برای لیلی که مجنونش کوه و کوهنوردی بود و با پرواز از کوههای بلند كاشربورم 2 او هم آسمانی شد

متاسفانه با خبر شدم که خانم لیلا اسفندیاری یکی از بانوان بنام و فعال در رشته ورزش کوهنوردی در آخرین روز از تیرماه سال جاری در هنگام بازگشت از قله كاشربورم 2 ندای حضرت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت لذا فوت خانم لیلا اسفندیاری را به خانواده گرامی ایشان و جامعه کوهنوردی کشورمان ازجمله دوستان عزیزم در باشگاه دماوند و انجمن کوهنوردان ایران (که زنده یاد لیلی اسفندیاری در این باشگاه و انجمن عضویت داشت )تسلیت عرض نموده و از پیشگاه خداوند برای آن مرحومه علو درجات و برای همه بازماندگان صبر جمیل مسئلت می نمایم . همچنین متاسفانه تیر ماه  امسال برای دوستداران محیط زیست و کوهنوردان سراسر کشور ماه بد یمنی بود زیرا متاسفانه در روز 21 تیرماه امسال در نیمه های شب یاسر انصاری فعال محیط زیست به علت عارضه سکته بدرود حیات گفت واز همه بدتر در آخرین روز تیرماه جمعه 31 بانوی پر آوازه کوهنوردی ایران مرحومه لیلا اسفندیاری یا همانی لیلی اسفندیاری که مجنونش کوه و کوه نوردی بود در اثر سقوط از قله های بلند هیمالیا به آسمان ابدیت پرواز کرد .


ابتدا یک خاطره


دو سال پیش در مجلس بزرگداشت عباس نامی شرکت کردم که این عباس (عباس جعفری ) دو سال زودتر از یاسر و لیلا  سفر آسمانیش را شروع کرده بود؛ در آن  مجلس بزرگ داشت یک عباس نام دیگر (عباس محمدی صاحب وبلاگ دیده بان کوهستان) جمله ای گفت که تا پایان زندگیم هیچگاه این جمله را فراموش نخواهم کرد و هر وقت که با با مرگ جوانان روبرو می شوم این جمله عباس محمدی را به یاد خواهم آورد.


در آن مراسم عباس محمدی یکی از سخنرانان مجلس بود و ایشان ضمن گلایه از مرگ زود هنگام عباس جعفری گفت : فوت زود هنگام عباس جعفری یک خسارت جبران ناپذیر به فعالیتهای اجتماعی ؛ زیست محیطی و گردشگری کشور بود زیرا عباس جعفری اگر زنده می ماند به مدت بیست الی سی سال دیگر با فعالیتهای که انجام می داد برای جامعه مفید باشد و یا به زبان ساده تر عباس جعفری این مقدار سال جای کار کردن داشت. این گذشت تا در روز خاکسپاری زنده یاد یاسر انصاری در بهشت زهرا عباس محمدی در هنگام تشیع جنازه دوباره این جمله را در مورد مرحوم یاسر انصاری به کار برد ولی در مورد یاسر کلمه سی الی چهل سال را به کار برد؛  ولی بعد از فوت مرحوم خانم لیلا اسفندیاری  هنوز جناب محمدی را ملاقات نکرده تا از ایشان بپرسم  برای این مرحومه چند سال در نطر گرفتی . 


اولین آشنایی بنده با لیلا اسفندیاری


در یکی از بعد ظهرهای ماه مبارک رمضان سال گذشته ( سال 1389)زنگ  تلفن همراه بنده به صدا در آمد و آن طرف خط تلفن صدای گرم جناب آقای رضا  نظام دوست را شنیدم که بنده را برای استقبال از لیلا اسفندیاری که در آن ایام  از صعود نا موفق قله k2  باز می گشت به فرودگاه امام دعوت می کرد بنده با توجه به اینکه تا آن زمان از نزدیک زنده یاد خانم لیلی اسفندیاری را ملاقات نکرده بودم ولی علاقمند شدم که در برنامه  استقبال ایشان شرکت کنم لذا حدود ساعت هفت بعداز ظهر بود که به اعضای کمیته استقبال در میدان جمهوری پیوستم و همگی به سمت فرودگاه امام حرکت کردیم و  لحظات ملکوتی اذان مغرب و افطار را در اتوبوس  بودیم از طرفیاعضای کمیته استقبال یک افطاری بسیار ساده برای حاضرین تدارک دیده بودند و حدود ساعت 9 شب بود که زنده یاد خانم لیلی اسفندیاری وارد فرودگاه شد و ایشان را تا منزل شخصیش در خیابان نواب بدرقه کردیم و پس آن شب در چند برنامه باشگاه دماوند و انجمن کوهنوردان در خدمتش ایشان بودم.


ایشان کوهنوردی را نه بعنوان یک ورزش و سرگرمی بلکه به عنوان یک اصلی ترین اهداف  زندگی و یک عشق ذاتی درونی خود قبول داشت و متاسفانه برای رسیدن به این عشق و هدف جانش را نثار آن کرد. 


 

نوشته شده در: دسته‌بندی نشده دسته بندی شده در: