روزگار خاکستری زاگرس !

روزگار خاكستري زاگرس

ابتدا؛

مي گويند با شش ميليون هكتار وسعت راهبردي ترين رويشگاه جنگلي سرزمين ما ايرانيان را در بر گرفته است؛ آري اينجا زاگرس سرزمين بلوط و سنجاب است ؛ بلوط هايي  كه قرنهاست بر پهنه عظيم زاگرس سايه مهر و مهرباني كشيده تا مردمانش در آسودگي زيست كنند.

اينجا سرزمين سنجاب ايراني( Persian Squirrel)است؛ همان گونه اي كه با جثه اي متوسط و دمي بلند و پشمالو در اكثر نقاط جنگلي زاگرس، از سردشت آذربايجان غربي تا مناطقي همچون چهار محال، لرستان، كهگيلويه و فارس پراكنده شده و در كنار كهن درختان بلوط خير و بركت خداوند را براي مردمان پاك سرشت زاگرس به ارمغان آورده اند. اينجا سرزميني است كه همواره خدمات رايگانش بر پايداري سرزمين مادري مان افزوده و در اين بين سودهاي اقتصادي فراواني نصيب مردم شده است.

اين در حالي است كه محيط زيست استان هاي زاگرس نشين در سال هاي اخير صدمات بي شماري را تجربه كرده و در اين بين خسارات غير قابل جبراني را  نيز متحمل شده اند. در اين بين و در يك سال اخير جنگلهاي زاگرس با بي سابقه ترين و بحراني ترين شرايط ممكن دست به گريبان شده و اين در حالي است كه هر روز بر تنش هاي ايجاد شده اين اقليم افزوده مي شود !

امروز سدهايي كه بر شانه هاي زاگرس بنا نهاده اند، در كنار پروژه هاي غير كارشناسي انتقال آب به ساير استانها و شهرهاي كشور، روزگار غريبي را براي زاگرس ارزشمندمان به وجود آورده اند كه تداوم اين شرايط تنها بر بحراني تر شدن راهبردي ترين منطقه كشور خواهد افزود.

اگر امروز نفس هاي زاگرس از ريزگردهاي داخلي و خارجي به شماره افتاده، اگر خشكسالي بر منابع آبي آن تاخته و 33 درصد از جنگلهاي اين سرزمين خشك شده اند و اگر پروژه هاي ناپايدار بر پيكرش زخم زده و مي زنند تنها در نهايت اين ايران خواهد بود كه در برابر از بين رفتن خدمات رايگان اين  نعمت عظيم خدادادي آسيب هاي غير قابل پيش بيني اقتصادي، اجتماعي، سياسي و زيست محيطي را تجربه خواهد كرد.

مطلب نگارنده در روزنامه روزگار

اما بعد ؛

در سال هاي اخير جنگلها و مراتع استان لرستان كه يكي از اصلي ترين و مهمترين رويشگاه هاي زاگرس به شمار مي آيند درگير مشكلات بسياري شده اند كه مجموعه اي از عوامل طبيعي و انسان ساخت در ايجاد تنش در اين بوم سازگان ارزشمند موثر واقع شده اند. استان لرستان میزبان یکی از غنی ترین رویشگاه های اصلی گونه منحصر به فرد بلوط در غرب کشور به شمار آمده که از لحاظ وسعت جنگل بعد از استان های فارس و خراسان جنوبی در رده سوم کشور قرار گرفته و در بين استان هاي زاگرس نشين بعد از استان فارس در رده دوم جاي گرفته است.

يكي از دلايل از بين رفتن پوشش گياهي و منابع آبي جنگل هاي زاگرس و استان لرستان آتش سوزي هاي گاه و بي گاهي است كه عمدي و غير عمدي تنشي جدي براي چرخه طبيعي اين اقليم سبز به وجود آورده است.

جنگلها و مراتع استان لرستان در هفته اي كه گذشت شاهد بي سابقه ترين رخداد آتش سوزي بود؛ نابودي فزاينده پوشش گياهي جنگل هاي پلدختر در طي 52 ساعت آتش سوزي گسترده عواقب ناخوشايندي  را براي استان لرستان در پي خواهد داشت.

به ديگر سخن، عواقب اقتصادي از بين رفتن جنگلها و مراتع مي تواند آسيب هاي جبران ناپذيري را براي استان لرستان به وجود بياورد؛ عواقبي كه متاسفانه همواره در كشور عزيزمان ناديده گرفته شده و اين در استان لرستان بيش از آنچه كه ما تصور مي كرديم، ناديده گرفته شده است.

در استان لرستان اقتصاد جوامع محلي كه مشاغل مرتبط با جنگل دارند مورد آسيب جدي قرار گرفته و نتيجه اين رخداد از بين رفتن پايدارهايي سرزمين، از بين رفتن منابع آبي و در نهايت زمين هاي بي حاصلي است كه ميل مهاجرت را در بين جوامع محلي افزايش مي دهد.

بوته اي شدن درختان زاگرس / عكس از محسن تيزهوش

بدون شك آتش سوزي كه در هفته گذشته بر منابع طبيعي شهرستان پلدختر تاخت و بيش از 500 هكتار از غني ترين رويشگاه هاي جنگلي استان را به كام مرگ كشاند، بايد ريشه يابي شده و براي كاهش رخداد چنين حوادث تلخي برنامه ريزي هاي جامع و كارشناسانه اي صورت بگيرد.

اين در حالي است كه عواقب زيست محيطي از بين رفتن جنگلها و مراتع شرايط بحراني و غير قابل كنترلي را براي اغلب سرزمين هايي كه داشته هاي طبيعي خويش را از دست داده اند، به وجود آورده است كه مي توان به بروز سيلاب هاي فاجعه آميزي اشاره كرد كه در اثر از بين رفتن پوشش گياهي رخ داده اند.

اين در حالي است كه تنها در سال گذشته بیش از 35 هزار هکتار از جنگلهای زاگرس در اثر بیش از یک هزار مورد رخداد آتش سوزی نابود شد تا زاگرس با دردهايي همچون تغيير كاربري، كشاورزي ناپايدار، خشكسالي، آتش سوزي، ذغال گيري و پروژه هاي عمراني بدون داشتن ارزيابي زيست محيطي، سايه مرگي تدريجي را بر سر خويش احساس كند ؛ به راستي وزن ملاحظات زيست محيطي و حفظ و حراست از داشته هاي طبيعي اين سرزمين تا چه اندازه براي ما مهم است.

امروز كه همه كارشناسان و دلسوزان اين مرز و بوم از نشانه هاي مرگ زاگرس سخن به ميان مي آورند تا چه ميزان مي توان به احياي اندوخته هاي ژنتيكي اين سرزمين اميدوار بود و آيا گوش شنوايي براي شنيدن دردهاي زاگرس باقي مانده است؟

مطلب نگارنده در هفته نامه وزين سيمره منتشر شده در شش استان غرب كشور

سرانجام؛

محيط زيست استان هاي زاگرس نشين، به خصوص استان عزيزمان لرستان به شدت نيازمند توسعه اي است كه بر اساس پايداري هاي سرزمين بنا نهاده شده باشد و اين در حالي است كه ما سالانه هزاران ميليارد تومان در احداث پروژه هاي عمراني مختلف هزينه مي كنيم تا  در زمينه هاي اقتصادي پيشرفت كنيم و اين در حالي است كه اكثر اين پروژه هاي عمراني بدون در نظر گرفتن ملاحظات زيست محيطي تنها سودهاي كوتاه مدت را براي ما به ارمغان آورده و در مقابل پايداري هاي اين سرزمين ارزشمند را فرسوده مي كنند.

جاي بسي تعجب و تاسف است كه استان لرستان با داشتن عرصه اي عظيم از جنگل و مرتع در مواقع اضطراري و حساس كه آتش بر عرصه هاي طبيعي اين استان مي تازد بايد با دستان خالي به جنگ آتش برويم و چشمهايمان به آسمان باشد تا بالگردي از سوي استانهاي همجوار با پرداخت هزينه هاي بسيار براي كنترل آتش و هلي برد افراد به محل حادثه آن هم با تاخير اعزام شود !

این در حالی است که چند روز قبل از آﻻتش سوزي شهرستان پلدختر سازمان جنگلها و مراتع کشور، پایگاه یکم اطفاء حریق منابع طبیعی را در شهر کرمانشاه افتتاح کرده بود و طبق اعلام مسئولان این سازمان، پایگاه یکم مسئولیت مدیریت عرصه های آتش سوزی و همچنین توزیع نیرو و تجهیزات اطفاء حریق در عرصه های غرب کشور را برعهده دارد. با این حال این پایگاه پس از افتتاح و اجرای مانور، در اولین واقعه حریق درغرب کشور وارد عمل نشد تا بدين ترتيب نياز استان لرستان به داشتن امكانات اطفاء حريق بيش از پيش احساس شود.

امروز اگر به فكر حفظ و حراست از جنگلها و مراتع استانمان افتاده ايم بايد با داشتن يك برنامه جامع و دقيق به حفاظت از جنگلهاي استانمان برخيزيم تا بدين ترتيب در مواقع حساس و بحراني بتوانيم از داشته هاي طبيعي لرستان به خوبي دفاع كنيم.

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده دسته بندی شده در: