دریا، دریا دکل می کاریم ماهی ها به جهنم!

با اجازه محیط زیست، دریا دریا دکل می کاریم/ ماهی ها به جهنم! کندوها پر از قیر شده اند/ زنبورهای کارگر به عسلویه رفته اند، تاپشت بام ملکه را آسفالت کنند/ چه سعادتی ! ، داریوش به پارس می نازید / ما به پارس چنوبی

اداره کل محیط زیست گیلان همایش ” رویکرد شعر فرانو به مفهوم محیط زیست ” را بهانه ایی قرار داد تا با حمایت از نگاه جوان شعری در ادبیات ایران، توجه هرچه بیشتر گروه های مرجع جامعه و فرهیختگان را به همراهی و یاری رسانی به محیط زیست جلب و جذب کند .
به گزارش سبز پرس سعید فرج پور مسئوا روابط عمومی اداره کل حفاظت محیط زیست گیلان به عنوان میزبان در ابتدای این مراسم در سخنانی با اشاره به اینکه ریاست سازمان حفاظت محیط زیست کشور، مشی امسال سازمان را، آموزش همگانی با رویکرد حرکت به سوی مخاطبان اثر گذار ، اعلام کرده است گفت: «در حوزه محیط زیست اهالی آن به زبانی اخت شده اند که شاید برای عموم جامعه مبهم باشد لذا نیاز به حلقه های واسطی است که بتوانند این مفاهیم به ظاهر پیچیده را با حلاوت کلام وصمیمیت بیان صورتی همه فهم و همه پسند بدهند و خوشبختانه “شعر فرانو” که خاستگاه آن نیز در گیلان است و استاد مسلم آن نیز گیلانی است ، پیشاپیش این ظرفیت را با تعمیق و ریشه دواندن در طیف مخاطبان فراوان خود فراهم کرده است.»
جنگلها ذغال شد ذغال نفت
این همایش که فرصتی برای تقدیر از زحمات استاد اکبر اکسیر و حلقه شعر فرانو بود با شعر خوانی اعضای گیلانی این حلقه همراه بود نگاه حساس شاعرانه با وسواس محیط زیستی و آمیخته و وجد و تحسین حاضران را بر انگیخت و این بهانه ایی شد برای گفتگو با ” اکبر اکسیر” پایه گذار شعر فرانو ادبیات ایران.
اکبر اکسیر در کنار تدریس ادبیات شعر می گفت شعر ها و مجموعه ایی هم از این دوران دارد اما به ناگاه از۷۲ تا ۸۲ محاق کرد پس از آن با صندوقچه ایی سرشار آمد. « بفرمایید بنشینید صندلی عزیز» ، « زنبورهای عسل دیابت گرفته اند »، « پسته های لال سکوت دندان شکن است» ، « ملخ های حاصلخیز» و « مالاریا» از آن تاریخ تا کنون محصول نگاه اوست وی د رپاسخ به اینکه چگونه دغدغه های محیط زیستی دست مایه اشعارش شد می گوید : دهسال در سکوت در جستجوی زبان ظرفیتی بودم که فارغ از نگاه مخنث یار خیالی ، لهجه ایی صریح باشد و صدایی متفاوت در ادبیات . این صدای متفاوت قالبی متفاوت می طلبید و این چنین شعر “فرانو” به ادبیات ایران معرفی شد که با لحنی ساده ، صمیمی و عینی به جای اوهام زلف پر خم و چشم و ابروی یار با پرهیز از ضمیر دوم شخص لب تو و خال تو و چشم تو درد انسان امروز باشد در زندگی بی در و پیکر شهری!
محیط زیست سرشار از سوژه هایی است که هر شاعری با هر وسعت و استعداد می تواند در آن ورود کرده و حرفی گفتنی برای شنیدن مخاطب داشته باشد.
اکسیر می افزاید : برایم دریغ بود که چرا این همه جنگل فدای کتاب شعر می شود این همه درخت کاغذ دفتر شعر می شود و بی فروش و بی مخاطب به صورت خودمان برمی گردد همچنین برایم دریغ بود انسانی که فرزانه اش می دانیم زباله سازی شده که با نابودی طبیعت و محیط زیستش به خود کشی تدریجی تن می دهد و این چنین بود که شعر فرانو کمک کرد تا بتوانیم نظیر سایر فعالان محیط زیست ما نیز سهم خود را در مبحث بسیار انسانی محیط زیست ایفا کنیم .
اکبر اکسیر افزود: به لطف خداوند همراهی های همسرم “ملیحه” این قالب شعر کاربردی با احترام و ارج به مخاطب ، با حلقه ایی که هر روز گسترده خواهد شد و صداقت و صراحت لهجه اش بازخوردی خوب داشته که امیدواریم همچنان دور از الایش و پز روشنفکری بر همین مدار باقی بماند.
جنگل ها ذغال شد ذغال نفت
نفت، گاز شد، گاز دادیم رفت
چه باید کرد؟
زمین روز به روز گرم می شود
آدم ها روز به روز سرد

منبع: سبزپرس/ لیلا مسروری

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده