جایگاه دماوند در کوه نوردی جهان (بخش آخر)

    2- در تاریخ قدیم

در کتاب‌های معتبر قدیمی، اشاره‌های دقیقی به صعود تا قله‌ی دماوند وجود دارد که در زیر چند مورد آن نقل می‌شود. از این نوشته‌ها در می‌یابیم که صعود تا قله‌ی 5609 متری دماوند، پیشینه‌ی بیش از هزار ساله دارد که این، اگر در تاریخ کوه‌نوردی جهان بی مانند نباشد، بسیار کم مانند است.

الف- ابوبکر احمد ابن محمد ابن اسحاق بن ابراهیم همدانی معروف به ابن فقیه، در حدود سال 290 هجری قمری (903 میلادی) در کتاب معتبر خود با عنوان البلدان نوشته است که اسپهبد مازیار، حاکم مازندران که در تلاش بود تا خلیفه‌ی بغداد را خلع و حکومت ایران را به شیوه‌ی ساسانیان باز‌زنده کند، گروهی از مردم را به دماوند فرستاد تا درباره‌ی ماجراهای فریدون و ضحاک جستجو کنند. مازیار، در فاصله‌ی 210 تا 224 هجری قمری در مازندران حکومت می‌کرد و در سال 224 به هنگام شکار، گرفتار ماموران خلیفه معتصم بالله شد و زیر شکنجه های سخت جان باخت. ابن فقیه، چنین نوشته است:

«علی بن ربن آورده است که [مازیار] گروهی از مردم دیلم و طبرستان را بدین کوه فرستاد تا آن سرگذشت را معلوم کنند. آنان چنین گفتند که مدت دو شبانه روز و برخی از روز سوم بالا رفته‌اند. قله‌ی آن را با آن که از دور چون گنبدی مخروطی شکل به چشم آید، دارای مساحتی دیده‌اند به اندازه‌ی سی جریب و بالای آن پر از ریگ بدان گونه که پا در آن فرو می‌رفته است و بر آن جنبنده‌ای ندیده‌اند. چه، از بسیاریِ سرما و بادهای سخت توفنده، پرنده و جانوری بدان نرسد. نیز بر آن قله، سی دهنه بدیده‌اند که از درون آن‌ها دود گوگرد بیرون می‌زند و بر دهانه‌ی آن‌ها گوگردی چون زر بوده است. چند انبان از آن برای ما آورده بودند. این دسته می‌گفتند کوه‌های اطراف را چون توده‌های خاک دیده‌اند و دریا نیز به اندازه‌ی نهری کوچک، با آن که میان کوه و دریا بیش از بیست فرسنگ فاصله است»(11).

با توجه به تعریف کم و بیش دقیقی که ابن فقیه از ویژگی های قله‌ی دماوند به دست داده است (مساحت قله، ریگ های قله، دهنه‌های گوگردی، وجود گوگرد، و چشم‌انداز قله)، و صرف زمانی که منطقی به نظر می‌رسد، مشخص است که آن گروه به قله‌ی دماوند صعود کرده‌اند و چه بسا که گروه‌هایی دیگر، به ویژه از بومیان منطقه، حتی پیش از گروه اعزامی مازیار هم تا قله‌ی دماوند می‌رفته‌اند. این صعود به قله‌ی 5609 متری دماوند، کهن‌ترین “صعود مستند”(12)به یک کوه بلند است که ما تاکنون در نوشته‌های تاریخی و کوه‌نوردی به آن برخورده ایم.

اگر اواخر حکومت مازیار، مثلا سال 220 (برابر با 835 میلادی) را زمانی فرض کنیم که این “هیات” کوه‌نوردی به دماوند رفته‌اند، آن‌گاه می توان گفت که صعود گروه مازیار، 657 سال پیش از صعود آنتوان دو ویی و هشت همراهش به کوه 2064 متری مون اگویی (1492 میلادی) صورت گرفته است؛ صعود به مونت اگویی را خانم آودری سالکلد (Audrey Salkeld) تاریخ نگار کوه‌نوردی، در تاریخچه‌ی مختصر کوه‌نوردی(13) پس از لشکرکشی هانیبال در کوه های آلپ (218 پیش از میلاد) و صعود امپراتور هادریان به کوه 3329 متری مون اتنا Mont Etna)) (126 میلادی)، به عنوان یک کار کوه‌نوردی تاریخی ذکر کرده است.  هیچ کدام از این سه صعود، از نظر ارتفاع دستیابی شده، در خور مقایسه با صعود گروه مازیار به دماوند نیست.

ب– ابودُلف مسعر بن المهلهل الخزرجی شاعر و جهانگرد که در فاصله‌ی 301 تا 331 هجری در دربار نصر ابن احمد سامانی بوده، در سال های 341 -331 (952-942 میلادی) به شهرهای گوناگون ایران سفر کرده و دیده‌های خود را را به نگارش درآورده است. او در سفر خود، از قم به ری و سپس به شهر دماوند رسید و مدتی در این شهر ماند. گردش او در شهر دماوند و کوه‌های تبرستان، دوره‌ی کوتاهی از مسافرت طولانی او را تشکیل می دهد. ابودلف در سال 341 هجری قمری برابر با 331 خورشیدی عازم صعود دماوند شد و اگرچه به قله نرسید، ولی گفته‌ی او که با سختی فراوان و پذیرش خطر خود را تا نیمه‌های بلندی کوه رسانده، نشان‌گر یک پیشینه‌ی کهن (یازده قرنی) دیگر در مورد کوه‌نوردی در دماوند است. او درباره‌ی این برنامه نوشته است:

«در دنباوند کوه بسیار مرتفع و عظیمی است که زمستان و تابستان قله‌ی آن از برف پوشیده شده و هیچ کس نمی تواند بر فراز و یا نزدیکی آن برسد. قله‌ی مزبور کوه بیوراسف (بیوراسب) نام دارد […] وقتی انسان آن را از ری مشاهده نماید خیال می‌کند کوه بسیار به او نزدیک است و یک یا دو فرسخ فاصله داردف در صورتی که فاصله‌ی میان او و کوه سی و پنج فرسخ است. مردم عوام معتقدند که سلیمان بن داود یکی از دیوان سرکش را که “صخرالمارد” (سنگ سرکش) نام دارد، در این‌جا زندانی نموده است. برخی دیگر عقیده دارند که شاه افریدون “بیوراسب” را زندانی کرده است […]. من این موضوع را مهم تلقی نمودم و خواستم شخصا آن‌جا را ببینم. لذا در آن‌جا از کوه بالا رفتم و با سختی فراوان و خطر جانی، خود را تا نیمه‌ی بلندی کوه رساندم…»(14).

پ–  ناصر خسرو، در حدود 950 سال پیش، در شرحی از گذر خود به ری نوشته است: «در میان ری و آمل، کوه دماوند است مانند گنبدی و آن را لواسان گویند و گویند بر سر آن چاهی است که نشادر از آن‌جا حاصل شود و گویند که کبریت احمر نیز، و مردم پوست گاو ببرند و پر نشادر کنند و از سر کوه بغلتانند که به راه نتوان فرود آوردن»(15).

 

     3- در تاریخ جدید

وقایع نگاران کوه‌نوردی در کشورهای “شمال”، سرآغاز کوه‌نوردی ورزشی امروزین را سال 1854 (1233 خورشیدی) می‌دانند؛ در این سال، آلفرد ویلز (Alfred Wills) به قله‌ی وترهورن (Wetterhorn) صعود کرد و این کار، بعدا سرآغاز دوره ای خوانده شد که به “عصر طلایی” کوه‌نوردی معروف است. البته بلندترین قله‌ی اروپای غربی، مون بلان، در سال 1786 صعود شده بود. دهه‌ی پنجاه قرن نوزدهم، دوره‌ی شکوفایی کوه‌نوردی بود که در آن، کوه‌نوردان شروع به اجرای برنامه های منظم برای شناسایی گذرگاه‌های کوهستانی و دست و پنجه نرم کردن با قله‌های اصلی آلپ‌ها کردند(16).

صعود به دماوند، در دوران جدید، به دست ‌پژوهشگران و ماجراجویان خارجی و ایرانی، پیشینه‌ای بیش از دویست سال دارد و اگرچه نمی‌توان نخستین صعودها از این دست را صرفا ورزشی خواند، اما به هر حال نشانگر تقدم صعودهای بلند روی دماوند بر صعودهای آلپی و صعودهای آسیایی بیرون از ایران است. ملکونوف اهل روسیه، در سفرنامه‌ی خود که مربوط به سال 1860 است، می‌نویسد «نخستین کسی که به عزم سیاحت به بالای کوه دماوند رفته، گربرت (H. Gerbert) نمساوی (اتریشی) بوده، پس از آن اوشه الوی فرانسوی که به قله‌ی آن رسیدن نتوانست»(17). جالب توجه این که، نویسنده می‌گوید گربرت برای “سیاحت” (و نه کار پژوهشی ویژه‌ای) به دماوند رفته و با فرض درستی این گفتار، می‌توان صعود گربرت به قله‌ی دماوند در سال 1798 را یکی از نخستین صعودهای ورزشی جهان روی یک کوه بلند دانست.

در سال 1836 (1215 خورشیدی) تامسون (W. T. Thomson) انگلیسی به قله‌ی دماوند صعود کرد(18). ملگونوف تاریخ این صعود را 1837 گفته و نوشته است: «در سال 1837 تامسون در ماه سپتامبر با چهار تن راهنما به بالا برآمد. نزدیک به غروب آفتاب، نزدیک به تیغه‌ی کوه گردیده، در طرف شرق آن‌جا غاری بوده است. شب را در غار به سر برده، از قراری که مساحت کرده، مسافت [ارتفاع]  آن را 19400 فوت یافته که 6300 متر است. گوید غار بسیار گرم بود […] شب را در میان خاکسترهای آن به سر بردیم، دود گوگرد بدبو آن‌جا پیچیده، چون صبح بیرون آمدیم باز لباس‌ها تر شده و یخ بسته»(19). این ماندن شبانه بر قله‌ی دماوند را می‌توان در تاریخ کوه نوردی، کهن‌ترین (یا یکی از کهن ترین) “شب مانی”ها(20) بر فراز یک کوه بلند دانست.

در سال 1857 (1236 خورشیدی) چهار ایرانی به نام‌های محمدصادق خان قاجار (سرهنگ توپخانه)، مصطفی قلی خان (یاور توپخانه)، میرزا فتح الله پسر نصیرالملک، و عسکرخان (برادر صاحب جمع) «شاگردان علم هندسه که به تشخیص ارتفاع قصر سلطانی نیاوران و کوه دماوند و غیره از سطح دارلخلافه مامور شده بودند، حسب الحکم سرکار نواب اشرف والا اعتضادالسلطنه»(21) از مسیر نیاوران- سوهانک- بومهن- امام‌زاده هاشم- آب‌گرم لاریجان به سوی قله‌ی دماوند می‌روند. آنان که چند “بلد” (راهنما)ی اهل آب‌گرم همراهی‌شان می کند، یک شب را در زیر سنگ و جایی به نام “بارگاه” می‌گذرانند و از مسیر “دودکوه” به قله‌ی دماوند صعود می‌کنند. این افراد، در گزارش خود نوشته‌اند که «بالای کوه جایی است وسیع و وسط آن گودالی است بزرگ و پر از برف […] و سه سمت قله برف دارد و یک سمتش که معدن گوگرد است و بخار دارد و بی برف است و در آن‌جا زیاده از پنج دقیقه زیستن میسر نشد…». این برنامه را که نخستین صعود مستند مستقل ایرانیان در دوران جدید به دماوند است، می‌توان (به احتمال زیاد) کهن‌ترین صعود مستند و بلند کوه‌نوردی توسط کوه‌نوردان قاره‌ی آسیا دانست.

ژان ژاک دو مورگان (Jean-Jacques de Morgan) زمین‌شناس و باستان‌شناس فرانسوی در سوم دسامبر 1889 (12 آذر 1268 خورشیدی) در یک هوای توفانی و سرمای 26 درجه زیر صفر به دماوند صعود کرد. این برنامه را می‌توان با کمی تسامح، نخستین صعود زمستانی یک کوه بلند در جهان دانست. دو مورگان که چیزی نمانده بود همنورد خود پییر واسلن را بر اثر سقوط از دست بدهد، بعدا نوشت: «من ایمان دارم که این توده‌ی کوهستانی برای دانشمندانی که در آن به ماجراجویی بپردازند، چیزهای غیرمنتظره و بدیعی دارد»(22).

 

 نتیجه گیری

دماوند، گذشته از آن که جایگاهی فاخر در شماری از ارزشمندترین اسطوره‌های جهان دارد، همچنین دارنده‌ی چند تایی از کهن‌ترین صعودهای با ارزش و مستند کوه‌نوردی است و به این دلیل، شایستگی آن را دارد که به عنوان یکی از دیرینه‌ترین جلوه‌گاه‌های کوه‌نوردی جهان معرفی گردد.

 

پی‌نوشت

1)      زامیادیشت، بخشی از یشت‌ها است که خود فصلی است از اوستا، کتاب مقدس ایرانیان کهن و زرتشتیان.

 2)      مسکوب، شاهرخ. سوک سیاوش، تهران، 1357   

  3)      سال 2002 از سوی سازمان ملل “سال جهانی کوه‌ها” و پس از آن روز 11 دسامبر هر سال به نام “روز جهانی کوه‌ها” نامیده شد. در تارنمای سال جهانی کوه‌ها (www.mountains2002.org) و در تارنمای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) یادداشت‌های پرشماری با مضمون‌هایی مانند این آمده است.

 شماری از پژوهشگران، گفتارهایی مانند آن‌چه که فردوسی درباره‌ی کیومرث سروده، و همچنین پیدا نشدن آثار  دوران پارینه‌سنگی و میان‌سنگی در دشت‌ مرکزی ایران را قرینه‌ای بر این نکته می دانند که «قدیمی‌ترین ساکنان ایران، عصر پارینه‌سنگی و میان‌سنگی را [به دلیل وجود دریا در دشت مرکزی] ناگزیر در کوه‌ها گذرانده و دشت را فقط در پایان دوره‌ی میان‌سنگی و آغاز نوسنگی، یعنی بین 9 تا 5 هزار سال پیش از میلاد، به سکونت برگزیده‌اند.» (اسکندری، ایرج. در تاریکی هزاره‌ها، به کوشش علی دهباشی، تهران، انتشارات نگاه، 1385، صص 25 و 26)

 4)      قرشی، امان الله. آب و کوه در اساطیر هند و ایران، انتشارات هرمس، تهران، 1380، ص 45 

 5)      نور آقایی، آرش. هفته‌نامه‌ی امرداد، شماره‌ی 168، 25/6/1386  

 6)      باقری خلیلی. دماوند در اسطوره و ادب فارسی، مجموعه مقاله های نخستین همایش ملی دماوندکوه (دانشگاه شمال، 9 تیر 1391)

 7)      http://fa.wikipedia.org ، اسطوره شناسی، دیده شده در 22/10/1391

 8)       به نقل از: هزار سال نثر پارسی، به کوشش کریم کشاورز، انتشارات جیبی، تهران، 1345، ص99

 9)      برای واژه‌ی البرز که ریشه‌ی آن “هربرزئیتی” است، معناهایی چون بلند، بالنده، و کوه بلند یا بالنده قایل شده‌اند (نگاه کنید به: قرشی، همان، صص 10 و 11). با این حساب، البرز می توانسته بر کوهستان‌هایی جز آن چه امروزه بدین نام می‌شناسیم، و البته بر کوه‌هایی اساطیری دلالت داشته باشد.

 10)   امروزه در ایران، به ویژه در میان کوه‌نوردان جدی، “کوه‌پیمایی” برای پیمایش ساده‌ی دامنه‌ها و صعود به قله‌های آسان، اما عبارت “کوه‌نوردی” برای آن فعالیتی که در برگیرنده‌ی دشواری‌های فنی و مستلزم کاربست مهارت‌های ویژه است، به کار می‌رود.

 11)   ترجمه‌ی ‌مختصر البلدان، ترجمه: ح. مسعود، انتشارات فرهنگ ایران، 1349، صص 118 و 119

 12)   صعود مستند (documented climb)، در کوه‌نویسی امروزین به آن صعودهایی گفته می‌شود که گزارش دقیقی از آن‌ها در مطبوعات معتبر ثبت شده باشد.

 13) A brief History of Mountaineering, compiled by Audrey Salkeld (from: Bonington, Chris, The Climbers, BBC Books, London, 1992, p.269)

 14) سفرنامه‌ی ابودلف در ایران، با تعلیقات و تحقیقات ولادیمیر مینورسکی، ترجمه: سید ابوالفضل طباطبایی، کتاب‌فروشی زوار، تهران، 1354، صص 77 و 78 

 15) سفرنامه‌ی ناصر خسرو، تصحیح: محمد دبیر سیاقی، کتاب‌فروشی زوار، چاپ دوم، 1363، ص 5

16) Bonington, Chris, The Climbers, BBC Books, London, 1992, p.33

  17) سفرنامه‌ی ملگونوف به سواحل جنوبی دریای خزر ، ترجمه: مسعود گلزاری، انتشارات دادجو، 1364، ص 14

18)  کرزن، جرج. ایران و قضیه ی ایران، ترجمه: وحید مازندرانی، مرکز انتشارات علمی و فرهنگی، 1362، ج 2، ص 19 و 142

  19)  ملگونوف، همان.

 20) شب‌مانی (bivouac) به گذراندن اضطراری شب در فضای باز کوهستان، بدون چادر و تجهیزات سنگین دیگر گفته می‌شود.

 21) روزنامه‌ی وقایع اتفاقیه، جلد 4 کتابخانه‌ملی جمهوری اسلامی ایران، مرکز مطالعات و تحقیقات، 1374، ص 2696

 22) دو مورگان، ژان ژاک. جغرافیای شمال ایران، جلد اول، ترجمه: کاظم ودیعی، صص 183- 173