ببر مرد، شيرها مردند، مديريت مرده بود.

خبر عادي است. مثل خبر مرگ 4000 نفر از همشهريانمان در اثر آلودگي هوا. ديگر عادت كرده ايم كه خبر بد بشنويم. يعني اگر 2 روز بگذرد و همه چيز عادي و روبه راه باشد شك مي كنيم. در زمينه محيط زيست و اخبار آن هم كه اظهر من الشمس است. ببرهاي سيبري كه آمدند هزاران اتفاق بد افتاد. با اين كه گناهي گردن ببرهاي بيچاره نيست اما شايد رسالت ببرها اين بود كه ناموزوني مديريت سازمان محيط زيست، سازمان دامپزشكي و باغ وحش ارم را به رخ همه بكشند. الان همه مي دانيم كه ببر مرد و شيرها كشته شدند. شايد براي سرپوش گذاشتن به سر همه اخبار ساده ترين راه كشتن موجودات بي زبان باشد. آنها كه سخن گفتن نمي دانند كه اگر مي دانستند چه دستهايي كه رو نمي شد. آيا در سطح مديريتي سازمانهاي مزبور اتفاقي مي افتد؟ من بر خلاف هميشه معتقدم بايد به دنبال  ... “ببر مرد، شيرها مردند، مديريت مرده بود.”

ادامه ←

حسب تئوري ديناميک فردي سياست سازمان حفاظت محيط زيست در ارتباط با انتقال حيات وحش مغاير با مديريت علمي حيات وحش مي باشد(بخش2 قسمت 1

در شرايط ويژه بعضي جانوران بخاطر خصيصه فردي بهتر از بقيه بقاء پيدا نموده و تجديد نسل مي نمايند. اين خصيصه به مرور زمان  تا سطح جمعيت که  نسل همان فرد تلقي مي گردد ارتقاء مي يابد. اين همان نظريه انتخاب  طبيعي جمعيت سازگار  به محيط زيستگاه خاص بوده که اعتقاد بر اين است که متکي به ژن خاص مي باشد. بنابر اين انتخاب طبيعي در مرحله اول طي رقابت بين ژن هاي افراد يک گونه انجام مي گيردلذا اين نظريه که ميگويد اگر زيستگاه در معرض خطر قرار گرفت حيات وحش را مي توان به ديگر زيستگاه ها انتقال داد مردود است. همانطور گروه انتخاب شده از يک گونه با گروه های انتخاب شده از ديگر گونه در يک رقابت تنگاتنک براي تامين نياز هاي زندگي، طعمه بودن براي ديگر جانوران، امراض و انهدام و کمبود زيستگاه قرار مي گيرند. مقاومترين و سازگارترين گونه ها انتخاب و با همديگر  ... “حسب تئوري ديناميک فردي سياست سازمان حفاظت محيط زيست در ارتباط با انتقال حيات وحش مغاير با مديريت علمي حيات وحش مي باشد(بخش2 قسمت 1”

ادامه ←