گونی خوردن آهو در موزه حیات وحش! + تصویر

یکی از بینندگان «تابناک» با ارسال تصویری نوشت: جالبترين اتفاقی که در موزه دارآباد ديدم، آهویي بود که در وسط ساختمان تاکسيدرمي موزه در حال خوردن گوني پلاستيکي بود و وقتي به يکي از کارکنان موزه موضوع را اطلاع دادم که آهو در حال خوردن گوني است، ايشان خوردن گوني براي آين آهو نگونبخت بسيار خوب و مفيد دانست! + لینک خبر البته نظر کارشناسی یکی از کارمندان موزه هم در نوع خودش جالبه ها …. البته اینجا یک مسئله وجود دارد …  ... “گونی خوردن آهو در موزه حیات وحش! + تصویر”

ادامه ←

حرکت معکوس ساعت زمان .. به ســـوی عقــب افتــادگــى

نمیدانم خبر دارید یانه درکشورهای متمدن قربانی کردن حیوانات حتی بین گروههای شیطان پرست بی خدا نیز منسوخ گردیده. دیروز خیلی تعجب کردم وقتی از خیابان دولت رد میشدم دیدم گاو بسیار زیبای سیاه و سفید با جثه بسیار بزرگی را درگوشه ای بسته اند و جمعیت سیاه پوش دورش جمع شده اند برای قربانی کردن!!! تا ساعت ۲ بعد از ظهر که بیرون بودم مکان های بسیاری را دیدم که مردم نذری میدادند برای حضرت فاطمه. گویا این رسم امسال اضافه شده..  ... “حرکت معکوس ساعت زمان .. به ســـوی عقــب افتــادگــى”

ادامه ←

یادآوری: اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!

در پست قبل در مورد کمک مالی به گرین بلاگ و گرین دی نوشتم.تامین هزینه های گرین بلاگ اجتناب ناپذیر است. چندان معتقد به حق عضویت نیستم ولی ممکن است در آینده برای تامین هزینه های سایت مبلغ اندکی به عنوان حق عضویت دریافت کنیم. راه دیگر تبلیغات است که متاسفانه تا کنون موفق نبوده ایم. با اینکه گرین بلاگ پتانسیل خوبی برای تبلیغ محصولات مرتبط با محیط زیست دارد و مورد توجه علاقمندان محیط زیست است، متاسفانه هنوز درخواستی در این مورد نداشته ایم. بنابراین تا زمانی که این مسائل حل شود برای ماندن این دو سایت از همه دوستان سبزاندیش چه اعضا سایت گرین بلاگ و چه علاقمندان سایت دعوت می‌کنم اگر می‌توانند هرچند اندک در تامین هزینه‌های گرین‌بلاگ همراه شوند. پی نوشت در هر حال گویا چاره ای جز دریافت مبلغ اندکی به عنوان حق عضویت نیست. در حال نوشتن قوانین هستم.  ... “یادآوری: اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم!”

ادامه ←

مجمع عارفان – از یک دل به یک ستاره

حلقه عارفان در یک روز زیبای بهاری در دل جنگل در کنار معبد قدیمی تشکیل شد . هیچگونه قرار قبلی گاشته نشده بود. یکی یکی از راه می رسیدند و هر کدام ابتدا در سایه درختی یا روی یکی از پله های معبد به استراحت می پرداختند . رداهای سفید پوشیده بودند و چهره هایشان آرام و دلپذیر بود . ماتای دل انگیز و سیتا با خود دو بچه پلنگ سیاه آورده بودند و به غیر از این دو ، ده تن دیگر نیز بودند …از جمله  رونجری دل شکسته ، پاندریت ، کارما ، آناند و اسپیتمان …همگی زیبا و بی آلایش .                                                                     رونجری دل شکسته گفت : در زندگی حتی یک زندگی سخت و دشوار باز می توانیم بمقدار زیادی اختیار سلامتی جسم و روان خود را داشته باشیم تا بتوانیم بهتر به مخلوقات دیگر کمک کنیم.  پاندریت گفت : همینطور است…کسب علم و معرفت نیز در اختیار  ... “مجمع عارفان – از یک دل به یک ستاره”

ادامه ←