اندر احوالات باغ گیاهشناسی نوشهر و شوخیهای اشکار بابا

دوست عزیزم اشکار یا همان کوشان مهران نازنین در خصوص وضعیت گذشته و حال و آینده باغ گیاهشناسی نوشهر هجونامه ای کوتاه نوشته که خواندنش خالی از لطف نیست. بر اساس ادعای نویسنده ایشان اعتراف کرده اند که قصد توهین به شخصی را نداشته اند و فقط می خواسته اند حال ما مدافعین منابع طبیعی را بگیرند. بخوانیم ببینیم چه گفته اند:

شاغلام آبادانی،مدافع واقعی باغ گیاهشناسی نوشهر

…. این
داستان واقعی نیست ولی با حوادث روی داده در نوشهر ، این نوشتار را هر چند سخیف می
باشد واژه به واژه حقیقی تلقی نمایید .

…. در یکی از روز های پنجشنبه سال پلنگ !! که باغ
گیاه شناسی … تعطیل است از خروس خوان بامداد
تعداد زیادی لودر و کامیون به همراه تعدادی اشخاص معلوم الحال به دیوار های باغ
نزدیک می شوند . پس از مدتی نگهبان انتظامات با صدای مهیب سرنگون شدن دیوار و غرش
لودر و عربده اوباش مهاجم از خواب ناز می پرد و پس از مالیدن چشم و پوشیدن شلوار
بر روی پیژامه تازه می بیند که … هی بابام هی ! گاو و گوساله دوپا است که عربده
زنان به دنبال لودر ها در باغ ریخته اند . ده ! اینکه جناب آقای دکتر پهن بارکنیان
است که با آن قد کوتوله و شکم گرد و قلنبه اوباش چوب بدست را بسوی باغ ژاپنی هدایت
می کند !!…  ده یالله بچه ها اینجا رو تا
مادر ….دیگه ایی  نیومده دورشو سیم بکشید
!!

ادامه مطلب

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده