گل پامچال بيرون نيا …،

روز اورمزد را در سرزمين مان نوروز مي ناميدند حاجي فيروز آتش افروز يا به بياني عمو نوروز پيامش را مي آورد و مردمان به پيشوازش مي شتافتند گرد و غبار را نه تنها  ازخانه و کاشانه بلکه ازکوچه و خيابان پاک مي کردند. حاجي فيروز نما هاي معتاد را هر روز در مسير کار و خانه مي ديدم که از حاجي فيروزي فقط چهره سياه را داشتند دنبال بهانه مي گشتم که حداقل نظافت هفتگي را با دقت بيشتر انجام دهم پيام کافي نبود با خود مي گفتم شايد مسير معتاد خيز است به قولی بهر حال عيد است، از خير و برکت ريزگردهاي سرگردان در بخش عمده اي از سرزمين مان ، چيزی که فراوان است گرد و خاک مي باشد. اتفاقاً همزمان با گردگيري ريزگرد ها هم در خوزستان مظلوم دوباره معرکه گرفته بودند عيد را برنامه داشتم براي چند صباحي از زمين و زمان جدا با  ... “گل پامچال بيرون نيا …،”

ادامه ←

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده