روایتی نو از "فعالیت محیط زیستی"

شهریار عیوض زاده در مقاله ی “سیاست نو، بازی نو” زاویه ای جدید در نگاه به
فعالیت محیط زیستی در عرصه ی اجتماعی یافته است. این نگاه هوشمندانه البته
هنوز بر محک تجربه گذارده نشده و ایده ای بکر است. از این رو بر آن شدیم
تا سوالاتی را که می توان حول این ایده مطرح کرد را از شهریار عیوض زاده
بپرسیم. مسلم است که خیلی از سوالات را – به دلیل کمبود وقت و محدودیتهای
رسانه ای- نمی توان در گفت و گوی داغ سبز
پرسید به همین دلیل مقدمه ای در اینجا می آورم تا جناب عیوض زاده و
مخاطبان عزیز، سوالات فردایم را بی مقدمه نپندارند. به دوستان عزیز توصیه
می کنم پیش از خواندن این متن، سیاست نو بازی نو را بخوانند.

.
این روزها “امید” متاع کمیاب لحن و اندیشه ی فعالان محیط زیست ایران شده
است و نگاه به منظره سرزمین ایران نیز می تواند دلیل خوبی برای این نومیدی
باشد، اما علت اصلی استیصال بخش بزرگی از فعالان و دلسوزان محیط زیست نه “وضعیت امروز”، که “روند کنونی” است. روندی که ما را به
“آینده ای بسا تاریک تر” از امروز رهنمون می کند.
اگر کنش اجتماعی کنشگران محیط زیست بر مبنای خبرهای امروز است، نگرانی
درونشان از فرداست. اگر صدایشان بر حوادث روز بلند می شود، سکوت مضطربشان
برای فرداست. این اضطراب و نگرانی بی دلیل نیست. ساختارهای اقتصادی و
اجتماعی ما – که قانون، اخلاق و فرهنگ ذیل آن قرار می گیرند- در جهت بهبود
محیط زیست و حفاظت از منابع طبیعی نیست. در زیر به دو دلیل عمده ی وجود این
ساختار اشاره می کنیم.
1- بخشی از این ساختار متقابل با محیط زیست، فرهنگ مصرف گرایی است که مختص تمامی جهان است اما کشورهای
کمتر توسعه یافته – به دلیل منابع محدودتر و تخصص و توانایی کمتر در ایجاد
تعادل میان تولید و مصرف- آسیبهای تکان دهنده ای از آن دیده اند. استادی می
گفت اگر جمعیت یک و نیم میلیاردی چین بخواهد با فرهنگ امریکایی زندگی کند،
چند کره ی زمین برای ارضای نیازهایش کم می آید! ایران نیز خسارات زیادی از
فرهنگ “نامتناسب با اقلیمش” دیده که مهمترین آن مصرف بی رویه ی آب می
باشد. تمامی خسارات ناشی از سد سازی، کشاورزی های زودبازده و پر هزینه و
خشکسالی هایی که ناشی از برداشت بی رویه از آبهای زیرزمینی است زیر مجموعه ی
این ساختار نامتجانس با منابع طبیعی کشور است. حال چگونه می توان سبک
زندگی ایرانی سال 90 را – با تمام ابعاد روانی و اجتماعی اش- تغییر داد؟
این از سوالات کلیدی حفاظت از محیط زیست ایران است.
2- ساختارهای مدیریتی و سازمانی در ایران مبتنی بر “بازدهی” نیست. نظارت و
ارزیابی در سازمانهای ایران با رویکردهای بیلان کاری و آمار و نمودارهای
منقرض شده می چرخد و این موضوع به دلیل اقتصاد نفتی ماست که ضرورتی برای
تولید در آن احساس نمی شود. هر گونه کمبود در هر سازمان و هر گونه ورشکستگی
دولتی با تزریق پول نفت جبران می گردد. البته این روش برای محیط زیست و
منابع طبیعی کاربرد ندارد چراکه منابع طبیعی را به آسانی نمی توان با پول
معاوضه کرد و تخصص و کارایی سازمانی می طلبد.
سوال مهم دوم این است که چگونه می توان این غول عظیم و در هم تنیده ی
اقتصاد نفتی ایران را – که ملغمه ای از بازیهای سیاسی،جامعه ی ملوک
الطوایفی و جبهه بندی منافع در آن، تاثیرات تاریخی و نوسانات جهانی ارز و
نفت است- را به نحوی ساماندهی کرد که فرهنگ کار و تولید و به تبع آن، کارآمدی سازمانی در آن به وجود بیاید و
محیط زیست در امان بماند؟

محور اول و دوم بحث شهریار عیوض زاده وابسته به سوال اولی است که مطرح
نمودم؛ بدین معنی که تا فرهنگ مصرف در جامعه ی ایرانی به این شکل است،
تبدیل “مخاطب خبر” به “متعهد اجتماعی” ناممکن می نماید حتی اگر افراد به
طور موقت با خواندن، شنیدن یا دیدن یک خبر، منقلب شوند. این نوع مصرف حتی
در حوزه ی رسانه نیز هست.
محور سوم نیز مرتبط با سوال دوم می باشد. چگونه می توان در ایران با وجود
واردات سهمگین و مافیای قدرتمند اقتصادی، رقابت اقتصادی سالم داشت و به
مولفه های جدید و مبتنی بر حفظ محیط زیست اندیشید؟

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده دسته بندی شده در: