گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

۱۴ Pictures Show Why You MUST Visit Desert Of Iran

These pictures show you why you must visit desert of Iran and showing why the Iranian desert is worthy of your bucket list.

The post 14 Pictures Show Why You MUST Visit Desert Of Iran appeared first on SURFIRAN – Iran Tours – Iran Travel Agency and Operator Travel to Iran.

Read More →

۱۴ Pictures Show Why You MUST Visit Desert Of Iran

These pictures show you why you must visit desert of Iran and showing why the Iranian desert is worthy of your bucket list.

The post 14 Pictures Show Why You MUST Visit Desert Of Iran appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

زنده‌یاد یحیایی؛ یک نظامی خوب در کوه¬نوردی ایران

این یادداشت را پس از درگذشت زنده‌یاد عبدالباقی یحیایی در سال 1380 نوشتم که در گاهنامه‌ی شماره‌ی 5 انجمن کوه‌نوردان (خرداد 1381) چاپ شد.

عبدالباقی یحیایی در ۲۸ مهرماه ۱۲۹۹ در تهران متولد شد. او دوستدار کوه و طبیعت بود، و از همین رو پیوسته به کوه­نوردی و اسکی می­پرداخت. یحیایی تحصیلات نظامی داشت و در ارتش خدمت می­کرد، در دورانی که مسوولان ورزش کوه­نوردی بیشتر از میان نظامیان گزینش می­شدند، او از کسانی بود که این شرط را داشت، و علاوه بر آن، به لحاظ علاقمندی شخصی و خلق و خوی پسندیده، خدمات قابل توجهی به ورزش کوه­نوردی (و اسکی) کرد. می­توان گفت تمامی کوه­نوردانی که با او برخورد داشته­­اند یا شرح خدمات او را شنیده­اند، از او به نیکی یاد می­کنند.

یحیایی در سال ۱۳۲۰ یک باشگاه ورزشی به نام آریا تاسیس کرد که بعدا به باشگاه کاوه تغییر نام یافت. این باشگاه در رشته­های ورزشی کشتی و فوتبال فعالیت داشت.

 

با توجه به نوشته­های محسن محسنین، به نظر می­رسد که یحیایی در «مرکز آموزشی نظامی برای ورزش­های زمستانی و کوه­نوردی» که پس از سال1320 در پادگان «رودبار قصران» تشکیل شد، آموزش دیده بود. یکی از کارهای این مرکز، تشکیل گروه­های نجات و تجسس بود. نخستین گروه از این نوع، در سال1327 به ماموریت اعزام شد تا به جستجوی هواپیمایی که با پنج سرنشین آمریکایی در حوالی کوه کینو (شمال خوزستان) سقوط کرده بود، بپردازد. سروان یحیایی، در این ماموریت همراه با سروان خاکبیز، غیر نظامی گیلان­پور، و سربازان وظیفه آوانس مگردون، ماناواز میکائیلیان و علی بقایی بود. کوه­پیمایی بسیار طولانی آنان (که 11 روز- 22 بهمن تا 3 اسفند- برای رسیدن به لاشه­ی هواپیما به طول انجامید)، شاید نخستین برنامه­ی جدی کوه­نوردی در زمستان باشد که در ایران اجرا شده است. این افراد برای پایین آمدن از شیب­ها و عبور از دره­های پر برف، از چوب اسکی استفاده می­کردند(1).

در سال ۱۳۲۷، سروان یحیایی در مسابقه­ی اسکی افسران پادگان مرکز، در رشته­ی 6 کیلومتر استقامت، رتبه­ی نخست را به­دست آورد(2).

در سال 1328 یک کارخانه­ی کوچک ارتشی برای ساختن چوب اسکی به همت سروان یحیایی در لشگرک دایر شد. یحیایی برای رساندن کیفیت این چوب­های اسکی به سطح چوب­های خارجی، چند نفر را مامور نمونه­براداری از چوب­های جنگلی کرد، و نیز پیشنهاد استخدام یک متخصص چوب­شناسی و فرم­بندی اسکی از سوئیس یا فرانسه را داد که متاسفانه مورد قبول قرار نگرفت و تولید اسکی­های ارتشی که دوام زیادی نداشت، پس از چندی متوقف شد(3).

در ۱۸ بهمن ۱۳۲۸، یکصد نفر اسکی­باز لشگر 2 پادگان مرکز به سرپرستی سروان یحیایی و سروان ایروان­لو برای نجات 1100 نفر مسافر قطار تهران- تبریز که بر اثر برف سنگین و کولاک، بین قزوین و زنجان متوقف شده بود، حرکت کردند. آنان 30 کیلومتر را پیاده­ طی کردند تا به قطار رسیدند و سپس با هفت شبانه­روز تلاش، قطار را که تقریبا زیر توده­ای از برف مدفون شده بود، به راه انداختند(4).

در سال ۱۳۳۰، سروان یحیایی به اتفاق سروان محمد خاکبیز و ستوان یکم اکبر غفاری برای گذراندن یک دوره­ی کامل کوه­نوردی و اسکی تابستانی و زمستانی ویژه­ی نظامیان به شامونی فرانسه می­رود. این دوره یک سال (چهار فصل) به طول می­انجامد و پس از آن هر سه نظامی در سال 1331 به کشور باز می­گردند و منشا تحولات چشم­گیری در کوه­نوردی و اسکی کشور می­شوند.

در فاصله­ی 1330 تا 1332، یحایی دبیر «فدراسیون اسکی» بود. ریاست این فدراسیون را فلیکس آقایان به عهده داشت(5). از 16 مهر 1332 تا 6 آبان 1334، سرگرد یحیایی رییس «فدراسیون کوه­نوردی و اسکی» شد. هم کوه­نوردان و هم اسکی­بازان، از این دوره به عنوان یک دوره­ی خوب فعالیت فدراسیون یاد می­کنند. محمد علی ابراهیمی و داوود محمدی از پیشکسوتان کوه­نوردی، از خوش رویی مسوولان فدراسیون آن زمان در برخورد با کوه­نوردان یاد می­کنند، و اشاره می­کنند که برای نخستین بار، در این دوره وسایل کوه­نوردی به قیمت خیلی ارزان و به صورت قسطی از طرف فدراسیون در اختیار کوه­نوردان قرار گرفت (کوله­پشتی30 تومان و…) آنان، یحیایی را در میان 14 رییس فدراسیون کوه­نوردی در دوران پیش از انقلاب، یکی از چهار یا پنج رییس فعال می­دانند(6). دبیر فدراسیون، کاظم گیلان­پور بود که فردی پرکار و علاقمند در زمینه­ی کوه­نوردی و اسکی، و به واقع نخستین آموزگار و نویسنده­ی مجرب این دو ورزش در ایران بود. گشاده­رویی یحیایی، وجهه و سابقه­ی گیلان­پور، و کاردانی مهندس ابوالقاسم نوروزی (نایب رییس آن فدراسیون)، مجموعا فدراسیون کوه­نوردی و اسکی آن دوره را مورد قبول عموم ورزش­کاران این رشته ساخته­بود. در این دوره پناهگاه اسپیدکمر (ساخته شده در سال­های 1325 تا 1326) که نخستین پناهگاه کوه­نوردی ایران بود، مرمت شد.

یکی دیگر از کارهای جالب توجه سرگرد یحیایی برای آن زمان، بردن سیصد سرباز آموزش دیده به قله­ی دماوند بود که تا آن تاریخ  مانند نداشت(7). دیگر کار او، گرفتن ساختمانی در ده رینه، از اداره­ی املاک پهلوی برای استراحت کوه­نوردان بود که به قرارگاه رینه معروف شد(6). نخستین کتاب آموزش کوه­نوردی ایران با نام سرباز و کوهستان در سال 1334 به قلم یحیایی منتشر شد (ترجمه و تالیف). این کتاب در سال 1335 با عنوان فن کوه­نوردی از سوی باشگاه کوه­نوردی و اسکی دماوند دوباره چاپ شد.

در زمینه­ی اسکی، یکی از کارهای انجام شده در دوره­ی ریاست یحیایی به فدراسیون، این بود که در پیست آبعلی«یک صندلی رنگی روی هریک از دو تله اسکی فدراسیون به افراد تیم ملی اختصاص داشت که مدت زیادی در صف معطل نشوند و … از آنان بلیت هم دریافت نمی­شد»(8) در این دوره، همچنین فدراسیون اردوهای ارزان­قیمت برای اسکی­بازان ترتیب می­داد، و چند اتوبوس ارتشی با گرفتن مبلغ ناچیزی- فقط برای سوخت اتوبوس­ها- «افراد باشگاه­ها را علاوه بر تعطیلات، هفته­ای سه روز به آبعلی یا لشگرک می­برد»(8).

یکی دیگر از قدم­های مثبت، «تاسیس بانک اسکی در سال1332 در شمشک بود. فدراسیون حدود 30 دست کامل وسایل بچگانه را در دکه­ای قرار داده بود تا بچه­هایی که وسیله نداشتند، صبح وسایل را قرض بگیرند و عصر به دکه تحویل دهند. این بانک سال­ها دوام آورد و بسیاری از بچه­ها را به اسکی بازان زبده بدل نمود»(9).

در حدود سال ۱۳۴۲ هم گویا (اطلاعات دقیقی ندارم) سرگرد برای یک دوره‌ی دیگر رییس فدراسیون اسکی بوده است.

در روز ۱۸ تیر ماه ۱۳۴۶، سرهنگ یحیایی که در آن موقع فرمانده­ی تیپ 20 همدان بود، به اتفاق یک سرباز وارد غار علی‌سرد (علی صدر) شد. آنان با تیوب خوردو وسیله­ای شبیه قایق ساخته بودند و با آن حدود سه ساعت در دهلیزهای غار پیش­روی، و نقاطی را شناسایی کردند. این نخستین بار بود که یک «صاحب منصب» وارد غار می­شد، و نخستین بار بود که پس از شناسایی اولیه­ی غار به دست دیگر کوه‌نوردان (از حدود 1339) چیزی شبیه قایق برای شناسایی این غار به کار می­رفت.

در سال ۱۳۷۲ یحیایی حدود پانصد متر مربع زمین در روستای دربندسر، به منظور ساخت مدرسه­ی کوه­نوردی و اسکی به باشگاه دماوند اهدا کرد، مشابه این کار را تا کنون هیچ کس در کوه­نوردی ایران انجام نداده است­، ضمن آن که خود این فکر، در کشور بدیع و کم­مانند بوده است.

یحیایی قله­های زیادی را صعود کرده بود، و به علت عشقی که به طبیعت داشت، سالیانی دراز، هر هفته چند روز را در باغچه­ای که در دربندسر داشت، به کار دام­­داری و باغبانی مشغول بود. در یک روز شهریور ماه 1380 برای مصاحبه با او، به اتفاق محمد علی ابراهیمی و محمد نوری به دربندسر رفتیم. استخوان­بندی او هنوز نیرومند به نظر می­رسید که حکایت از یک زندگی ورزش­کارانه داشت، اما گذشت زمان و استیلای بیماری او را بر صندلی چرخ­دار نشانده بود، و چشم­هایی که چندین دهه، مشتاقانه در کوه و صحرا زیبایی­ها را می­جست، تقریبا به طور کامل دید خود را از دست داده بودند. مهربانانه ما را پذیرفت، و گفت که همه­ی کوه­های ایران و چندین قله در خارج از کشور را درنوردیده است، و خاطرات بسیاری را باز گفت.

آفتاب به پشت کوه­های دربندسر می­رفت، و خنکای پاییز زودرس آن‌جا و رنگ انداختن برگ­های درختان، سرعت گذر عمر را یادآور می­شد. یحیایی آرام بر صندلی نشسته بود، و مطمئن بودم که اگر نه با چشم سر، با چشم دل و با تمامی حواس دیگرش، از نزدیکی با کوه­ها لذت می­برد. چویبار باریکی از میان باغچه می­گذشت و سبزه­ی کناره­های آن، مخملی چشم­نواز بود. هیچ­گاه خیام را چنین نزدیک ندیده بودم:

این سبزه که امروز تماشاگه ماست                    تا سبزه­ی خاک ما تماشاگه کیست

یحیایی در ۲۸ اسفند ۱۳۸۰ چشم از جهان فرو بست.

 

پی نوشت

  1. محسن محسنین، راهنمای اسکی و تاریخچه­ی کوه­نوردی ایران و جهان، ناشر مولف، تهران1369، ص 3 تا 33، و صحبت­های تیمسار خاکبیز
  2. همان، ص ۱۸۷
  3. همان، ص ۲۰
  4. همان، ص ۳۳
  5. همان، ص ۲۲
  6. بایگانی و یادداشت­های محمد علی ابراهیمی و داوود محمدی
  7. جلیل کتیبه­ای، مجله­­ی کوه، شماره­ی 7، تابستان 1376، ص39
  8. محسن محسنین، همان، ص ۲۵
  9. همان، ص ۲۸

۱۰٫ عبدالله حاجیلو، غار علیصدر، انتشارات بهجو، چاپ دوم(بهار ۱۳۷۶) ص ۵۲

Read More →

Is it safe to travel to Iran

Is it safe to travel to Iran now? Those who travel to Iran tend to report that they feel most unsafe as a pedestrian, as particular norms that are followed in many western countries such as cars stopping automatically at pedestrian crossings are not generally adhered too in Iran.

The post Is it safe to travel to Iran appeared first on SURFIRAN – Iran Tours – Iran Travel Agency and Operator Travel to Iran.

Read More →

Is it safe to travel to Iran

So is it safe to travel to Iran? Those who travel to Iran tend to report that they feel most unsafe as a pedestrian, as particular norms that are followed in many western countries such as cars stopping automatically at pedestrian crossings are not generally adhered too in Iran.

The post Is it safe to travel to Iran appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

مسوول آلودگی هوا کیست؟

 هر سال هزاران ایرانی بر اثر عوارض ناشی از آلودگی هوا می‌میرند، و میلیون‌ها تن دیگر دچار انواع بیماری‌های جسمی و ناراحتی‌های روانی و عقب‌ماندگی‌های ذهنی می‌شوند. مدیران شهرها و همه‌ کسانی که در قوای سه‌گانه‌ی کشور مسوولیت دارند، از آلودگی می‌گویند اما وضع همچنان خطرناک است. گو این که به نظر من (به استناد دیده‌هایم از کوه‌های شمال تهران، و آمارهای رسمی) در دو سه سال اخیر هوا کمی بهتر شده و دست‌کم دود و سیاهی‌ها کم‌تر به چشم می‌خورد، اما باید گفت که اگر در یکی از کشورهای پیشرفته، وضع هوا یک‌دهمِ این هم خراب بود، قطعا مسوولان (در درجه‌ی اول: شهردارانِ) بسیاری استعفا می‌دادند یا برکنار و محاکمه می‌شدند.

گفته‌های مسوولان و تمام مشاهده‌ها حکایت از این دارد که بیش از هفتاد درصد آلودگی هوای شهری مانند تهران، بر اثر شدآمد خودروها و موتور سیکلت‌ها است. اما هیچ اراده‌ی جدی در میان شهرداری‌ها، قانون‌گزاران، و دولت برای محدود کردن اساسی خودروهای شخصی وجود ندارد، و خودروها و موتورها بدل به حاکمان غدّار و خونریز شهرها و جاده‌ها شده اند. آیا این، تاثیر لابی خودروسازان وطنی و واردکنندگان قدرتمند خودرو و موتورسیکلت است؟ آیا نتیجه‌ی تلقین سازمان‌یافته‌ی این پندار به مردم است که هر کس باید یک خودروی شخصی داشته باشد؟ آیا اثر شهرسازی‌های نادرستی است که فاصله‌ی خانه‌ها تا محل کار را تا ده‌ها کیلومتر افزایش داده؟ آیا به خاطر این است که گروه‌هایی نمی‌خواهند سامانه‌ی حمل و نقل همگانی به شکل رضایت‌بخشی گسترش یابد؟ آیا اراده‌ای در کار است که مردم را در هر شبانه‌روز چندین ساعت گرفتار راه‌بندان‌ها کند تا فرصت پرداختن به مشکلات اجتماعی را نداشته باشند؟ آیا نتیجه‌ی القای این تصور نادرست است که کارخانه‌های خودروسازی اشتغال‌آفرین‌های بسیار خوبی هستند؟

به نظر می‌رسد که هر کدام از این فرض‌ها تا حدی درست اند! دست پنهانی در کار است که موضوع پیشگیری از آلودگی هوا را تا آن‌جا پیش نبرد که کم‌ترین تاثیری بر فروش خودروهای شخصی داشته باشد! تجربه‌ی یکی دو روز «زوج و فرد» کردن خودروهای مجاز به رفت و آمد نشان داده که در این حال هم هوا بسیار بهتر می‌شود و هم رفت و آمد اتوبوس‌ها و تاکسی‌ها روان‌تر می‌شود که نتیجه‌ی آن رسیدن راحت‌ترِ همه به کارهایشان است. اما نمی‌گذارند که این تجربه‌ی عالی دائمی شود و یا با اصلاحاتی، فراگیر گردد! چون اگر مردم ببینند که می‌توان با وسایل همگانی راحت‌تر رفت و آمد کرد، کم‌تر خودروی شخصی خواهند خرید.

طرح‌های تخیلی مانند این که موتور خودروها باید اصلاح شود، یا معاینه‌ی فنی خودروها در دوره‌های کوتاه‌تری صورت گیرد، با توجه به انواع تحریم‌هایی که کشور ما با آن روبرو است؛ با توجه به فسادهای اداری (که امکان می‌دهد با پول برگه‌ی معاینه‌ی فنی بگیرید)؛ و با توجه به این که در پیشرفته‌ترین کشورها با کارآمدترین خودروها هم باز مشکل راهبندان‌ها و آلودگی و گرم شدن زمین برقرار است، به هیچ جا نخواهد رسید. موعظه‌های اخلاقی برای مردم که از وسیله‌ی شخصی کم‌تر استفاده کنند، نیز تاثیر بسیار کمی دارد، چرا که مسوولیت اصلی متوجه دارندگان قدرتِ قانون‌گزاری و اِعمال قانون است. تنها راه برای قابل تنفس کردن هوای شهرهای بزرگ، محدود کردن جدی امکان شدآمد خودروها و موتورهای شخصی است. راه‌های آن هم بسیار ساده و در دسترس است… اگر بخواهند و بگذارند!

یادداشت‌های مرتبط:
روزگار تهران‌، همان‌ است که بود (همشهری 30/10/1387)
هوای آلوده به سیاست (خبرآنلاین)
می خواهیم نفس بکشیم! (رسانه‌های گوناگون، دی ماه 1390)
آیا شهرداری و دیگر مسوولان، می‌خواهند آلودگی هوا را رفع کنند؟! (خبرآنلاین)

Read More →

جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها؛ مهلت تا دوشنبه

 مقاله‌ها، کتاب‌ها، گزارش‌ها، و یادداشت‌هایی را که در زمینه‌ی کوه‌نوردی و حفاظت کوهستان نوشته شده و به صورت کاغذی (در مطبوعات / به شکل کتاب) یا در فضای مجازی منتشر شده است، می‌توانید تا آخر روز دوشنبه اول آذر برای دومین دوره‌ی جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها بفرستید.

در این جشنواره به آثار برگزیده، تندیس، لوح تقدیر، و جایزه‌ی نقدی داده خواهد شد.

این جشنواره، یک مسابقه نیست؛ فرصتی است برای نکوداشت کسانی که برای کوهستان و کوه‌نوردی قلم می‌زنند!

اطلاعات بیشتر در:   این‌‌جا

 

Read More →

An Amazing Adventure With A Swiss Family At The Iran’s Golestan National Park

My adventure trip with the Swiss family at the Iran’s Golestan National Park was one of the best trips I ever had and experienced.

The post An Amazing Adventure With A Swiss Family At The Iran’s Golestan National Park appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها

دومین دوره‌ی جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها از سوی بنیاد محمدی‌فر و انجمن کوه‌نوردان ایران در روز جهانی کوهستان (11 دسامبر/ 21 آذر) برگزار خواهد شد.

پدیدآورندگان کتاب‌ و مقاله‌ با موضوع کوه‌نوردی یا حفاظت محیط‌های کوهستانی، چه آن‌ها که چاپ شده اند و چه آن‌ها که در فضای مجازی منتشر شده اند، می‌توانند آثار خود را تا اول آذر برای شرکت در جشنواره بفرستند.

اطلاعات بیشتر در:   این‌‌جا

 

Read More →

جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها

دومین دوره‌ی جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها از سوی بنیاد محمدی‌فر و انجمن کوه‌نوردان ایران در روز جهانی کوهستان (11 دسامبر/ 21 آذر) برگزار خواهد شد.

پدیدآورندگان کتاب‌ و مقاله‌ با موضوع کوه‌نوردی یا حفاظت محیط‌های کوهستانی، چه آن‌ها که چاپ شده و چه آن‌ها که در فضای مجازی منتشر شده، می‌توانند آثار خود را تا اول آذر برای شرکت در جشنواره بفرستند.

اطلاعات بیشتر در:   این‌‌جا

 

Read More →

Page 12 of 821« First...1011121314...203040...Last »