدند و پای می‌کوبیدند، چنان که بارها و بارها ما و “متولیان” خودخوانده‌ی کوه‌نوردی (که در شرایط حادثه، زبان به نصیحت می‌گشایند) چنین کرده‌ایم!

به نظر من، خطرناک بودن کوه‌نوردی را باید در متن این “زندگی- ورزش” پردامنه و با در نظر داشتن شمار بسیار بالای مشغولان به آن دید، نه نسبت به شمار نسبتا کم آدم‌های استثنایی که دست به کارهای بزرگ می‌زنند. در این صورت، درخواهیم یافت که کوه‌نوردی در مجموع فعالیت خطرناکی نیست و از کارهایی مانند رانندگی حرفه‌ای، آتش‌نشانی، محیط‌بانی، و اسب‌سواری کم‌خطرتر است. همچنین باید در نظر داشت که مجموعه فعالیت‌های کوه‌نوردی، نه تنها از جنبه‌ی ورزشی و گردشی، و ژرفا و معنایی که به زندگی می‌بخشد، بلکه از نظر ارزش اقتصادی آن نیز نقش پررنگی در تولید ثروت ملی دارد. نیز در این ارتباط، با توجه به جایگاه حیاتی گفتمان زیست‌محیطی در جهان امروز، می‌توان گفت که یکی از کارکردهای مهم کوه‌نوردی (که باید ارزش اقتصادی بالای آن معادل‌یابی شود) همانا نقش این فعالیت در تعریف جایگاه کوهستان در زیست‌بوم‌های زمین، و تاثیر فعالیت‌های مثبت کوه‌نوردان در حفظ محیط زیست است.