مدیری که پاسخگو نیست…

بی اعتنایی مسولان به دغدغه و فعالیت دانشجویان حامی محیط زیست…

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست !!

لازم نیست آن را در قلبش فروکنی یا گلویش را با آن بشکافی…….


پرهایش رابزن…!!!


خاطره پریدن با او
کاری میکند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند….!!


چرا که تو آزادی را
از او گرفتی…!

امروز برخی مدیران که سر و کارشان  هر چند وقت یکبار با محیط زیست است و البته برایشان بی منفعت هم نبوده دچار توهمی شده اند که هم محیط زیست را نابود میکنند و هم میز خود را …!!

مدیرانی که تعدادشان هم کم نیست آگاهانه یا ناخودآگاه کمر به نابودی محیط زیست بسته اند و در مقابل درخواست اربابین رجوع(به عنوان مثال خودم…!!!) مبنی بر ارائه توضیح یا توجیه و… جوابی جز بی اعتنایی ندارند.
و البته به تصور کور خود میپندارند که این یعنی مدیریت !!
سخت در اشتباهند نامدیرانی که منشی و تلفن و کاغذ بازی و توبیخ و انحلال را با ساختن و پیشرفت و محبت و صمیمیت و هزاران ارزش اخلاقی دیگر اشتباه گرفته اند و جالب آنکه ادعای فرهنگی بودنشان گوش کر میکند!

آنهایی که نه تجربه میشناسند و نه سابقه و نه انگیزه ادامه !

آنان دست نشانده ای بیش نیستند که امثالشان در بلندای تاریخ ایران راه به جایی نبرده اند…

خلاصه…

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده