ناگفته هاي روزگاري که عضو کميته ملي ارزيابي اثرات محيط زيستي بودم (بخش 1

خواستم ساختار موجود کميته  اي به اصطلاح ارزيابي محيط زيستي ( يا به قول خود حضرات زيست محيطي، که اگر فارسي را پاس بداريم و تحت اللفظي معني اش کنيم مي شود: زندگي که در آن محيط جاري است!! بهر حال ما مي گوئيم محيط زيستي و منظورمان محيطي است که در آن زندگي جاري است) نقد کنم.  حتماً يکي پيدا مي شد بگويد مگر خودتان بوديد چه تاج گلي بر سر اين محيط زيست زدي؟ گفتم اول فلاش بکي به گذشته بزنم و بعد برگردم به وضعيت افتضاح موجود، از خيلي ها پنهان نيست از شما هم پنهان نباشد. نه تنها کاري نتوانستيم انجام بدهيم بلکه خود داشتيم له مي شديم. نمي دانم اسم اش را استعفاء بگذارم يا چيز ديگر، واقعيت اين بود در وسط يکي از جلسات، جلسه را ترک کردم، ديگر هيچوقت در جلسات بعدي حضور پيدا نکردم، تا چند ماهي دعوت نامه مي آمد يکي  ... “ناگفته هاي روزگاري که عضو کميته ملي ارزيابي اثرات محيط زيستي بودم (بخش 1”

ادامه ←

Another title for our pretty cool blog

Lorem ipsum dolor sit amet, consectetuer adipiscing elit. Aenean commodo ligula eget dolor. Aenean massa. Cum sociis natoque penatibus et magnis dis parturient montes, nascetur ridiculus mus. Donec quam felis, ultricies nec, pellentesque eu, pretium quis, sem.  ... “Another title for our pretty cool blog”

ادامه ←

طنز سياه امنيت سفر ( به نقل از نامه هاي الکترونيکي رسيده)

گفته مي شود یکي از اين  هواپیمای هاي رده بي رده اي (حالا چه توپلوف باشد چه بوئنگ  لعنت برهر دوتاشان) ناوگان هواپیمایی ایران داشته از تهران میرفته به ... وسطای راه یهو صدای خلبان از بلندگوها میاد که ... اَتِنْشِن پلیز! خلبان اسپیکینگ...مسافرین لیسنینگ!... موتور چپ هواپیما از کار افتاده، ولی شما هیچ نترسید! من خودم واردم، هواپیما رو سالم میشونم. --- یک مدت میگذره، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد که.... اَتِنْشِن پلیز! خلبان اسپیکینگ...مسافرین لیسنینگ... موتور راست هواپیما هم از کار افتاده، ولی شما اصلا نترسید!! من خودم کلی تجربه دارم، تا فرودگاه بعدی هم راهی نیست، هواپیما رو سالم میشونم. --- باز یک مدت هواپیما دور خودش میچرخه، دوباره صدای خلبان از بلندگوها میاد که: اِهم اِهم.... یک دو سه... امتحان میکنیم.. صدا میاد؟؟؟  اَتِنْشِن پلیز! خلبان اسپیکینگ....مسافرین لیسنینگ! همین الان دُم هواپیما کنده شد!! ...  ولی همونطور که گفتم شما اصلاً نترسید! --- یک ده  ... “طنز سياه امنيت سفر ( به نقل از نامه هاي الکترونيکي رسيده)”

ادامه ←

چالش هاي ملي پيش رو براي عملياتي نمودن ارتقاء جايگاه دبیرخانه فرایند تهران برای کشورهای با پوشش کم جنگل (TPS for LFCCs)

گفته بوديم از جمله ای تلاش های به نتیجه رسیده در COP 10 قرار گرفتن دبیرخانه فرایند تهران برای کشورهای با پوشش کم جنگل (TPS for LFCCs) همتراز با سازمان جهانی الوار تروپیکال (ITTO) در کنار مجمع جنگل سازمان ملل (UNFF) ، در سند 3/6 (تنوع زیستی جنگل) می  باشد.جهت بهره وری ملی و منطقه ای از موقعیت  بدست آمده، نیاز مبرم به بازسازی ساختاری دبیرخانه می باشد با بازبینی حدود دو دهه فعالیت دبیرخانه فرایند تهران، دست آورد قابل توجهی مشهود نمی باشد. فراهم آوردن حمایت های جهانی و منطقه ای جهت تنظیم برنامه ملی جنگلی کشورهای تحت پوشش یکی از وظایف محوری دبیرخانه مزبور بوده است که نه تنها نقشي در این ارتباط در سطح منطقه ایفا  نکرده حتی در سطح ملی هم که تدوین برنامه ملی جنگل بدون اخذ نتیجه چندین نوبت در زیر مجموعه سازمان دست به دست شده هیچوقت دبیرخانه نقش نداشته است.ادامه دارد  ... “چالش هاي ملي پيش رو براي عملياتي نمودن ارتقاء جايگاه دبیرخانه فرایند تهران برای کشورهای با پوشش کم جنگل (TPS for LFCCs)”

ادامه ←

دنیائی که میتونه بهتر باشه …

تا اونجا نوشته بودم که از یک بچه گربه نگهداری می کردم .امروز برای حفظ جان خودش توسط یک دامپزشک عقیم شد تا در یک محیط غیر طبیعی در این شهر آشفته و بیش از حد متراکم از بین نرود . خیلی ها هم اون قضیه بچه ببر ها و شیر ها ئی را که در باغ وحش مردند شنیدند ولی برای اصل قضیه فقط زیست شناسان و دامپزشکان می توانند توضیح دهند ...باور کنید. انسان محصول طبیعت است...قدیما استادمون می گفت بگوئید انسان عالیترین محصول طبیعت است و من چون کلمه عالیترین را جا می انداختم نوزده  ... “دنیائی که میتونه بهتر باشه …”

ادامه ←

معلمی در سفر – 84

خانم حنا چطوره؟ در قسمت عادات‌ و رفتار خوکچه هندی نوشته است، حیوانی آرام که گاز نمی‌گیرد، انزوا طلب است و برای همین بهتر است آن را در مکان‌های شلوغ و پر رفت و آمد نگذارید، زیر موجب اضطرابش می‌شود. اما خانم حنای ما در یک محیط شلوغ و پر رفت و آمد است که یک دنیا بچه کنجکاو بی‌ملاحظه و باملاحظه دارد. بچه‌ها دوست دارند نازش کنند، بغلش کنند، و خانم حنا اغلب اوقات این را دوست ندارد. خانم حنا یک روزهایی آنقدر عصبی است که بی‌خود گاز می‌گیرد و مدام بالا می‌پرد یا هر چند وقت یک بار صدای سوت ترسش را در می‌آورد. آن وقت چند روزی می‌بریمش و در یک اتاق کم رفت و آمد می‌گذاریمش تا اعصابش بیاید سر جایش! ما به خانم حنا ظلم کرده‌ایم؟ خانم حنا شده است سوژه نقاشی‌های بچه‌ها، بچه‎ها برای اینکه جواب سوالات مسابقه‌های کلاس سرزمین من را بدهند و  ... “معلمی در سفر – 84”

ادامه ←

معلمی در سفر – 83

برد محیط زیست … برد محیط‌زیست را دو ماهی می‌شود راه انداخته‌ایم. بردمان دو هفته یک بار به روز می‌شود. روی برد سبزمان، خبرهای روز، مطالب جالب و یا مطالب مناسبتی می‌چسبانیم. اولش نمی‌دانستم نتیجه چه می‌شود، بچه‌ها استقبال می‌کنند یا نه. اما بازخوردها خوب بود. حتی بیشتر از انتظارم بود. جابجا از میان حرف‌های بچه‌ها و اشاره‌هایشان می‌فهمم مطالب برد را دیده‌اند. البته هنوز همه بچه‌ها درگیر برد نشده‌اند. اولش اصل خبرها را روی برد می‌چسباندم. خبرها پر مطلب و خواندنش برای بزرگترهای اینجا  سخت بود، چه برسد به بچه‌ها. حالا حجم مطلب کم شده است و عکس بیشترین سهم را دارد. بچه‌ها و بزرگ‌ترها درباره خانم حنا* و ویژگی‌هایش مدام سوال می‌پرسیدند. آخرش به این نتیجه رسیدم یک سری مطلب جمع کنم و به دیوار بزنم تا آدم‌ها جواب بگیرند. سعی کردم این مطالب را هم خلاصه و ساده کنم، اما تا یک جایی می‌شد این کار را  ... “معلمی در سفر – 83”

ادامه ←

معلمی در سفر – 82

آرزو … آروزی‌شان این است کوشکی را ببینند. راه خیلی دور است به اینجا. تنها راهش این است اردوی طولانی مدت تابستان بعد آن طرف‌ها باشد که کوشکی دیدن هم داخلش بگنجد، که البته بعید به نظر می‌رسد. اما امید را نباید از دست داد. واقعا مشتاقند، این را از سوال‌های مدامشان می‌شود فهمید و احساساتی که بیرون می‌ریزند. عاشق یوزپلنگند این‌ها … دلیلش؟ شاید نمایش و موسیقی جشن روز یوزپلنگ دلیل اصلی‌اش باشد، شاید دانستن کار و بار من، شاید پوسترش … از همان اول دلم نمی‌خواست یوزپلنگ به خاطر کار و بار من در ذهنشان پر رنگ بشود، برای همین زیاد درباره‌اش حرف نمی‌زدم، نه بیشتر از بقیه جک و جانورها … اما نمی‌دانم چطور شد که این طور شد … این بچه‌ها دو سال پیش چند هفته‌ای رفته‌اند قشم و در ساحل شیب دراز مستقر شده‌اند تا به بچه‌های پروژه حفاظت از لاک‌پشت‌ها کمک کنند. هنوز که  ... “معلمی در سفر – 82”

ادامه ←

معلمی در سفر -81

کلاس «سرزمین من» آذر و دی … سال تحصیلی که می‌شود فشار نوشتن و خواندن اینقدر بالا می‌رود که بچه‌ها هر کار متفاوتی که از این قید و بندها دور باشد را می‌پرستند. انگار که برایشان یک جایی برای نفس کشیدن می‌شود. همین است که کلاس‌های سرزمین من سال تحصیلی با کلاس‌های تابستان یک فرق‌هایی دارد. بیشتر فیلم می‌بینیم، گاهم هم نقاشی می‌کنند و کاردستی می‌سازیم و کتاب قصه مرتبط می‌خوانیم. این اشتیاقشان برای فیلم خیلی برایم جالب بود. تابستان این اوضاع نبود. چون فیلم‌ها و کارتون‌های دیگر نمی‌گذاشت که به فیلم‌های مستند دل بدهند. در کلاس‌های سال تحصیلی، حواسم هست مشق بهشان ندهم، اینکه بروند یک چیزی بنویسند بیاورند یا از این کارها. ترجیح می‌دهم همه چیز بی‌قید و بند باشد. هرکس با هر چیز که خواست کیف کند، اگر دوست داشت بشنود، اگر دوست داشت یاد بگیرد … این مدت بچه‌ها را سه دسته کرده بودم. یک دسته،  ... “معلمی در سفر -81”

ادامه ←