گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

فراخوان برای کمک حیات وحش منطقه‌ی خوش‌ییلاق

دوستان سبزاندیش را به کمک در تامین بخشی از علوفه‌ی مورد نیاز حیات وحش منطقه‌ی خوش‌ییلاق فرا می‌خوانیم.

سرمای زمستان جستجوی غذا را برای حیات وحش به ویژه در مناطق کوهستانی دشوار کرده است. گرچه برخی از کارشناسان تاکید دارند علوفه‌دهی به حیات وحش اقدامی نادرست است و می‌تواند آنها را به گونه‌هایی دست‌آموز تبدیل کند، اما زمانی که در پناهگاه حیات وحش آن‌هم  در خوش‌ییلاق تنها 10 آهو باقی مانده باشد، چاره ای نیست جز این‌که برای حفاظت از این تعداد محدود اقدام عاجلی صورت بگیرد. به این منظور موسسه طنین طبیعت تیرگان با همکاری گنجینه‌ی پشتیبان زیست‌بوم در صدد برآمدند با راه اندازی کمپینی از علاقه مندان به حیات وحش و این پناهگاه از آنها دعوت کنند در این حرکت همراه شویم.

لطفا برای اطلاع بیشتر و کمک، به ابنجا بنگرید.

تلاش برای حفظ محیط زیست، فقط سخن گفتن، و حتی فقط اعتراض و نوشتن نیست…!

یادداشت مرتبط: خوراک‌دهی و کمک به حیات وحش؛ آری یا نه؟


Read More →

حامی پرندگان مهاجر باشیم

این یادداشت، در خبرآنلاین نیز کار شده است.

کوشان مهران و عباس محمدی– در منطقه‌ی فریدونکنار مازندران، دو پدیده‌ی متضاد به چشم می‌خورد: از یک‌سو حضور زمستانه‌ی هزاران پرنده‌ی مهاجر و انسان‌های حامی این مخلوقات زیبا و دورپرواز، و از سوی دیگر صیادانی که به نظر می‌رسد (دست‌کم در این ده ساله‌ی اخیر) صید پرنده را از حد سنتی که برای گذران یک زندگی ساده لازم بود، بس فراتر برده و به یک تجارت بزرگ بدل ساخته اند. چگونه می‌توان هم‌زیستی پایدار انسان و حیات وحش را دوباره شکل داد؟

 از حدود ده سال پیش، هر ساله در پاییز و زمستان، آب‌بندان‌های فریدونکنار و سرخرود مازندران به یکی از کانون‌های توجه مدافعان طبیعت بدل می‌شود؛ زیرا در این چند ساله، این آب‌بندان‌ها که در واقع شالیزارهایی هستند که در زمستان در آن‌ها کِشت انجام نمی‌شود، جای فرود شمار بی‌سابقه‌ای قو، این پرنده‌ی درشت‌پیکر و جذاب شده است. از آن‌جا که آب‌بندان‌های محدود منطقه تامین‌کننده‌ی خوراک کافی برای این تعداد از پرندگان درشت نیست، چند کنشگر محیط زیست و چندتایی از سازمان‌های مردمی از ده سال پیش تصمیم گرفتند که با ریختن ذرت و گندم و سبزی، به تغذیه‌ی این قوها کمک کنند. یادآور می‌شود که در گذشته، آبگیرهایی که در اطراف بابلسر تا اسلام‌آباد و سوته و صفاییه‌ی فریدونکنار وجود داشت، جای زمستان‌گذرانیِ قوهای مهاجر بود. اما در این یکی دو دهه، بخش عمده‌ی آبگیرها به زیر ساخت و ساز رفته و تنها جای باقی‌مانده برای قوها در این ناحیه، بخشی از همین فریدونکنار و سرخرود (بیشتر: آب‌بندان‌های وزرا به گستره‌ی حدود 40 هکتار) است. خوراک‌دهی به قوهای مهاجر، سبب راه افتادن دو موج شد: یکی بحث درست یا نادرست بودن خوراک‌دهی به حیات وحش، و دیگر بحث صید انواع پرندگان مهاجر در این منطقه که مورد توجه تماشاگران قوها قرار گرفته است. این صیادی‌ها، دیگر نه مشغله‌ی جنبی چند خانواده‌ی محلی بلکه کسب و کار پول‌ساز و بی‌ضابطه‌ی چندین صیاد بی‌ملاحظه شده که صیادان بومی و قانعِ محل را هم بدنام ساخته اند. بازار فروش پرندگان صیدشده در فریدونکنار، با انبوه مرغابی و چنگر (و دیگر پرندگانی که پیش از این صید نمی‌شدند) به نمایشگاه خونین و بی‌رحمانه‌ی انواع گونه‌های مجاز و غیرمجاز برای صید بدل شده و شهرتی بس منفی یافته که در بیرون از کشور هم بازتاب یافته است.

اهمیت پرندگان مهاجر در خطه‌ی هیرکانی (ساحل دریای کاسپین یا خزر) از زمان‌های دور آن اندازه بوده که پرندگان نمک‌سود، بخشی از خراجِ کالایی تبرستان بوده که برای خلفای عباسی فزستاده می‌شد.

در قرن نوزدهم نیز نمایندگی‌های شرکت‌های روسی و یونانی مستقر در بندر انزلی، خریدار پَر اِگرِت‌ها و حواصیل بودند. شماری از اهالی فریدونکنار، از دیرباز با روش‌های سنتیِ ایجاد آب‌بندان و دام‌گذاری، در فصل سرد سال به صید پرنده می‌پرداخته اند. ناصرالدین شاه در سفر به مازندران در سال 1292 قمری این‌گونه از فریدونکنار یاد می‌کند: « …مردم این‌جا از زن ومرد مثل مردم شهر خوش لباس هستند. اهالی این‌جا کشت و زرع ندارند. کسب و راه معاش آن‌ها منحصرا از صید ماهی و شیلات و شکار طیور دریایی ومرغابی است». دو دهه پیش از آن هم مسعود میرزا ظل السلطان، پسر ناصرالدین شاه که در سن چهارده سالگی فرمانروای مطلق مازندران شده بود، در کنار اشاره به خاطرات شکار قرقاول، به شکار پرندگان مهاجر اشاره کرده بود: «… شاید اگر شب باران و طوفان نباشد، هزار عدد [مرغابی] هم بخواهند می‌گیرند، بسیار بسیار آسان است. بعد به ده آورده و پرهای آن‌ها را ضبط می‌کنند برای فروش، و سرهای آن‌هایی را که سبز است علیحده برای فروش ضبط می‌کنند [پوست سر اردکِ سرسبز برای ساخت “تیپچه”‌ی صید بلدرچین به کار می‌رود] مابقی گوشت‌شان به قدری زیاد است که نمی‌توانند به مصرف برسانند، در رودخانه می‌ریزند».
در سال‌های اخیر، دیدن تعداد زیادی پرنده‌ی سربریده، و ار آن بدتر پرندگانِ زنده‌ای که با پاها و بال‌های شکسته و گره‌زده، زنده در سینی‌های فروش گذاشته شده اند، دل‌های طبیعت‌دوستان را به درد آورده و سبب شده که یادداشت‌های بی‌شماری در مطبوعات و فضای مجازی بر ضد این کشتارها منتشر شود. به‌ویژه باید توجه داشت که در این منطقه، در سال‌های اخیر زشتیِ صید هرگونه پرنده، حتی گونه‌های حمایت‌شده مانند اردک سرسپید، اردک بلوطی، اردک سرسیاه، انواع مرگوس، عروس‌غاز، … و قاچاق پرندگان شکاری که در تورهای هوایی گیر می‌افتند، یا صید قو و باکلان و دیگر پرندگان حرام‌گوشت (چه برای خوردن و چه برای تاکسیدرمی) از میان رفته و بعضن دیده شده که محیط‌بانی و حتی نیروی انتظامی هم یارای رویارویی با صیادان را نداشته اند.

اکنون پرسشِ پیشِ روی ما این است که چگونه باید با این دو پدیده، یعنی خوراک‌دهی به پرندگان مهاجر، و صید بی‌ضابطه برخورد کرد. به نظر می‌رسد که لازم است هم از جنبه‌ی احساسی به ماجرا نگریست و هم به شکلی عقلانی راهکارهایی تدبیر کرد. شماری از کارشناسان محیط زیست معتقد اند که دادن خوراک به پرندگان، خلافِ آن چیزی است که طبیعت مقرر ساخته و در نتیجه موجب زیان نهایی برای پرندگان است. اما طرفدران کمک به پرندگان مهاجر (با احساسی عاشقانه به طبیعت و موجودات آن) می‌گویند در شرایطی که انسان تمامی یا بیشترِ تالاب‌ها و آبگیرها را در منطقه نابود کرده، وظیفه‌ی همین انسان است که در حد معقولی به این مهمانانِ زمستانی کمک کند نا آن‌ها بتوانند دو سه ماهی را در کشور ما بگذرانند و سپس به سرزمین‌های شمالی کره‌ی زمین برگردند(1). نیازی به گفتن نیست که اگر کمکی به حیات وحش صورت گیرد، باید زیر نظر محیط‌بانان و خبرگان و کارشناسانِ محل صورت گیرد تا تغییر معنادار و زیان‌آوری در رفتار طبیعی پرندگان (یا دیگر جانوران) رخ ندهد.

 اما در مورد صیادی باید گفت که صِرفِ محکوم کردن این کار، راه به جایی نمی‌برد. باید توجه داشت که همین درست کردن دامگاه برای صیدهای سنتی (نه صید با تفنگ‌های پرّان که با یک شلیک ده‌ها پرنده را می‌کشد و زخمی می‌کند، یا صید با دام‌های هوایی چندین متری) به‌نوعی یک زیستگاه فصلی برای پرندگان مهاجر پدید آورده است. اگر بتوان، توازنی میان ایجاد دامگاه (یا تالاب مصنوعی) و میزان صید ایجاد کرد، آن‌گاه می‌توان راه‌حلی برای معضل رویاروییِ گروهی از مردم محل با طرفداران طبیعت و محیط بانان یافت. در این زمینه، بد نیست که به سخنان واقع‌بینانه‌ی اسکندر فیروز، پایه‌گذار سازمان حفاظت محیط زیست که نزدیک به پنجاه سال پیش گفته است، اشاره کنیم. فیروز در مجله‌ی شکار و طبیعت، شماره‌ی فروردین 1347 در مورد این که چرا در مدت ده دوازده سال، شمار پرندگانی که به ایران مهاجرت می کردند از حدود سی و پنج میلیون به حدود دوازده میلیون کاهش یافته، می‌گوید: «برخلاف تصور خوانندگان، شکار به معنی از بین بردن پرندگان، دلیل عمده‌ی این کاهش تاسف‌آور نبوده و بلکه علت اصلی، انقراض یا محدود شدن و یا متزلزل شدن پناهگاه‌های این پرندگان بوده است. در این دوران، ایران از لحاظ خشکسالی‌های متوالی دچار قهر طبیعت بوده و به موازات سیر طبیعت، بشر مناطق نسبتا فراوانی را، بخصوص در نواحی شمالی، که سابق در زیر آب قرار داشته [تالاب بوده] برای استفاده‌ی خود خشک کرده است و لذا روی‌هم‌رفته میزان قابل توجهی از فضای حیاتی این حیوانات از حیز انتفاع خارج گردیده است… نکته‌ی جالب توجه در این زمینه این است که برخلاف معمول، مفیدترین عوامل برای حفظ و نگهدای انواع مرغابی همان اشخاصی هستند که برای کسب و تجارت، از این پرندگان بهره‌برداری می‌نمایند. البته سخن از توسل به تور هوایی در میان نبوده، بلکه غرض از این اشاره همانا … گرفتن مرغابی در تاریکی شب بوسیله تشت و تور دستی است… طریقه‌ای بی سر و صدا، و در حالی که چندین هزار مرغابی مشغول استراحت هستند، بدون کوچک‌ترین جنجالی بیست یا سی یا حداکثر پنجاه پرنده دستگیر می‌شوند. پرندگان به هیج‌وجه مضطرب یا متفرق نمی‌شوند، و بدیهی است که اردک‌های زخمی هم باقی نمی‌مانند که این خود یکی از مضرترین عواقب تیراندازی محسوب می‌گردد. خلاصه می‌توان گفت که هفتاد یا هشتاد آب‌بندانی که در شمال ایران جهت تامین این حرفه تهیه می‌گردد در امر جلب و حفظ پرندگان مهاجر سهم بسزایی دارد».

 امروزه، مهم‌ترین کاری که لازم است کنشگران محیط زیست انجام دهند، شاید این باشد که یک گفتگو و اعتمادسازی میان صیادان سنتی که از نسل‌کُشیِ پرندگان بیزار اند و دوستداران محیط زیست سامان دهند. هدف این فرآیند می‌تواند این‌ها باشد: کاهش صید پرندگان به میزانی که آسیب جدّی به بقای آن‌ها وارد نشود؛ جلوگیری از صید پرندگان حمایت‌شده و درخطر انقراض؛ کنار گذاشتن روش‌های صید انبوه (مانند تور هوایی)؛ انسانی ساختن صید و فروش (خودداری از زنده و پر و بال‌بسته فروختن پرندگان، و سر بریدن آن‌ها در برابر چشم همگان،…)؛ و حفظ روند ایجاد آب‌بندان در زمستان‌ها (که حتمن برای محلی‌ها باید توجیه اقتصادی داشته باشد). اگر این کارها صورت نگیرد، از یک‌سو به‌سرعت جمعیت پرندگانی که به ایران می‌آیند کاهش خواهد یافت، و از سوی دیگر بی‌اقتداری مسوولانِ حفظ سرمایه‌های طبیعی به جایی خواهد رسید که یک نُمود از آن را در سخنان یکی دو سال پیش مشاور رییس سازمان حفاظت محیط زیست دیدیم: «همراه مدیرکل حفاظت محیط زیست استان مازندران، [مامورانی از] فرمانداری فریدونکنار، و جمعی از محیط‌بانان و نیروهای انتظامی به قصد جمع کردن تورهای هوایی به فریدونکنار رفتیم، ولی در بین راه، از استانداری تلفن شد که از رفتن به فریدونکنار اجتناب کنید».

 بی‌اعتنایی به منافع اقتصادی مردم محل، و اصرار بر منع کلی صید پرنده، می‌تواند به تشدید تغییر کاربری شالیزارها (که هم‌اینک نیز آگهی فروش‌شان در مطبوعات و فضای مجازی بیداد می‌کند) بیانجامد. نتیجه، نابود شدن همین آب‌بندان‌ها خواهد بود که در حکم تالاب‌های موقتی هستند.

 

فریدونکنار 1

 

فریدونکنار 2

 

پی‌نوشت

 در این یادداشت، از عکس ها و راهنمایی‌های محمدعلی الله‌قلی کارشناس و کنشگر محیط زیست که چندین سال است در زمستان‌ها حامی پرندگان مهاجر فریدونکنار است، بهره گرفته ایم.

 1) در این مورد، می‌توانید بنگرید به نوشتارهای عباس محمدی با عنوان خوراک‌دهی به حیات وحش؛ درست‌ها و نادرست‌ها، تارنمای دیده‌بان کوهستان 17/11/1387 و خوراک‌دهی و کمک به حیات وحش؛ آری یا نه، خبرآنلاین 9/12/1392 و : یادداشت کوشان مهران با عنوان ضرورت کمک به حیات وحش در زمستان، در تارنمای دیده‌بان کوهستان 26/11/1392


Read More →

کارگاه آموزشیِ پرورش و نگهداری گیاهان آپارتمانی

سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵

ساعت ۱۷ تا ۲۰

 

مفاهیم و محتوای کارگاه

  • اهمیت گیاهان آپارتمانی در زندگی امروزین
  • معرفی چند گونه از گیاهان آپارتمانی سازگار با شرایط تهران
  • کاشت و تکثیر عملی چند گیاه
  • تبادل تجربه و پیشنهاد برای حفظ گیاهان

 

آموزشگر: عباس محمدی

کارشناس کشاورزی، کنشگر محیط زیست، مربی کوه‌نوردی، مدیر گروه دیده‌بان کوهستان

             

مسئول ثبت نام: مینا غنی

لطفا با این شماره‌ها تماس تلفنی گرفته شود: 09398592690 –  66712243

 

  •  هزینه: 10 هزار تومان
  •  ظرفیت دوره: 20 نفر (اولویت با افرادی است که زودتر ثبت ‌نام می‌کنند)
  • محل برگزاری: تهران، خیابان انقلاب، جنب لاله زار نو، شماره‌ی 590 (ساختمان609)، طبقه­ 4، واحد 12، دفتر مرکزی انجمن کوهنوردان ایران

 

Read More →

کوه بهرآسمان و تهدید معدن

یادداشت مرا با این عنوان می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.

Read More →

ششمین جشنواره‌ی فیلم‌های کوه‌نوردی و کوهستان

انجمن کوه‌نوردان ایران برگزار می‌کند؛

ششمین جشنواره‌ی فیلم‌های کوه‌نوردی و کوهستان، 30 دی و 1 بهمن 1395

دوره‌های پیشین این جشنواره، با عنوان «جشنواره‌ی فیلم و گزارش‌های کوه‌نوردی» در سال‌های 83، 85، 87، 89، و 92 برگزار شده است. از امسال، بخشِ گزارش‌های کوه‌نوردی به «جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها» واگذار و برای فیلم‌ها یک جشنواره‌ی مستقل در نظر گرفته شد.

با توجه به تمدید مهلت فرستادن آثار، از اشخاصی که فیلم‌هایی در زمینه‌ی کوه‌نوردی، یا درباره‌ی محیط‌های کوهستانی ساخته اند، درخواست می‌کنیم آثار خود را تا دوازدهم دی به دفتر انجمن کوه‌نوردان ایران (تهران- خیابان انقلاب، جنب لاله‌زار، شماره‌ی 590، واحد 12) برسانند یا با دبیر جشنواره (آقای وحید بهرامی 09123334045) تماس بگیرند.

 

Read More →

نیازمند کمک مالی هستیم!

کمک‌های مالی کوچک شما می‌تواند در افزایش حساسیت یک جامعه‌ی روستایی یا دام‌دار نسبت به محیط زیست موثر باشد؛ می‌تواند یک مدافعِ طبیعت کشور را که در دفاع از محیط زیست، ناخواسته وارد درگیری و به پرداخت دیه محکوم شده است، نجات دهد؛ می‌تواند به حفظ حیات وحش یا پوشش گیاهی یک منطقه (این میراث‌های ارزشمندِ ما) کمک کند؛ و می‌تواند ادای دِین باشد به طبیعت این سرزمین که بی هیچ هزینه‌ای، بیشترین لذت‌ها را برایمان فراهم می‌سازد.

لطفا وارد لینک زیر شوید و به تشکل‌های «گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم» و «نذری برای طبیعت» که نهادهای نیکوکاریِ محیط زیستی هستند، در برنامه‌ی «کمک به حامیان پلنگ ماسال» یاری رسانید.

http://fundorun.com/campaign/nazretabiat/422

توجه داشته باشید که گردانندگان این دو تشکل، نه تنها یک ریال برای کوشش‌های خود برداشت نمی‌کنند، بلکه خود نیز برای هدف‌های تعیین‌شده در هر زمان، کمک مالی می‌کنند.

Read More →

شب چله‌ی محیط زیستی

شب چله، مانند بسیاری از دیگر رسم‌ها و جشن‌های ایرانی، با طبیعت و پدیده‌های طبیعی پیوند دارد. در آیین‌های ایرانی، گردش زمین و رخ دادن اعتدال‌های بهاری و پاییزی، آغاز روزهای بلندترِ سال (از ابتدای زمستان)، نکوداشت روشنایی، طلب باران، شکرگزاری برای فرارسیدن گاهِ برداشت محصول، و مانند این‌ها، همگی انگیزه‌هایی برای برگزاری جشن بوده است.

بیاییم آیین کهن دورهم‌نشینی در شب چله را، با نگاهی تازه به ریشه‌های طبیعی آن، به رسمی هماهنگ با محیط زیست و آیینی برای نکوداشت «مادر زمین» بدل سازیم. برای دستیابی به این هدف می‌توانیم:

  • در این شب، بیشتر از خوراک‌های گیاهی استفاده کنیم و گوشت نخوریم یا کم‌تر بخوریم.
  • از ظرف‌ها و سفره‌های دورانداختنی استفاده نکنیم.
  • یکی دو لامپ و دستگاه‌ برقی اضافه را خاموش کنیم.
  • درجه‌ی حرارت اتاق‌ها را پایین‌تر بیاوریم و پوشاک گرم بپوشیم؛ بگذاریم فرارسیدن زمستان و تغییر فصل را احساس کنیم!
  • به مصرفِ کم‌ترِ آب بیاندیشیم.
  • با دیگران از زیبایی‌های طبیعت و ضرورت حفاظت از آن‌ سخن بگوییم.
  • برای رفتن به خانه‌ی خویشان و دوستان، تا حد امکان از وسیله‌های همگانی یا مشترک استفاده کنیم.
  • اگر با خودروی شخصی به مهمانی می‌رویم، با خود عهد کنیم که به جبران آن، دست‌کم یکی دو روز از خودروی شخصی استفاده نکنیم.
  • هنگامی که دورهم هستیم، تلویزیون و گوشی‌های همراه را خاموش کنیم و خود را برای ساعتی از شرّ امواج آسوده سازیم و به‌سادگی، صفا کنیم!

Read More →

شب چله‌ی محیط زیستی

شب چله، مانند بسیاری از دیگر رسم‌ها و جشن‌های ایرانی، با طبیعت و پدیده‌های طبیعی پیوند دارد. در آیین‌های ایرانی، گردش زمین و رخ دادن اعتدال‌های بهاری و پاییزی، آغاز روزهای بلندترِ سال (از ابتدای زمستان)، نکوداشت روشنایی، طلب باران، شکرگزاری برای فرارسیدن گاهِ برداشت محصول، و مانند این‌ها، همگی انگیزه‌هایی برای برگزاری جشن بوده است.

بیاییم آیین کهن دورهم‌نشینی در شب چله را، با نگاهی تازه به ریشه‌های طبیعی آن، به رسمی هماهنگ با محیط زیست و آیینی برای نکوداشت «مادر زمین» بدل سازیم. برای دستیابی به این هدف می‌توانیم:

  • در این شب، بیشتر از خوراک‌های گیاهی استفاده کنیم و گوشت نخوریم یا کم‌تر بخوریم.
  • از ظرف‌ها و سفره‌های دورانداختنی استفاده نکنیم.
  • یکی دو لامپ و دستگاه‌ برقی اضافه را خاموش کنیم.
  • درجه‌ی حرارت اتاق‌ها را پایین‌تر بیاوریم و پوشاک گرم بپوشیم؛ بگذاریم فرارسیدن زمستان و تغییر فصل را احساس کنیم!
  • به مصرفِ کم‌ترِ آب بیاندیشیم.
  • با دیگران از زیبایی‌های طبیعت و ضرورت حفاظت از آن‌ سخن بگوییم.
  • برای رفتن به خانه‌ی خویشان و دوستان، تا حد امکان از وسیله‌های همگانی یا مشترک استفاده کنیم.
  • اگر با خودروی شخصی به مهمانی می‌رویم، با خود عهد کنیم که به جبران آن، دست‌کم یکی دو روز از خودروی شخصی استفاده نکنیم.
  • هنگامی که دورهم هستیم، تلویزیون و گوشی‌های همراه را خاموش کنیم و خود را برای ساعتی از شرّ امواج آسوده سازیم و به‌سادگی، صفا کنیم!

Read More →

محیط زیست و سینما؛ با نگاهی به فیلم مادرکُشی

«مادرکشی» اثری ممتاز در سینمای مستند محیط زیستی

از حدود ده سال پیش (یعنی از زمانی که پایان ساخت سد سیوند نزدیک می‌شد) نقد پروژه‌ی سدسازی در ایران، در فضای عمومی کشور جدی شد. از آن زمان، هزاران یادداشت و  خبر و مقاله درباره‌ی اثرات منفی سدسازی بر منابع آبی و محیط زیست کشور نوشته شده که نتیجه‌ی آن‌ها این بوده که دیگر کسی نمی‌تواند باافتخار و بی‌دغدغه درباره‌ی مسدود کردن مسیر رودخانه‌های پرخروش سخن‌سرایی کند. اما، فیلم مادرکُشی به کارگردانی کمیل سوهانی را می‌توان اثری خواند که به تنهایی بیش از بسیاری از مقاله‌های منتقدانه، چشم‌ها را به واقعیت تلخ سدسازی باز کرده است. دلیل هم شاید این باشد که مادرکشی، یک اثر دیداری است؛ آن‌چه که در مقاله‌ها و کتاب‌ها نوشته و واکاوی شده، در این فیلم در برابر چشم قرار می‌گیرد. و این‌جا است که تاثیر معجزه‌آسای آثار هنری بر افکار عمومی دیده می‌شود.

در میان مستند سازان کشور، افرادی هستند که فیلم‌های برجسته و به‌یاد‌ماندنی با موضوع محیط زیست ساخته اند (در این‌جا، منظور فیلم هایی نیست که فقط زیبایی طبیعت یا حیات وحش را نشان می دهد، بلکه منظور آن هایی است که مشکلات و چالش های محیط زیستی را طرح می‌سازند) که در میان آنان، فرهاد ورهرام با آثاری مانند گذر شهر بر آب (درباره‌ی روددره‌های تهران)، و  یکی بر سر شاخ بن می برید (درباره‌ی جنگل‌های شمال)، و… جایگاه برجسته ای دارد. فیلم هایی مانند حیات آبی خلیج فارس به کارگردانی سعید ابوطالب (1382)، مرگ دلفین‌ها به کارگردانی جعفر عبدی پور (1386)، ژئوپارک قشم  به کارگردانی رضا نظام‌دوست، فیلم مستند و ماجرادار در جستجوی پلنگ ایرانی به کارگردانی فتح‌الله امیری که در جشنواره‌ی فیلم فجر 1390 برنده‌ی سیمرغ بلورین بهترین مستند شد، از مستندهای زیبا و تاثیرگذار زیست‌محیطی چند سال اخیر هستند. در میان معدود مستندهای مرتبط با موضوع آب و سد، مادرم بلوط به کارگردانی محمود رحمانی، فیلم‌سازی که اصلیت او از بختیاری های خوزستان است (قومی که بیشترین آسیب ها را از پروژه‌های سد‌سازی متحمل شده) کاری از هر حیث ویژه و تماشایی است. این فیلم را می‌توان اثری متفاوت در گونه (ژانر) مستند دانست که در آن واقعیت، حقیقت، تخیل و داستان‌پردازی در هم آمیخته شده و بیننده را در ارتباط با موضوع آبگیری یک سد، سخت متاثر می‌کند. فرشته جغتایی نیز یک مستند با عنوان دره‌ی ما چه سرسبز بود با موضوع سدسازی ساخته است که در آن، مویه‌های اهالی یک دهکده که مکان مقدس‌شان غرق می‌شود، به‌راستی تکان‌دهنده است. حتی در میان هنرمندان “مردمی” (از آن دسته هنرمندان که در تلویزیون و مراسم ها و کوچه و بازار آثار عوام پسند اجرا می‌کنند) گروهایی را سراغ دارم که در مدرسه‌ها و مناسبت‌های خاص، برای بچه‌ها و بزرگ‌تران نمایشنامه‌های محیط زیستی اجرا می‌کنند.

 اما در میان سینماگران ایران،  آثاری با مضمون یا اشاره‌های محیط زیستی بسیار نادر اند: در فیلم خاک آشنا به کارگردانی بهمن فرمان آرا، شخصیت اصلی فیلم (خودِ فرمان آرا) می‌گوید که برای فرار از آلودگی هوا و آلودگی صوتی تهران به آن نقطه‌ی دور از شهر آمده است. در همین فیلم، خدمتکار محلیِ خانه به مامور اداره‌ی برق می‌گوید که آتش زدن لانه‌ی زنبورها شگون ندارد، و ماموری که این کار را می‌کند، بعدا می‌میرد. در آخر فیلم هم “بابک” یک مشت خاک را عاشقانه در دست می‌گیرد. در فیلم به رنگ ارغوان، ابراهیم حاتمی‌کیا اشاره‌ی مشخص‌تری به یک موضوع اجتماعی- زیست‌محیطی دارد؛ گروهی دانشجو، در اعتراض به ساخت جاده در جنگل ابر تجمع می‌کنند و… . در این فیلم، یکی از چهره‌های شاخص و فعال محیط زیست ایران، دکتر اسماعیل کهرم، نقش استاد دانشگاه را دارد که در زندگی واقعی نیز چنین است. فیلم نارنجی‌پوش داریوش مهرجویی هم شاید تنها فیلم‌ سینمایی و همه‌پسند ایرانی بوده که یکسره به موضوعی محیط زیستی (زباله) می‌پردازد.

آیا به جز این چند مورد، فیلم سینمایی با اشاره های محیط زیستی داریم؟  دقیقا نمی‌دانم، اما در مقام یک فعال محیط زیست که خبرهای این حوزه را پی‌گیری می‌کنم، چیز زیادی در این زمینه نشنیده ام و از این رو، این را قرینه‌ای بر کم‌توجهی سینماگران ایرانی به موضوع محیط زیست که بی‌تردید یکی از مهم‌ترین چالش های پیشِ روی انسان امروز است، می‌دانم.

البته، می‌دانیم که در میان فیلم‌سازان و هنرپیشگان ایرانی، شخصیت‌هایی هستند که گرایه‌ی محیط زیستی دارند و خوشبختانه شمار آنان رو به فزونی است: علیرضا خمسه، از این دسته افراد است و حتی می توان او را یک “کنشگر محیط زیست” خواند؛ در کارنامه‌ی او، اجرای تیاتر محیط زیستی با عنوان صلح و محیط زیست  (1378)، داوری چهارمین جشنواره‌ی فیلم های سبز(1384)، مصاحبه‌های زیست‌محیطی، و حمایت از “طرح خجیربان” که انجمن پایشگران محیط زیست ارایه داده است (1390)، وجود دارد. مرضیه برومند، کارگردان و تهیه کننده‌ی برنامه‌های تلویزیونی، با مجموعه‌ی تلویزیونی  آب پریا  به مشکلات محیط زیست کشور پرداخته است. برومند برای ساخت بهتر این مجموعه، با نمایندگان چند سازمان مردم‌نهاد (ان جی او) هم نشست داشته است. خسرو معصومی کارگردان سینما و تلویزیون، دو سه فیلم محیط زیستی ساخته که به گفته‌ی خودش چون «سینمای ایران دغدغه‌ی محیط زیست ندارد» و حمایتی از او نشده، نتوانسته کار را ادامه دهد. رضا کیانیان، بازیگری است که عنوان «سفیر محیط زیست» یافته است. شهره سلطانی حامی چند سازمان مردم‌نهاد، از جمله گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم بوده است. در یکی دو سال اخیر، چند بازیگر و مجری مانند رامبد جوان و مهران مدیری هم به مبلغان محیط زیست بدل شده و در برنامه‌های تلویزیونی «خندوانه» و «دورهمی» که به دلیل فضای شاد، بیننده‌ی زیاد هم دارند، گاه به موضوع‌های محیط زیستی می‌پردازند.

از این‌ها گذشته، در چند سال اخیر، اینجا و آنجا انتقادهای گذرایی از اوضاع محیط زیستی کشور، از سوی سینماگران برجسته‌ی کشور خوانده ام: گِله‌ی ناصر تقوایی از بریده شدن درختان جلوی موزه‌ی سینما، یادداشت پر سوز بهرام بیضایی از بریده شدن درختان در آجودانیه‌ی تهران و سنگ و سیمان کردن اطراف آن‌ها، و انتقاد مجید مجیدی از نابودسازی بافت تاریخی پامنار و باغ‌های شمیران… . در عین حال، نمی‌توان حرکت‌هایی مانند جشنواره‌ی فیلم‌های سبز و افتتاح «سینمای محیط زیست» توسط ستاد محیط زیست و توسعه‌ی پایدار شهرداری تهران (در موزه‌ی حیات وحش دارآباد، به مناسبت هفته‌ی محیط زیست 1389) و دوره‌های بعدی جشنواره‌ی یادشده را نادیده گرفت. نیز می‌توان یاد کرد از حمایت بازیگران و دیگر اهالی سینما (شخصیت‌هایی مانند مهتاب کرامتی، بهرام رادان، علیرضا خمسه، کتایون ریاحی، آتیلا پسیانی، و…) از برنامه‌های درخت‌کاری در اسفند ماه 1394، و ورود فعالانه‌ی بازیگرانی چون رضا کیانیان و میترا حجار به موضوع‌های محیط زیستی (نجات دریاچه‌ی اورمیه، حمایت از محیط‌بانان، حفاظت از دماوند، حمایت از حقوق حیوانات،…) که به‌ویژه در سال 1395 نمود مشخص و موثری در جامعه یافت.

 

اکنون، فیلم مادرکشی را که البته در سینماها و برای عموم مردم به نمایش در نیامده، اثری می‌یابیم که  تاثیر گسترده‌ای، دست‌کم بر گروه‌های روشنفکری و دغدغه‌مندان محیط زیست و بخشی از مدیران آب و منابع طبیعی کشور داشته است. این فیلم، یک «مستند» به معنای واقعی کلمه است که تاریخ سدسازی در ایران و تفکری را که در پشت آن خوابیده، با ارایه‌ی سند به تصویر کشیده است. نکته‌ی در خور توجه در این فیلم – سوای این که کارگردان، چه زحمتی برای گردآوری این همه مستندات تصویری و نوشتاری داشته، و چه هنری به خرج داده – این است که سفارش دهنده‌ی آن یک دستگاه دولتی (مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری) است. همچنین یک مقام دولتی دیگر (محمد درویش، مدیرکل آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست) هم مبلغ این فیلم بوده و سبب‌ساز نمایش آن در چند ده محفل دانشگاهی و صنفی و جز آن بوده است. با توجه به این نکته، به نظر می‌رسد که تلاش کنشگران محیط زیست سرانجام تا حدی به بار نشسته و مقام‌های تصمیم‌گیرنده گویا قصد دارند که نگاهی منتقدانه به پروژه‌های توسعه،  که یکی از بی‌ملاحظه‌ترین آن‌ها پروژه‌ی سدسازی بوده، بیاندازند.


Read More →

محیط زیست و سینما؛ با نگاهی به فیلم مادرکُشی

«مادرکشی» اثری ممتاز در سینمای مستند محیط زیستی

از حدود ده سال پیش (یعنی از زمانی که پایان ساخت سد سیوند نزدیک می‌شد) نقد پروژه‌ی سدسازی در ایران، در فضای عمومی کشور جدی شد. از آن زمان، هزاران یادداشت و  خبر و مقاله درباره‌ی اثرات منفی سدسازی بر منابع آبی و محیط زیست کشور نوشته شده که نتیجه‌ی آن‌ها این بوده که دیگر کسی نمی‌تواند باافتخار و بی‌دغدغه درباره‌ی مسدود کردن مسیر رودخانه‌های پرخروش سخن‌سرایی کند. اما، فیلم مادرکُشی به کارگردانی کمیل سوهانی را می‌توان اثری خواند که به تنهایی بیش از بسیاری از مقاله‌های منتقدانه، چشم‌ها را به واقعیت تلخ سدسازی باز کرده است. دلیل هم شاید این باشد که مادرکشی، یک اثر دیداری است؛ آن‌چه که در مقاله‌ها و کتاب‌ها نوشته و واکاوی شده، در این فیلم در برابر چشم قرار می‌گیرد. و این‌جا است که تاثیر معجزه‌آسای آثار هنری بر افکار عمومی دیده می‌شود.

در میان مستند سازان کشور، افرادی هستند که فیلم‌های برجسته و به‌یاد‌ماندنی با موضوع محیط زیست ساخته اند (در این‌جا، منظور فیلم هایی نیست که فقط زیبایی طبیعت یا حیات وحش را نشان می دهد، بلکه منظور آن هایی است که مشکلات و چالش های محیط زیستی را طرح می‌سازند) که در میان آنان، فرهاد ورهرام با آثاری مانند گذر شهر بر آب (درباره‌ی روددره‌های تهران)، و  یکی بر سر شاخ بن می برید (درباره‌ی جنگل‌های شمال)، و… جایگاه برجسته ای دارد. فیلم هایی مانند حیات آبی خلیج فارس به کارگردانی سعید ابوطالب (1382)، مرگ دلفین‌ها به کارگردانی جعفر عبدی پور (1386)، ژئوپارک قشم  به کارگردانی رضا نظام‌دوست، فیلم مستند و ماجرادار در جستجوی پلنگ ایرانی به کارگردانی فتح‌الله امیری که در جشنواره‌ی فیلم فجر 1390 برنده‌ی سیمرغ بلورین بهترین مستند شد، از مستندهای زیبا و تاثیرگذار زیست‌محیطی چند سال اخیر هستند. در میان معدود مستندهای مرتبط با موضوع آب و سد، مادرم بلوط به کارگردانی محمود رحمانی، فیلم‌سازی که اصلیت او از بختیاری های خوزستان است (قومی که بیشترین آسیب ها را از پروژه‌های سد‌سازی متحمل شده) کاری از هر حیث ویژه و تماشایی است. این فیلم را می‌توان اثری متفاوت در گونه (ژانر) مستند دانست که در آن واقعیت، حقیقت، تخیل و داستان‌پردازی در هم آمیخته شده و بیننده را در ارتباط با موضوع آبگیری یک سد، سخت متاثر می‌کند. فرشته جغتایی نیز یک مستند با عنوان دره‌ی ما چه سرسبز بود با موضوع سدسازی ساخته است که در آن، مویه‌های اهالی یک دهکده که مکان مقدس‌شان غرق می‌شود، به‌راستی تکان‌دهنده است. حتی در میان هنرمندان “مردمی” (از آن دسته هنرمندان که در تلویزیون و مراسم ها و کوچه و بازار آثار عوام پسند اجرا می‌کنند) گروهایی را سراغ دارم که در مدرسه‌ها و مناسبت‌های خاص، برای بچه‌ها و بزرگ‌تران نمایشنامه‌های محیط زیستی اجرا می‌کنند.

 اما در میان سینماگران ایران،  آثاری با مضمون یا اشاره‌های محیط زیستی بسیار نادر اند: در فیلم خاک آشنا به کارگردانی بهمن فرمان آرا، شخصیت اصلی فیلم (خودِ فرمان آرا) می‌گوید که برای فرار از آلودگی هوا و آلودگی صوتی تهران به آن نقطه‌ی دور از شهر آمده است. در همین فیلم، خدمتکار محلیِ خانه به مامور اداره‌ی برق می‌گوید که آتش زدن لانه‌ی زنبورها شگون ندارد، و ماموری که این کار را می‌کند، بعدا می‌میرد. در آخر فیلم هم “بابک” یک مشت خاک را عاشقانه در دست می‌گیرد. در فیلم به رنگ ارغوان، ابراهیم حاتمی‌کیا اشاره‌ی مشخص‌تری به یک موضوع اجتماعی- زیست‌محیطی دارد؛ گروهی دانشجو، در اعتراض به ساخت جاده در جنگل ابر تجمع می‌کنند و… . در این فیلم، یکی از چهره‌های شاخص و فعال محیط زیست ایران، دکتر اسماعیل کهرم، نقش استاد دانشگاه را دارد که در زندگی واقعی نیز چنین است. فیلم نارنجی‌پوش داریوش مهرجویی هم شاید تنها فیلم‌ سینمایی و همه‌پسند ایرانی بوده که یکسره به موضوعی محیط زیستی (زباله) می‌پردازد.

آیا به جز این چند مورد، فیلم سینمایی با اشاره های محیط زیستی داریم؟  دقیقا نمی‌دانم، اما در مقام یک فعال محیط زیست که خبرهای این حوزه را پی‌گیری می‌کنم، چیز زیادی در این زمینه نشنیده ام و از این رو، این را قرینه‌ای بر کم‌توجهی سینماگران ایرانی به موضوع محیط زیست که بی‌تردید یکی از مهم‌ترین چالش های پیشِ روی انسان امروز است، می‌دانم.

البته، می‌دانیم که در میان فیلم‌سازان و هنرپیشگان ایرانی، شخصیت‌هایی هستند که گرایه‌ی محیط زیستی دارند و خوشبختانه شمار آنان رو به فزونی است: علیرضا خمسه، از این دسته افراد است و حتی می توان او را یک “کنشگر محیط زیست” خواند؛ در کارنامه‌ی او، اجرای تیاتر محیط زیستی با عنوان صلح و محیط زیست  (1378)، داوری چهارمین جشنواره‌ی فیلم های سبز(1384)، مصاحبه‌های زیست‌محیطی، و حمایت از “طرح خجیربان” که انجمن پایشگران محیط زیست ارایه داده است (1390)، وجود دارد. مرضیه برومند، کارگردان و تهیه کننده‌ی برنامه‌های تلویزیونی، با مجموعه‌ی تلویزیونی  آب پریا  به مشکلات محیط زیست کشور پرداخته است. برومند برای ساخت بهتر این مجموعه، با نمایندگان چند سازمان مردم‌نهاد (ان جی او) هم نشست داشته است. خسرو معصومی کارگردان سینما و تلویزیون، دو سه فیلم محیط زیستی ساخته که به گفته‌ی خودش چون «سینمای ایران دغدغه‌ی محیط زیست ندارد» و حمایتی از او نشده، نتوانسته کار را ادامه دهد. رضا کیانیان، بازیگری است که عنوان «سفیر محیط زیست» یافته است. شهره سلطانی حامی چند سازمان مردم‌نهاد، از جمله گنجه‌ی پشتیبان زیست‌بوم بوده است. در یکی دو سال اخیر، چند بازیگر و مجری مانند رامبد جوان و مهران مدیری هم به مبلغان محیط زیست بدل شده و در برنامه‌های تلویزیونی «خندوانه» و «دورهمی» که به دلیل فضای شاد، بیننده‌ی زیاد هم دارند، گاه به موضوع‌های محیط زیستی می‌پردازند.

از این‌ها گذشته، در چند سال اخیر، اینجا و آنجا انتقادهای گذرایی از اوضاع محیط زیستی کشور، از سوی سینماگران برجسته‌ی کشور خوانده ام: گِله‌ی ناصر تقوایی از بریده شدن درختان جلوی موزه‌ی سینما، یادداشت پر سوز بهرام بیضایی از بریده شدن درختان در آجودانیه‌ی تهران و سنگ و سیمان کردن اطراف آن‌ها، و انتقاد مجید مجیدی از نابودسازی بافت تاریخی پامنار و باغ‌های شمیران… . در عین حال، نمی‌توان حرکت‌هایی مانند جشنواره‌ی فیلم‌های سبز و افتتاح «سینمای محیط زیست» توسط ستاد محیط زیست و توسعه‌ی پایدار شهرداری تهران (در موزه‌ی حیات وحش دارآباد، به مناسبت هفته‌ی محیط زیست 1389) و دوره‌های بعدی جشنواره‌ی یادشده را نادیده گرفت. نیز می‌توان یاد کرد از حمایت بازیگران و دیگر اهالی سینما (شخصیت‌هایی مانند مهتاب کرامتی، بهرام رادان، علیرضا خمسه، کتایون ریاحی، آتیلا پسیانی، و…) از برنامه‌های درخت‌کاری در اسفند ماه 1394، و ورود فعالانه‌ی بازیگرانی چون رضا کیانیان و میترا حجار به موضوع‌های محیط زیستی (نجات دریاچه‌ی اورمیه، حمایت از محیط‌بانان، حفاظت از دماوند، حمایت از حقوق حیوانات،…) که به‌ویژه در سال 1395 نمود مشخص و موثری در جامعه یافت.

 

اکنون، فیلم مادرکشی را که البته در سینماها و برای عموم مردم به نمایش در نیامده، اثری می‌یابیم که  تاثیر گسترده‌ای، دست‌کم بر گروه‌های روشنفکری و دغدغه‌مندان محیط زیست و بخشی از مدیران آب و منابع طبیعی کشور داشته است. این فیلم، یک «مستند» به معنای واقعی کلمه است که تاریخ سدسازی در ایران و تفکری را که در پشت آن خوابیده، با ارایه‌ی سند به تصویر کشیده است. نکته‌ی در خور توجه در این فیلم – سوای این که کارگردان، چه زحمتی برای گردآوری این همه مستندات تصویری و نوشتاری داشته، و چه هنری به خرج داده – این است که سفارش دهنده‌ی آن یک دستگاه دولتی (مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری) است. همچنین یک مقام دولتی دیگر (محمد درویش، مدیرکل آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست) هم مبلغ این فیلم بوده و سبب‌ساز نمایش آن در چند ده محفل دانشگاهی و صنفی و جز آن بوده است. با توجه به این نکته، به نظر می‌رسد که تلاش کنشگران محیط زیست سرانجام تا حدی به بار نشسته و مقام‌های تصمیم‌گیرنده گویا قصد دارند که نگاهی منتقدانه به پروژه‌های توسعه،  که یکی از بی‌ملاحظه‌ترین آن‌ها پروژه‌ی سدسازی بوده، بیاندازند.


Read More →

Page 3 of 11312345...102030...Last »