«زیارت»قربانی چند پارگی مدیریت/علیرضا مهدوی

اوضاع منابع طبیعی کشور را باید در مثل معروف «آشپز که دو تا باشد…» جست: یکی از مهم ترین دلایل آسیب های وارده به محیط زیست ایران و عدم مسوولیت پذیری مدیران و در نتیجه عدم اصلاح وضع موجود، چند پارچگی مدیریت در حوزه محیط زیست کشور است. منطقه زیارت – واقع در استان گلستان – یکی از مثال های بارزی است که به سبب فقدان مدیریت یکپارچه، آسیب های جدی به آن وارد شده است. سازمان حفاظت محیط زیست، اداره کل منابع طبیعی، سازمان جنگلداری، دهداری، وزارت نیرو و… از جمله ارگان هایی هستند که هر کدام به نوعی در منطقه زیارت سهمی از مدیریت را یدک می کشند. همین امر موجب شده در سال های اخیر توسعه غیرکارشناسی و زیانباری را در منطقه زیارت و به ویژه روستای موجود در آن شاهد باشیم. وقتی مدیریت یکپارچه نباشد، هر ارگانی تمرکز خود را در کسب بیشترین منافع از منبع مورد نظر صرف می کند و وقتی این منبع جزیی از منابع طبیعی باشد، چه بسا این کسب منفعت تبدیل به ولع سیری ناپذیری شود که ردپای آن را در جای جای کشور و هر گوشه یی که اسمی از منابع طبیعی مطرح بوده، می توان دید! متاسفانه فقدان مدیریت یکپارچه، نگاهی مصرفی را به مدیران القا می کند و همانطور که قبلاگفته شد، به جای مدیریت و حفاظت صحیح و اصولی از منطقه، تنها به چگونه بلعیدن آن فکر می شود(!) و دیگر هیچ ارگانی زحمت اجرای برنامه های راهبردی در راستای توسعه پایدار را به خود نمی دهد. عدم یکپارچگی مدیریت در طی چند سال اخیر، آسیب های جبران ناپذیری را به بافت روستایی و طبیعی منطقه زیارت وارد آورده که پیشرفت وضعیت فعلی، آینده یی جز قهقرا را برای منطقه متصور نمی شود. البته وقتی هیچ گاه در برنامه های توسعه یی مدیران اصل توسعه پایدار و التزام به قوانین ملی کشور مورد توجه قرار نمی گیرد، نمی توان انتظار داشت منطقه زیارت که جزیی از مناطق حفاظت شده کشور است (حتی جابه جایی یک شاخه شکسته در مناطق حفاظت شده بر اساس قانون ممنوع است.) هم جان سالم به در برد: همانطوری که جنگل ابر و جنگل ناهارخوران هم در این منطقه زیر تیغ توسعه مسوولان رفتند!صرف نظر از موارد مطرح شده، توسعه در منطقه زیارت زیان های غیر قابل جبران دیگری را هم در پی دارد، نظیر آسیب های اجتماعی-اقتصادی، آلودگی آب های زیر زمینی، از بین رفتن بافت روستایی و طبیعی منطقه و… و همچنین ایجاد شرایط مناسب(!) برای وقوع سیل و زلزله! مدت زیادی از حادثه سیل در بهشهر نمی گذرد و اتفاقا در فصل جاری، خیلی از شهرهای شمالی کشور گرفتار سیلاب و آبگرفتگی معابر و… می شوند: دلیل چیزی نیست جز قطع درختان! از جنگل های جلگه یی شمال کشور مدت هاست چیزی باقی نمانده و متاسفانه طمع سیری ناپذیری انسان و در نتیجه تعرض به جنگل ها باعث شده حتی مناطق جنگلی میان بند و بالادست هم در آستانه نابودی قرار گیرند. توسعه غیر اصولی در منطقه زیارت که بر روی گسل قرار دارد و جنگل های اطراف آن تاکنون جلوی بروز سیل در شهر گرگان را گرفته اند، روزی ممکن است به فاجعه یی تلخ بدل شود: فاجعه یی به مراتب سهمگین تر از سیل اوایل دهه ۸۰ در استان گلستان. جدای از تمامی آسیب هایی که به روستاییان و درختان منطقه وارد می شود و مشخص نیست توسعه «غیراصولی» و اجرا نکردن توسعه پایدار و عدم تمکین از قوانین کشور و برنامه سوم توسعه (بخوانید چهارم، پنجم و…) تا کی ادامه خواهد داشت، باید فکری به حال ته مانده منابع طبیعی کشور و یکپارچگی مدیریت در این حوزه کرد، چرا که تا ابد نمی شود دست غیب را دلیل بلایای طبیعی دانست و این طمع ما انسان ها است که به مرگ «سلام» می گوید!

روزنامه اعتماد، شماره ۲۵۹۲ به تاریخ ۲۵/۱۰/۹۱، صفحه ۸ (نگاه دوم)

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2658573

پی.دی.اف:http://www.magiran.com/ppdf/nppdf/3291/p0329125920081.pdf

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده