گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

فاجعه ی برودپیک : نقد رضا زارعی

فاجعه ی برودپیک : نقد رضا زارعی

بخش هایی از نقد رضا زارعی : … تلاش آرشی ها برای اتمام راه نیمه کاره موجب شد تا تابستان سال جاری این  تیم با تجربه ای بیشتر از صعودهای قبلی در نزد مدیران اجرائیش و البته بهره گیری از پتانسیل جوانی به جای تجربه! در نزد تیم صعودقصد اتمام کار را  نماید. هدفی که از سوی اعضای جوان این تیم تلاش برای تغییر نام گرفت ولی شور و حال آغاز این تغییر از همان ابتدا هم نوید روزهایی پر آشوب را می داد! 
متاسفانه تغییری که جوانان آرش نوید آنرا داده بودند خیلی زود و بر اثر خطاهایی دنباله دار تبدیل به فاجعه ای شد که پای سایت های سیاسی و سیاست مداران، فوتبالیست ها و شهرسازان را هم به عرصه کوه نوردی باز نمود! تلخی این حادثه تا بدانجاست که تا سال ها آثار منفی آن از ذهن ها زدوده نخواهد شد و شاید پر بیراه نباشد ذکر این  جمله که: 
“کوه نوردی ایران با این حادثه سال ها به عقب رانده شد”! 
و متاسفانه تلخی راه نوی آرشی ها بر هیچ دلی ننشست!

 

– متاسفانه مدیریت بحران گروه آرش پس از خبر ورود اعضا به مسیر اشتباه  نتوانست آنچنان که شایسته است به وظیفه خود عمل نماید. جا داشت ایشان خیلی  سریعتر اقدامات عملیشان را به کار می بستند.

– تردیدی در ارزش گذاری یک مسیر نو وجود ندارد، اما همانطور که پیش از این نیز اشاره کرده بودم پیشرفت در کوه نوردی نیاز به ممارست و زمان دارد و به زور نمی شود راه صد ساله را یک شبه طی نمود!

– اغلب  گشایش ها و مسیرهای نو توسط افرادی صورت گرفته که تجربه فراوانی در صعود  مسیرهای تکراری و در کنار سایر با تجربه ها و یا تلاشهای نو در آلپ و … داشته اند به طور مثال راینولد مسنر پیش از ورود به هیمالیا 5 دیواره معروف آلپ را از مسیرهای نو صعود نمود. به کارنامه او پیش از سال 1970 رجوع کنید:

برخی از صعودهای مسنر

تا سال 1964 او بیش از 500 صعود در شرق آلپ انجام داد که اکثر آنها در منطقه دولومیت ها صورت گرفته

 

1965 اولین صعود جبهه شمالی اولتر

1967 اولین صعود جبهه شمال غربی سویتا

اولین صعود زمستانی تیغه شمالی اگنر

اولین صعود زمستانی تیغه شمالی فورشیتا

اولین صعود زمستانی تیغه شرقی اگنر

1969 اولین صعود انفرادی جبهه شمالی درو

صعود انفرادی مارمولاتا

صعود انفرادی سویتا (فلیپ فلیم)

هرمان بول نیز اینچنین بود که موجب شد تا کارل هرلیخ کوفر او را در تیم نانگاپاربات 1953 خود قرار دهد.

همچنین دنیس اوربکوی قزاق که بسیار محبوب دوستان مان در گروه آرش است در دهمین 8000 متری خود،  بر روی همین برودپیک نخستین مسیر جدیدش را گشایش می کند. جالب آنکه او پیش  از این گشایش، برودپیک را از مسیر عادی نیز صعود کرده بود.

با هم بخشی از صعودهای اوربکو را مرور می کنیم:
24/5/2000 اورست از مسیر نرمال جنوبی
23/5/2001 لوتسه از مسیر نرمال جنوبی

13/8/2001 گاشربروم I از دهلیز ژاپنیها
20/80/2001 گاشربروم II از مسیر نرمال، صعود سرعتی از 5800 تاقله در مدت 7/5 ساعت و بازگشت در مدت 4 ساعت
13/5/2002 کانچن چونگا از مسیر نرمال جنوب غربی
25/10/2002 شیشاپانگما
17/6/2003 نانگاپاربات از مسیرعادی کینشوفر
18/7/2003 برودپیک از مسیر عادی
5/2004 آناپورنا صعود شبانه
25/7/2005 برودپیک نخستین صعود رخ جنوب غربی به همراه سرگی ساموئیلف به سبک آلپی
25/4/2006 ماناسلو از مسیر عادی 
8/5/2006 ماناسلو از مسیر جدید
2/5/2007 دائولاگیری مسیر عادی
2/10/2007 کی دو مسیر ژاپنی ها در رخ شمال غربی به همراه ساموئیلوف
12/5/2008 ماکالو
9/2/2009 ماکالو اولین صعود زمستانی به همراه سیمون مورو
15/5/2009 چوآیو مسیر جدید

حال قیاس کنید با تفکر ما در هدایت همنوردان مان به مسیر جدید!

 

– با مشاهده مسیر گشایش شده مهم ترین نکته تلاش افراد برای گذر از سد برفی و  رسیدن به قله بجای طی نمودن خطی مستقیم به سوی قله است! اگر فرض ابتدایی  گروه برای گذر از جبهه جنوب غربی تنها تلاش برای دستیابی به قله بوده (که  شک دارم چنین هدفی را در ذهن پرورش داده باشند) می توان پذیرفت آنها به  هدفشان رسیده اند. در غیر این صورت اگر هدف ثبت مسیری شایسته به نام ایران  بوده می باید تا انتها تلاش شان را معطوف به گذر از یال یا دهلیزی قابل  دسترس می نمودند. بدیهی است آنچه در تصاویر ارائه شده توسط باشگاه مشاهده  می شود، بجز رخ صخره ای ابتدای مسیر (پس از تراورس کمپ 3 تا ابتدای مسیر) باقی مسیر تا قله تنها فرار از درگیری با صخره ها می باشد!

 

 متن کامل را در وبلاگ رضا زارعی ( کوه قاف ) بخوانید

 برداشت از سایت کلاغ ها

Read More →

آشپزی و محیط زیست

آشپزی و محیط زیست

گروه دیده‌بان کوهستان انجمن کوه‌نوردان ایران، جلسه‌های هفتگی‌اش را روزهای
دوشنبه از ساعت ۱۸ تا ۲۰ د ر دفتر انجمن برگزار می کند.
 روز دوشنبه ۲۹ مهرماه ۱۳۹۲ در باره‌ی آشپزی و محیط زیست گفتگو می‌کنیم.
در این نشست عباس ثابتیان از تجربه‌ای در یک آشپزخانه‌ی بزرگ در کشور آلمان و
چگونگی اجرای پروژه‌های همانند در ایران خواهد گفت.

 

 

Read More →

نه! قربانی اش نکنید!!

نه! قربانی اش نکنید!!

معصومه ابتکار رییس سازمان محیط زیست امروز به اراک سفر کرد. در بدو ورود، میزبانان قصد داشتند جلوی پای او گوسفندی را قربانی کنند که خانم ابتکار مانع از این عمل شد.

Read More →

برنامه‌ی ‌برودپیک، مسیر ایران؛ صعودی ممتاز

در فصل‌نامه‌ی کوه 72 (پاییز 92) پرونده‌ای درباره‌ی برنامه‌ی گشایش “مسیر ایران” روی قله‌ی 8047 متری برودپیک وجود دارد که در بر گیرنده‌ی چند گزارش و نقد و نظر است. یادداشتی از من هم در آن پرونده آمده است که در زیر می‌بینید:

 گشایش “مسیر ایران” بر روی قله‌ی برودپیک، دو جنبه از کوه‌نوردی جدی را به نمایش گذاشت: نخست، جنبه‌ی عمومی‌تر و باارزش که همانا فرارفتن از مرزهای متداول توانایی، و معرفی معیارهای نو است. دوم، جنبه‌ی تراژیک که کم‌تر رخ می‌دهد اما بنا به ماهیت خود، جلب توجه بیشتر می‌کند.

 تردیدی نیست که از این پس کوه‌نوردی ایران، دست‌کم در حوزه‌ی “برنامه‌های بزرگ” (expedition)، به دو دوره‌ی پیش از مسیر ایران و پس از مسیر ایران تقسیم خواهد شد، و نام‌های آیدین بزرگی، پویا کیوان، و مجتبی جراهی به عنوان گشایندگان آن مسیر و آغازگران عصر نوین صعودهای بزرگ ایرانی، در تاریخ کوه‌نوردی ثبت خواهد شد.

  این صعود، ویژگی‌های ممتازی داشته است که در زیر به آن‌ها اشاره می‌کنیم:

 

1- این صعود، نخستین کار نوی ایرانی بر روی قله‌های هشت‌هزارمتری بوده و از این حیث، به جز ارزش ملی آن، دارای ارزش جهانی هم هست.

2- ایرانیان، تا پیش از این برنامه، هیچ صعود نویی روی کوه‌های بالای شش هزار متر نیز نداشته‌اند، و نوآوری‌هایشان روی کوه‌های کوتاه‌تر بیرون از کشور هم از دو سه مورد بیشتر نبوده است. به این ترتیب، می‌توان گفت که با گشایش مسیر ایران، اصولا فصل نویی در برنامه‌های کوه‌نوردی خارج از کشور آغاز شده است.

3- در سه مرحله‌ اجرای این برنامه (سال‌های 1388، 90، 92) از چادرگاه اصلی به بالا، از نیروی باربر یا شرپا استفاده نشد (به جز یک مورد، پس از پیشامد حادثه در اواخر برنامه‌ی سال 90).

4- گشایش مسیر، در سال 92 از چادرگاه سوم مسیر عادی تا قله، به روش سبکبار (آلپی) صورت گرفت.

5- این صعود، با برنامه‌ریزی و پشتیبانی مالی بخش مردم‌نهاد و خصوصی کوه‌نوردی اجرا شد و به همین دلیل، نشان‌دهنده‌ی توانایی‌های این بخش است.

6- گشایش مسیر ایران، عمدتا با اتکا به نیروی اجرایی نسل جوان انجام شد و از این حیث، اثبات کننده‌ی پتانسیل در خور توجه کوه‌نوردی کشور و نویدبخش آینده‌ی پربارتر برای این فعالیت است.

 حادثه‌ی ناپدید شدن سه گشاینده‌ی مسیر ایران، در بازگشت از مسیر عادی قله رخ داد؛ این رویداد غم‌انگیز نشان داد که اجرای کارهای فنی‌تر، به معنای خطرناک‌تر بودن کار نیست و حادثه – همان‌گونه که معمولا دیده می‌شود- بیشتر در جاهایی که بسیار دشوار نیستند و در زمان‌هایی که فکرش را نمی‌کنیم، رخ می‌دهند. از این رو، گشایش مسیر ایران می‌تواند باب نویی را در بررسی حادثه‌های هیمالیایی کشور بگشاید و گفتمانی درس‌آموز را دامن زند.

چند روز عملیات جستجو برای نجات سه گشاینده‌ی مسیر نیز جلوه‌هایی از همبستگی جامعه‌ی کوه‌نوردی ایران، توانایی‌های این جامعه در برقراری ارتباط موثر با گروه‌ها و سازمان‌های کوه‌نوردی خارج از کشور و با سازمان‌ها و مسوولان دولتی، و همچنین امکانات مادی سازمان‌های مردمی را نشان داد.

حادثه‌ی برودپیک، از منظری دیگر هم شایسته‌ی توجه بوده است؛ سه خانواده، از سه نقطه‌ی مختلف تهران، به ناگاه گرفتار رویداد سهمگین از دست دادن یک جوان خود شدند. اما، هر سه خانواده که مسلما گرایش‌های فرهنگی متفاوتی داشته‌اند، با متانت و فرهیختگی به یاد ماندنی اظهار کردند که به راه انتخابی فرزندان‌شان و به کوه‌نوردی احترام می‌گذارند. این خانواده‌ها، گو این که خواستار بررسی فنی حادثه شده‌اند، اما از مدیران برنامه‌ی برودپیک و جامعه‌ی کوه‌نوردی کشور به خاطر تلاش‌هایشان در جریان جستجو، و به خاطر گرامی‌داشت آن سه جوان، قدردانی کرده‌اند. برخورد خانواده‌های بزرگی، پویا، و جراهی، علاوه بر آن که شخصیت ستودنی ایشان را نشان می‌دهد، بیانگر این هم هست که فرهنگ کوه‌نوردی در جامعه‌ی ایران به حد بالایی از پختگی رسیده است که این نکته، در همایش باشکوه گرامی‌داشت یاد صعودکنندگان مسیر ایران (برج میلاد، 16 مرداد 92) به بهترین شکلی دیده شد.

 حادثه‌ی برودپیک، مانند هر حادثه‌ی کوه‌نوردی دیگر، قطعا ریشه در دو دسته علل وابسته به محیط (objective hazards) و وابسته به انسان (subjective hazards) داشته است. ضروری است که با گردآوری اطلاعات کامل، این برنامه مورد واکاوی قرار گیرد تا علت‌های وقوع حادثه شناسایی شوند.

Read More →

کافه کوهِ مهر در «مهر»

کافه کوهِ مهر در «مهر»

کافه کوهِ مهر در «مهر»

نشست صمیمانه و گپ و گفت دوستانه در قالب «کافه کوه»؛ ‌پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی جاری برپا خواهد شد … بنا بر اعلام وبلاگ مکث؛  ساعت ۱۵ پنج‌شنبه ۲۵ مهر کافه‌ی «محمد تهرانی».

به نقل از کوه نوشت

Read More →

کوه‌پیمایی پاییزی و پاکسازی جنگل الیمستان

کوه‌پیمایی پاییزی و پاکسازی جنگل الیمستان

کوه‌پیمایی پاییزی و پاکسازی جنگل الیمستان

بازدید علمی جنگل‌های هیرکانی 10 آبان 1392


با حضور

دکتر هومن روانبخش

(عضو هیات علمی گروه جنگلداری دانشگاه سمنان، دکترای جنگل‌شناسی و اکولوژی جنگل از دانشگاه تهران)

و تعدادی از فعالان و آموزشگران محیط زیست

سرپرست: محمود بهادری           راهنما: عباس محمدی

زمان

  • حرکت از تهران: راس 6 صبح جمعه 10 آبان (نیم ساعت زودتر در محل قرار حاضر باشید)
  • رسیدن به تهران:  11 شب جمعه 10 آبان

 جاذبه‌های سفر

  • بازدید علمی و آشنایی با اکوسیستم و درختان جنگلهای هیرکانی در جنگل‌های الیمستان
  • چشم‌انداز زیبای دماوند و کوه‌های البرز از فراز جنگل
  • کوه‌پیمایی در خزان پاییزی و افسون رنگ‌های جنگل

 برنامه و خدمات

برنامه‌ریزی و هماهنگی اجرای سفر  –  بیمه سفر و مسوولیت مدنی –  آشنایی با گونه‌های درختی جنگل‌های هیرکانی – آموزش ضمنی محیط‌زیست  – آموزش ضمنی طبیعت‌گردی و کوه‌پیمایی –-  حمل و نقل توریستی با توجه به ظرفیت

سایر توضیحات

ظرفیت: 28 نفر    –   هزینه: 40 هزار تومان  

 ثبت‌نام

  • در صورت انصراف تا سه روز پیش از سفر 50 درصد از هزینه سفر عودت می‌شود و پس از آن امکان عودت وجه امکان پذیر نیست.
  • لطفا برای ثبت نام بعد از ساعت 17 تماس بگیرید.

قاسم اصغری  09119052785

iranmountainwatch@gmail.com

 

 

 


Read More →

کتاب هواشناسی و طبیعت گردی

کتاب هواشناسی و طبیعت گردی

 معرفی کتاب: هواشناسی و طبیعت‌گردی، تالیف جعفر سپهری، نشر بهشت (تلفن 88705954)، چاپ اول: 1392

آقای سپهری از آن دسته استادانی هستند که جامعه‌ی کوه‌نوردی سخت به آنان نیاز دارد؛ شخصیت و منش ایشان آمیزه‌ای ارزنده است از دانش‌دوستی یک دانشگاهی، نقدپذیری یک پژوهشگر، و مردم‌داری و فروتنی صادقانه‌ی یک استاد راهنما. این صفت‌ها سبب شده که دوره‌های “هواشناسی و طبیعت‌گردی” که در دو سه سال گذشته ایشان عهده‌دار آموزش آن بوده‌اند، با اقبال فزاینده‌ای در میان کوه‌نوردان روبرو شود. در این چند سال نوشته‌ها و کلاس‌های هواشناسی ایشان تاثیر محسوسی در ارتقای بینش کوه‌نوردان و دیگر طبیعت‌پیمایان نسبت به فضا و محیط کوهستان داشته است. قطعا این کتاب که در برگیرنده‌ی پایه‌ای ترین مبحث‌های هواشناسی کوهستان است، گام بلند دیگری خواهد بود در گذر از گردش‌گری سرسری به طبیعت‌گردی اندیشه‌ورز.

 

Read More →

به آزادی فعالان صلح سبز کمک کنیم!

به آزادی فعالان صلح سبز کمک کنیم!

در روز 27 شهریور، کشتی صلح سبز جهانی به نام “سپیده دم قطبی” (Arctic Sunrise) در نزدیکی سکوی نفتی شرکت روسی گازپروم مشغول یک اعتراض مسالمت آمیز بود. این سکو قرار است نخستین عملیات اکتشاف و بهره برداری نفت در اقیانوس منجمد شمالی را به انجام رساند.

روز بعد، ماموران مسلح گارد ساحلی روسیه وارد کشتی صلح سبز شدند و آن را به بندر مورمانسک بردند و همه‌ی سرنشینان آن، شامل 28 فعال صلح سبز، و یک عکاس و یک فیلم‌بردار غیرحرفه‌ای  را به زندان افکندند. روسیه اکنون این افراد را به دزدی دریایی متهم کرده است که می‌تواند مجازاتی تا 15 سال حبس را در پی داشته باشد. این اتهام به کلی غیرواقعی است و اساسا با نوع فعالیت صلح سبز همخوانی ندارد.

شما می‌توانید با امضای این طومار، به بیش از یک میلیون و دویست هزار نفر دیگر که تاکنون به این اقدام روسیه اعتراض کرده اند، بپیوندید. 

 پیشنهاد می‌کنم که فعالان محیط زیست ایران، نامه‌ای در این باره به سفیر روسیه در ایران و به سازمان حفاظت محیط زیست کشورمان بنویسند و آزادی سرنشینان کشتی “سپیده دم قطبی” را بخواهند، و نیز ترتیب یک برنامه‌ی اعتراضی در جلوی سفارت روسیه را بدهند.

اطلاعات کامل را در تارنمای صلح سبز ببینید.

 

Read More →

نامه ای به خانم ابتکار

چند روز پیش، خانم دکتر ابتکار، رییس سازمان حفاظت محیط زیست، و مشاور ایشان آقای دکتر کهرم در کرج نشستی با سازمان های مردم نهاد داشتند. کامبیز بختیاری، یکی از کوه نوردان خوب کشورمان که در کارهای زیست محیطی نیز بسیار فعال است، نامه ی زیر را در آن جلسه خوانده است. در این نامه، به چند خواسته ی دوستداران محیط زیست اشاره شده است:

 سرکارخانم دکتر معصومه ابتکار

 باسلام و درود

 ضمن سپاس و تقدیر از آن مقام محترم به خاطر حضور در بین سازمانها و تشکلهای مردم نهاد و زیست محیطی استان البرز، ما گروه های کوهنوردی و دوستداران محیط زیست بخشی ازمشکلات ودغدغه های زیست محیطی خود را درسطح ملی و محلی (استان البرز) بشرح ذیل بیان نموده و امیدواریم برای برون رفت ازاین مشکلات از وجود این تشکلها و نهادهای مستقل زیست محیطی درتصمیم گیریهای کلان و محلی استفاده نموده و برای حفظ محیط زیست سالم و قابل قبول ، حضورفعال این تشکلها را یک ضرورت بشمارید.

 

1-پیگیری نامه بیش از51 انجمن ، باشگاه ، تشکل، جمعیت و نهادهای زیست محیطی به ریاست محترم جمهور ایران باموضوع”الگوی بومی ظرفیت سازی برای حفاظت وحمایت بهینه طبیعت وفرهنگ” درتاریخ 9/5/1392و اجرایی نمودن آن با همکاری نهادهای فوق الذکر

2-ایجاد و یا فعال نمودن دفتر جلب مشارکتهای عمومی زیست محیطی درسطح کشور. در این خصوص لازم است برای به  ثبت رساندن تشکلهای مردم نهاد و زیست محیطی توسط سازمانهای ذیربط که درب عضی مواقع سالها به طول می انجامد، تسریع  گردد .

3-برای جلوگیری ازتخریب بیش ازحد در مناطق توریستی و سیاحتی، پیمان نامه یا دستورالعملی برای تورهای گردشگری، گردشگران و طبیعت پیماها تدوین و به متولیان امور اجازه داده شود، باآلوده کنندگان محیط زیست برخورد قانونی بعمل آید (بخشهایی ازاین نوع پیمان نامه توسط فدراسیون کوهنوردی و باشگاههای و گروههای کوهنوردی به کوهنوردان درکلاسهای مختلف تفهیم شده است  تاجایی که کوهنوردان خود را محیط بانان افتخاری می دانند).

4-دخالت دادن نهادها و تشکلهای مستقل زیست محیطی درپروژه هایی که باآلودگی محیط زیست و یا تخریب آن ارتباط پیدا خواهدکرد . همانطورکه دراصل 50 قانون اساسی بیان شده است که حفاظت ازمحیط زیست یک وظیفه عمومی تلقی می شود و…….

5-همان گونه که به حق دریاچه ارومیه راگنجینه ارزشمندی درسطح جهان بیان فرموده اید و اعتقاد دارید که با یک عزم ملی می توان دریاچه ارومیه را احیاء کرد. درخواست می شود جهت نجات این دریاچه درکارگروهی که به همین منظور تشکیل شده است ازنظرات نهادها وکارشناسان مستقل زیست محیطی استفاده ودراین کارگروه حضور فعال داشته باشند . همچنین پیشنهاد می گردد برای دیگر مناطق بحرانی کارگروههای محلی با حضور فعالین زیست محیطی برگزا رگردد.

6-پیشنهاد می گردد جهت نصب دکلهای انتقال برق فشارقوی ازمسیرهای کوهستانی وصعب العبور از ابزار و تکنولوژی روزاستفاده شود تا دیگر نظاره گر جاده سازی های مخرب و تغیر دراکولوژی طبیعی مناطق مورد نظر نباشیم .

7-پیشنهاد می گردد جهت به سامان رساندن بند الف ماده 193قانون برنامه پنجم توسعه درشهرهای بالاتراز 200000نفر دراستان البرز ،سازمان محیط زیست همکاریهای همه جانبه ای با شهرداریها بعمل آورد تا قبل ازپایان سال 1394شاهد دفع پسماند به روش سنتی دراین استان نباشیم .

8-پیشنهاد می نمائیم ازهرگونه ساخت وساز و جاده سازی درارتفاعات ودامنه کوهستان و همچنین تغییر کاربری اراضی زراعی وباغی و تخریب فضای سبز بصورت جدی جلوگیری شود.

9-پیشنهاد می گردد جهت ساماندهی حاشیه ها و اطراف سد طالقان درخصوص ساخت و سازهای غیرمجاز و مخرب محیط زیستی و فرهنگی وهمچنین آلودگیهای ایجاد شده در اطراف سد و ورودی های آن  اقدامات لازم بعمل آید .

10-یکی ازمهمترین مسئله زیست محیطی دراستان البرز و شهرستان کرج (با توجه به افزایش روبه رشد جمعیت) موضوع دفع غیربهداشتی فاضلابهای شهری ،صنعتی و کشاورزی می باشد که ضرورت دارد جهت جلوگیری ازآلودگی هرچه بیشتر منابع آبی و بیماریهای مرتبط با آن ازطریق دولت و مسئولین استان پیگیری لازم بعمل آید .

Read More →

مرگ‌های اعلام نشده از هراز تا کارون!

مرگ‌های اعلام نشده از هراز تا کارون!

محمد درویش- خبر آنلاین

مزارع پرورش ماهی از هراز تا کارون با بحرانی مرگبار روبرو شده‌اند که نه فقط دود این بحران به چشم تولیدکنندگان و آبزی‌پروران منطقه می‌رود، بلکه محیط زیست و مردم مصرف کننده از آب و محصول این مزارع هم به شدت در معرض خطر و بیماری قرار گرفته‌اند. یادداشت پیش رو، کوشیده است تا ابعاد این خطر بزرگ را شرح دهد

هفته گذشته با دکتر سعید یوسف‌پور، مدیرکل محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری در باره کیفیت آب سرشاخه‌های کارون در استان متبوعش گفتگو می‌کردم. وی در حالی که به شدت از وضعیت ناگوار رودخانه‌های استان چهارمحال و بختیاری که سر شاخه‌های رودخانه‌های مهمی چون کارون و زاینده رود را تشکیل می‌دهند، ابراز نگرانی می‌کرد؛ پرده از واقعیتی هولناک برداشت! اینکه از 24 زیرحوضه آبخیز رودخانه کارون که در قلمرو سیاسی استان چهارمحال و بختیاری قرار دارد، 21 زیر حوضه وضعیتی بحرانی دارند. آن هم به دلیل آن که فراتر از ظرفیت قابل تحمل محیط و توان زیست‌پالایی رودخانه، مزارع پرورش ماهی مجاز و غیرمجاز احداث شده است. در این میان، در رودخانه‌های سبزکوه، کاج، بهشت‌آباد و کارون میانی (منطقه مشایخ) وضعیت به قدری نابسامان است که دیگر چیزی به نام بستر رودخانه مشاهده نمی‌شود و مزارع فصلی غیرمجاز با احداث حوضچه‌ها‌ی خاکی در بستر رودخانه (همان طور که در تصاویر می‌بینید) عملاً حیات بوم‌سازگان (اکوسیستم) آبی رودخانه را مختل کرده‌اند. افزون بر آن، مؤلفه‌های کاهنده‌ی دیگری چون تشدید رسوب و فرسایش خاک، آلودگی‌های ناشی از سوء مدیریت مزارع کشاورزی و ورود مواد شیمیایی، به همراه آنتی بیوتیک‌ها و قارچ‌کش‌های مورد مصرف در حوضچه‌های پرورش ماهی بر وخامت شرایط محیط آبی منطقه افزوده است؛ معضلاتی که به نظر می‌رسد برای مهار آنها، اداره شیلات، منابع طبیعی، دامپزشکی، محیط زیست، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت نیرو، سازمان بازرسی کل کشور و وزارت کشور باید وارد میدان شده و با قاطعیت بیشتری از تخلفات صورت گرفته ممانعت به عمل آورند.

سرشاخه کارون در سبزکوه

    تأسف‌بار تر آن که عین این ماجرا در برخی دیگر از رودخانه‌های کشور هم به بهانه‌ی حمایت از اشتغال و کاهش وابستگی نفتی در حال رخ دادن است که از جمله باید به گزارش یک دامپزشک به نام سرکار خانم دکتر آزاده جلالی اشاره کنم که بخشی از مطالعات و بررسی‌های میدانی خویش را در اختیار نگارنده قرار دادند. وی می‌گوید: در محور رودخانه هراز حدود 30 استخر پرورش قزل‌آلا وجود دارد که به علت دادن مجوزهای غیرقانونی سبب به وجود آمدن مشکلاتی شده، به نحوی که رودخانه هراز عملاً به یک بمب میکروبی تبدیل گردیده است. در این گزارش به صراحت تأکید شده که فاصله‌ی بین مزارع پرورش ماهی، حساب شده و استاندارد نیست و آب آلوده استخرهای بیمار با سرایت به دیگر استخرها مشکلاتی جدی آفریده‌اند و حتی درگیری افراد را هم در حوضچه‌های پرورش ماهی مجاور هم سبب شده‌اند.

   سرشاخه کارون در سبزکوه

    افزون بر آن، تلفات استخرها که عمدتاً به علت استرپتوکوک (بیماری مشترک انسان و ماهی) توسط مالکین بی‌مسئولیت حوضچه‌های پرورش ماهی به داخل آب روان ریخته می‌شود، رودخانه هراز را تبدیل به قبرستانی برای ماهی‌های بیمار کرده است. مصرف خودسر و بی‌رویه آنتی بیوتیک و مواد غیر مجازی چون مالاشیت گرین از موارد دیگری است که زیست انسان‌ها و رودخانه را تهدید می‌کند. این در حالی است که متأسفانه شاهد هستیم که سه ارگان اصلی، یعنی: شیلات، دامپزشکی و محیط زیست ظاهراً از اراده یا قدرت لازم برای ساماندهی این وضعیت ناگوار برخوردار نیستند.

آثار بیماری در یکی از ماهی های رودخانه هراز (عکس از آزاده جلالی)

    دکتر جلالی اضافه می‌کند که مشکلات این منطقه از 10 سال پیش شروع شده، یعنی از زمانی که با دادن مجوزهای فله‌ای و بدون رعایت فاصله مناسب، نخستین زنگ خطرها در رودخانه هراز به صدا درآمد. به نحوی که الان این منطقه به وضعیتی رسیده که آبزی‌پروران یا همان فیش فارمرها، خودشون هم به یکدیگر رحم نکرده و بر علیه هم طرح دعوا و شکایت می‌کنند. یعنی: علاوه بر کاهش کیفیت سلامتی محیط زیست و آبزیان تولید شده، تنش‌های حقوقی و کیفری در عرصه به وجود آمده است.

ورود آنتی بیوتیک به درون حوضچه‌ها و ...

    شرایط به نحوی پیش می‌رود که فقط در طول دو ماه اخیر، اغلب مزارع پرورش ماهی در رودخانه هراز بین 3 تا 10 تن تلفات داشته‌اند و این یک فاجعه‌ی بزرگ و نشان از یک خطر مهیب است. حتی درمان‌هایی چون استفاده از آنتی‌بیوتیک و تیمار آب با سنگ نمک و فرمالین هم نتوانسته این تلفات را از بین ببرد. به هر حال باید بدانیم که حوضه آبخیز رودخانه هراز، یکی از اصلی‌ترین مراکز تولید ماهی قزل‌آلا در کشور محسوب می‌شود که از قضا برخی از تولیدکنندگان قدیمی در این منطقه، کاملاً کوشیده‌اند تا استانداردهای لازم را رعایت کنند، اما وضعیت سردرگم و بی نظم کنونی سبب شده تا آنها هم آسیب جدی ببینند و قربانی شرایط موجود شوند.

چرا؟!!

    جان کلام آنکه
    خدشه دار شدن کیفیت آب در سرشاخه‌های هراز و کارون، ممکن است تبعاتی ویران‌گر برای مردمی داشته باشد که در تهران، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، قم، یزد و خوزستان از این آب برای مصارف شرب خود بهره می‌برند. افزون بر آن، کاهش کیفیت و بیماری ماهی‌های تولید شده در چنین اماکنی، بی‌شک هزینه‌های درمانی کشور را آشکارا بالا خواهد برد و ممکن است، مصیبت‌هایی جبران‌ناپذیرتر بیافریند. چنین است که از مسئولین ذیربط می‌خواهم تا هر چه سریع‌تر و بدون ملاحظه‌ی مصلحت‌های مرسوم، مانع ادامه‌ی این روند خطرناک شوند و با متخلفین و صادرکنندگان مجوز در هر پست و مقامی که هستند، با جدیت مقابله کرده و ایشان را به مجازات برسانند.

Read More →

Page 19 of 113« First...10...1718192021...304050...Last »