عشق به زمین؛ از عباس آباد ایران تا داراوی هند

بیسکویتش را می خورد و جلد خوشرنگ طلایی اش را می اندازد توی آیلند حاشیه ی خیابان. وسط رزها و اطلسی ها.  آب پرتقال را با ژست سینمایی آشنایی سر می کشد و قوطی اش را می اندازد همانجا؛ که گیر می کند به شاخ و برگ به هم پیچیده ی یک بوته ی رز. بعد راهش را می کشد و می رود. با چه تشخصی هم. و قدم های حساب شده؛ آرام و متین. یک دو یک دو…

در مقیاس خیلی کلان هم، شیوه ی برخورد ما با زباله همین است. در نزدیک ترین جای ممکن از شرشان خلاص می شویم.  به همین خاطر است که عباس آباد به این روز می افتد؛ هر روز 40 تن زباله در دل جنگل های عباس آباد تخلیه می شود، هر روز 5100 تن زباله در دل جنگل های شمال ایران دفن می شود، هر روز هزاران تن زباله در حاشیه ی شهرها و روستاهای ایران دفن می شود، و همه به همان سادگی که یک عابر جلد طلایی بیسکویتش را روی رزها می اندازد.

130753943132566419

رهاسازی زباله در جنگل های عباس آباد

داراوی بزرگترین جمعیت حاشیه نشین آسیا را در خودش جا داده؛ در حقیقت دومین نقطه ی پرتراکم دنیاست. آنجا، بیش از 1.2 میلیون نفر در ناحیه ای به وسعت 175 هکتار زندگی می کنند.در آلونک های آهنی تکیه داده به هم در حاشیه ی شهر 13 میلیون نفری مومبای در هند.با قدم زدن از میان گذرگاه های باریک داراوی، حس می کنی که در حال بازدید از بزرگترین کارخانه ی بازیافت هند هستی و این احساس کاملا درست است؛ فقط بیست درصد از ساکنان داراوی به کاری غیر از بازیافت مشغولند.

MumbaiSlumRedevelopmentStalledFinancialXIrWDPNrUtkl

هر روز مردان، زنان و کودکان داراوی کار خود را با جمع آوری، دسته بندی، شستشو و تبدیل زباله های مومبای شروع میکنند. بخش بزرگی از 11209 تن زباله ای که شهر مومبای تولید می کند، برای بازیافت به داراوی منتقل می شود. این منطقه ی زاغه نشین با صنعت خودانگیخته اش هر سال چرخش مالی برابر با 650 میلیون دلار دارد و 25 برابر بیشتر از سوازاندن یا دفن زباله ، شغل ایجاد می کند. حتی ژنده پوش هایی که در خیابان های مومبای پرسه می زنند، به انتقال و جمع آوری زباله به داراوی کمک می کنند. داراوی در حقیقت یک کارخانه ی ضرب سکه است در قلب مومبای.

2644877869_186706ed7b

بازیافت رنگ در داراوی

در اغلب شهرهای هندوستان شهرداری هیچ توجه خاصی به بازیافت زباله ندارد. تمام این صنایع کوچک در حاشیه ی شهرها بدون هیچ نام و نشان و مشخصه ای و بدون هیچ گونه چشمداشت کمکی از سوی مقامات زباله ی شهرهای بزرگ را بازیافت می کنند. همین شیوه ی مدیریت زباله در سال 2009 نزدیک به 216 میلیون دلار ارزش مالی برای هند در برداشته و پیش بینی می شود این رقم در سال 2013 به 582 میلیون دلار برسد. مردم داراوی با همه جفایی که از شهرنشینان می بینند، به بازیافت زباله هایشان ادامه می دهند و می دانند بدون آنها مومبای، شهری غرق در آلودگی است با تلی از زباله های متعفن در حاشیه اش.

MumbaiSlumRedevelopmentStalledFinanciali1PA_Qq8rr2l

من نمی دانم هندی ها از نوعی استعداد ذاتی در مدیریت زباله برخوردارند یا حقیقتا انسان های هوشمندی هستند، اما در مورد کشور خودم یک حقیقت تلخ را می دانم. اغلب هیچ اهرم اخلاقی وجود ندارد که به ما ایرانی های یادآوری کند در برابر این سرزمین هیچ گونه تعهد و الزامی داریم.

همان طور که آلدولئوپولد می گوید: ” تعهد اخلاقی نسبت به هر چیز فقط زمانی میسر است که بتوان آن را دید، حس کرد، فهمید و دوست داشت و یا به هر صورت به آن اعتقاد ورزید. “

1z24077

 در ایران هیچ احترامی برای هیچ جلوه ای از طبیعت وجود ندارد و نتیجه ی این بینش، تباهی پیش رونده در محیط زیستمان است.

ما بیشتر از فقر اقتصادی، نا امنی سیاسی و بحران های زیست محیطی و بیشتر از همه چیز از فقر اخلاق رنج می بریم؛ از کج فهمی در درک ارزش های بزرگ و دقیقا به همین خاطر است که درنهایت خونسردی پای برگه ای را امضا می کنیم که سندمرگ دریاچه ای است ، و دقیقا به همین دلیل خرس مادر و بچه هایش را خنده کنان به صلابه می کشیم و باز هم دقیقا به همین دلیل  زباله ای را با بی تفاوتی میان رزها و اطلسی ها می اندازیم.

4

زاغه نشینان هند اگر احتمالا هیچ گونه دانش بوم شناختی ندارند، عشق به سرزمین مادری را می شناسند و به آلونک های آهنی کثیف شان و شهری که هر روز زباله هایش را به سمتشان سرازیر می کند، احساس تعلق دارند؛ چیزی که ما در رابطه با دین مان، باورهای مان، هم نوعانمان  و طبیعت مان و در یک کلام سرزمین مان با آن بیگانه ایم.

save-trees-ad1

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده