گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

وردپرس هم فیلتر شد و جابجایی دیگر با گوناگونی زیستی

گوناگونی(تنوع) زیستی را در وردپرس راه انداخته بودم که متاسفانه فیلتر کامل وردپرس ،ناگزیرم کرد تا این وبلاگ تازه را برای پرداختن به آنچه که گوناگونی یا گونه گونی که واژه عربی آن تنوع و انگلیسی اش Biodiversity است، از نو بسازم.
دوستان !
گوناگونی، به همه چیز پیوند و وابستگی(ارتباط )دارد؛به زبان من و تو-به جایی که زندگی می کنیم-از درون ما(ژن)تا برون ما ،خانه، روستا ، شهرما و کشور و کره زمین-به فرهنگ ما، غذا ،پوشاک،گیاه،حیوان،کوه،تالاب،دریا،خاک و همه طبیعت و هرآنچه گمانش بریم

بدان امید امسال را که از سوی سازمان ملل متحد سال جهانی گوناگونی زیستی نامگذاری شده به این آسانی و با کمترین دستاورد به پایان نبریم و بیشترین بهره و برایند را آن داشته باشیم و بویژه نپنداریم که  گوناگونی(تنوع) زیستی تنها به محیط زیست و منابع طبیعی و کشاورزی پیوند و وابستگی دارد،که پیوندش با زندگی و فرهنگ کمتر از آنها نیست.

..گوناگونی(تنوع)زیستی-وبلاگ تازه ام با نخستین پست

Read More →

وردپرس هم فیلتر شد و جابجایی دیگر با گوناگونی زیستی

گوناگونی(تنوع) زیستی را در وردپرس راه انداخته بودم که متاسفانه فیلتر کامل وردپرس ،ناگزیرم کرد تا این وبلاگ تازه را برای پرداختن به آنچه که گوناگونی یا گونه گونی که واژه عربی آن تنوع و انگلیسی اش Biodiversity است، از نو بسازم.دوستان !گوناگونی، به همه چیز پیوند و وابستگی(ارتباط )دارد؛به زبان من و تو-به جایی که […]

Read More →

طبیعت و عشق و مرگ

بخاطر بعضی چیزها دنیا جای خوبی بود…  بخاطر خیلی چیز ها هم دنیا جای خوبی نبود…

در طبیعت عشق بود و زندگی بود و مرگ …مرگ
طبیعی… 
توی شهر ها

Read More →

صعود قلم آغاز شد -این از اون کارهای زیبا می تواند باشد…

سلام بعد از دو ماه تلاش طاقت فرسای دوستان عزیز میزبان آخرین اطلاعیه صعود قلم رو مشاهده می کنید

زمان برنامه پنج شنبه ۳۱ تیرماه ساعت ۷ صبح و… اینجا

سپاسگزار برنامه ریزان و دست اندکاران

Read More →

تاکتیک های دختر گربه سیاه

 

در ابتدا فقط داشتم به گربه ها غذا می دادم .بعد
دیدم دارم به موجودات مظلوم و زیبائی کمک میکنم که توی خیابان های این شهر کثیف و
ماشین های لع

Read More →

خیزید و خز آرید که هنگام خزان‌ست_-منوچهري را بايد شاعر طبيعت خواند

آن قطره ی باران بین از ابر چكیده 
گشته سر هر برگ از آن قطره گهربار 
آویخته چون ریشه ی دستارچه ی سبز 
سیمین گرهی بر سر هر ریشه ی دستار 
یا همچو زبرجد گون، رشته ی سوزن 
اندر سر هر سوزن یك لؤلؤ شهوار  …

و آن قطره ی باران كه برافتد به گل سرخ 
چون اشك عروسی است بر افتاده به رخسار 
و آن قطره ی باران كه بر افتد به سر خود
چون قطره ی سیماب است افتاده به زنگار 
چون قطره ی باران كه بر افتد به گل زرد 
گویی كه چكیده‌ست مل زرد به دینار

به نظر می رسد واژه هایی که منوچهری در شعر خود استفاده کرده از رنگ نقاشان در بوم نقاشی تازه تر است .شاهکارهای منوچهری در موسیقی اشعارش در وصف طبیعت است او به همه چیز رنگ داده ودر کالبد همه اشیا جان تازه داده ورنگ و روح سبز زندگی را همه جا دمیده ونگرش منوچهری به زندگی سبک وسیاق خاصی دارد او عاشق همه چیز است و با دقت و موشکافانه به تمام زوایای هستی توجه دارد هیچ چیز از دیدگان ژرف نگر او مخفی نیست…بر گرفته

نرمش وحرکات موزون گلها بوی عطر گلها در مشام  منوچهری از بوی عطر گلها در طبیعت به مراتب خوشبوترست صدای آب ترنم باران مقیاس درشتی و کوچکی ریگ ها قامت وقدمت صخره ها اشعه گرما بخش خورشید صدای چشمه سارها بوی خاک هیبت کویر سم ماران  او زیبا پرست وزبیایی را در حد کمال ستایش و تحسین می کند …

منوچهری دامغانی بزرگترین شاعر تصویرگرای تاریخ ادب فارسی است می‌توان گفت منوچهری شاعری‌ست كه نقاشانه به جهان می‌نگرد و سپهری نقاشی‌ست كه جهان را شاعرانه می‌بیند. …بر گرفته

منوچهری در حالی که سی و چهار سال داشت درگذشت.

و همچنین :

یکی از ابتکارات لفظی قصاید منوچهری این است که نواع واقسام فرهنگ وازگان را بکار گرفته وادمی تصور می کند غرض از سرودن قصایدش شرح و تعریف فرهنگ لغات و وازگان فارسی وعربی است شاید هم خواسته قدرت اگاهی وسیره خودرا ز علوم زمانه خود را در اشعارش نشان دهد به هر حال وقتی که اشعار منوچهری را مورد بررسی و نقد قرار می دهم متوجه می شویم علیرغم عمر کوتاه خود او یک ادیب و یک دائره المعارف جامعی بوده که در عصر سلطنت کوتاه مسعود غزنوی می زیسته است مثلا در شعرش انواع واقسام نام مرغان و پرندگان را بکار گرفته

فاخته ،عندلیب ،هزار دستان ،زاغ ف زغن ،شارک ،قمری ،طوطی ،پوپوک ،بوقلمون ،سرخاب ،طاوس ،شاهین ،چوک ،تیهو ،بط ،کبک و…..

کبک ناقوس زن و شارک سنتور زن است

فاخته نای زن وبط شده طنبور زنا

کبک رقاصی کند سرخاب غواصی کند

این بدین معروف گرددآن بدان شاهر شود

بر دم طاووس ماه بر سر هدهد کلاه

بررخ دراج گل بر لب طوطی بقم

قمری در شد به حال طوطی درشد به نطق

بلبل درشد به لحن فاخته درشد به دم

غراب  بین نیست    جز  پیمبری

که مسجاب زود شد دعای او

 

ویا انواع واقسام گلها وگیاه  رادرشعرش استخدام کرده مانند ویا اعضا وجوارج بدن ادمی را نوعی با کلمات در هم امیبخته

ترکیب گلها :

سمن یاسمن بنفشه گلناز نرگس نسترن سوسن ارغوان عبهر سنبل زدگل شنبلید   

 ترکیب اعضا و جوارح

سر ،لب ،زبان ،تن ،قد ،زلف ،دست ،چشم،جنسیت ،  

 

سمن سرخ به سان دولب طوطی نر

که زبانش بود از زر زرده در دهنا

نرگس چون دلبری است سرش همه چشم 

سروچو معشوقه ای است تنش همه قد

زلفش بنفشه ببوی لعل خجسته ببوس

دست چغانه بگیر پیش چمانه بخم

سنبل به سان زلفی با پیچ وبا عقد

زلف آن نکو بود که به پیچ وعقد بود

 

ویا در شعرش انواع نام  درختان رابکار گرفته

ویا اقسام ساز ها های زمانه خویش رابکار گرفته

مانند نای نی تنبور کف عود ناقوس زن چنگ بربط رباب سنتور

 

کبک ناقوس زن وشارک سنتور زن است

فاخته نای زن وبط شده طنبور زنا

 

وانواع واقسام جواهرات وسنگ های گرانبهارا درشعرش بکار برده مانند لولو یاقوت زبرجد زرد  سیاه عقیق و…

 

 

Read More →

خدایا شکرت …دیگه منو نـــزن

 چند روزه خیلی احساس خستگی میکنم.. انگاری یک ماهه که نخوابیدم.  آخه  اخیرا” ناراحتی معده پیدا کردم و کلی دارو مصرف میکنم.. شاید قرص ها باعث خستگی و خواب آلودگی من در طول روز میشه… مدتی قبل بعد از نودواندی با یکی از دوستان قرار گذاشتیم بریم شام رستوران.. تازه سفارش داده بودیم که یکهو قفسه سینه و پشت  اینجانب قفل شد و دو تا دستام بی حس .. رنگ دوستم پرید (فکر کرد سکته قلبی زدم).. بهش گفتم : نازی جون خیلی وضع خرابه نفسم بالا نمیاد ولی نگران نباش چون به احتمال ۹۵٪  قلبم نیست و مربوط میشه به معده.. فقط منو برسان اورژانس بیمارستان..  حدسم درست بود و بعد از گرفتن فشار خون و نوار و …. دکتر تائید کرد به قلب ربطی نداره و مربوط میشه به معده.. از آنزمان دارم درمان میکنم این (رفلاکس) را که فکر نمیکنم دیگه بطور کامل درمان بشه.   

هفته گذشته بد جوری در یکی از فرعی های میرداماد خوردم زمین.. داشتم بروشور (مهربانی با گربه) میانداختم داخل مجتمع ها که ناغافل پام گرفت به چیزی و با صورت محکم خوردم رو سنگ ها.. یعنی پیشانی و بینی و چانه ام همزمان محکم خورد به سنگفرش پیاده رو  و دست راستم هم ماند زیر بدن. وای خدا چه حالی شدم.. دنیا تیره و تار شد.. گفتم الانه که خونریزی مغزی بکنم چون داخل چشمهام رعد و برق شده بود..اینجور مواقع فوری میرم تو فکر ۳ تا گربه هام که خدایا اگر من چیزیم بشه عاقبت اینها چی میشه؟  اون فیلیپ که عاشق منه و از همه میترسه و اگر در خانه بصدا در بیاد میپره زیر تخت قایم میشه…

با سختی خودم را از روی زمین بلند کردم .. خانم جوانی ماشینش را روشن کرده بود بره .. صدا زدم.. خانم کمک کن بدجوری خوردم زمین.. پاسخ داد :  چیزی نیست ۵ دقیقه بشین حالت جا میاد و پاشو گذاشت رو گاز و رفت.. اشکم سرازیر شد.. هم از درد ضربه و هم از درد بی انصافی مردم.. چه پست فطرت .. حتی اینقدر به خودش زحمت نداد پیاده شه یک کلینکس بده دست من… لنگان و آرام شروع کردم رفتن به طرف اتومبیل خودم ولی اشکهام همچنان سرازیر بود.. گویا تمام ناراحتی هائی که در این چند ماهه کشیده بودم و عقده شده بود چسبیده بود تو دلم یکهو سر باز کرد و ریخت بیرون.. یک آقائی ترمز کرد گفت : خانم چی شده؟  گفتم : هیچی خوردم زمین.. گفت : بیا برسونمت . گفتم : نه آقا  خیلی ممنون اتومبیل خودم چند قدم بالاتر پارکه..

بگذریم … با اینکه شدت ضربه خیلی محکم بود ولی شکر خدا عینکم هیچی نشد. بینی ام هم شکر خدا استخوانش نشکست. یک کم چانه ام کبود شد ولی سرم تا ۳ روز درد میکرد و بدتر اینکه دست راستم که باهاش کلی کار دارم بدجوری باد کرد و کار کردن برام خیلی مشکل شد (هنوز هم که هنوزه درد میکنه و بسختی در قفل شده را باز میکنم.. دیگه فک کن چطور باید هر روز ۱۵ کیلو کله مرغ را پاک کنم و بپزم و نوک ها را بکنم برای گربه های خیابانی !!!).. بازهم خدایا شکرت که بلای زیادی سرم نیامد.. چند روز قبلش عصبانی شدم و کلی کفر گفتم به خدا و فکر میکنم این زمین خوردن تنبیه من بود.. خدا خواست بمن اخطار بده که اینقدر بد و بیراه نثار من نکن و به کارت ادامه بده..   خدایا شکرت .. منو ببخش

باز ۳ روز تعطیلی… کیانا گفت بیا با ما بریم ۳ روز شمال گربه ها را هم با خودت بیار.. طفلکی کیانا از وقتی منو شناخته خیلی نگران اینه که من سالیان ساله مسافرت نرفتم و هر وقت میخواد بره شمال دعوت میکنه باهاش برم… ولی فعلا” حالش نیست…   همکارم مرجان هم دعوت کرده فردا از صبح بریم مهمانی در باغ طرف جاجرود… باز هم حالش نیست…. با اینکه دلم لک زده برای مادر طبیعت.. برای کمی سکوت دور از این تهران خاکستری .. آخ چقدر دلم میخواد یکشب هم شده یک چائی بخوابم که شب با صدای لالائی جیر جیرکها خوابم ببره  و صبح با صدای آواز پرنده ها از خواب بیدار بشم… ذهی خیال باطل… ما را چه به این حرفها.. همان کافیست  که از صدای کامیون و تریلر و خاک برداری درکوچه تا صبح ۱۰ بار بالش و لحافم را بزنم زیر بغلم  از این اطاق به آن اطاق برم تا بلکه ۲ ساعت خوابم ببره و صبح هم با صدای ناهنجار دزد گیر ماشین همسایه ها  از خواب بپرم… (تحمل کن.. زن… تحمل کن.. درست میشه..) فقط همین جمله را همیشه با خودم تکرار میکنم.. تحمل کن.. ناشکری نکن.. حتما” یک حکمتی تو کار پروردگار هست … تحمل کن… قوی باش.. خدا هواتو داره.. داری به مخلوقات بی زبانش کمک میکنی.. داری فرهنگ سازی میکنی.. برای گربه ها.. سگ ها.. حیوانات بدبخت اسیر تو قفس باغ وحش…. تحمل کن.

 راستش فردا اگر هم قرار باشه جائی برم دلم میخواد به محل جدیدی برم که چند نفر از حیوان دوستان و مسئولین پناهگاه وفا تازگی  اجاره کردند برای پناه دادن به سگ های ولگرد و گربه های معلول اما بخاطر کمبود بودجه موفق نشدند محل را سروسامان بدهند… بریم ببینیم میشه همکاری کرد ؟؟؟ .. ولی آنجا هم خیلی دوره.. دورتر از کرچ… حالا اگر این هفته نشد .. هفته دیگه میرم..

یک سگ ولگرد خوشگل ۲ هفته ای هست در منطقه میرداماد میگرده. در کوچه های مختلف.. قرار به کمک چند فرد خیر بگیریم ببریمش به پناهگاه جدید ذکر شده .. ولی طفلکی هر بار دیدیم و سعی کردیم بگیریمش فرار کرده.. گویا خیلی کتک خورده که اینقدر از آدم۲پا ها میترسه.. آخه دفعات قبل همیشه با سگ های ولگرد زود دوست شدم و این اولین باره این حیوان اینگونه از من فرار میکنه.. خدا میدونه چه بلاها سرش آوردند که اینطور شده…با عرض معذرت شنیدم کارگرهای ساختمانی از این سگ ها نگهداری میکنند و گاهی بهشون تجاور میکنند بعد که ساختمان تمام شد ولش میکنند به امان خدا که سگه هم به احتمال زیاد بعد از مدتی آوارگی و سنگ و چوب خوردن بدست مامورین شجاع شهرداری تیر باران میشه .  به شهرداری منطقه خبر دادیم تو رو خدا این سگه را که در منطقه میرداماد آواره شده نکشید تا ما بگیریمش.. (حالا ببینیم ترتیب اثر میدن یا نه.. البته آنها مقصر نیستند ولی کافیه یکی دوتا آدم۲پا که فکر میکنند اگر سگ از کوچه شان گذر کنه ملائک فرار میکنند مکرر زنگ بزنند به شهرداری که بابا ملائک چمدانها را بستند برای کوچ از کنار ما…  زود بیائید این موجود نجس را از بین ببرید).  

بگذریم.. دعا کنید موفق بشیم سگه را بگیریم …

خدایا شکرت.. دیگه منو زمین نیانداز..  قول میدم دیگه کفر نگم.. خدایا شکرت..

Read More →

گرین بلاگ چهار ساله شد

چهار سال پیش بود که در چنین روزهایی فعالیت گرین بلاگ آغاز شد. البته ایده راه اندازی امکانی که وبلاگ نویسان محیط زیستی را در کنار هم قرار دهد ماه ها قبل ایجاد شد. خوشبختانه برخلاف بسیاری از سایت های مشابه که یکی دوسالی بیشتر دوام نمی آوردند، گرین بلاگ همچنان فعال است  و این […]

Read More →

گونی خوردن آهو در موزه حیات وحش! + تصویر

گونی خوردن آهو در موزه حیات وحش! + تصویر

یکی از بینندگان «تابناک» با ارسال تصویری نوشت: جالبترين اتفاقی که در موزه دارآباد ديدم، آهویي بود که در وسط ساختمان تاکسيدرمي موزه در حال خوردن گوني پلاستيکي بود و وقتي به يکي از کارکنان موزه موضوع را اطلاع دادم که آهو در حال خوردن گوني است، ايشان خوردن گوني براي آين آهو نگونبخت بسيار خوب و مفيد دانست!  + لینک خبر


البته نظر کارشناسی یکی از کارمندان موزه هم در نوع خودش جالبه ها …. البته اینجا یک مسئله وجود دارد … که آیا کارمندان این چنین مکانهای نباید حداقل اطلاعات ناچیزی از حیات وحش و حیوانات داشته باشند ؟

Read More →

حرکت معکوس ساعت زمان .. به ســـوی عقــب افتــادگــى

نمیدانم خبر دارید یانه درکشورهای متمدن قربانی کردن حیوانات حتی بین گروههای شیطان پرست بی خدا نیز منسوخ گردیده.

دیروز خیلی تعجب کردم وقتی از خیابان دولت رد میشدم دیدم گاو بسیار زیبای سیاه و سفید با جثه بسیار بزرگی را درگوشه ای بسته اند و جمعیت  سیاه پوش دورش جمع شده اند برای قربانی کردن!!!  تا ساعت ۲ بعد از ظهر که بیرون بودم مکان های بسیاری را دیدم که مردم نذری میدادند برای حضرت فاطمه.   گویا این رسم امسال اضافه شده.. عذاداری برای آن حضرت هر سال بود ولی از کشت و کشتار حیوانات و غذای مجانی خبری نبود.. درخیابانهای شمیران از فرمانیه و کامرانیه گرفته تا جمشیدیه همه جا نذری میدادند. .اول تعجب کردم چرا اینقدر ترافیک سنگینه و چرا اینقدر ماشین های مدل بالا پارک میکنند و با دستان مملو از ظروف یکبار مصرف سوار اتومبیل ۳۰-۴۰ میلیونی خود میشوند.  یک جا نتوانستم چیزی نگویم.. شیشه پراید مدل ۷۷ خودم را پائین کشیدم و به خانم شیک و پیک و آرایش کرده گفتم : چه خبره اینجا؟    نذری میدن؟

جواب :   بله خانم؟ 

من :  خوب چرا دست کم نذری را نمیبرند پائین شهر بین فقرا قسمت کنند.. من و شما که نیازی به نذری نداریم ..  داریم ؟!   خجالت داره!!!  زیر لب فحشی نثار من کرد و سوار ماشین آخرین سیستم خودش شد.

واقعا” این نذری دادن هم شده بقول فرنگی ها شو آف و پز دادن مردم به یکدیگر.. که بله ما پول داریم گاو و گوسفند میکشیم و غذا میدهیم به شماها تا نوش جان کنید.

 واقعا” شرمم باد… روز به روز به قهقرا میرویم.. از تمدن فقط آرایش کردن و لباس چسبان پوشیدن و ماشین آخرین سیستم سوار شدن و در برج رندگی کردن را آموخته ایم و بس…. شرمم باد.

 

 در قرن 21 و دنیای مدرن بیشتر  انسانها در ممالک مختلف باین باور رسیده اند  که کشتار حیوانات برای مسرت و خوشحال کردن خدایان ویا فرونشاندن خشم آنان ضروری نیست ؟؟   ولی هنوز هم که هنوزه در جوامع عقب افتاده و خرافاتی (از جمله ایرانزمین) این سنت کثیف همچنان ادامه دارد در صورتیکه در اصل همه میدانیم قربانی کردنهای امروزی  به اسم خدا و برای خدا نیست و  این کشتار حیوانات بیگناه  بخاطر خرافات و وحشت و دور کردن چشم بد از زندگی صورت میگیرد و تا حد زیادی هم جنبه چشم و هم چشمی و پز دادن پیدا کرده است،    از جمله قربانی کردن برای میت که چند سالی است بشدت رواج پید کرده. خاطرم هست اولین بار این منظره شنیع را در قبرستان ده اوشان دیدم که تعجب کردم چرا در قبرستان قربانی میکنند و پا را گذاشتم به فرار  بعد دیدم این رسم کثیف و شرم آور در تهران روز بروز بیشتر میشود. یکیار هم دلیل قربانی کردن برای میت را پرسیدم که جواب دادند قربانی میکنیم تا عزرائیل دست از سرمان بردارد و سراغ دیگر اعضاء فامیل نیاید.

  قرباني كردن هزاران هزار سال قبل در زمان پيامبري حضرت ابراهيم آغاز گرديد و در  زمانهاي بسيار دور رسم ملل مختلف بود که در کتب دینی نیز به آن اشاره گرديده ولي با گذشت زمان و پيشرفت علم و تكنولوژي در تمام کشورهای متمدن  غير از جهان سوم  اين عمل منسوخ گرديد و تنها در بین گروههای شیطان پرست رواج داشت که امروزه حتی شیطان پرستان نیز اکثرا”  دست از قربانی کردن کشیده اند..    من نميتوانم درك كنم  چه را بطه اي ميتوان يافت در سر بريدن يك حيوان بيگناه و ريختن خون آن براي بناي يك ساختمان … آغاز يك زندگي مشترك – زائيدن بچه – خريدن ماشين و خانه و انجام عمل جراحي موفقيت آميز و بازی فوتبال و خرید هواپیما و .. غيره و غيره… ( آيا زن و شوهري كه قرباني كرده اند هيچ وقت با هم اختلاف نداشته اند.. ماشيني كه برايش قرباني كرده و خون جاندار بیگناهی را رویش ريخته اند هيچ وقت تصادف نكرده است …..)   مگر در ممالك پيشرفته كه اين عمل شنيع رواج ندارد كسي آسيب ديده   .. مگر اشخاصي مثل من كه براي خريد خانه و ماشين و غيره قرباني نكرده اند تفاوتي با ديگران داشته اند..لطفا” خوب دقت کنید خواهید دید کسانی که قربانی نمیکنند در نهايت  كمتر از افرادي كه قرباني كرده انددچار آسیب و ضرر و زیان جسمی و مادی میشوند.   

براستي  اي انسان متمدن كمي فكر كن ،   به عقل و خرد خداداي خود رجوع كن ،  اين قرباني كردن چه معني و  مفهومي دارد كه در ممالك اسلامي خصوصا ايران حتي بسياري از  انسانهاي تحصيل كرده و با صطلاح با فرهنگ و متمدن هنوز  به آن معتقدند.

 

شعری زیبا از شاعر و دوستی جوان (محسن)

چشمان میشی ام را …..مردی خورد

که صبح ها

به جاده می زد و شب هنگام

خسته به خانه باز می گشت !

زبان سرخم را …. مرد دیگری خورد

که بنگاه املاک داشت و

زبان صاحب خانه ها را خوب می دانست !

دلم را …. افسوس…شاعری خورد

که عاشق بود

و شب ها از صدای جیرجیرک ها

الهام می گرفت و

شعر می سرود …

 

  

Read More →

Page 802 of 805« First...102030...800801802803804...Last »