گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

معرفی کتاب : هنر سیر و سفر

کتاب ” هنر سیر و سفر”

نوشته آلن دو باتن

ترجمه گلی امامی

انتشارات نیلوفر

آلن دو باتن سویسی در کتاب هنر سیر و سفر می گوید که سفر صرفا به گشت و گذار و دیدن مناظر خلاصه نمی شود و لازم است گاهی با نگاهی عمیق تر  و دقیق تر مناظر و اماکن را دید و چون یک بازدید کننده عام به آن نگریست.

«هر آینه بپذیریم زندگی ما حول جستجوی خوشبختی می گردد، در آن صورت کمتر فعالیتی را می توان برشمرد که بیش از سفرهایی که کرده ایم، با تمام تناقض ها و مشقات شان، پویایی این جستجو را آشکار می کنند.»

این کتاب را شاید بتوان دیوان سفر نامید! همه کسانی که در این اثر به همراه دوباتن سفر هنرمندانه آفریده اند خود مشتاق سفر بوده اند و به همه مکانهایی که وی به آنجا سفر کرده، پیش از این سفر کرده اند و آثاری درخور از شعر و نقاشی خلق کرده اند.

هنردوباتن در این اثر چیزی است که  در عرصه هنرهای تجسمی می توان آن را خوانش تابلو نامید. او با توصیف آنچه می بیند تصاویری ذهنی برای کسانی که هرگز چنین مکانهایی را ندیده اند می آفریند و این همان چیزی است که دوباتن اعتقاد دارد معجزه تصویر الهام گرفته از طبیعت است.

“هنر سیر و سفر” نه تنها از روان شناسی سفر می گوید بلکه ما را در لابه لای برگ های تاریخ به عمق افکار اندیشه ورزانی می برد که می شناختیم شان امّا نه تا بدین حدّ.

چرا مردم سفر می‌کنند؟ دوباتن همان جواب قابل پیش‌بینی ــ و بدیهی ــ را به خوانندگان خود عرضه می‌کند: برای فرار از روزمرگی زندگی خانه، برای فرونشاندن کنجکاوی‌مان درباره مردمان و سرزمین‌های دوردست و دیدار از مکان‌های دوردستی که به گونه‌ای خودانگیخته سلایق زیباشناختی و فکری ما را نوازش می‌کنند. شهرنشینان به توصیه وردزورث گاه برای بهره‌گیری از لذت آرامش و نیروی حیات‌بخش طبیعت به دامان مناطق روستایی پناه می‌برند و گروهی دیگر از مسافران نیز به دنبال چشم‌اندازهای حیرت‌آوری می‌روند که لمحه‌ای چشمانشان را به روی امر والا (استعلایی) می‌گشاید.

Read More →

معرفی کتاب : هنر سیر و سفر

کتاب ” هنر سیر و سفر”

نوشته آلن دو باتن

ترجمه گلی امامی

انتشارات نیلوفر

آلن دو باتن سویسی در کتاب هنر سیر و سفر می گوید که سفر صرفا به گشت و گذار و دیدن مناظر خلاصه نمی شود و لازم است گاهی با نگاهی عمیق تر  و دقیق تر مناظر و اماکن را دید و چون یک بازدید کننده عام به آن نگریست.

«هر آینه بپذیریم زندگی ما حول جستجوی خوشبختی می گردد، در آن صورت کمتر فعالیتی را می توان برشمرد که بیش از سفرهایی که کرده ایم، با تمام تناقض ها و مشقات شان، پویایی این جستجو را آشکار می کنند.»

این کتاب را شاید بتوان دیوان سفر نامید! همه کسانی که در این اثر به همراه دوباتن سفر هنرمندانه آفریده اند خود مشتاق سفر بوده اند و به همه مکانهایی که وی به آنجا سفر کرده، پیش از این سفر کرده اند و آثاری درخور از شعر و نقاشی خلق کرده اند.

هنردوباتن در این اثر چیزی است که  در عرصه هنرهای تجسمی می توان آن را خوانش تابلو نامید. او با توصیف آنچه می بیند تصاویری ذهنی برای کسانی که هرگز چنین مکانهایی را ندیده اند می آفریند و این همان چیزی است که دوباتن اعتقاد دارد معجزه تصویر الهام گرفته از طبیعت است.

“هنر سیر و سفر” نه تنها از روان شناسی سفر می گوید بلکه ما را در لابه لای برگ های تاریخ به عمق افکار اندیشه ورزانی می برد که می شناختیم شان امّا نه تا بدین حدّ.

چرا مردم سفر می‌کنند؟ دوباتن همان جواب قابل پیش‌بینی ــ و بدیهی ــ را به خوانندگان خود عرضه می‌کند: برای فرار از روزمرگی زندگی خانه، برای فرونشاندن کنجکاوی‌مان درباره مردمان و سرزمین‌های دوردست و دیدار از مکان‌های دوردستی که به گونه‌ای خودانگیخته سلایق زیباشناختی و فکری ما را نوازش می‌کنند. شهرنشینان به توصیه وردزورث گاه برای بهره‌گیری از لذت آرامش و نیروی حیات‌بخش طبیعت به دامان مناطق روستایی پناه می‌برند و گروهی دیگر از مسافران نیز به دنبال چشم‌اندازهای حیرت‌آوری می‌روند که لمحه‌ای چشمانشان را به روی امر والا (استعلایی) می‌گشاید.

Read More →

معرفی کتاب : هنر سیر و سفر

کتاب ” هنر سیر و سفر”

نوشته آلن دو باتن

ترجمه گلی امامی

انتشارات نیلوفر

آلن دو باتن سویسی در کتاب هنر سیر و سفر می گوید که سفر صرفا به گشت و گذار و دیدن مناظر خلاصه نمی شود و لازم است گاهی با نگاهی عمیق تر  و دقیق تر مناظر و اماکن را دید و چون یک بازدید کننده عام به آن نگریست.

«هر آینه بپذیریم زندگی ما حول جستجوی خوشبختی می گردد، در آن صورت کمتر فعالیتی را می توان برشمرد که بیش از سفرهایی که کرده ایم، با تمام تناقض ها و مشقات شان، پویایی این جستجو را آشکار می کنند.»

این کتاب را شاید بتوان دیوان سفر نامید! همه کسانی که در این اثر به همراه دوباتن سفر هنرمندانه آفریده اند خود مشتاق سفر بوده اند و به همه مکانهایی که وی به آنجا سفر کرده، پیش از این سفر کرده اند و آثاری درخور از شعر و نقاشی خلق کرده اند.

هنردوباتن در این اثر چیزی است که  در عرصه هنرهای تجسمی می توان آن را خوانش تابلو نامید. او با توصیف آنچه می بیند تصاویری ذهنی برای کسانی که هرگز چنین مکانهایی را ندیده اند می آفریند و این همان چیزی است که دوباتن اعتقاد دارد معجزه تصویر الهام گرفته از طبیعت است.

“هنر سیر و سفر” نه تنها از روان شناسی سفر می گوید بلکه ما را در لابه لای برگ های تاریخ به عمق افکار اندیشه ورزانی می برد که می شناختیم شان امّا نه تا بدین حدّ.

چرا مردم سفر می‌کنند؟ دوباتن همان جواب قابل پیش‌بینی ــ و بدیهی ــ را به خوانندگان خود عرضه می‌کند: برای فرار از روزمرگی زندگی خانه، برای فرونشاندن کنجکاوی‌مان درباره مردمان و سرزمین‌های دوردست و دیدار از مکان‌های دوردستی که به گونه‌ای خودانگیخته سلایق زیباشناختی و فکری ما را نوازش می‌کنند. شهرنشینان به توصیه وردزورث گاه برای بهره‌گیری از لذت آرامش و نیروی حیات‌بخش طبیعت به دامان مناطق روستایی پناه می‌برند و گروهی دیگر از مسافران نیز به دنبال چشم‌اندازهای حیرت‌آوری می‌روند که لمحه‌ای چشمانشان را به روی امر والا (استعلایی) می‌گشاید.

Read More →

معرفی کتاب : هنر سیر و سفر

کتاب ” هنر سیر و سفر”

نوشته آلن دو باتن

ترجمه گلی امامی

انتشارات نیلوفر

آلن دو باتن سویسی در کتاب هنر سیر و سفر می گوید که سفر صرفا به گشت و گذار و دیدن مناظر خلاصه نمی شود و لازم است گاهی با نگاهی عمیق تر  و دقیق تر مناظر و اماکن را دید و چون یک بازدید کننده عام به آن نگریست.

«هر آینه بپذیریم زندگی ما حول جستجوی خوشبختی می گردد، در آن صورت کمتر فعالیتی را می توان برشمرد که بیش از سفرهایی که کرده ایم، با تمام تناقض ها و مشقات شان، پویایی این جستجو را آشکار می کنند.»

این کتاب را شاید بتوان دیوان سفر نامید! همه کسانی که در این اثر به همراه دوباتن سفر هنرمندانه آفریده اند خود مشتاق سفر بوده اند و به همه مکانهایی که وی به آنجا سفر کرده، پیش از این سفر کرده اند و آثاری درخور از شعر و نقاشی خلق کرده اند.

هنردوباتن در این اثر چیزی است که  در عرصه هنرهای تجسمی می توان آن را خوانش تابلو نامید. او با توصیف آنچه می بیند تصاویری ذهنی برای کسانی که هرگز چنین مکانهایی را ندیده اند می آفریند و این همان چیزی است که دوباتن اعتقاد دارد معجزه تصویر الهام گرفته از طبیعت است.

“هنر سیر و سفر” نه تنها از روان شناسی سفر می گوید بلکه ما را در لابه لای برگ های تاریخ به عمق افکار اندیشه ورزانی می برد که می شناختیم شان امّا نه تا بدین حدّ.

چرا مردم سفر می‌کنند؟ دوباتن همان جواب قابل پیش‌بینی ــ و بدیهی ــ را به خوانندگان خود عرضه می‌کند: برای فرار از روزمرگی زندگی خانه، برای فرونشاندن کنجکاوی‌مان درباره مردمان و سرزمین‌های دوردست و دیدار از مکان‌های دوردستی که به گونه‌ای خودانگیخته سلایق زیباشناختی و فکری ما را نوازش می‌کنند. شهرنشینان به توصیه وردزورث گاه برای بهره‌گیری از لذت آرامش و نیروی حیات‌بخش طبیعت به دامان مناطق روستایی پناه می‌برند و گروهی دیگر از مسافران نیز به دنبال چشم‌اندازهای حیرت‌آوری می‌روند که لمحه‌ای چشمانشان را به روی امر والا (استعلایی) می‌گشاید.

Read More →

اکران و تحلیل مستند مادرکشی

Read More →

من کاپیتالیسم هستم!

من کاپیتالیسم هستم!

وقتی که با ذهن مصرف گرای خود به پیرامونت نگاه می کنی من دقیقا همانجا ایستاده ام!

وقتی در مراکز خرید می خری و می خری و باز هم چشمت دنبال خرید بعدی است.

وقتی انبوه لوازه برقی، لباس ها و وسایلی که هنوز می توانند مصرف شوند را  «پسماند» می بینی و ترجیح می دهی که نداشته باشی!

من کاپیتالیسم هستم!

زمانی که فلسفه زندگیت دویدن برای داشتن تجملات و زرق و برق بیشتر زندگی است من دقیقا همانجا ایستاده ام!

وقتی منزل پر از وسابل و اثاثیه لوکس برایت هدف زندگی می شود!

زمانی که یک منزلگاه راضیت نمی کند و می خواهی، چندین سکونتگاه داشته باشی تا به آرامش برسی و نمیرسی

وقتی که برای ساخت ویلاها در ارتفاعات بکر  و جنگل ها  خود را محق می دانی!

من کاپیتالیزم هستم!

تخریب جنگل، مناطق ساحلی و نابودی سرمایه های ارزشمند طبیعی دغدغه ی من نیست!

اینکه تو می خواهی در حریم رودخانه زیبای حفاظت شده  ویلایی مجلل داشته باشی و  ابهت  و شکوه خود را به دیگران نشان دهی مرا خوشحال می کند. هرچند مطمئن نیستم که تو همیشه خوشحال باشی.

وقتی در خانه ی بزرگت به جای لذت بردن از آن، مشغول نقشه کشیدن برای طرح های بعدی می‌شوی .

وقتی که حساب های بانکی ات برایت ارزشمند تر از سرمایه هایی می شود که قیمتی برایشان متصور نیست من همانجا ایستاده ام.

من کاپیتالیزم هستم!

اینجا معنای زندگی در داشتن آخرین برندهای روز دنیاست!

سوار شدن بر خودروهای آخرین مدل ، داشتن آخرین مدل گوشی و پوشیدن آخرین برندها، به تو تشخص می دهد با این حال هنوز مطمئن نیستی که بهترین ها را داری!

اینکه با روش زندگیت  و انبوه زایداتی که تولید می کنی چقدر باعث آلودگی محیط زیست می شوی برای من مهم نیست! تمنا برای مصرف بیشتر خواسته اصلی من است!

من کاپیتالیزم هستم!

وقتی انسانها بجای مصرف گرایی، ساده زیستی را انتخاب کنند و به کمپین های  محیط زیستی «اعتدال در مصرف» بپیوندند عصبی ام می کنند!

دوست دارم فکر کنی در دنیایی با منابع بی پایان زندگی می کنی. معنای واقعی زندگیت برای من مهم نیست، آنچه اهمیت دارد اینست که تو مجذوب تبلیغات رنگارنگ کمپانی های معروف شوی و در دام فلسفه «بیشتر بهتر است» بیفتی!

Read More →

من كاپيتاليسم هستم!

من کاپیتالیسم هستم!

وقتی که با ذهن مصرف گرای خود به پیرامونت نگاه می کنی من دقیقا همانجا ایستاده ام!

وقتی در مراکز خرید می خری و می خری و باز هم چشمت دنبال خرید بعدی است.

وقتی انبوه لوازه برقی، لباس ها و وسایلی که هنوز می توانند مصرف شوند را  «پسماند» می بینی و ترجیح می دهی که نداشته باشی!

من کاپیتالیسم هستم!

زمانی که فلسفه زندگیت دویدن برای داشتن تجملات و زرق و برق بیشتر زندگی است من دقیقا همانجا ایستاده ام!

وقتی منزل پر از وسابل و اثاثیه لوکس برایت هدف زندگی می شود!

زمانی که یک منزلگاه راضیت نمی کند و می خواهی، چندین سکونتگاه داشته باشی تا به آرامش برسی و نمیرسی

وقتی که برای ساخت ویلاها در ارتفاعات بکر  و جنگل ها  خود را محق می دانی!

من کاپیتالیزم هستم!

تخریب جنگل، مناطق ساحلی و نابودی سرمایه های ارزشمند طبیعی دغدغه ی من نیست!

اینکه تو می خواهی در حریم رودخانه زیبای حفاظت شده  ویلایی مجلل داشته باشی و  ابهت  و شکوه خود را به دیگران نشان دهی مرا خوشحال می کند. هرچند مطمئن نیستم که تو همیشه خوشحال باشی.

وقتی در خانه ی بزرگت به جای لذت بردن از آن، مشغول نقشه کشیدن برای طرح های بعدی می‌شوی .

وقتی که حساب های بانکی ات برایت ارزشمند تر از سرمایه هایی می شود که قیمتی برایشان متصور نیست من همانجا ایستاده ام.

من کاپیتالیزم هستم!

اینجا معنای زندگی در داشتن آخرین برندهای روز دنیاست!

سوار شدن بر خودروهای آخرین مدل ، داشتن آخرین مدل گوشی و پوشیدن آخرین برندها، به تو تشخص می دهد با این حال هنوز مطمئن نیستی که بهترین ها را داری!

اینکه با روش زندگیت  و انبوه زایداتی که تولید می کنی چقدر باعث آلودگی محیط زیست می شوی برای من مهم نیست! تمنا برای مصرف بیشتر خواسته اصلی من است!

من کاپیتالیزم هستم!

وقتی انسانها بجای مصرف گرایی، ساده زیستی را انتخاب کنند و به کمپین های  محیط زیستی «اعتدال در مصرف» بپیوندند عصبی ام می کنند!

دوست دارم فکر کنی در دنیایی با منابع بی پایان زندگی می کنی. معنای واقعی زندگیت برای من مهم نیست، آنچه اهمیت دارد اینست که تو مجذوب تبلیغات رنگارنگ کمپانی های معروف شوی و در دام فلسفه «بیشتر بهتر است» بیفتی!

Read More →

من کاپیتالیسم هستم!

من کاپیتالیسم هستم!

وقتی که با ذهن مصرف گرای خود به پیرامونت نگاه می کنی من دقیقا همانجا ایستاده ام!

وقتی در مراکز خرید می خری و می خری و باز هم چشمت دنبال خرید بعدی است.

وقتی انبوه لوازه برقی، لباس ها و وسایلی که هنوز می توانند مصرف شوند را  «پسماند» می بینی و ترجیح می دهی که نداشته باشی!

من کاپیتالیسم هستم!

زمانی که فلسفه زندگیت دویدن برای داشتن تجملات و زرق و برق بیشتر زندگی است من دقیقا همانجا ایستاده ام!

وقتی منزل پر از وسابل و اثاثیه لوکس برایت هدف زندگی می شود!

زمانی که یک منزلگاه راضیت نمی کند و می خواهی، چندین سکونتگاه داشته باشی تا به آرامش برسی و نمیرسی

وقتی که برای ساخت ویلاها در ارتفاعات بکر  و جنگل ها  خود را محق می دانی!

من کاپیتالیزم هستم!

تخریب جنگل، مناطق ساحلی و نابودی سرمایه های ارزشمند طبیعی دغدغه ی من نیست!

اینکه تو می خواهی در حریم رودخانه زیبای حفاظت شده  ویلایی مجلل داشته باشی و  ابهت  و شکوه خود را به دیگران نشان دهی مرا خوشحال می کند. هرچند مطمئن نیستم که تو همیشه خوشحال باشی.

وقتی در خانه ی بزرگت به جای لذت بردن از آن، مشغول نقشه کشیدن برای طرح های بعدی می‌شوی .

وقتی که حساب های بانکی ات برایت ارزشمند تر از سرمایه هایی می شود که قیمتی برایشان متصور نیست من همانجا ایستاده ام.

من کاپیتالیزم هستم!

اینجا معنای زندگی در داشتن آخرین برندهای روز دنیاست!

سوار شدن بر خودروهای آخرین مدل ، داشتن آخرین مدل گوشی و پوشیدن آخرین برندها، به تو تشخص می دهد با این حال هنوز مطمئن نیستی که بهترین ها را داری!

اینکه با روش زندگیت  و انبوه زایداتی که تولید می کنی چقدر باعث آلودگی محیط زیست می شوی برای من مهم نیست! تمنا برای مصرف بیشتر خواسته اصلی من است!

من کاپیتالیزم هستم!

وقتی انسانها بجای مصرف گرایی، ساده زیستی را انتخاب کنند و به کمپین های  محیط زیستی «اعتدال در مصرف» بپیوندند عصبی ام می کنند!

دوست دارم فکر کنی در دنیایی با منابع بی پایان زندگی می کنی. معنای واقعی زندگیت برای من مهم نیست، آنچه اهمیت دارد اینست که تو مجذوب تبلیغات رنگارنگ کمپانی های معروف شوی و در دام فلسفه «بیشتر بهتر است» بیفتی!

Read More →

من کاپیتالیسم هستم!

من کاپیتالیسم هستم!

وقتی که با ذهن مصرف گرای خود به پیرامونت نگاه می کنی من دقیقا همانجا ایستاده ام!

وقتی در مراکز خرید می خری و می خری و باز هم چشمت دنبال خرید بعدی است.

وقتی انبوه لوازه برقی، لباس ها و وسایلی که هنوز می توانند مصرف شوند را  «پسماند» می بینی و ترجیح می دهی که نداشته باشی!

من کاپیتالیسم هستم!

زمانی که فلسفه زندگیت دویدن برای داشتن تجملات و زرق و برق بیشتر زندگی است من دقیقا همانجا ایستاده ام!

وقتی منزل پر از وسابل و اثاثیه لوکس برایت هدف زندگی می شود!

زمانی که یک منزلگاه راضیت نمی کند و می خواهی، چندین سکونتگاه داشته باشی تا به آرامش برسی و نمیرسی

وقتی که برای ساخت ویلاها در ارتفاعات بکر  و جنگل ها  خود را محق می دانی!

من کاپیتالیزم هستم!

تخریب جنگل، مناطق ساحلی و نابودی سرمایه های ارزشمند طبیعی دغدغه ی من نیست!

اینکه تو می خواهی در حریم رودخانه زیبای حفاظت شده  ویلایی مجلل داشته باشی و  ابهت  و شکوه خود را به دیگران نشان دهی مرا خوشحال می کند. هرچند مطمئن نیستم که تو همیشه خوشحال باشی.

وقتی در خانه ی بزرگت به جای لذت بردن از آن، مشغول نقشه کشیدن برای طرح های بعدی می‌شوی .

وقتی که حساب های بانکی ات برایت ارزشمند تر از سرمایه هایی می شود که قیمتی برایشان متصور نیست من همانجا ایستاده ام.

من کاپیتالیزم هستم!

اینجا معنای زندگی در داشتن آخرین برندهای روز دنیاست!

سوار شدن بر خودروهای آخرین مدل ، داشتن آخرین مدل گوشی و پوشیدن آخرین برندها، به تو تشخص می دهد با این حال هنوز مطمئن نیستی که بهترین ها را داری!

اینکه با روش زندگیت  و انبوه زایداتی که تولید می کنی چقدر باعث آلودگی محیط زیست می شوی برای من مهم نیست! تمنا برای مصرف بیشتر خواسته اصلی من است!

من کاپیتالیزم هستم!

وقتی انسانها بجای مصرف گرایی، ساده زیستی را انتخاب کنند و به کمپین های  محیط زیستی «اعتدال در مصرف» بپیوندند عصبی ام می کنند!

دوست دارم فکر کنی در دنیایی با منابع بی پایان زندگی می کنی. معنای واقعی زندگیت برای من مهم نیست، آنچه اهمیت دارد اینست که تو مجذوب تبلیغات رنگارنگ کمپانی های معروف شوی و در دام فلسفه «بیشتر بهتر است» بیفتی!

Read More →

دره ارغوان…

اینجا ، دنیایی بس غریب است. اینجا آدم هایی می بینی خیلی دوست داشتنی، خیلی خیلی خوب، ساده و در عین حال پیچیده. 

سختی زندگی ، ساده گیشان را گرفته، اما نه آنقدر که زلالی شان از دست برود. اما در همان حال ، آنقدر از ته دل به تو محبت می کنند ، نه انگار که تازه دو روز است در زندگی نزدیک به نیم قرنی ات، آنها را دیده ای. اینجا در دامنه های زاگرس، شهری نفس می کشد هنوز که 8 سال زیر تنوره های دیو جنگ، خفه اش کرده بودند. اینجا شهری نفس می کشد هنوز و تو پس از سال ها مردمانی را می بینی از جنس خودت، با همه ی خوبی ها و خطاهایشان، اما به معنای واقعی ایرانی ….

چقدر ایرانی ها با هم فرق دارند و در همان حال، چقدر شبیه هم هستند. به ساختمانی می مانند که اسکلت اصلی اش در تمام ایران، یکی ست و تنها دیوارها و نقشه ی داخلی و طراحی درون سرایشان، تفاوت دارد. مهمان نوازی پیچیده ای دارند که در شرایط مالی معمولی، دلشان را بزرگ کرده و روح شان را فراخ و مگر می شود دوست شان نداشت؟!

برای این مردم چا باید بکنیم؟ اینجا ایلام است و دره ی ارغوان اش مرا به یاد هوشنگ ابتهاج و این چند بیت سروده ای انداخت که شاید مربوط باشد به سالیان دور، خیلی دور : 

” ارغوان، شاخه ی غمگین جدامانده ی من

آسمان تو چه رنگ است امروز ؟

آفتابی ست هوا 

یا گرفته ست هنوز ؟! ” 

و شاید به پاس این درهم آمیختگی خاطره ی سالیان دور و چند سطر ابتهاج، نام دلنوشته هایم را گذاشته ام دره ی ارغوان

جایی که در اولین لحظه های ورود ، سرمای صاف صبحگاهی پیچیده در لابه لای بلوط ها و ارغوان هایش، مرا برد به سرزمین پدری در ” جهان نما ” 

 و دوستی های پایداری که اقلا در قلب هیچ آدمیراز بین نمی روند…

 

Read More →

Page 30 of 805« First...1020...2829303132...405060...Last »