من و اشک، بنگلادش و سیل، سومالی و قطحی

 

دیشب بالاخره مقاله ام را با موضوع پیش بینی الگوهای مهاجرت انبوه در بنگلادش در اثر بروز تغییرات اقلیمی تمام و ارسال کردم. مقاله ای که بیشتر از آنکه درگیر جزییات فنی اش بشوم، هر بار که به داده ها و مدلش نگاه می کردم، ناخودآگاه بغض گلویم را می فشرد. در بنگلادش، داده های تحصیل، دسترسی به آب سالم آشامیدنی، آسیب پذیری در مقابل سیل، درآمد روزانه، متوسط تعداد پزشک به ازای هر هزار نفر، … هر قلمش را که مرور می کنی، دلت می خواهد بنشینی و یک دل سیر برای شرایط زندگی این مردم اشک بریزی.

در یکی دو مقاله در ادبیات موضوع با ساکنان بخش های مختلف این کشور صحبت شده است. وقتی متن مصاحبه ها را برای شناسایی ارکان مدلم مطالعه می کردم گاهی ناخودآگاه به فکر فرو می رفتم. آینده ی این کشور و ده ها میلیون ساکنانش به طور جدی در معرض خطر است. جایی که بیش از نیمی از مردمان آن در نقاطی زندگی می کنند که یا در معرض خطر خشکسالی است، یا وقوع سیل های مهیب و یا طوفان و افزایش ارتفاع سطح آب دریا. کشوری که به قول یکی از پژوهشگران انگار برای بلاهای طبیعی ساخته شده است.

آن سوتر، خشکسالی فجیع ترین لحظات و تصاویر را برای آفریقا رقم زده است. سومالی تشنه و گرسنه است، سازمان ملل می گوید این بدترین بحران انسانی است. بسیاری از مدل های اقلیمی برای آفریقا روزهای گرم تری را پیش بینی می کنند که احتمال بروز خشکسالی هایی از این دست را در آینده افزایش خواهد داد. فراتر از فاجعه انسانی که دارد آنجا رخ می دهد، پویایی های دیگری هم هست که به نظر در آینده بیشتر خودش را بروز خواهد داد، مثلا افزایش درگیری های محلی بین کشاورزان و گله داران، افزایش میزان تجاوز و خشونت و افزایش حملات دزدان دریایی.

دلم می خواهد وقتی بگذارم و روی شرایط فعلی آفریقا مطالعه کنم. نمی دانم، شاید خروجی اش این بار فقط اشک باشد.

خشکسالی در آفریقا

 

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده