کارهايي که براي نجات درياچه اروميه نبايد انجام داد! مقاله ای از محمد درویش

در خوشبينانه ترين برآوردها بايد بپذيريم هم اکنون در شرايطي به سر مي بريم که بيش از نيمي از وسعت 570
هزار هکتاري بزرگترين درياچه داخلي کشور را بايد کاملا از دست رفته به
حساب آورد; تاسفبارتر آن که آنچه امروز از فراز آسمان يا تصاوير ماهواره اي
از منطقه عمومي اروميه ديده مي شود، بيشتر از آن که رنگ و بوي نيلي آب را
داشته باشد، حکايت از پيدايش سرزميني شوره زار به نام کوير اروميه دارد. از
آن نگران کننده تر آن که هرگز ژرفاي متوسط آب اين درياچه اينگونه شتابان
به سير نزولي خود چون امروز ادامه نداده است; به نحوي که تراز ارتفاعي
درياچه اينک حدود 7/5 متر از تراز اکولوژيک آن پايين تر افتاده است.
در
چرايي اين بحران، برخي بر اين باورند که چنين شرايطي را نمي توان و نبايد
با صفت “بي سابقه” نامگذاري کرد، زيرا شواهدي وجود دارد که نشان مي دهد،
درياچه اروميه در قرون گذشته هم کاملا خشک شده و بنابراين، انگشت اتهام را
به جاي انسان بايد به سوي آسمان گرفت! ناگفته پيداست که گروهي که از چنين
تفسيري سود مي برند و بر طبل آن مي کوبند همان مديراني هستند که پيوسته راه
مديريت درست بر منابع آبي و خاکي آبخيز اروميه را در احداث سد بيشتر و
گسترش افقي اراضي کشاورزي به بهانه ظاهرا دلپذير توليد بيشتر مي دانستند.
در حالي که اينک ثابت شده دست کم بين 23 الي 40
هزار سال گذشته درياچه اروميه هرگز چنين شرايط طاقت فرسايي را تجربه نکرده
بوده است. دريافت اخير مديون مطالعاتي است که توسط دکتر راضيه لک و تيم
همکاران شان در بخش علوم دريايي سازمان زمين شناسي کشور به انجام رسيده
است; مطالعاتي که آشکارا خشم آبسالاران طبيعت ستيز را برافروخت و کوشيدند
تا نتايج آن را تا آنجا که امکان دارد سانسور کنند.
به
هر حال، ستاده هاي بدست آمده از اين پژوهش ميداني نشان مي دهد که بايد هر
نوع پندارينه اي که مي کوشد تا گناه شرايط کنوني درياچه و خشکي شتابناک آن
را بر گردن شناسه هاي اقليمي، نظير خشکسالي، تغيير اقليم و جهان گرمايي
اندازد، به حاشيه برد. اين در حالي است که با کمال شگفتي از زبان وزير نيرو
در بيست و دومين روز از تيرماه 1390 شنيديم که سهم خشکسالي در کاهش منابع آبي درياچه اروميه 85
درصد است! در حالي که بربنياد اطلاعاتي که توسط پايگاه ملي مديريت خشکسالي
کشاورزي در نقشه هاي سراسري خشکسالي کشور به صورت ماهانه ارايه مي شود،
دست کم در طول دو سال گذشته بر اغلب مناطق در حوضه آبخيز 5/2 ميليون هکتاري اروميه شرايط ترسالي حاکم بوده است; اما همچنان روند کاهش عمق درياچه اروميه ادامه داشته، به نحوي که در تابستان 90 سطح تراز ارتفاعي درياچه حدود 2
متر کمتر از سال قبل از آن بوده است و حتي در همان روزهايي که وزير محترم
در حال انداختن همه توپ ها در زمين خشکسالي بودند، معلوم شد که مساحت
درياچه اروميه در 14 تير 1390 نسبت به زمان مشابه در سال 1389 بالغ بر 4300
کيلومتر ديگر کاهش يافته است. دريافتهاي فوق را اشاره کردم تا بار ديگر
هشدار دهم که براي نجات درياچه اروميه، شايد ضروري تر آن باشد که يک سري
کارها را نکرده و برخي از برنامه هاي توسعه را متوقف کنيم تا آن که در
انديشه کارها و برنامه هايي باشيم که بايد انجام دهيم. به عنوان مثال اگر
مي خواهيم حيات به درياچه اروميه به صورتي پايدار برگردد، بايد هر چه زودتر
جلوي حفر هر گونه چاه عميق و نيمه عميقي را به هر بهانه اي بگيريم; بايد
از گسترش افقي اراضي کشاورزي جلوگيري کنيم; بايد آبياري کرتي در مزارع را
متوقف سازيم; بايد هيچ پروژه جديد سدسازي را در منطقه کلنگ نزنيم; بايد طرح
هاي انتقال آب بين حوضه اي را متوقف کنيم; و بايد همه آن پول هايي که قرار
است صرف انتقال آب، يا بارورسازي ابرها يا احداث سد جديد کنيم، به مصرف
افزايش توان نرم افزاري بخش کشاورزي و بهبود راندمان آبياري برسانيم تا
بدين ترتيب (با دوبرابر کردن راندمان آبياري)، چيزي در حدود 6/4
ميليارد متر مکعب آب اضافي به ارمغان آورده و حق آبه زيست محيطي درياچه
اروميه را براي هميشه تضمين سازيم. باور کنيد، چنين چشم اندازي مي تواند
دور از ذهن نباشد، به شرط آنکه مديريت حاکم بر منطقه از شجاعت لازم براي
قبول خطاهاي فاحش مديريتي اش برخوردار باشد.

اصل مطلب را در اینجا بیابید.

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده دسته بندی شده در: