سفر به دیار دهمرده ؛استاندار حامي طبيعت !

 

تقریبا به همه مدیران عامل تشکل های حامی محیط زیست خرم آباد،فعالین و اساتید این عرصه خبر داده بودم،کلا 24 ساعت برای هماهنگی و تشکیل این جلسه مهم وقت داشتم،جلسه ای که روز های زیادی انتظارش را کشیده بودم و برگزاری اش با این کیفیت میتوانست سرنوشت و آینده کاری تشکل های محیط زیستی را تغییر دهد.قرار مان جلوی استانداری بود،حس عجیبی داشتم،اولین باری نبود که او را میدیدم اما این بار با همیشه فرق میکرد.

چند دقیقه بعد همگی دور میز سالن جلسات دفتر استاندار لرستان نشسته بودیم،زیاد منتظر نماندیم،مثل همیشه دقیق و به موقع در جمع ما حضور پیدا کرد.انرژی و اعتماد به نفس در چشمانش موج میزد.صحبت ها شروع شد و همگی از دغدغه هایمان گفتیم و او با آرامش فقط گوش داد،از معضلات و مشکلات و کمبود امکانات گفتیم و باز با اعتماد به نفس لبخند زد.برایم سوال پیش آمده بود،حبیب اله به چه میخندد؟؟نوبت به آقای استاندار رسید.

از حضورمان تشکر کرد و با صحبت هایش انتظاراتمان را برآورده ساخت!همه چیز با قول هایش دست یافتنی و ساده به نظر میرسید،از مجتمع چهارده معصوم(بام خرم آباد) گفت و از تشکل های مردم نهاد حامی محیط زیست و منابع طبیعی خرم آباد طلب کمک کرد. انتظاراتش معقول بود و مدیران تشکل ها را به سفری کاری برای دیدن نمونه و سابقه فعالیتش در استان سیستان و بلوچستان دعوت کرد تا با دیدن آنجا و مقایسه با مجتمع بام خرم آباد به طور جدی به این پروژه ورود پیدا کنیم.

تقریبا یک هفته بعد از جلسه استانداری،هماهنگی لازم جهت سفر به سرزمین رستم و هامون و یعقوب لیث انجام شده بود.دیدن خاک ایران عزیز از بلندای آسمان متبرکش نیز لذتی عمیق دارد.دوست خوبم محسن تیزهوش دبير انجمن مهندسین محیط زیست زاگرس در این سفر همراهم بود،آقایان مظفر افشار، محمد تقی فتحی، محمد ولی نژاد و بابک الوندیان به ترتیب از انجمن های دوستداران طبیعت و محیط زیست، انجمن حامیان جنگل های لرستان و انجمن بلوط همراهیمان می کردند.

چند ساعت بعد در فرودگاه زاهدان بودیم و سپس به سوی شهرستان زابل حرکت نمودیم؛ در مسیر حرکت به زابل از مناطق شناخته شده ای گذر کردیم، یادمان شهدای تاسوکی که نشان از روح شیطانی و فکر پلید داشت و میراثی به نام شهر سوخته که یادگار فرهنگ عمیق و تمدن کهن ساکنان فلات ایران داشت از آن جمله بودند.مقصد نهایی مان مجتمع علمی-تحقیقاتی بقیه اله الاعظم(عج) یا همان مجتمع چاه نیمه در حوالی شهرستانهای زابل و زهک است.نزدیک ظهر وارد مجتمع میشویم و به سختی ساختمان مدیریت و میزبانانمان را در مجموعه بسیار وسیع چاه نیمه میابیم،به سرعت پس از خوشآمد و خسته نباشید از ما احوال دکتر دهمرده را جویا میشوند.

برنامه بازدید از ظهر امروز و بعد از نماز و استراحتی کوچک شروع میشود،چیدمان و ترکیب سفره ظهرمان به سبک سنتی سیستان و رنگین و شلوغ است،جالب آنجاست که همه اجزای سفره  از محصولات و تولیدات همین مجتمع بودند.ضمن صرف نهار،میزبانان به سوالات بی شمار هیئت لرستانی نیز پاسخ میدادند.یکی از این سوالات که بین همه مشترک بود وجه تسمیه چاه نیمه بود؟چاه نیمه به چه معناست؟و پاسخ این بود :پهنه آب هایی که دارای عمقی بین 25 تا 35 متر بوده و مردم محلی آنها را نه چاه میدانستند و نه دریاچه و به آنها از سالهای خیلی دور عنوان چاه نیمه اطلاق میشود که امروزه مرکب از سه دریاچه طبیعی و یک دریاچه انسان ساخت است که اخیرا به مجموعه اضافه شده بود.چاه نیمه ها سالها از مشکل خشکسالی رنج میبردند و در بعضی نقاط عاری از آب بودند که البته به همت دولت با کانال کشی و انتقال آب رود هیرمند امروز شاهد حضور آب در پهنه هایی به وسعت نزدیک به شش هزار هکتار هستیم که در نوع خود بی نظیر است.

مجتمع تحقیقاتی چاه نیمه حیاتش را مدیون دکتر دهمرده که زمانی تصدی دانشگاه سیستان و بلوچستان و دانشگاه زابل را عهده دار بوده،میباشد.این مجتمع نیز از شش هزار هکتار عرصه بهره مند است که زمانی جزو بیابان و کویر به حساب می آمدند و جز چند درختچه گز و تاغ که ویژه اکوسیستم کویری است ترجمانی از آبادانی نداشته.این مجتمع عظیم در قسمت جنوبی دشت زهک و حاشیه مخازن عظیم آب چاه نیمه های زابل که صحبت آن رفت قرار گرفته است.

اراضی مجتمع از شمال به شهر زهک،از غرب به سواحل چاه نیمه ها،از شرق به رودخانه هیرمند و از جنوب به کانال آب ورودی چاه نیمه ها محصور میشود.به دلیل تنوع امکانات فراهم شده در مجموعه یاد شده از قبیل  باغ وحش تحقیقاتی،موزه تاریخ طبیعی،آسمان نما و رصد خانه،میادین مختلف ورزشی و سوئیت های مجهز،خار خانه های سنتی،پارک جنگلی،مزارع و باغات انگور،ایستگاه هواشناسی تمام اتوماتیک،نهالستان و گلخانه های زینتی و دیدنی،کشت های خارج از فصل گلخانه ای و کشت تونلی،اجرای آبیاری های تحت فشار(قطره ای-بارانی-کوزه ای و …)در مزارع و باغات طرح های پژوهشی باغ پسته،زیتون،خرما،انگور یاقوتیو…،پرورش گاو سیستانی،شتر مرغ،بلدرچین و مرغ محلی سیستان و…،شرایط مناسب آموزشی،پژوهشی و فرهنگی را برای دانشجویان،اساتید،مردم و مسئولان فراهم نموده است.

از زمان واگذاری اراضی به دانشگاه تا کنون فعالیت ها و اقداماتی وسیع در مجتمع انجام شده که میتوان آنها را به چهار بخش فعالیت های عمرانی،زراعی و باغبانی،دام و آبزیان و اجرای انواع طرح های کشاورزی در مجتمع تقسیم نمود.همانطور که اشاره شد چاه نیمه از بخش های متعددی تشکیل شده است که مختصرا به برخی از آنها اشاره میگردد:باغ وحش تحقیقاتی این مجموعه بسیار قابل توجه است.هم به لحاظ حضور گونه های نایاب و منحصر به فرد از سراسر دنیا و کشور ایران و استان سیستان و بلوچستان و هم به لحاظ کیفیت نگهداری و تولید نسل در اسارت توسط حیوانات که از نقطه نظر بوم شناختی حائز اهمیت است.بخش جالب توجه دیگر این مجتمع پژوهشکده طیور است که در زمینه تکثیر و پرورش شتر مرغ و دیگر طیور تلاش مفیدی داشته است.بازدید از مجتمع گلخانه ای نیز بسیار وقت گیر و جالب بود.تعداد زیادی گلخانه تحقیقاتی برای کشت و عمل آوری گلهای زینتی و گیاهان دارویی همینطور صیفی جات اجرا شده بود.

سیستم سرمایش و گرمایشی ابتکاری،تانکر کود دهی و سیستم آبیاری مقرون به صرفه و رشد چشمگیر و موفق گیاهان  در مقیاس گلخانه ای و تحقیقاتی بسیار به چشم می آمد.مهمترین نکته در سراسر مجموعه بحث مدیریت آب و شبکه آبرسانی بود.مهندس کریمیان از پرسنل مجتمع،توضیح میداد که با این تجربه موفق در مدیریت آب،اکثر مردم محلی که تا پیش از این با کشاورزی و آبیاری سنتی به فعالیت مشغول بودند با بهره گیری از تحقیقات کاربردی مجتمع چاه نیمه و همچنین کمک چشمگیر و بلا عوض دولت به استقرار سیستم آبیاری پیشرفته توسط کشاورزان،روی به کشت و آبیاری مکانیزه آورده بودند و ظاهر امر نیز نشان از رضایت آنها داشت به طوری که اکنون نزدیک به هشتصد هکتار از اراضی زیر کشت انگور یاقوتی بود.برنامه بعدی،دیدار از واحد پرورش بلدرچین و و مرغ محلی زابل است.

هر دو واحد نیز همچون باقی مجموعه از انضباط و کیفیت خوبی برخوردارند.مرغ خزک مرغ بومی سیستان میباشدکه به علت کوتاه بودن پاهایش به این نام خوانده میشود و از زمان های بسیار قدیم در سیستان پرورش داده میشد و چون مانند سایر دام های بومی منطقه در برابر عوامل نا مساعد محیطی و بیماریها مقاوم بوده،مردم منطقه براحتی آن را پرورش داده ولی به مرور زمان با وارد شدن سایر گونه های مرغ به سیستان جایگزین این نژاد بومی شده که دانشگاه زابل با تاسیس ایستگاه تحقیقاتی طیور جنوب شرق کشور اقدام به جمع آوری و اصلاح نژاد این گونه مقاوم و مفید نمود.

بازدید ها پیاپی انجام میشد،واحد پرورش گاو سیستانی و شتر،پرورش ماهی قزل آلا در اسارت،دیدار از رصد خانه و باغات انگور و مزارع صیفی کاری و …،فرصت بازدید از رودخانه تاریخی هیرمند نیز فراهم آمد که دیدنش حسی غریب و نوستالژی سیستان را تداعی میکند.نکته مشترک در همه واحد ها و درخت ها و محصولات و همینطور حرف و سخن اهالی سیستان ،زحمت شبانه روزی و صداقت دکتر حبیب اله دهمرده است که بسیار پر رنگ است.به نوعی دکتر دهمرده در استان سیستان و بلوچستان اسطوره تلاش و پشتکار و جدیت در کار است که البته این خصوصیت را بارها از زبان مدیران لرستانی نیز شنیده ایم.سفر رو به اتمام بود،میزبانان سیستانی سنگ تمام گذاشته بودند،مانده بودیم ما و مقایسه دوازده هزار هکتار ثمره تلاش و آبادانی کویر و بیابان با مجتمع هشتصد هکتاری بام خرم آباد که انصافا با دیدن کویر به خرم و آباد بودنش ایمان می آوری!! آقای استاندار درس بزرگی به ما داده بود.

درس تلاش و استقامت و توکل،چند روز بعد و بعد از بازگشت از سفر،چند ده هکتار از عرصه های طبیعی مجتمع چهارده معصوم در اختیار تشکل ها قرار گرفت تا دیده ای سیستان را بومی سازی کرده و اجرا نمایند که هم اکنون شورای هماهنگی تشکل های حامی محیط زیست خرم آباد با بررسی کارشناسان خود در حال تهیه طرح جامع این عرصه میباشد. دلیل خنده حبیب اله را دیگر میدانستم!آری اگر بخواهیم، می توانیم بزرگ و بلند و مقتدر باشیم.

در همين ارتباط ؛

آشنايي با دكتر حبيب الله دهمرده استاندار مردمي استانهاي سيستان و بلوچستان،كرمان و لرستان

فعالان محيط زيست لرستان به استان سيستان و بلوچستان سفر كردند

گزارش تصويري اين سفر در پايگاه خبري سبزپرس

متن اين گزارش به قلم مجيد دريكوند در هفته نامه اقتصاد لرستان

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده