یک فعال محیط زیست: از بانیان دخالتهای غیرمسئولانه درطبیعت پرده برداید

مجتبی گهستونی، سبز پرس: چند روز پیش بواسطه یکی از دوستان فعال محیط زیست استان اصفهان از طریق انتشار بیانیه ای در حمایت از مدیر کل محیط زیست آن استان در جریان تغییر مدیر کل محیط زیست استان اصفهان قرار گرفتم. توی این فکر بودم که این مدیر کل طی پنج سال برای استان اصفهان چه تلاشی کرده که از سوی تعدادی از انجمن های فعال محیط زیستی مورد تقدیر قرار گرفته و نامه ای به مهندس محمدی‌زاده ریاست سازمان حفاظت محیط زیست کشور نوشته اند تا از تغییر مهندسلاهیجان‌زاده منصرف شود که یکی از دوستان در اداره کل محیط زیست تماس گرفت و خبر از حضور مهندس لاهیجان‌زاده در استان خوزستان و تغییر زود هنگام تورج همتی داد.

البته آن دوستان قدرشناس اصفهانی اشاره کرده بودند در شرایطی که بولدوزرهای غول تخریب درسراسر جهان از جمله میهن ما محیط‌ زیست انسانی و طبیعی را در می‌نوردد و هیچ عرصه‌ای از آب و خاک و هوا را سلامت نمی‌گذارد وجود مدیران دلسوز که توانسته باشند علاوه بر هماهنگ کردن مجموعۀ ادارۀمتبوع با سایر ادارات استان تعاملی مثبت برقرار کنند و در حد ممکن و توان جلوی تخریب محیط ‌زیست ایستادگی کنند، غنیمتی است و اکنون که بخش مهمی از برنامه‌های دردست اقدام محیط ‌زیست استان نیمه‌ کاره مانده است، بی‌شک بی‌ هنگام‌ترین موقع برای تعویض مدیریت است.
حال که مهندس لاهیجان زاده که سالها پیش در خوزستان خدمت کرده است و محیط انسانی و طبیعی خوزستان را خوب می شناسد به خوزستان آمده تا در این استان خدمت کند آیا می توان امیدوار بود که همچون اصفهان موفق عمل نماید و در نهایت پنج و حتی بیش از پنج سال در خوزستان حضور یابد؟
اگر چه مهندس لاهیجان زاده در آئین تودیع خود بر افزایش نگاه ملی به خوزستان تاکید کرد و خواستار توجه به عواقب بهره برداری که بدون در نظر گرفتن حساسیت های زیست محیطی صورت می گیرد شد اما باید منتظر بود که به لحاظ عملیاتی این آگاهی او تا چه مفید به فایده واقع می شود.
از قدیم گفته اند که اصفهانی ها با غریبه جوش نمی خورند حال که لاهیجان زاده خوزستانی (اصالتا شوشتری) و همسر زیست محیطی اش توانسته اند پنج سال موفقیت آمیز را سپری کنند پس ایشان که تمایل داشته تا ادامه خدمتش را در خوزستان سپری کند باید بتواند با هم استانی های خود بر سرِ حفاظت از محیط زیست خوزستان نقش حاکمیتی سازمان متبوعش را اعمال کند. آیا موقع آن نیست که مدیران فرق بین توسعه و تخریب محیط زیست را متوجه بشوند و اینقدر بر طبل توسعه ناپایدار نکوبند.
اما آیا ایشان می داند که فرق امروزِ خوزستان با سالهای قبل که در استان حضور داشته تشدید آلودگی های زیست محیطی، آلودگی های عفونی، صنعتی و شهری است و مشکل اصلی خوزستان آلودگی های ناشی ازصنایع نفتی است و منابع پذیرنده ی آبی از این آلودگی تاثیر میگیرند؟ ایشان از اتفاقاتی که در تالاب هورالعظیم می افتد چقدر خبر دارند؟ برای تالاب هایی مثل میانگران، بامدژ و… که حیات طبیعی آنها به مخاطره افتاده است چکار خواهند کرد؟ راه حل ایشان برای جلوگیری از سوزاندن عمدی منابع طبیعی و بخشی از جنگل ها چیست؟
آیا ایشان می داند که دوستداران طبیعت و محیط زیست سالم از او می خواهند که در خصوص خشک شدن عمدی و غیر عمدی تالاب های خوزستان و ورود انواع آلودگی به رودخانه های این استان باید پاسخ قانع کننده ای داشته باشد. آیا ایشان می تواند علت واقعی گرد و خاک ها را با مردم مطرح نماید و از دخالت های غیرمسئولانه در طبیعت پرده بر می دارد؟ واقعا چرا نمی گویند که ریشه این ریزگردها چندان به کشورهای همسایه مربوط نیست و عمدتا ریشه داخلی دارد. خوب بگویید که عده ای از کارشناسان با بررسی میکروسکوپ الکترونی ریزگردهای خوزستان با مشاهده بقایای انواع موجودات آبزی به این نتیجه رسیده اند که منشاء این ریزگردها تالابی است.که البته تشدید سد سازی هم از جمله این علل است.
راستی ایشان در خصوص انتقال غیر ضروری سرشاخه رودخانه های خوزستان چه نطری دارند وآیا خبر دارند که یکی از موانع رسیدن آب به تالاب ها و رودخانه های خوزستان اقداماتی است که در بالا دست رودخانه ها انجام میگیرد؟
 برنامه ایشان برای پاکسازی سواحل رودخانه ها و دریا در محدوده خوزستان چیست؟ آیا ایشان توان آن را دارد که خسارت های سد سازی در خوزستان را با استدال های مدیریتی بیان کند و حق خوزستان را بستاند؟ آیا ایشان از سد گتوند و دیگر سدها که دهها منتقد داشتند دفاع می کند آیا روزی درباره تبعات زیست محیطی آنها و تخریب هایشان سخن خواهد گفت؟ آیا ایشان از میزان تخریب های تنها یک سد (سد گتوند) در محدوده شهرهای گتوند، لالی و مسجدسلیمان خبر دارند؟ آیا ایشان می داند که بخشی از منابع موجود در بستر رودخانه ها و کوهها با عنوان های جعلی و گاه قانونی به تاراج می رود؟ آیا ایشان می داند که فرهنگسازی گسترده و کاربردی و چهره به چهره برای مردم یکی از بهترین راه حل ها برای جلوگیری از تخریب محیط زیست است؟ آیا ایشان فرصت دارند که طی چند روز ابتدا به بازدید از کل تالاب ها، مناطق و پناگاههای حفاظت شده و حوزه های استحفاظی محیط زیست خوزستان بپردازند و سپس با شناختی کامل از وضعیت موجود به امور جاری بپردازند؟ آیا مدیر کل جدید توان مقابله برای جلوگیری با آلاینده های دریایی را دارند و می دانند که بر اساس یک سری آمار های رسمی در هر دقیقه دهها آلاینده به خوریات می ریزد و حیات آبزیان را به مخاطره می اندازد؟
آیا جناب آقای لاهیجان زاده عزیز درباره خشک شدن نخلستانها که هنوز بررسی دقیقی انجام نشده اقدام خواهند کرد؟
حتما خبردارید که هر چند سال یک بار بخشی از زمین به اراضی زیر کشت اختصاص می یابد واقعا آب این اراضی چگونه تامین خواهد شد در حالی که بخشی از کشت ها به دلیل استفاده زیاد از آب با ممنوعیت ها و محدودیت هایی مواجه شده اند.
آقای مدیر کل تو را به خدا چاره ای بیاندیش. این محیط زیست به قدری بچه تو سری خورده ای شده که نیاز به یه اولاد دلسوز دارد که باید با چنگ ودندان آنرا حفظ کند.
آیا ایشان می تواند ثابت کند که سازمان محیط زیست، نهادی خنثی نیست و می تواند به وظایف خود جامه عمل بپوشاند.
بارها و بارها با این پرسش مواجه شده ام که نقش انجمن های محیط زیستی در خوزستان در پیگیری امور مورد نظر تا چه حد است که جواب من در این مورد کاملا مشخص بوده است. واقعیت امر این است که در غیاب فعالان صرف محیط زیستی خوزستان که چند سالی است در لاک خود خزیده اند و به قول خودشان فعالیت علمی می کنند، مطبوعات جور آنها را کشیده و به طرح مسائل زیست محیطی می پردازند.
اما واقعیت دیگر اینکه وضعیت محیط زیست خوزستان به شرایط بغرنجی رسیده و جز وعده های نه خیلی خوشایند و نه خیلی عملیاتی مدیران ریز و کلان و البته تلاش مطبوعات و فعالان رسانه ای هیچ عکس العمل کارآمدی از سوی افراد محیط زیستی مشاهده نمی شود.
خوزستان در حالی گرفتار یک قاتل زنجیره ای شده که همه آن را می شناسند و اما توان به زنجیر کشیدن و مهار کردن آن را ندارند. قاتلی که هر روزه بسیاری را از پا می اندازد و بسیاری دیگر را با عملکرد خود بیمار می کند. اما چه کسی و کجا مسئول ارائه آمار به مردم است؟ چه کسی و کجا مسئولیت این همه صدمه به مسئولین است.
امیدوارم که با گذشت 40 سال از روز جهانی محیط زیست دیگر به تنهایی شاهد به صدا در آمدن زنگ مدارس نباشیم بلکه به آموزش فراگیر بپردازیم.
 آقایان مسئول آیا بهتر نیست به جای نسل کشی به فکر بقای نسل همشهریان و هم وطنان خود باشید؟

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده