شعرهای فولکلوریک قزوینی. 1

شعرهای فولکلوریک قزوینی. 1 نَمدانم چه کُنیمان دلمان وا نَمِشَد هر سوراخ سُمبه میریمان لَشِمان جا نَمِشَد کارمان بس گره خوردَس دیَه وا نَمِشَد بختمان همچـِه دَخو بَست که دیَه پا نَمِشَد ! – جمع آوری و تدوین؛ م. ح. سلیمانی  ... “شعرهای فولکلوریک قزوینی. 1”

ادامه ←

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده

کارشناسی …! ورود دام به جنگل

آیا ورود دام به جنگل کارشناسی است، تردیدی بر غیر کارشناسی بودن ورود دام به جنگل نیست، اما بحث ورود دام به دلایل مختلفی به صورت امر مشبه شده انتشار یافته است، گویا دام هایی در شمال وجود دارد و به صورت بسته نگهداری می شود و یا باید خارج از مرزها دام خریداری و وارد شود و یا از نتاج دام های موجود گرفته شود. با پرداخت حقوق مابه ازاء تعداد زیادی دامدار « عمدتاً چند شغله ها  از ورثه دامداران » از جنگل خارج شدند، ولی با توجه به اینکه  ... “کارشناسی …! ورود دام به جنگل”

ادامه ←

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده

مامان، نمی توانم نفس بکشم!

وبلاگ امید مادران زمین همه می دانستند که باید کاری انجام شود. هر کس؛ می توانست آن را انجام دهد. فکر می کردند که کسی آن را انجام می دهد. اما در آخر هیچ کس آن را انجام نداد. ما همه مادریم؛ مادرانی به شدت نگران و درمانده برای سلامتی و آینده فرزندان و خانواده مان. نمی دانیم چه باید بکنیم و صدایمان را به گوش چه کسی برسانیم؛ زندگی فرزندانمان به مانند گیاهان کشت دیم به باران و باد وابسته است. دیگر تهیه و مصرف شیر، آب میوه و اهمیت به تغذیه سالم با وجود این خطر بزرگ به طنزی شبیه است. گناهشان چیست که به دلیل فیزیولوژی بدنشان چند برابر یک انسان بالغ تنفس می کنند و در فصول سرد سال به دلیل گرفتگی بینی، مجبورند از دهان  تنفس کنند و متاسفانه چند برابر بزرگتر ها آلاینده های سمی و خطرناک هوا را استنشاق  می کنند. همه می  ... “مامان، نمی توانم نفس بکشم!”

ادامه ←

لب کارون -چه گل نبارون

به تازگی گردشی به استان خوزستان داشتم،اندیمشک،دزفول،اهواز، خرمشهر و آبادان از جاهایی بود که برای نخستین بار می دیدم. هرچند بسیاریها،خوزستان را به نفت میشناسند،اما برای من ،کارون،این رود پر آب،چیز دیگری بوده و هست، خوزستان زیبا و ارجمند ،مردم بسیار خوب و مهربانی دارد،چه عرب،لر،بختیاری و فارس و دیگر قوم ها ،همه خوب و پرمهرند خوزستان با نخل ها و زیبایی ها و دارایی های پرشمارش ،همه و همه پر ارجند و گرانبها،اما نمی دانم چرا بیش از همه رفته بودم تا کارون رو  ... “لب کارون -چه گل نبارون”

ادامه ←