میهمانان زمستانه در پل چشمه کیله (کوشان مهران)

مطالب ذیل را دوست خوبم اشکار (کوشان مهران) عزیز فرستاده است. عکسهایی هم از چشمه کیله فرستاده که ضمیمه مطلب کرده ام. با تشکر مجدد از اشکار گرامی.

اول

میهمانان زمستانه در پل چشمه کیله

هرسال با شروع ماه های سرد جمع کثیری از مرغان نوروزی (
کاکایی ) سر سیاه و به تعداد  معدود کاکایی
سرسیاه بزرگ ( هر دو در آرایه زمستانه ) در مصب رودخانه چشمه کیله تنکابن جمع می
شوند و شاید بتوان این پرندگان را جزو مهم ترین جاذبه هاب طبیعی شهری این ناحیه به
حساب آورد. خوشبختانه خلاف اکثر مناطق ایران رابطه این پرندگان و مردم
ساکن در شهر ، رابطه ای دو سوی است. مردمی که با دیدن انبوه کاکایی های پرجنب و
جوش ، حس زیبایی دوستی ذات خود را ارضا نموده  و از آن سوی این پرندگان از امنیت موجود در
زیستگاه و تغذیه دستی از سوی تماشاگران خود بهره مند می گردند.

شاید در نگاه نخست حلال نبودن گوشت کاکایی رمز بقای جمعیت
آن در رودهانه های شهری باشد ولی خلاف بسیاری از شهرها و روستاهای کشور که هر
جانور ذی حیاتی آماج سنگ و گلوله خرد و کلان قرار می گیرد، در تنکابن جز معدودی
افراد که مخفیانه با نفنگ بادی و برای فروش کاکایی به تاکسیدرمیست های غیر مجاز
محلی ، دست به اینکار می زنند ، در عرف این منطقه این گونه همچون پرستو  به وسیله قانونی نانوشته حفاظت می شوند.

به هنگام ایجاد پارک ملی یلواستون در دهه هفتاد قرن نوزدهم
میلادی در آمریکا ، مهم ترین هدف اعضای کنگره حفظ یک منظر و نمای طبیعی و ملی از شکوه
طبیعتی بود که در سواحل اقیانوس اطلس و منطقه نیو انگلند به دلیل تغییر کاربری اراضی
و بهره مشی آزمندانه از زیستبوم برای همیشه تغییر یافته بود.

از اوایل دهه 1920 و احداث جاده های قابل دسترسی به پارک و
مدیریت کمپینگ ها و گلگشت های صحرایی و جنگلی و در کنار دسترسی روز افزون بیشتر
خانواده های آمریکایی به اتومبیل ، انبوه جمعیت به پارک ملی یلو استون سرازیر شد. در کنار آبفشان های پارک ، یکی از مهم ترین جاذبه های منطفه
دیدن رو در روی خرس های پرشکوه گریزلی بود. شکار و تله گذاری سازمان یافته
شکارچیان حرفه ای که در خدمت دولت فدرال و مالکان حصوصی بودند در آن سال ها جمعیت
خرس گریزلی را در آمریکا ( جز ایالت آلاسکا )عملا محدود به پارک ملی یلواستون
نموده و یک جمعیت خرس در جزیره ای از مراتع ، مزارع ، دام های اهلی و گله داران
مسلح قرار داشتند که دیدگاه آنها نسبت به جانوران گوشنخواری چون خرس ، گرگ و
شیرکوهی  حتی اکنون نیز تغییر پیدا نکرده
است.

در دهه های نخستین ورود انبوه گردشگران به پارک ، خرس های
گریزلی به دلیل تغذیه دستی مردم و در دسترس بودن سطل های ذباله مملو از خوراکی های
دلچسب و مقوی ، عملا از زیستگاه طبیعی خود خارج شده و آرام آرام به زباله خواری خو
کردند.به دلیل چندین مورد برخورد منجر به مرگ گردشگران به دلیل
حمله غیر منتظره خرس به چادر  آنها ،
مدیران پارک تصمیم گرفتند الگوی رفتاری خرس ها و بازدید کنندگان را تغییر دهند.
مردم از تغذیه دستی جانوران منع شده ( کار فرهنگی از طریق انتشار پوستر و بروشور و
سخنرانی و فیلم و در آخر برخورد مستقیم با خاطی و جریمه ) و از سوی دیگر سطل های
زباله جدیدی طراحی گردید که خرس ها قادر به باز نمودن درب و یا برگرداندن آنها
نباشند. اما برای جانورانی که از هنگام تولگی با مادر خود از ذباله
مغذی و در دسترس تغذیه نموده و بیم و هراسی از انسان نداشتند داستان به این سادگی
ختم نشد. پاره ای از خرس ها که از این منبع غذایی در دسترس محروم شده بودند ، از
محوطه پارک خارج شده و به مزارع و دامداری ها نزدیک شده و باعث بروز خسارت به
جوامع محلی و کشته شدن هود شدند و در پاره ای از موارد که خرسی برای چندمین بار از
پارک خارج شده و مشکل ساز گردید ، مدیران پارک به ناچار آن را به زیستگاهی دیگر (
که اکثرا باغ وحش بوده ) منتقل نموده و گاهی ناگزیر به شلیک بسوی خرس هایی هستند
که به دلیل حمله به گردشگران در لیست سیاه قرار گرفته اند.

از دیدگاه پاره ای از کارشناسان محترم و دلسوز محیط زیست
هرچند تغذیه دستی کاکایی های مهاجر باعث جذب جمعیت زیادی از آنها در زمستان ها در
محدوده پل چشمه کیله تنکابن می گردد ولی به دلیل تغییر الگوی رفتاری و تغذیه ای
این پرندگان این احتمال وجود دارد که پس از پایان فصل سرما به دلیل امنیت حاکم بر
زیستگاه زمستان گذرانه و وفور غذا ، تغییراتی در الگوی مهاجرتی و تولید مثلی این
گونه صورت پذیرد. هرچند با در نظر داشتن تجربیات دیگر کشورها احتمال تغییر
الگوی رفتاری کاکایی ها دور از دهن نیست ولی با درنظر داشتن شیوه برخورد غیر
دوستانه بیشتر ایرانیان با طبیعت و گونه های جانوری ، شاید بتوان اینبار قلم عفو
بر تغذیه دستی کاکایی ها در کنار پل چشمه کیله کشید .

پیوست:

تا چند دهه گذشته که نپه های شنی ساحلی با پوشش گیاهی ویژه
خود از ساحل رامسر تا میانکاله تقریبا یکپارچه بود ، انواع سلیم ها از  این سواحل به عنوان کلونی زاداوری استفاده می
نمودند. شکارچیان محلی با دام و تله شبانه سلیم های زیادی را گرفتار کرده و در
زنبیل های حصیری در بازار برای فروش عرضه می نمودند. پاره ای از افراد بنا بر نذر و نیاز خود ، یک زنبیل سلیم
زنده خریده و آزاد می کردند تا به نیاز  و
مراد خود دست یابند.

 در شیراز از قدیم رسیدن نوروز و نو شدن سال مصادف با
گردش دسته های کاکایی بر فراز زادگاه حافظ و سعدی بود. زین سبب این پرنده در شیراز
به مرغ نوروزی شهره است.

دوم

تأثیر احتمالی تغییر اب و هوا به هنگام زمستان خوابی خزندگان، یک فرضیه احتمالی

در چند بیست روزی که
از دی ماه  و بویژه روزهای نوزدهم و بیستم
در تنکابن گذشت ، هوا آنگونه بهاری و دلچسب بود که لاسرتاهای خزری از مکان های
زمستان خوابی خود بیرون آمده و تن به آفتاب زمستانی سپرده بودند. پاییز امسال خلاف
چند سال گذشته در شب های آبان ماه جکوهای خانگی با صدای ویژه خود بر دیوار از
قلمروی ویژه خویش دفاع می نمودند و نکته شاید جالب اینکه در زمستان سال پیش آنگونه
هوا گرم شده بود که داروک زمردین ( قورباقه سبز درختی ) بر روی سیمی در حال آفتاب
گرفتن بود. در طول نابستان لاسرتاهای خزری به شدت در حال تغذیه می باشند و نرها و
ماده ها هرکدام قلمرو ویژه خود را مشخص نموده و بر سر منابع با همسایه های منجاوز
و یا رهگذر در حال ستیزه می باشند. از اواسط نابستان ذخایر لازم و حیاتی چربی برای
خواب زمستانی در قاعده دم این خزنده جمع می گردد که با اندک دقتی قابل توجه می
باشد.

پرسش قابل بررسی و تعمل
این است که در صورت گرم شدن هوا در ماه هایی که قاعدتا این قبیل خزندگان می بایست
به خواب زمستانی فرو روند و افزایش متابولیسم ( سوحت و ساز بدن ) نسبت به دوره
کاهش شدید تحرک و در دست نبودن منابع غذایی ، آیا این مصرف نابهنگام ذخایر غذایی و
به دنبال آن کاهش دمای محیط و به خواب رفتن جاندار ، برای او مشکل ساز نبوده و خطر
مرگ به دلیل از دست رفتن مواد غذایی و گرسنگی مفرط به دنبال نخواهد داشت؟ یرخی از
بوم شناسان فرضیه ای را مطرح نموده اند که به دنبال احتمال تغییرات اقلیمی و
افزایش دما در فصل زمستان ، در گروئنلند برف و یخ سطحی که گلسنک ها ( مهم ترین و
در دسترس ترین منبع غذایی گوزن کاریبو ) را پوشانیده بطور موقت آب شده و با شروع
موج سرمای شدید در همان فصل تبدیل به پوششی یخین گردیده و به همین دلیل گوزن های
کاریبو قادر به کنار زدن برف با استفاده از سم های پهن و شاخ  از روی بستر گلسنگ ها نبوده و گرفتار سوتغذیه
خواهند شد. شاید جالب باشند که خوانندگان محترم و تیزبین این نوشتار در فصل زمستان
امسال و سال های بعد با دقت بیشتری خزندگان محل کار و زندگی خود را  مد نظر قرار داده و ارتباطی بین افزایش دما در
فصول سرد سال و مشاهده خزندگان خارج از زمان معمول بیابند.

این نوشتار تنها یک
فرضیه است و نگارنده فقط زمستان و پاییز امسال و سال پیش را درنظر داشته است ولی
در صورت انجام یک پایش همگانی از سوی دوستداران زیستبوم کشور ، شاید بتوان یک
ارتباط منطقی بین تغییرات احتمالی اقلیم ( و صد البته نه از آن نوع تغییرات حکیم
فرموده آقابان آنکاره که خشکی  زاینده رود
و تفدیدن ارومیه و گر گرفتن جنگل های هیرکانی را بر عهده تغییرات اقلیم می دانند )
و تغییرات در جمعیت خزندگان را بدست آورد.

فراموش نکنیم که بسیاری از بدیهیات دانش بوم شناسی
کنونی ، روزگاری فرضیاتی نوخواسته بودند مورد طعنه و تمسخر خداوندگاران دانش آن
روزگار.

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده