ماجرای درگیری من با سطل زباله شهرداری

خداوندا فکر نکنی میخوام نا شکری کنم.. ولی نمیشد من را با این روحیه یک جای دیگه دنیا میافریدی.. میدونم یه جورائی هوای منو داری ( اقلا” بگذار الکی دلم خوش باشه که یک جورائی هوای منو داری !!!! البته خودم هم نمیدونم چه جورهائی ؟؟ ) ولی خیلی چیزها را از من دریغ کردی خودت هم خوب میدونی چی میگم.. خودتم میدونی هیچ وقت چیز زیادی در زندگی ازت نخواستم ولی همان چیزهای کوچولو و ناقابل را هم دریغ کردی.. خدایا شکرت چقدر بزرگواری تو.  ... “ماجرای درگیری من با سطل زباله شهرداری”

ادامه ←