گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

دکتر داکوتا

 

این گربه اسمش دکتر داکوتا است. او در یک اصطبل به دنیا آمده بود و دختری مهربان به او و خواهر و برادر‌هایش غذا می‌داد و بعد هر کدام از آن‌ها را به خانواده‌ای واگذار کرد. خانواده‌ی دکتر داکوتا در بیمارستان کودکان تگزاس کار می‌کنند و متوجه شدند با این که او در…

Read More →

برنامه های بخش تحقیقات بیابان در سند چشم انداز ۱۴۰۴ و برنامه ششم توسعه کشور

 

۱- ارتقاء و تقويت خدمات پايش و نظارت در فرایندهای بیابانزایی در کشور

‏(اولويت ها )‏

 طرح ايجاد سامانه پايش شاخص¬ها و معیارهای بیابانزایی

 طرح احداث شبكه ايستگاههاي تحقیقاتی پایش گرد و غبار و رسوب سنجي فرسايش بادي در ‏مناطق بياباني كشور،

 پايش اثرات تغييرات اقليمي بر روند بیابانزایی در کشور،

 بهبود نظام ارزيابي، اثربخشي و اولويت بندي پروژه هاي تحقيقاتي

 طرح  پايش معيارها و شاخصهاي بيابانزايي در کشور

 طرح ارزیابی ریسک خطرات زیست محیطی فعالیتهای انسانی در مناطق بیابانی

 پژوهش در زمینه صدمات ناشی از تغيير کاربري‌هاي مؤثر بر تخریب سرزمین و تشديد فرسايش

 تدارك وتجهيز پايگاه‌ها و ايستگاه‌هاي ثبت دايمي ويژگي‌هاي مربوط به آب، خاك، گياه و اقليم در ‏مناطق بياباني کشور

 ارتقاء و استقرار نظام پايش، ارزيابي واثربخشي عملكرد و اقدامات اجرايي نهادهاي مرتبط بر ‏اساس برنامه استراتژيك مهار ريزگردها

 

           …..ادامه دارد……

 

Read More →

راستی چرا چنین است؟

‏•‏چرا انتقاد پذير نيستيم و فكر مي كنيم كسي كه عيب ما را به ما بگويد بدخواه ما است؟

•چرا بجای تلاش براي ارتقاء شايستگي خودمان، سعي مي كنيم افراد شايسته را خراب كنيم؟

‏•‏چرا فكر ميكنيم با صدقه دادن، خود را در مقابل اقدامات نابخردانه مان بيمه مي كنيم.

•از دور انديشي و برنامه ريزي عاجزيم و غالبا” دچار روزمرگي و حل بحران هستيم.

•در هر شرايطي منافع شخصي را به منافع جمع ترجيح ميدهيم.

•در هر كاري اظهار نظر مي كنيم و از گفتن نمي دانم شرم داريم.

•چرا مرده ها يمان را بيش از زنده ها يمان احترام مي گذاريم.

• بخشي از فضاي منزل را به مبل و ميز نهار خوري اختصاص ميدهيم ولي روي زمين مي نشينيم و توي سفره غذا مي خوريم.

•هنگاميكه به هدفمان نمي رسيم آنرا به حساب نصيب و قسمت يا سرنوشت و بد بياري مي گذاريم ولي هرگز به تجزيه و تحليل علل آن نمي پردازيم.

• غربي ها به دانشگاه مي روند تا دانش بياموزند، ما ميرويم كه مدرك بگيريم.

• اغلب تخيل را به تفكر ترجيح مي دهيم؟

•بيشتر نواقص را مي بينيم، ولي در رفع نواقص ناتوانيم.

•دايما” ديگران را نصيحت مي كنيم، ولي خودمان به آنها عمل نمي كنيم.

•دايما” از حاكميت انتقاد مي كنيم، ولي فراموش مي كنيم آنها هم مثل خود ما هستند و نمي پرسيم كه اگر به جاي آنها بوديم چكار مي توانستيم بكنيم.

•منافع زود گذر را به منافع پايداري كه ديرتر بدست آيد ترجيح مي دهيم.

هنگامي كه پليس ما را جريمه مي كند او را بی انصاف خطاب مي كنيم، ولي رانندگان متخلف ديگر را ناسزا گفته و سراغ پليس را مي گیريم.

•چرا حجم غذا براي غالب ايراني ها مهم تر از كيفيت آن است؟

•هنگامي كه مي بينيم درب خودرو كسي باز است، هر طور شده سعي مي كنيم با اشاره و بوق زدن به او بفهمانيم كه درب خودرويش باز است. اما سر چهار راهي كه چراغ راهنمائيش چشمك زن است فرصت رفتن به كسي را نمي دهيم.

•در ايران فارغ التحصيلان مديريت و علوم سياسي غالبا” بيكارند، اما در عوض سياستمداران و مديران كشور همه پزشك، مهندس، يا بنحوي كارشناسان رشته هاي ديگرند.

•چرا برآيند كار دو نفر هميشه كمتر از دو است.

•چرا جراهان ايران برخلاف تعرفه هاي رسمي مبلغ كلاني از بيمار جداگانه دريافت مي كنند؟

‏•‏در غرب كارمندان بعد از بازنشستگي به گشت و گذار مي پردازند، ولي در ايران اغلب آنها گوشه نشين و افسرده مي شوند.

‏•‏چرا صبر مي كنيم تا وسيله مورد استفاده مان خراب شود بعد به فكر رفع نقص آن مي افتيم.

•تعداد معتادان ايران به مواد مخدر از كشور توليد كننده مواد مخدر افغانستان بيشتر است.

•در ايران اغلب عابران پياده عبور از خيابان را به عبور از روي پل هوايي ترجيح مي دهد.

چرا فكر مي كنيم ماليات پول زور است، ولي هنگامي كه خودرو ما به چاله هاي خيابان مي افتد به دولت ناسزا مي گوييم.

•چرا زرنگي را به شايستگي ترجيح مي دهيم؟

•چرا عدم موفقيت خود را در محيط كار غالبا” ناشي از بي عدالتي مديران ميدانيم و حاضر نيستيم كمي هم خود را مقصر بدانيم؟

•چرا غالبا” رابطه را به ضابطه ترجيح مي دهيم؟

Read More →

گرامی‌داشت و مجلس ترحیم پیام بنی‌هاشمی

پیام بنی‌هاشمی کوه‌نورد، راهنمای طبیعت‌پیمایی، راهنما و مربی «رفتینگ» (قایق‌رانی در آب‌های خروشان)، و امدادگری پرکار بود. او همچنین دوستی خوش‌برخورد بود که خاطره‌های خوب بسیاری از خویش به جا گذاشته است.

در روز جمعه ۲۹ مرداد، در حالی که به عنوان یکی از راهنمایان رفتینگ همراه گروهی حرفه‌ای و مسافران آن گروه بود، در رودخانه‌ی هراز بر اثر پیشامدی نامنتظر، نتوانست قایق خود را به سمت بی‌خطر رودخانه هدایت کند و وارد یک بخش صخره‌ای شد. سپس در وضعیت خطرناکی گرفتار و به زیر قایق کشیده شد. او مدت بسیار کوتاهی زیر آب ماند، اما متاسفانه بیرون کشیده شدن و انجام عملیات احیا و انتقال به بیمارستان، موثر واقع نشد و جان خود را از دست داد.

پیام از اعضای قدیمی انجمن کوه‌نوردان ایران هم بود. درگذشت او را به خانواده و دوستانش تسلیت می‌گوییم.

مجلس ترحیم او در روز چهارشنبه سوم شهریور از ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰، در تهران- خیابان سهروردی، خیابان خرمشهر، خیابان شهید عشقباز، میدان نیلوفر، مسجد الرضا برگزار می‌شود.


Read More →

آب در ایران، گران‌تر از آمریکا است!

در «کنفرانس ملی اقتصاد آّب» که در روز پنجم مرداد 95 توسط وزارت نیرو برگزار شد و گزارشی از آن در روزنامه‌ی ایران ششم مرداد 95 آمده، مدیران آب کشور و کارشناسان مدعو ایشان، علاوه بر تکرار نکته‌های بدیهی مانند این که ایران روی کمربند خشک جهان قرار دارد و میانگین بارندگی‌های آن یک سوم جهانی است، یک نکته‌ی دیگر را هم چندین بار بازگو کردند. و آن این که آب و برق ارزان است و تا گران نشود، مصرف آن پایین نمی‌آید. در این کنفرانس، که به سبک همیشگی آب‌نیرویی‌ها با زرق و برق و هزینه‌ی بسیار برگزار گردید، به سوء‌مدیریت مزمن در بخش آب کشور تقریبا اشاره‌ای نشد.

 

اما آب نباید گران شود، به چند دلیل ساده:

 1- برخورداری از آب، مانند حق تنفس جزو حقوق اولیه‌ی انسان‌ها است؛ در جایی که قانون اساسی ما رفع «محرومیت در زمینه‌های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و…» را جزو وظیفه‌های دولت در قبال ملت قرار داده (اصل سوم) و رودخانه‌ها و دیگر آب‌های عمومی را جزو «ثروت‌های عمومی» تلقی کرده (اصل چهل و پنجم)، بدیهی است که آب باید با کم‌ترین تبعیض و با حفظ حقوق نسل‌های آینده، در اختیار همگان باشد. در واقع، دولت باید سازوکارهایی را فراهم کند که آب، متناسب با نیاز بخش‌های گوناگون، به دست همه برسد و آن کسانی که آب را به شکل غیراصولی مصرف می‌کنند، جریمه شوند. گران کردن آب و خصوصی کردن آن اما، جریمه کردن همگان است.

۲- آن‌چه که به عنوان مقایسه‌ی قیمت آب در ایران با قیمت آب در کشورهای دیگر ذکر می‌شود (مثلا در خبرآنلاین 13/5/1395 ) و حتی آن را «راه نجات از خشکسالی» می‌داند(!) بسیار جای بحث دارد؛ نخست این که قیمت آّب را در ایران، بدون توجه به سطح درآمد ایرانیان،در نظر می‌گیرد. اگر مطلق درآمد ایرانیان را با مطلق درآمد سرانه‌ی آمریکاییان مقایسه کنیم، درآمد ما حدود یک دهم آمریکاییان است، در صورتی که متوسط قیمت آب آشامیدنی در ایران (هر مترمکعب حدود 400 تومان، معادل 13 سنت برپایه‌ی نرخ رسمی هر دلار 3000 تومان) تقریبا یک سوم قیمت آب در آمریکا است. به عبارت دیگر، آب در ایران، سه برابر گران‌تر از آمریکا است! چنان که گوشت و مرغ و برنج و گندم هم در ایران گران‌تر از آمریکا است. بگذریم که برای حدود سی درصد خانوارهای ایرانی که به گفته‌ی سازمان آب، بیش از الگوی مصرف، آب مصرف می‌کنند، این ماده‌ی حیاتی (با احتساب مالیات و حق انشعاب فاضلاب، و…) مترمکعبی هزار تومان و بیشتر درمی‌آید.  دوم این که نمی‌گویند که در آمریکا یا آلمان، به دلیل بالا بودن سطح دستمزدها و خدمات و به دلیل گران بودن حامل‌های انرژِی، پولی که بابت آب گرفته می‌شود، به طور عمده هزینه‌ی رساندن آب به دست مصرف‌کننده است. از آن‌جا که دستمزد در ایران پایین است، باید قیمت آب هم پایین باشد. سوم این که نمی‌گویند در کشورهایی که خدمات اجتماعی بالا است، مانند سوئد و نروژ که مردم‌شان هم جزو بالاترین گروه‌های درآمدی جهان هستند، آب آشامیدنی لوله‌کشی و باکیفیت، تقریبا مجانی است، و فقط برای خانه‌های ویلایی است که آّ‌ب‌بهای جداگانه دریافت می‌شود.

 3- در کشورهای آمریکای شمالی و اروپا و استرالیا، دولت‌ها یارانه‌های سنگینی به بخش کشاورزی می‌دهند، در صورتی که در ایران یارانه‌ی این بخش حیاتی بسیار ناچیز است و اگر آب کشاورزی گران‌تر شود (که هم‌اکنون هم بنا بر آن‌چه که در یادداشت «آب را گران نکنید» گفتم، ارزان نیست) فشار بیشتری بر کشاورزان و عموم مردم که مصرف‌کننده‌ی محصولات کشاورزی هستند، وارد خواهد شد.

۴- اگر قرار بود که گران شدن آب، مصرف را کاهش دهد، می‌بایست در چند دهه‌ی گذشته که قیمت آب صدها برابر شده، مصرف هم کاهش یابد که نه تنها چنین نشده، بلکه مصرف به شکل بی‌رویه‌ای افزایش یافته است. در واقع، گران شدن آب مانند هر گرانی دیگر، اثر خود را به بخش‌های دیگر منتقل خواهد کرد و سبب افزایش تورم خواهد شد.

 5- در شرایطی که هنوز امکان صرفه‌جویی در آب به علت در دسترس نبودن امکانات فنی و مالی فراهم نشده، و از سوی دیگر کنترل برداشت‌کنندگان غیرمجاز به علت گستردگی کار و فساد اداری همچنان ناممکن به نظر می‌رسد، گران شدن آب قطعا به برداشت‌های غیرقانونی دامن خواهد زد، چرا که کالای گران ارزش بیشتری برای دزدیدن دارد! به عبارت دیگر، شهروندان ساده و تسلیم در برابر قانون، بار گرانی را بر دوش خواهند کشید و شرایط برای آنان که کار غیرقانونی می‌کنند، بهتر خواهد شد (شبیه سخت‌گیری در گمرک‌ها که واردکنندگان مجاز را درفشار می‌گذارد، و به همین علت کار خلافکاران داخل گمرک و قاچاقچیان رونق می‌گیرد).

 6- در چند دهه‌ی گذشته، چند صد میلیارد دلار صرف طرح‌های آبی شده و نتیجه‌ی آن، تشدید مشکل آب بوده است؛ رسیدن پول بیشتر به دستگاهی که این همه سال متولی آب بوده و اصلا کارنامه‌ی قابل قبولی ندارد، نتیجه را باز هم بدتر خواهد کرد. تا هنگامی که دایره‌ی وسیعی از مردم (نمایندگان کشاورزان، مشترکان خانگی، مصرف‌کنندگان صنعتی، سازمان‌های مردم‌نهاد) و نمایندگان سازمان‌های دولتی مسوول محیط زیست، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، و مجلس در مدیریت آب مشارکت نداشته باشند، و سرنوشت آب فقط در دست شماری مهندس سازه‌های آبی باشد، وضع روز به روز بدتر خواهد شد.

طرح‌هایی مانند ایجاد «بازار آب» که از دل وزارت نیرو بیرون می‌آید و قرار است که برنامه‌ریزی و مدیریت آن‌ها را باز هم همین دستگاه ناکارآمد برعهده بگیرد، فقط به نفع گروه بسیار کوچک رانت‌خواران و سرمایه‌داران بزرگ خواهد بود تا  آب یا حق استفاده از آب را نیز مانند زمین‌های ملی تبدیل به کالای تجاری کنند و به مالکیت خود درآورند.

Read More →

تعادل اکولوژیک کوه صفه در معرض خطر

مصاحبه با «دکتر سید احمد خاتون­ آبادی» – استاد محیط ­زیست و منابع طبیعی

روزنامه «اصفهان امروز» – شنبه 1395/05/30

 

دکتر «سید احمد خاتون­ آبادی» می­گوید وضعیت محیط­‌زیست صفه رو به وخامت می‌رود. از دیدگاه تخصصی وی، انواع ساخت­وسازها، تردد تاکسی­ها در محیط کوهستانی، احداث و توسعه تله‌­کابین، ورود بی حد و حساب جمعیت به محیط فرسایشی آنجا، انتقال آب در روزگار خشکسالی برای مصارف گوناگون بیش از نیاز فضای سبز و در مجموع این حجم بارگذاری عمرانی در منطقه، برهم زننده‌ی تعادل اکوسیستم بوده و در پی آن، مصرف مقدار زیاد انرژی، بیشتر از ظرفیت پالایش و هضم طبیعت است.

تقریبا تمامی اهالی محیط­‌زیست حتی بسیاری از شهروندان عادی که اخبار و مقالات مربوط به زاینده‌­رود، آلودگی هوا و یا آسیب­های ساخت سدهای بزرگ برای محیط‌­زیست را دنبال میکنند، این استاد دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان را می­شناسند. اظهارنظرها و نقدهای بی‌­تعارف و علمی وی، به‌دور از جانبداری و محافظه­‌کاری‌­هایی است که گاهی برخی از بزرگان محیط‌­زیست را از مصاحبه و گفتگو باز می­دارد یا از صراحت کلامشان می‌­کاهد.

او سال­ها در ایران و یا در دانشگاه‌های خارج از کشور از جمله «وسترن سیدنی» در استرالیا، «بریتیش کلمبیا» و «گلف» در کانادا و دانشگاه ایالتی «میشیگان» امریکا، به پژوهش پیرامون توسعه پایدار شهری، محیط زیست و کشاورزی پایدار، فضای‌­سبز و منابع طبیعی پرداخته و از سال 1374، عضو هیئت مدیره جمعیت “پیام سبز” می­باشد.

به گفتگویی کوتاه با دکتر خاتون‌آبادی پیرامون حال و روز طبیعت کوهستانی صفه پرداختیم که مشروح آن را در ادامه می­خوانید:

 

– نظر شما پیرامون فعالیت­های عمرانی در کوه صفه بمنظور جذب گردشگر و ارائه خدمات بیشتر چیست؟

بطور کلی در اکوسیستم­های کوهستانی، حتما باید تعاملی بین آب، گیاه، جانوران و انسان داشته باشیم. در منطقه صفه، تله ­کابین یکی از مواردی است که این تعادل را بهم می­زند. در مناطقی شبیه شمال ایران یا بعضی کشورها، شاید پتانسیل احداث تله­ کابین وجود دارد، زیرا وقتی به قسمتهای بالاتر می­رسند تازه شروع یک سلسله جبال است و به نوعی برای خودش یک آغاز است. ولی اینجا یک انتهاست، چرا که صفه یک کوه نیست، یک بلندی است که برای تعادل اکولوژیک در دشت فرودست اصفهان مفید است. بویژه اینکه جنبه ای تاریخی هم دارد. وقتی بوسیله انرژی، یک بارگذاری جدید تحمیل کنیم، اینکار برهم زننده­ ی تعادل است و من فکر می­کنم نصب اینتله ­کابین، شروعی است که معلوم نیست به کجا ختم می­شود. بحث اساسی ما در منطقه صفه، عبارتست از برهم خوردن تعادل.

 

مثال دیگر، آب است که مربوط به منطقه صفه نیست و عمدتا از زاینده ­رود به آنجا پمپاژ می­شود. باید ببینیم این آب در مسیر بازگشت چه آسیبی به قسمتهای پایین ­دست می­رساند: برگشت آن سطح آب سفره­ های زیر­زمینی دانشگاه اصفهان را بالا آورده و بتدریج موجب فساد ریشه درختان در پایین شیب میشود. فضای سبز مصنوعی با پمپاژ آب توجیه اکولوژیک و اقتصادی ندارد! دلیل این اتفاق، قیمت نزدیک به صفر انرژی در ایران است. البته بر اساس اظهارنظر برخی از دست اندرکاران فضای سبز اصفهان، این پمپاژ محدود بوده و برای استفاده مردم از فضای سبز در مسیرها و فضای عمومی صفه می باشد، و با پمپاژهای عظیمی که در بالادست رودخانه ها و برخی سدهای کشور به بهانه درختکاری و با تخریب مراتع طبیعی در حال انجام است به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. 

همچنین از سوی برخی مقامات عنوان شده که تفاوت دیگر این نوع فضای سبز در فضاهای عمومی که به همه ملت تعلق دارد، با پمپاژهای گسترده در باغات میوه جدیدالاحداث در مناطق کوهستانی این است که : آن باغات عمدتا از تبدیل مراتع و اراضی ملی با مالکیت عمومی به باغات خصوصی ایجاد شده و سوبسید انرژی از اندوخته ملت برای پمپاژ به سود شخصی تعداد معینی می افزاید، حال آنکه در پارکها عموم مردم بهره مند میشوند.

لیکن از دیدگاه من در حوزه پژوهشگری توسعه پایدار و ترویج محیط زیست، با وجود همه یا برخی از این تفاوت ها، اولویت اصلی در هر نوع بکارگیری انرژی چه برای انتقال آب چه برای بارگذاری های دیگر، باید حفظ و پایداری زیست بوم های طبیعی باشد و نباید تحت عناوین خصوصی و حتی عمومی، محیط زیست را که متعلق به تمامی نسل های آینده نیز می باشد، به مخاطره افکند.

 

 

– معیارها و اصول رفتار با محیط کوهستان چه هستند، و اقداماتی که در محل صفه انجام شده، اعم از پیاده­رو و محوطه سازی، توسعه باغ وحش و همچنین ساخت و گسترش کافه و رستوران و مجتمع­های خدماتی، تا چه اندازه با آن معیارها مطابقت دارند؟

هر آنچه که محیطی بنام کوهستان را از شکل طبیعی خود خارج کند، متناسب با شرایط و تعادل اکولوژیک آن محیط نیست. در واقع کوهستان با این بارگذاریها، تبدیل به یکی از خیابانهای شهر خواهد شد، تردید نکنید! پس باید ببینیم برای صفه چه آینده­ای می­خواهیم؟ یعنی اگر بخواهیم در آنجا هتل بسازیم و رستورانها را گسترش بدهیم، به مرور از فضای کوهستان خارج خواهد شد که غلبه­ سازه است بر محیط طبیعی.

در معماری پایدار قانونی بکار می­رود که عبارتست از “form follows the function”، یعنی فرم تابع کارکرد است. حتی یک زائده در معماری نباید بوجود بیاید بدون اینکه کارکردی داشته باشد. امروزه عمده­ نماهای فعلی زوائد کج و بیرون­زده و … دارند و البته در ایران فراوان دیده می­شود، و گفته می­شود “زیبایی” دارد نه “کارکرد”.  

بنظر من در اکوسیستم­های طبیعی و شهری، برعکس این قانون را داریم: در واقع “function follows the form”، کارکرد مناطق طبیعی تابع فرم آنهاست و با تغییر فرم، کارکرد نیز تغییر خواهد کرد، طبق این قانون نمی­توانید سنگ­ معدنی کوهی را استخراج کنید، و آن کوه کارکرد قبلی خود را داشته باشد. برای فرم­هایی شبیه صفه در مناطق شهری نیز همینطور است. پس معیار عبارتست از حفظ کارکرد طبیعی محیط کوهستان! و هر اتفاقی که موجب تغییر یا ضعف کارکرد شد، پذیرفتنی نیست و این تغییرات برای افرادی که آنجا می­روند کاملا ملموس و قابل مشاهده است.

 

 

– با توجه به وضعیت فعلی صفه، راهکار پیشنهادی شما برای توقف، اصلاح یا رسیدگی درست به محیط زیست منطقه چیست؟

بابت این سوال بسیار متشکرم! ما فرمولی داریم که هر تغییر زیست محیطی را بر مبنای وضعیت انرژی بررسی می­کند. کارآیی انرژی مساوی است با نسبت انرژی­های خروجی به ورودی، ضربدر عدد 100. باید ببینیم انرژی ورودی به آن اکوسیستم، چه خروجی­ای دارد، و بنظر من میزان انرژی ورودی به سیستم منطقه صفه، موجب ناپایداری آن می­شود!  

                                                                                                         

تحلیل بعدی، مربوط به بحث هزینه یا  CBA (cost-benefit analysis) که حتما باید هزینه­ های زیست محیطی را نیز اضافه کرد. چرا که معمولا هزینه­ های زیست محیطی از بازدیدکننده گرفته نمی­شود. مشتریِ رستوران فقط پول غذا و اجاره­بهای محلش را می­دهد. الان برای انتقال مشتریان به رستوران­های بالای صفه تاکسی گذاشته­اند! این اتفاقات کاربری آن منطقه را تغییر می­دهد، یعنی هزینه­ی زیست­ محیطی تاکسی­ها و نیز ضایعات حاصل از فشار بارگذاریها. اگر در گذشته یک شهروند اصفهانی با ده یا بیست دقیقه زمان می­توانست به کوه برود، الان باید برود به کو­ههای دورتر شبیه کلاه قاضی یا کرکس.

 

از طرف دیگر برای هر کنش در کوه صفه، باید ارزیابی اثرات زیستی یاEIA ) environmental impact assessment(آن بررسی شود و ببینیم آن کنش چه جواب­ها و پیامدهایی در بر خواهد داشت و در گذشته داشته ­است. همچنین آنالیز ظرفیت تحمل زیست محیطی)environmental carrying capacity(نیز ارزیابی مهم دیگریست که باز به بحث تراکم انرژی در منطقه صفه مربوط می­شود، و تبع آن جمعیت هم تراکم پیدا می­کند.در گذشته جعیت منطقه متناسب با وضعیت طبیعی محیط بود و محدود بود به کسانی که می­توانستند به کوه بروند. اکنون فشار جمعیت به منطقه بیشتر شده و طبیعتا تقاضاهای نامحدود بعدی نیز بوجود خواهد آمد که نشانگر تغییر فرم صفه خواهدبود. باید ببینیم در بحث توسعه شهری، آیا هدف شهردار و مسئولین محترم تبدیل این محیط به چیز دیگریست؟ که در آن صورت بنده سخنی ندارم! ولی اگر مایلند محیط کوهستان به شکل خود باقی بماند، این افزودنی­ها قطعا به تغییر فرم و محیط کوه خواهد انجامید! 

گزارش و مصاحبه از: احسان رعنایی – فاطمه نوری

 

 

 

Read More →

Mobile Phone and Internet in Iran

Mobile Phone and Internet in Iran – Sim card are cheap and available in Iran and mobile Internet works fine within the populated areas.

The post Mobile Phone and Internet in Iran appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

Mobile Phone and Internet in Iran

Mobile Phone and Internet in Iran – Sim card are cheap and available in Iran and mobile Internet works fine within the populated areas.

The post Mobile Phone and Internet in Iran appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

Mobile Phone and Internet in Iran

Mobile Phone and Internet in Iran – Sim card are cheap and available in Iran and mobile Internet works fine within the populated areas.

The post Mobile Phone and Internet in Iran appeared first on SURFIRAN – Iran Tours – Iran Travel Agency and Operator Travel to Iran.

Read More →

Travel to Iran During Ashura

How to travel to Iran during Moharram and Ashura. Visiting Iran during Ashura and Muharram in Iran can be a truly extraordinary experience.

The post Travel to Iran During Ashura appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

Page 18 of 805« First...10...1617181920...304050...Last »