شب هجران یاسر چون شب یلداست …

شب هجران یاسر چون شب یلداست                  ولی شوق وصالش تا ابد با ماست


به یادش تک درختی سبز بنشانیم                     که ماند تا همیشه، تا جهان برپاست



(شعر از مصطفی محمودی، دوست یاسر در دوران تحصیل در دانشکده کشاورزی گرگان )


امسال یلدا من بدون یاسرم. پارسال یاسر سرمای شدیدی خورده بود و حالش خوب نبود و هیچ جا نرفتیم و دو تایی یلدا را در منزل خودمان جشن گرفتیم.


یاسر عزیزم! از وقتی که رفتی، هر شب برای من یلدا بوده و به سختی به صبح رسیده . یلدا دیگه برای من زیبا نیست چون رنج شبهایی که به صبح نمیرسه را ۵ ماهه دارم تحمل می کنم. بیش از ۵ ماهه که من هر شب یلدا دارم .


 

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده