گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

برنامه های بخش تحقیقات بیابان در سند چشم انداز ۱۴۰۴ و برنامه ششم توسعه کشور

3-  احياء و بازسازي اکوسيستم هاي بياباني از طريق تقويت پوشش گياهي وبهبود شاخصهاي تنوع زيستي

عنوان اقدام /طرح / پروژه

‏ارزیابی توان سرزمین برای جنگلکاری در کانونهای بحرانی فرسایش بادی،

پژوهش در راستای افزایش تنوع گونه اي در عمليات مقابله با بيابان‌زايي و تثبيت ماسه هاي ‏روان

بررسي توانايي گونه‌هاي گياهي بومي و سازگار به زيست‌بوم بياباني كشور از منظر ترسيب ‏كربن و توليد اكسيژن،

بررسي و معرفي گونه هاي گياهي مناسب عمليات بيولوژيك احياء مناطق بياباني  ‏

طرح توسعه کاشت گياهان شورپسند و مقاوم به شوري با بهره‌گيری از منابع آبهای شور و ‏نامتعارف در مناطق بیابانی ،

طرح مديريت و احياء بيولوژيك مناطق مرطوب حاشيه پلاياها و دريا

اجرای پروژه های تحقیقی- ترویجی و الگویی در حوزه بیابان و بیابانزدایی.‏

طرح بررسی پتانسیل گیاه پالایی گیاهان شورپسند بومی در حذف آلاینده های زیست ‏محیطی در مناطق بیابانی و سواحل با هدف توسعه کشت آنها

طرح پايش و ارزيابي  زيست¬محيطي برنامه ملي مديريت مناطق بياباني

طرح حفظ ذخائر ژنتیکی و تنوع زیستی در اکوسيستم هاي بیابانی

 

4-  بهبود اثرات مديريت و بهره وری آب و خشکسالي در اکوسيستم هاي بياباني کشور

عنوان اقدام /طرح / پروژه

‏هماهنگي در امر مديريت مؤثر حفاظت خاك، گياه و آب با انجام اقدامات برنامه ‏ريزي شدة آبخيزداري با همكاري با سازما نهاي ذيربط ‏                    

تعيين نقش عوامل انساني و مديريت منابع آب در خشکیدگی تالابها و ‏چالابهای بیابانی با تاکید بر لحاظ حقابه زیست محیطی تالابها،                     

شناخت و  استفاده از آبهاي شور و نامتعارف براي جنگلکاری و کشت ‏گونه‌های هيدروهالوفيت در مناطق بیابانی با رعايت ملاحظات زيست ‏محيطي ‏                       

استفاده از انواع مواد جاذب الرطوبه اعم از طبيعي يا مصنوعي براي افزايش و ‏نگهداري رطوبت در خاک            

تعیین نیاز آبی گونه های مورد استفاده در احیاء بیولوژیک مناطق بیابانی                 

مطالعه و بررسي روي روش هاي مواجهه با خشكسالي              

طرح ارتقاء تاب آوري جوامع محلي در برابر مخاطرات تغيير اقليم ،ريزگردها و ‏خشکسالي                   

بررسی اثرات خشکسالی و تغییر اقلیم در روند بیابان¬زایی                     

پژوهش در زمینه توسعه گیاهان چند منظوره (اقتصادی) و کم نیاز به ‏آبیاری و سازگار  با مناطق خشک،             

پايش و مديريت اثرات تغييرات اقليمي بر خشکسالی و منابع آب كشور                  

اولويت بخشي به حفاظت ، ذخيره و انباشت آب در آبخوانها و سامانه هاي ‏آبخيز 

 

۵- استفاده از ظرفيت‌ها و مزيت‌هاي نسبي مناطق بياباني به منظور بهره برداري پايدار و بهبود معيشت جوامع محلي

عنوان اقدام /طرح / پروژه

‏‎ ‎استفاده از ظرفيت رسانه ها براي تقويت نگاه زيست محيطي و ‏فرهنگ سازي عمومي حفاظت از منابع طبیعی و مدیریت پایدار منابع

طرح تعیین توان آمایشی(پهنه بندی آمایشی) مناطق بیابانی به منظور توسعه ‏گردشگری در بیابان

شناخت و معرفی ظرفيتها،  قابليتها و پتانسلهاي مناطق بیابانی به منظور کاهش فشار ‏به سرزمين

تحقیق در زمینه تنوع بخشي به فعاليتهاي اقتصادي به منظور کاهش وابستگي به ‏سرزمين

پژوهش در زمینه ارزش‌گذاري خدمات غيرقابل تبادل كويرها و ‏بيابان‌هاي كشور

طرح ارتقاء دانش فني و مهارتي بهره برداران مناطق بياباني

طرح مشاركت مردم و بهره برداران در حفاظت ، مديريت و اجراي طرحها و پروژه ‏هاي مقابله با بيابانزايي و كنترل فرسايش بادي

پايش اثرات اقتصادي اجتماعي و زيست محيطي بيابانزايي(تغييراقليم ،ريزگرد و…)‏‏                

 

Read More →

طناب‌کِشی روی توچال؛ کاری ضدطبیعت و کوه‌نوردی

چگونه است که عده‌ای می‌پندارند که اجازه دارند روی کوهستان، یا در هر محیط طبیعی دیگر، به دلخواه خویش هر کاری بکنند؟! چرا در هیچ ملک خصوصی کسی اجازه ندارد که چیزی را جابجا کند یا چیزی بر جا بگذارد، اما در یک محیط عمومی که متعلق به کل ملت (و بلکه بشریت) است، به صِرف پاسداشت یاد یک تن یا به هر بهانه‌ی دیگری، به خود اجازه می‌دهند که دست به دخالت گسترده در ساختار طبیعت بزنند؟!

زیبایی، شکوه، و چالش‌های دل‌انگیز کوهستان و کوه‌نوردی، وابسته به حفظ وضع طبیعی کوه است؛ هیچ فرد یا سازمانی حق ندارد مطابق سلیقه‌ی شخصی یا خانوادگی یا گروهی خود، در کوهستان اقدام به ساخت و ساز، یا نصب علامت و تیر و طناب و… کند. این‌گونه کارها، بدترین شکل بزرگداشت جان‌باختگان کوهستان است، و نه تنها در کم کردن حادثه‌های کوه‌نوردی موثر نیست، بلکه به علت القای حس امنیت کاذب، موجب افزایش خطر هم می‌شود.

به کوه‌نوردان و سازمان‌های آنان، و به مدافعان محیط زیست پیشنهاد می‌کنم که با موضوع نصب طناب در توچال برخورد کنند.

عکس از تارنمای هیات کوه‌نوردی استان تهران


Read More →

درباره‌ی پیام بنی هاشمی

نوشتار زیر را که در تارنمای سازمان هلال احمر آمده، به نقل از کوه‌نامه، در این‌جا می‌بینید. به یادداشت‌های دوستانی که درباره‌ی پیام سخنانی گفته اند، من هم اضافه می‌کنم که او در انجمن کوه‌نوردان نیز عضو بود و اگرچه در چند سال اخیر فعالیت کمی با ما داشت، اما آمادگی اش برای کار داوطلبانه و عشق او به طبیعت چنان بود که اگر هرگاه او را برای کاری فراخوان می‌کردیم، بی‌درنگ حاضر می‌شد. یادش گرامی باد.

 

پیام بنی‌هاشمی، یکی از پرسابقه‌ترین و متعهدترین امدادگران جمعیت هلال‌احمر کشورمان درروز 29 مردادماه 1395 طی حادثه‌ای در رودخانه هراز جان خود را از دست داد.حادثه‌ای که به‌دلیل آن جامعه بزرگی از امدادگران و طبیعت‌دوستان داغدار شدند، چراکه مرگ پیام تنها از دست‌رفتن یک انسان نبود؛ مرگ یک جریان بود، باز ایستادن یک قلب تپنده برای ایران، مردم ایران و حفظ منابع طبیعی و انسانی این سرزمین بود.

کوهنوردی که امدادگر شد
پیام بنی‌هاشمی متولد اول فروردین 58، تنها فرزند خانواده بود. لیسانس مدیریت امداد و سوانح داشت و از سال 79 یعنی از بدو تأسیس پایگاه هلال‌احمر شمیرانات، امدادگر جمعیت هلال‌احمر شد. تخصص پیام در ابتدا کوهنوردی بود و هنگام تأسیس پایگاه شمیرانات به دلیل اینکه امدادگری با تخصص کوهنوردی وجود نداشت، به توصیه معاونت بهداشت و درمان استان تهران که نظر به جذب امدادگران شعبه شمیرانات از بین کوهنوردان داشت، پیام جذب هلال‌احمر شد. درجه امدادی پیام ایثار بود، اما به گفته همه دوستان امدادگرش، نام «ایثار» برای خدمت‌های بی‌شمار و جانفشانی‌های او، کم بود.
او برای تسلط بر کار و حرفه‌ای که دنبال می‌کرد 1000 ساعت کلاس آموزشی تخصصی گذراند و در بسیاری از این کلاس‌ها به‌صورت خودجوش و با هزینه شخصی‌اش شرکت کرده بود تا هر چه بیشتر یاد بگیرد و برای خدمت به مردم کشورش فردی مفید باشد.
او یک استاد بود؛ هم ‌دوره کمک‌های اولیه را تدریس می‌کرد و هم مباحث مربوط به امدادونجات کوهستان و در بحث حوادث آبی و نجات در رودخانه و سیلاب به‌شدت توانمند بود. در باشگاه‌های کوهنوردی و باشگاه‌های گردشگری جمعیت یا حتی بخش‌خصوصی کلاس‌های تخصصی برگزار می‌کرد و برایش مهم نبود که از برگزاری این کلاس‌ها پولی دریافت می‌کند یا نه. او فقط می‌خواست دانش و تجربه‌اش را به دیگران یاد بدهد و این خصلت بزرگوارانه‌اش شاگردانش را عاشق خودش کرده بود.

عاشق طبیعت بود و در طبیعت هم جان سپرد
این امدادگر باسابقه به دلیل علاقه بسیاری که به طبیعت و محیط‌زیست داشت، در سال‌های اخیر به گردشگری و فعالیت در حیطه محیط‌زیست مشغول شد و در جریان این علاقه‌مندی‌هایش به سراغ ورزش پرهیجان «رفتینگ» رفت و یکی از پایه‌گذاران «رفتینگ» در ایران شد. رفتینگ قایقرانی در آب‌های خروشان است. این ورزش یک کارگروهی است و برای انجام آن، یک تیم باید با هم هماهنگ باشند. پیام رفتینگ را در هند شناخت و بعد از اینکه پول‌هایش را جمع کرد، به هند رفت و در رودخانه گنگ پارو زد، عاشق این ورزش شد و وقتی به ایران برگشت تصمیم گرفت که این رشته ورزشی را در ایران راه‌اندازی کند و این کار را عملی کرد. او اولین فردی است که در ایران جان خودش را در این ورزش از دست داد و باید گفت او در جایی از دنیا رفت که عاشقش بود.

لایق همراه داشتن نشان هلال‌احمر
حسام‌الدین نراقی، امدادگر جمعیت هلال‌احمر و فعال اجتماعی درباره دوست مرحومش می‌گوید: من پیام را بعد از زلزله بم می‌شناسم. او فردی انسان‌دوست و فعال در حوزه اجتماعی و خدمات داوطلبانه بود که فعالیت‌هایش فقط محدود به هلال‌احمر نبود. او در خیریه‌ها و انجمن‌های خیرخواهانه زیادی فعالیت داشت و اگر هر جای دیگری فرصتی برای کار داوطلبانه وجود داشت، پیام در آنجا حضور داشت. او الگوی هر هفت اصل نهادینه ‌نهضت بین‌المللی صلیب‌سرخ و هلال‌احمر بود و می‌توان گفت بهترین فرد برای به دوش کشیدن نشان جمعیت بود.

دوختن آرم هلال‌احمر روی لباس شخصی
نراقی در خاطره‌ای از پیام، می‌گوید: پیشترها ما در جمعیت با کمبود لباس‌های خاص عملیاتی مواجه بودیم و کاری که پیام انجام می‌داد این بود که خودش لوگوی سازمان امداد هلال‌احمر را روی لباس‌های شخصی‌اش که فکر می‌کرد برای عملیات مناسب است، می‌دوخت. عکس‌های زیادی داریم که پیام لباس فرم جمعیت به تن ندارد. او برای اینکه بتواند در حوادث کمک کند همیشه تدابیری برای خودش داشت و هیچ وقت وابسته به پوشیدن کفش و لباس مخصوص نبود.

استادی که نگران شاگردانش بود
امیرحسین خسروی، مسئول پایگاه‌های امدادونجات هلال‌احمر شمیرانات و دوست‌ قدیمی پیام درباره او می‌گوید: من و پیام در عملیات‌ها و کوهپیمایی‌های زیادی همراه هم بودیم و در دانشگاه هم همکلاسی بودیم. در همه این سال‌ها شاهد این بودم که هر وقت برای کسی گرفتاری و مشکلی پیش می‌آمد پیام برای حل آن مشکل پیشقدم بود. او بسیار روراست بود و این اخلاق او باعث می‌شد همه تکلیفشان را در مقابلش بدانند. سرحال و پرانرژی بود و این روحیه‌اش در سخت‌ترین شرایط و عملیات‌ها به همراهانش نیرو و انرژی مضاعف می‌داد. همیشه با شوخی و خنده‌هایش دل بچه‌ها را گرم می‌کرد تا برای ادامه کار روحیه داشته باشند. پیام شاگردان خیلی زیادی در حوزه‌های مختلف امدادی تربیت کرد و از معدود استادانی بود که در دل تک‌تک شاگردانش رسوخ می‌کرد. بسیار حساس بود که شاگردانش همه نکات را یاد بگیرند و این از روحیه متعهدانه‌اش نشأت می‌گرفت.

وصیت‌نامه، قبل از عملیات!
محمد کاووسی، معاون امداد و از داوطلبان سابق شهرستان شمیرانات درباره دلاوری‌های پیام بنی‌هاشمی در عملیات‌های امدادی، می‌گوید: من سال‌هاست که پیام را می‌شناسم. با قطعیت می‌توانم بگویم در تمام این سال‌ها امدادگری متعهدتر و وظیفه‌شناس‌تر از او ندیده‌ام، اما بیشترین رشادتی که از او به یاد دارم مربوط به حادثه برف و کولاک در مناطق شمالی کشور در سال 86 می‌شود. در آن حادثه 20 کارگر آزادراه تهران- شمال با توجه به برف و بورانی که در مناطق شمالی کشور اتفاق افتاده بود، درگیر حادثه شده بودند و من به همراه پیام و یکی دیگر از دوستانمان برای نجات آنها به محل حادثه رفتیم. یادم می‌آید شدت خطر در آن عملیات تاحدی بود که قبل از رفتن وصیت‌هایمان را هم نوشتیم و پیام در آن عملیات برای نجات کارگران جان خودش را به خطر انداخت . از نظر من پیام یک نیروی بالیاقت و توانمندی بود. هر وقت برای هر حادثه‌ای در خصوص امداد کوهستان با او تماس می‌گرفتم بلافاصله و بدون هیچ عذر و بهانه‌ای برای کمک‌رسانی می‌آمد. حس انسان‌دوستی و کمک‌کردن به مردم در خون پیام بود و از دست‌دادن چنین فردی از جامعه امدادگران واقعا حیف بود.

پیام، عاشق سرزمینش بود
علی شادلو، امدادگر بازنشسته هلال‌احمر و دوست و همکار پیام بنی هاشمی درباره زندگی پیام می‌گوید: پیام در جریانی قرارگرفت که همراه این جریان بزرگ شد و به چیزی که در نهایت شد، رسید. جریانی که در زندگی من هم پیش آمد و شاید کمتر امدادگری تجربه این‌چنینی داشته باشد. پیام در ابتدا مثل همه امدادگران دیگر به عشق امدادونجات و برای کمک به همنوعش امدادگر شد و برای نجات جان حادثه‌دیدگان تلاش می‌کرد، اما زمانی که تجربه او بیشتر شد تصمیم گرفت امدادگران دیگری را مثل خودش تربیت کند تا تجربه و دانشی که در طول سال‌ها کسب کرده را در اختیار نیروهای تازه‌نفس بگذارد. برای همین پیام بیشتر وقت خودش را برای آموزش گذاشت. بعد از آن و بعد از سال‌ها کار و تجربه در حوزه امدادگری و آموزش، پیام به دنیای جدیدی وارد شد. چه وقتی که یک امدادگر بود، چه وقتی که یک مربی بود و چه وقتی که از طریق توسعه گردشگری پایدار از حافظان این سرزمین بود، به فکر نجات سرزمین و مردم سرزمینش بود. باید بگویم با اینکه برای از دست دادن چنین فرد مؤثری بسیار اندوهگین هستم، اما برای او خوشحالم، چون می‌دانم در مسیری که دوستش داشت جان سپرد.»

تشیع باشکوه برای مرد تکرارنشدنی
حسام‌الدین نراقی درباره شخصیت تکرارنشدنی پیام، می‌گوید: تبعات بعد از مرگ پیام و دیدن انبوه جمعیتی که در مراسم خاکسپاری و مجلس ترحیمش شرکت کردند، گواه شخصیت جذاب پیام بود و به همه ما نشان داد که آن همه احساس مسئولیت و تعهد در وجود پیام، حکم کیمیا را در بین اهالی هلال‌احمر داشت. ما سال‌هاست شاهد چنین نسلی در جمعیت هلال‌احمر هستیم و این به خاطر آن است که مربیان خوبی داشتیم ولی حیف که امروز این مربیان کمتر شده اند. البته نباید منکر وجود اساتید و امدادگران خوب در هلال‌احمر شد، اما اینچنین کادرسازی ریشه‌ای نیازمند آموزش و هدایت و حمایت موثرتری از سوی جمعیت است.

برداشت از : وبسایت جمعیت هلال احمر

لینک منبع : اینجا

نویسنده : مرضیه کاویانی

تصویر از : وبسایت جمعیت هلال احمر استان تهران

 

Read More →

آقای شهردار، بوستان‌ها پهنه‌ ساخت‌وساز نیستند!

 تردیدی نیست که گستره‌ی بوستان‌های تهران در سه دهه‌ی گذشته، و البته در بیش از یک دهه حاکمیت قالیباف، افزایش بسیار یافته است. مطابق آماری که علی‌محمد مختاری مدیر عامل سازمان بوستان‌ها و فضای سبز شهر تهران در خرداد 1395 داده، سرانه‌ی فضای سبز تهران به نزدیک شانزده مترمربع رسیده است(1). بیشتر شدن فضاهای سبزِ نوساخته، البته می‌تواند به معنای بیشتر شدن سرانه‌ی فضای سبز واقعی نباشد، چراکه اشاره‌ای به آن‌چه که از دست رفته نمی‌کند.

در این آماری که مختاری داده، دو اشکال عمده به چشم می‌خورد: نخست این که در همان خبر آمده که 13000 هکتار فضای سبز داخل محدوده‌ی شهری «شامل بوستان‌های درون‌شهری، بوستان‌های جنگلی داخل محدوده، رفیوژها، میدان‌ها، لچکی‌ها، حواشی بزرگراه‌ها و درختان معابر است… و سرانه‌ی بوستان‌ها (پارک‌ها) 6.7 متر مربع است. یعنی در واقع، «سرانه‌ی فضای سبز موثر»  یعنی فضای سبزی که مردم می‌توانند در آن راه بروند و نفسی تازه کنند، حدود یک سوم آن چیزی است که به شکل برجسته از سوی شهرداری بیان می‌شود. دوم این که مختاری جمعیت تهران را حدود هشت میلیون تن فرض کرده، در حالی که در آمارهای دیگر این جمعیت حدود 12 میلیون تن گفته می‌شود(2). اگر این جمعیت را در نظر بگیریم، سرانه‌ی فضای سبز تهران به حدود 4.5 متر مربع می‌رسد که حدود یک پنجم استانداردهای جهانی است.

نکته‌ی دیگر این که مختاری نگفته که در همین دو سه دهه، و به‌ویژه در دوره‌ی قالیباف، چند هکتار باغ در تهران نابود شده است؛ مشاهده‌ها‌ی عینی، بیانگر نابودی بیشتر باغ‌های قدیمی شمیران، جنت‌آباد، طرشت، کن، و دیگر نقاط تهران است که فدای گسترش پهنه‌های ساخت و ساز و کسب درآمد برای شهرداری شده اند. محمد حقانی، رییس کمیته‌ی محیط زیست شورای شهر تهران در یک میزگرد گفته است که «هشتاد درصد باغ‌های تهران از بین رفته است» و در همان میزگرد، کیانوش سوزن‌چی استاد دانشگاه تربیت مدرس گفته است که مطابق آمارهای موجود، در سال 1368 مساحت باغ‌های تهران بیش از چهارده هزار هکتار بوده که تا 1388 چهارهزار و دویست هکتار از آن‌ها نابود شده است. و باز در همان میزگرد، حقانی می‌گوید که هم‌اکنون در تهران 1216 هکتار باغ وجود دارد(3) که این به معنای نابود شدن بیش از نود درصد باغ‌های تهران – تقریبا معادل کل فضای سبز کنونی شهر – است که عمده‌ی آن هم در دوران قالیباف رخ داده است. همچنین در این دوره، بیشتر حیاط‌ها (به‌ویژه در ساختمان‌های جنوبی خیابان‌ها) برخلاف مصوبه‌های شورای شهر، بدل به پاگرد خودروها برای رفتن به پارکینگ‌های چندطبقه   شده و فضای سبز خود را از دست داده اند.

با تحلیل داده‌های بالا می‌توان به این نتیجه رسید که دیدگاه حاکم بر شهرداری تهران، شبیه (و بلکه الگوی) دیدگاه بساز و بفروشان است. مطابق این دستگاه فکری، ساختن – حتی احداث فضای سبز – خوب است اما  نگاه داشتن و حفاظت فایده ندارد، یا به بیان دیگر «نان در پروژه است!»؛ باغ را خراب کن و در آن برج بساز، حیاط را بکوب و بدل به چند طبقه کن، در پارک طبیعت (پردیسان) چمن و گونه‌های خارجی بکار، بوستان جدید بساز، در بوستان جنگلی که (کارکرد اصلی آن حفظ حریم شهر است) شهربازی و باغ پرندگان و تالار بساز (لویزان و چیتگر)، طبیعت کوه و دره را نادیده بگیر و در آن درخت غیربومی بکار (کوه‌های شمال تهران، روددره‌ی فرحزاد…). در این دستگاه، محیط زیست به زرق و برق سبزنما تنزل می‌یابد و باغ و بوستان تا جایی ارزش دارد که سبب‌ساز کسب درآمد باشد.

چنین است که اگر بوستانی ساخته شد، می‌توان با بالا رفتن قیمت ملک در منطقه، بخشی یا تمام آن را به ساخت مجتمع تجاری اختصاص داد… همان‌گونه که این روزها می‌بینیم در خیابان نلسون ماندلا (جردن)، بخشی از بوستان ارمغان که برِ خیابان اصلی است، می‌رود که به برج بدل شود. اما، خوشبختانه حساسیت و فعالیت محیط زیستی مردم بسیار بالا رفته و در مواردی توانسته اند مانع برنامه‌های عمرانی ضدمحیط زیست می‌شوند. اهالی محل و شماری از سازمان‌های مردم‌نهاد، در حال امضای تومار در مخالفت با این اقدام هستند و استدلال  می‌کنند که اگر هم مالک این زمین (که از حدود سی سال پیش به شکل فضای سبز، و از سال 90 رسما به عنوان پارک مورد استفاده بوده) پیدا شده است، شهرداری باید به او معوض یا خسارت بدهد و نه آن که به او «تراکم» اهدا کند.

 

  پی‌نوشت

۱) تارنمای سازمان بوستان‌ها و فضای سبز شهر تهران 23/3/1395

۲) برای مثال، در روزنامه‌ی اطلاعات 13/2/1393 آمده است که «بیشترین جمعیت شهری کشور به تهران اختصاص دارد که امسال تعداد آن به ۳ر۱۱ میلیون نفر، در سال آینده به ۸ر۱۱ میلیون نفر و در سال ۹۵ به مرز ۱۲ میلیون نفر می‌رسد.»

۳) خبرآنلاین 31/6//1394

Read More →

نتایج مسابقه نحستین جشنواره سفیران منابع طبیعی

برندگان نخستین دوره جشنواره فرهنگی- ادبی سفیران منابع طبیعی اعلام شد
 نخستین دوره جشنواره فرهنگی- ادبی سفیران منابع طبیعی، از آبان 1394 با هدف همدلی و همزبانی کارکنان با سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور و همچنین شناسایی توانمندی‌های علمی، فرهنگی و هنری آنها و نیز افزایش نشاط درون سازمانی، برگزار شد.
در بیستم آبان ماه 94  رقابتی دوستانه برای حضور 11 هزار نفر پرسنل مشغول به خدمت به عرصه های منابع طبیعی در ستاد، ادارات کل و ادارات شهرستان های سراسر کشور و نیز افراد خانواده های آنان آغاز شد.
این جشنواره در 6 محور به شرح محورهای داستان کوتاه، شعر، عکس، طراحی پوستر، متن انگیزشی و نقاشی (ویژه کودکان و نوجوانان) برگزار شد و مجموعا 183 اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شد و نهایتا با داوری اساتید هر محور، نخستین دوره جشنواره فرهنگی- ادبی سفیران منابع طبیعی برندگان خود را شناخت.
بر اساس این گزارش، لوح تقدیر و جوایز برندگان رتبه های اول تا سوم هر محور، به آدرس آنها ارسال شد.

Read More →

Why go to Iran?!

Peter R. visited Iran in 2016. In a video, he shares his experiences travelling around Iran with some shots to show real Iran.

The post Why go to Iran?! appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

Why go to Iran?!

Peter R. visited Iran in 2016. In a video, he shares his experiences travelling around Iran with some shots to show real Iran.

The post Why go to Iran?! appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

Why go to Iran?!

Peter R. visited Iran in 2016. In a video, he shares his experiences travelling around Iran with some shots to show real Iran.

The post Why go to Iran?! appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

Why go to Iran?!

Peter R. visited Iran in 2016. In a video, he shares his experiences travelling around Iran with some shots to show real Iran.

The post Why go to Iran?! appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

Forget Casablanca – Discover Olsabelanga

Olsabelanga or Olsabelangah is a beautiful mountain village located in Masal region of Gilan, Iran, on the southern side of Masal County.

The post Forget Casablanca – Discover Olsabelanga appeared first on SURFIRAN – Travel to Iran Tour Operator, Iran Travel Agency.

Read More →

Page 16 of 805« First...10...1415161718...304050...Last »