گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

پاکداشت طبیعت

روز جمعه ۱۹/۲/۹۳ جاده چالوس پاکسازی شد.در این روز سید محمد مجابی نیز حضور داشت.

Read More →

وضعیت محیط زیست ایران در رتبه جهانی

  از ميان ۱۴۶ كشور وضعيت محيط زيست ايران در رتبه ۱۳۲ قرار دارد. محيط زيست و فصل هاى خزانى فصل هايى كه ديگر به مهمانى ما نمى آيند، فصل هايى كه گويا با اين سرزمين قهر كرده اند. فصل هايى كه ديگر طبيعت را به آغوش خود نمى طلبند. طبيعتى كه زخم خورده است. […]

Read More →

رود خانه های سردابی در پشت حصار ویلا ها!!

رود خانه های سردابی در پشت حصار ویلا ها!!

در کشور مابسیاری از رودخانه های سردابی که بیشتر به مصرف آب شرب می رسند در مناطق ییلاقی و مناطق کوهستانی برای اربابان زر و زور و رانت باز، و زمین خواران قدر قدرت که با هزاران لطایف الحیل و با نادیده انگاشتن و عدم ترس از قانون ومجریانش!! با زد وبند و تهیه انواع سند های جعلی محلی و شورایی برای عرصه های منابع ملی اقدام به تخریب زیستگاه های طبیعی کشور می نمایند در حکم انبار طلای باد آورده را دارد.اگر شما برای حداقل یک سال به منطقه ای که قبلاً بازدید کرده اید مجدداً بروید کلاً برای شما احساس نا خوشایندی خواهد داشت.یا رودخانه را در پس حصار ها نخواهید دید و یا از جنگل و مرتع خبری نخواهد بود و آنچه میبینید انواع ویلاهایی است که علی رغم شیک بودن اغلب هم از فوندانسیون مناسبی برخوردار نبوده و با بروز اولین زلزله و یا رانش زمین نابود خواهند شد.

طالقان ،جنت رودبار،دره ماررامسر ،جنگل دارخانی جنت رودبار، ،ییلاقات یوش و بلده ،دو هزار و سه هزار،الموت ،لواسانات ،دیزین ،وارنگه رود، ولایت رود،وصد ها منطقه ییلاقی دیگر که مولد آب پاک و سالم هستند به جای حفاظت و نگهداری منابع ملی آنها، به شهرک سازی های از ما بهتران اختصاص داده شده اند. تمام ساحل و حاشیه رودخانه های کرج ،جاجرود،زاینده رود،هراز و چالوس وده ها رودخانه دیگر این مملکت گویی مال بی صاحب هستند که هر وابسته و پول پرست و قانون گریزی با زد و بند به خود اجازه تصرف حریم و بستر رودخانه ها و غارت بیت المال این ملت شهید پرور را داده است.میزان تخریب محیط زیست و انقراض برخی گونه های جانوری از دو دهه قبل تا کنون حدود 30 درصد افزایش داشته است آیا این فاجعه نیست؟ چگونه است که روند رو به رشد فزاینده در انقراض گونه ها و تخریب محیط زیست داریم .مشگل کجا است؟ آیا این ماشین نابودگرزمین خواران ترمز ندارد؟

  آیا شکستن لوله تفنگ با سنگ چاره کار است؟این اتفاقات در جهان نادر است. فقط در کشور ما روی می دهد!! زهی تاسف که به جای فرهنگ سازی باید با سنگ تفگ را بشکنیم تا دیگران متوجه بشوند که اسلحه چیز خوبی نیست.!!مثل این می ماند که بر روی تخته سیاه بنویسیم مار و در طرف دیگر شکل مار را نقاشی نمائیم و بعد به مردم بگوئیم حالا بگوئید کدام مار است.آیا این توهین به شعور یک ملت نیست؟چرا مردم نباید از مواهب زیبای خدادای بهره مند بشوندو این مواهب در اختیار قشراندک و خاصی از جامعه باشد؟.آیا مراتع جنت رودبار برای تولید ملی است یا سایت خوشگذرانی اربابان قلیاندار؟چه کسی باید زخم های هزار لای مراتع طالقان را درمان نماید؟بیش از 70 درصد مراتع طالقان جزو مستثنیات است که با یک شتاب غیر قابل کنترل دارد به ویلا تبدیل میشود و این یعنی وابستگی،یعنی سیل و فرسایش.چرا در کشور ما بررسی و مطالعه و یا ارزیابی زیست محیطی از جایگاه خاصی برخوردار نیست؟.باید برای کلیه طرح ها و حتی احداث بنا و ساخت و ساز در مناطق طبیعی یک مطالعه و ارزیابی و حتی ( EIA ) بر روی مجوز ساخت اگر مجوز ی وجود داشته باشد انجام بشود.تا نه رودخانه های سردابی ناپدید بشوند ونه مراتع و جنگل ها از بین بروند.به هر حال تا کنون که کسی نتوانسته بیت المال های تصرف شده را از دست متصرفان خارج نماید.این هشداری است جدی که هرچه سریعتر باید جلوی تصرف های بالای سد کرج در حاشیه رودخانه را گرفت که فردا خیلی دیر است .سرچشمه را می توان با بیل بست که اگر روان شد دیگر با پیل هم نمی توان آن را متوقف کرد. نیاید روزی که رودخانه بالای سد کرج نیز به سرنوشت پائین دست سد مبتلا گردد و در پس دیوار های دژ مانند در تملک ویلا داران در بیایند.

 

اسماعیل مددی

18/1/93

Read More →

وضعیت حفاظتی پستانداران ایران

 وضعیت حفاظتی پستانداران ایران

 تعداد پستانداراني كه تاكنون در ايران شناسايي شده اند بالغ بر 168 گونه است. اين جانوران در 10 راسته و 37 خانواده قرا دارند. راسته جوندگان با 58 گونه قريب 3/1 پستاندارن كشور را به خود اختصاص داده است. بعد از آنها خفاش ها با 40 گونه. گوشت خواران با 29 گونه، حشره خواران با 16 گونه، نهنگ ها با 10 گونه، زوج سمان به 8 گونه، خرگوش ها با3 گونه و فك ها، فردسمان و گاوهاي درياي هر كدام با 1 گونه پستانداران ايران را تشكيل داده اند(ضيايي، 1375، ص 4).

Read More →

وجود نيترات درآب و روشهاي حذف آن از آب آشاميدني

مقدمه

نيترات (NO3) يکي از آنيون ها ي معدني است که در نتيجه اکسيد اسيون نيتروژن عنصري حاصل مي شود .اين ماده يکي از عنا صر بسيار ضروري براي سنتز پروتئين در گيا هان است ونقش مهمي در چرخه نيتروژن دارا مي باشد . نيترات از طريق اکسيداسيون طبيعي توليد وبنا براين در تمام محيط زيست يافت مي شود.

فاضلاب هاي شهري ، صنعتي ، مواد دفعي حيواني وگياهي در شهرهاي بزرگ که داراي نيتروژن آلي هستند به خاک دفع مي شوند . دراثر فعاليت ميکروار گا نيزم هاي خاک ، نيتروژن آلي به يون آمونيوم ( NH4+) تبديل شده که به اين پديده Ammonifcation گفته مي شود . خاک توانائي نگهداري اين ترکيب رادر خود دارد اما به مرور طي پديده ديگري به نام Nitrification بخشي از يون آمونيوم ابتدا به يون نيتريت(NO2-) وسپس به يون نيترات تبديل مي شود . لايه سطحي خاک قادر به حفظ ونگهداري اين دو ترکيب نبوده ودر نتيجه نيتريت ونيترات به آبها ي زير زميني راه مي يابند. از سوي ديگر چرخه نيترات سازي در شهرها يي که دفع نادرست فا ضلاب از طريق چا ه هاي جذبي انجام مي شود همچنان ادامه دارد ومشکل توليد پيوسته نيترات وانتشارآن به آب هاي زيرزميني راسبب مي گردد.

 از آنجايي که نيترات در آب به صورت محلول وجود دارد، روش هاي معمول تصفيه آب قادر به خذف آن نيستند . ازاين رو نياز به آن دسته ازروش هاي تصفيه پيشرفته مي باشد که قادر به کاهش آلاينده هاي محلول هستند .

Read More →

دریاچه های کوچک ایران

دریاچه های کوچک ایران

 مقدمه

ایران بخشى از سرزمین‎هاى نیمه‎خشک و خشک آسیا با بارش سالانه به نسبت کم است. به همین‎رو، آب‎هاى داخلى (دریاچه‎ها) آن کم، و اغلب در فروافتادگی‎هاى زمین‎ساختى جوان، قرار دارند. با وجود این، پاره‎اى از دریاچه‎هاى ایران، مانند دریاچه‎هاى تار و گَهَر در بلندی‎ها قرار دارند. دریاها و دریاچه‎هاى ایران، به جز مطالعات پراکنده، چندان مورد توجه نبوده‎اند. به همین دلیل، اطلاعات زمین‎شناسى چندانى از آنها در دسترس نیست، در حالى که سازوکار تشکیل و تأثیر آنها بر زمین‎شناسى و اقتصاد ایران درخور توجه است و باید مورد توجه ویژه قرار گیرند، به گونه‎اى که «زمین‎شناسى دریایى» یکى از شاخه‎هاى فعال علوم زمین ایران باشد. دریاچه‎هاى دائمى ایران بیشتر به مناطق پر باران شمال غربی و جنوب غربی ایران محدود است در مناطق خشک و صحرایى، دریاچه‎ها از نوع فصلى و پایانه‎اى بوده و آب شور دارند.

Read More →

مخدوش کردن چهره زیبای ایران با قتل عام حیات وحش در اذهان جهانیان

مخدوش کردن چهره زیبای  ایران با قتل عام حیات وحش در اذهان جهانیان

متاسفانه برخی از مردم کشور ما با 3000 سال تمدن بشری به قدری در سیاه چاله جهالت غوطه ور شده اند و با مخلوقات خدا به زعم دشمنی با برخی مسئولین دلسوزکه سخنانشان با منافع آنها و کسانی که برای آنها خوش رقصی می کنند در تعارض می باشد وسعی در خراب کردن افکار و ایده های مثبت حفاظت از محیط زیست این مسئولین عزیز را دارند.تصرف های زیستگاه های حفاظت شده،کشتار هر جنبنده در طبیعت و به تازگی هم کشتار بی رحمانه گونه در حال انقراض پلنگ ایرانی که این زیر گونه از بزرگترین و زیبا ترین پلنگ های دنیا به شمار می رود شش پلنگ در کمتر از چند ماه زهی تاسف .البته پلنگ های مظلوم یکی از گونه های مورد ترور این دژخیمان هستند. اینان به خرس و توله های بیگناهش که با دریدن شکم آنها به جشن و پایکوبی می پرداختند و و با غرور جهالت گونه از این جنایت عکس و فیلم تهیه می کردند رحم نکردند و یا باکوبیدن پتک بر پیشانی الاغ نگون بخت و یا پرتاب الاغی دیگر از بالای پل به عمق دره و تهیه فیلم از این جنایات،  ایرانی را در اذهان جهانیان به اقوامی بدوی و دشمن محیط زیست و خشونت گرا معرفی می نمایند.دنیا با دیدن و خواندن این گونه مطالب وحشتناک چگونه میتواند بر گفته ها و عطوفت ایرانی صحه بگذارد؟چرا باور نمی کنند که ما هیچگاه در پی ساخت سلاح اتمی نیستیم؟و رهبر معظم ما آن را حرام دانسته اند.چون جاهلانی از این دست این ذهنیت را در اذهان جهانیان وبا دادن مستمسک به دست دشمنان انقلاب  بوجود آورده اند که : ببینید اینان که با توله خرس بی گناه و یا حیوانات خدا اینگونه رفتار می کنند اگر سلاح اتمی داشته باشند با مردم دنیا چه می کنند. و ایران هراسی را در دل مردم جهان که این فجایع را می بینند می اندازند. این در حالی است که بارها و بارها مسئولین و مقام معظم رهبری بر صلح آمیز بودن هسته ای ایران تاکید نموده اند.ولی نشان دادن چهره خشن از مردم مهربان ایران در رسانه های جهان به واسطه جهالت همین افراد که پس از جنایتشان مورد هیچ مواخذه ای قرار نمی گیرندوجهه ما را در دید جهانیان مخدوش نموده اند .باید جلوی همین جاهلان داخلی را با قدرت گرفت تا دشمنان این مرزو بوم برای همیشه دهانشان بسته گردد و از این مطالب سوءاستفاده ننمایند.باید سریعاً در مقابل نابودی تتمه حیات وحش کشور ایستاد.مجلس محترم باید قوانین سختگیرانه را تدوین نماید.هم اینک نیز بسیار دیر شده است.تقویت و تجهیز سازمان حفاظت محیط زیست یکی از راه های کمک به جلوگیری از نابودی محیط زیست کشور است.سپردن بخشی از خدمت سربازان به سازمان حفاظت محیط زیست نیز یکی دیگر از راه های مقابله با ترور حیات وحش کشور می باشد.

Read More →

زیست محیطی 2013-11-30 15:02:46

 

 

دوست گرامی ام جناب امیر خان سررشته داری همچنان دلمشغول محیط زیست ایران هستند.شاید تلنگر های امثال ایشان بتواند شرر های عشق به طبیعت دراین کشور را همیشه شعله ور نگه دارد . با آرزوی موفقیت برای جناب مهندس.

مدتی است بعد از استقرار دولت آقای روحانی رسانه ها اعلام می کنند که امید در بین مردم هویدا شده و آرامش به مردم برگشته است. نمی دانم آرامش در بین فلات ایران نشینان چه معنی دارد که این جمله به این مقدار در بین رسانه ها انتشار می یابد. فرض می کنیم معنی اصلی آرامش برقرار شده باشد ولی آیا در بین فعالان و امیدواران اصلاح محیط زیست هم اینگونه است؟ آیا آنچه که الان به خاطر مسائل آلودگی، ریزگردها و بارانهای اسیدی، انقراض گونه های جانوری و گیاهی، شکار بی­رویه، ساخت و سازهای غیر قانونی و  بسیاری دیگر از مسائل و مشکلات زیست محیطی کشور کمی بارزتر شده و گزارشات با تندی بیشتری بیان می شود حاکی از آرامش است؟ منظورم دقیقا در بین زیست محیطی هاست. می دانم که درویش عزیز تا همینجای واگویه من، تداعی دایی جان ناپلئون همیشگی وبلاگستان سبز البت محیط زیستی آنرا در ذهن خود دارد. و پیش بینی می کند که این دایی جان سبز نویس چه می خواهد بگوید. نه این دفعه کمی امیدوارانه تر خواهم نوشت ولی آنچه را که طالبم شفاف تر بیان می کنم.

بعد از حکم ریاست محیط زیست برای خانم دکتر ابتکار، امیدی که به بازگشت کمی منطق و تفکر اصولی به فضای زیست محیطی ایران  برگشت شاید هیچوقت تکرار شدنی نباشد. انتخاب آقای دکتر کهرم، کارشناس و استاد مسلم  محیط زیست که همیشه حرفهایش تلنگری بر عقب ماندگی مدیریت زیست محیطی در کشور بوده به عنوان مشاور، انتخاب آقای مهندس مجابی به عنوان معاون پشتیبانی، این سید بزرگواری که در طول هشت سال گذشته هیچوقت محیط زیست را فراموش نکرد و خود را دور از آن ندانست و فعالیتهایش بر کسی پوشیده نیست، انتخاب آقای دکتر متصدی به عنوان معاون محیط زیست انسانی و در نهایت انتخاب درویش این آینه امید که تمامی نوشته هایش علی رغم داشتن مخالفان خاص خود تزریق امید دائمی برای دستیابی به یک محیط زیست سالم است به عنوان یکی دیگر از مدیران محیط زیست در برحه زمانی فعلی مجموعه ای را در کنار هم جمع کرده است که راه فراری را جز اصلاح برای محیط زیست در تفکر هیچ دلسوز محیط زیست باقی نخواهد گذاشت. حقیقتش با اینکه خوشحال هستم که این افراد در ساختار سازمان وارد شده اند و می توانیم امیدوار باشیم که تغییرات به مرور قابل دستیابی خواهد بود ولی نگران هم هستم. آیا می توانیم امیدوار باشیم که دست کم تا دو سال آینده تصمیگیریهای مناسبی را در خصوص واردات سوخت استاندارد به کشور داشته باشیم. زندگی و سلامت مردم مهمتر است یا خودکفایی در تولید بنزینهایی که مردم را به صورت تدریجی زجرکش می کنند؟ آیا میتوانیم امیدوار باشیم که دست کم در طول یک سال آینده خودروهایی مثل نیسان وانت و پژوی 405 از رده خارج شوند؟ آیا سمجی و خودخواهی خودروسازان برای ساخت حلبیهایی که فقط آدمکش هستند (چه فیزیکی و چه زیست محیطی) مهمتر از جان مردمند؟ آیا می توانیم امیدوار باشیم که خودروهای فرسوده حالا به هر تعدادی که هستند حداقل نیمی از آنها در طول دو سال آینده از چرخه حرکت در شهرهای ایران حذف شوند؟ آیا دادن یارانه نقدی (که جز گداپروری کار دیگری را ترویج نمی کند) به تمام مردم ایران مهمتر است یا کشتار تدریجی و ناقص الخلقه شدن نوزادانی که در آینده باید متولد شوند؟ آیا می توانیم امیدوار باشیم که تا سال آینده واقعا دیگر خودروی زیر یورو 4 در کشور تولید نشود؟ چرا نباید با یک تفکر صحیح واردات خودرو آزاد شود؟ و همچنان بی مبالاتی و دلال مسلکی خودروسازان و قطعه سازانی که حتی برای خانواده خود نیز نگران نیستند و یا شاید هم هیچکدام از اعضای خانواده اشان در ایران نباشند، بر قوانین تجاری این کشور حکمفرما باشد و حتی وزیری که خود قول آزادسازی قیمتهای خودرو را در ابتدای وزارتش داده بود و هدفش آزادسازی ورود خودروهای استاندارد و پیشرفته بود به کام سودجوییهای آنها فرو رود و حرف خود را در کمتر از یکماه پس بگیرد؟ آیا می توانیم امیدوار باشیم که تا دو سال آینده بنزین قیمت واقعی خود را بگیرد و استفاده از خودروهای سالم و ساخته شده بر اساس اصول صحیح زیست محیطی دیگر با مصرف بالای بنزین کشور را آلوده نکنند؟ آیا می توان امیدوار بود که تا دوسال آینده اجرای اصول صحیح آموزش و تبلیغات برای کمک به حفظ محیط زیست دست کم در عرصه مدارس به صورت کتابی طراحی و ارائه شود و کودکان ما همانگونه که قرآن این کتاب آسمانی ما را یاد میگیرند و با آن بزرگ می شوند محیط زیست خود را هم بشناسند و برای آن دل بسوزانند. آیا می توانیم امیدوار باشیم باتصویب قانونهای مناسب در خصوص کارآیی NGOهای محیط زیستی و کمک به فعالیتشان از سوی محیط زیست مردم به مرور دخیل در تصمیمگیریهای محیط زیستی شوند؟ آیا می توانیم امیدوار باشیم ظرف دو سال بحث ممنوعیت تغییر کاربری جنگلها در شمال به صورت واقعی اجرا شود؟ و یا اینکه همچنان با وصل شدن به یکی دو عضو شورای اسلامی روستا می توان عرصه های کشاورزی و جنگل را به راحتی به مسکونی تبدیل کرد و حتی با فاصله زیاد از جاده گاز و برق و آب هم برای آنها کشید؟ آیا بحث شکار بی رویه را می توان در چهار سال مدیریت کرد و بعد از آن شاهد بود که شکار با حفاظت همراه می شود؟ آیا می توان امیدوار بود که یگانهای حفاظت محیط زیست تقویت شوند و دست کم در صورت مبارزه با تجاوزگران به محیط زیست به اعدام محکوم نشوند و یا به وسیله آنان شهید نشوند؟ آیا می توانیم توقع داشته باشیم که بحث ایمنی زیستی در بحث واردات مواد غذایی در کشور اعمال شود و وقتی یک خبرنگار از سر دلسوزی گزارشی برای برنجهای آلوده می دهد تهدید به مرگ نشود؟ احساس می کنم این موارد کمترین توقعی است که می توان در کوتاه مدت از تیم بی نظیر خانم دکتر ابتکار داشت. فکر نمی کنم این مواردی که عرض کردم خیلی توقع بیجایی باشد و در طول دو تا چهار سال قادر به انجام آن نباشند. من می دانم و می فهمم که آگاه سازی فلات ایران نشینان برای تبدیل شدن به یک مردم دلسوز طبیعت کار سختی است، می دانم و می فهمم که این مردم هیچگاه به خاطر مسائل و مشکلات اقتصادی که در طول سالیان با آن گرفتار بوده اند و به خاطر تفکرات دلال مسلکانه و منفعت جویانه و خودکامگی ذاتی و عدم وجود یک تفکر زندگی گروهی و وابسته به اجتماع نتوانسته اند جمع بندی صحیحی از ملزومات یک زندگی اجتماعی صحیح داشته باشند ولی بالاخره باید از جایی شروع کرد که طلیعه های این آغاز در دو تا سه سال آینده قابل دیدن خواهد باشد.

با اینکه دوست ندارم تفکرات دایی جان ناپلئونیم را پرورش بدهم و میدان داری آن را در این قضیه عیان کنم ولی حقیقتگرایی و ساده گوییهای دکتر ناصر کرمی و اندیشمندان منتقد سیاستهای کنونی محیط زیست کشور را هم در خصوص مشکلات و عدم اجرای صحیح تصمیمات زیست محیطی در کشور را هم نمی توانم نادیده بگیرم. به قول درویش می توانم؟

زیاده واگویه هایی شد که بیم و امیدهایم را نشان می دهد ولی دلم هم نمی خواهد متهم به نق زدن شوم و نوشته ام به فهرست بلند بالای آقای دکتر محسنیان راد اضافه شود که بازهم نق زدیم و نقد نکردیم و راه حلی هم ندادیم. نهایت آرزویم این است که دست کم نیمی از آنچه را هم که بالا گفته ام در دو سال آینده ببینم. موارد نگاشته شده فقط مواردی بود که حس کردم آرزوهای دست یافتنی است که می توان در کوتاه مدت اثرات آنها را دید و این ناشی از فراموشی مواردی چون بحران دریاچه ارومیه، خشک شدن تالابها، بحران کارون و زاینده رود، بحث سدها و موارد دیگری که تمامی دلسوزان طبیعت بسیار واقفتر از این حقیر هستند نیست.

از خداوند آرزوی موفقیت دکتر ابتکار و همکارانشان را دارم و اطمینان دارم که هم آقای مهندس مجابی گرامی و هم درویش نازنین این دایی جان ناپلئون وبلاگستان سبز (البت از نوع محیط زیستی اش) را می بخشایند که کمی پرتوقع واگویه هایش را ابراز کرد.

 

اصل مطلب را از اینجا بردارید.

Read More →

خارتوران

معرفی مناطق حفاظت شده ایران

خارتوران آفریقای ایران

بسیاری از کشورهای دنیا که گونه های جانوری و حیوانی متنوعی دارند، از این موهبت برای پیش‌برد اهداف گردشگری و جذب توریسم سود می جویند اما در کشور ما این گنجینه‌ هم مانند بسیاری از گنجینه های عظیم به فراموشی سپرده شده، یکی از این گنجینه ها منطقه حفاظت شده توران است.

به گزارش گروه ایرانشناسی خبرگزاری دانا (داناخبر)، بسیاری از کشورهای دنیا که گونه های جانوری و حیوانی متنوعی دارند، از این موهبت برای پیش‌برد اهداف گردشگری و جذب توریسم سود می جویند اما در کشور ما این گنجینه‌ هم مانند بسیاری از گنجینه های عظیم به فراموشی سپرده شده، یکی از این گنجینه ها منطقه حفاظت شده توران است.

منطقه حفاظت شده توران شاخص ها و استانداردهای بالایی برخوردار است،که مجموعا ۴۱ گونه پستاندار، ۱۶۷ گونه پرنده، ۴۲ گونه خزنده و ۲ گونه دوزیست شناسایی شده‌ است که شاخص ترین آنها همان یوزپلنگ آسیایی و گورخر ایرانی هستند را در پهنای خود جای داده است که متاسفانه به دست فراموشی سپرده شده است.

منطقه خارتوران در منتهی الیه شرق استان سمنان و در250 کیلومتر‌ی جنوب شرق شهرستان شاهرود در مجاورت استان خراسان واقع شده است.

بزرگترین ذخیره‌گاه زیست کره کشور

منطقه خارتوران شاهرود با یک میلیون و ‪ هزار هکتار وسعت بزرگترین ذخیره‌گاه زیست کره کشور است و لقب آفریقای ایران نامیده می‌شود که بعد از سرنگتی آفریقا واقع در کشور تانزانیا دومین منطقه بیوسفر جهان به شمار می آید و گونه‌های نادر جانوری و گیاهی را در خود جای داده است. گونه های منطقه توران است.

این منطقه در حد فاصل 3 سلسله کوه به نام های شترکوه در غرب با ارتفاع 2281 متر، و کوه قلعه بالا در شمال غربی با ارتفاع 2265 متر و کوه پیغمبر با ارتفاع 2411 متر قرار گرفته است.

منطقه خارتوران با کویر شنزار و پستی و بلندیهای جذاب شن های روان کویر مرکزی هم مرز است و در شرق، این منطقه به روستای طرود و سهل و کوه کفتری و از آنجا به شرق بیارجمند محدود می شود.

منطقه خارتوران به دلیل وجود ویژگی‌های منحصر به فرد، پوشش گیاهی خاص، عوارض جغرافیایی پست و بلند اقالیم و غیره باعث به وجود آمدن یک اکوسیستم متنوع و مملو از گیاهان، جانوران و حشرات شده است. در حال حاضر می توان این منطقه را به عنوان یکی از ذخیره گاههای ژنی کشور دانست.

پستانداران ذخیره گاه زیستکره خارتوران شامل گرگ، شغال، روباه معمولی، کفتار، یوزپلنگ، کاراکال، پلنگ، گربه وحشی یا دشتی، جبیر، آهو، پازن، (زیر گونه ایرانی) قوچ وحشی و گورخر (زیرگونه ایرانی) است.

هوبره، زاغ بور، بحری، دلیجه، کبک، تیهو، بلدرچین، عقاب دشتی، چاخ لق، کبوتر چاهی، یاکریم، شاه بوف، سبزه قبا هندی، دم جنبانک ابلق، سنگ چشم دم سرخ و گنجشک معمولی از جمله پرندگان این منطقه هستند.

انواعی گوناگونی از رده خزندگان در این منطقه به چشم می‌خوردکه شامل راسته لاک‌پشت‌ها و نیز خانواده آگاماها، سمندرها و اسکینک ها است.

از دیگر خانواده خزندگان می توان به بزمجه ها اشاره کرد. همچنین از راسته مارها در ایران هفت خانواده و به طور کلی با 72 گونه مار شامل 63 گونه خشک‌زی و 9 گونه دریایی در آبهای جنوب وجود دارد. با تمام این اوصافی که ذکر شد منطقه خارتوران را باید دشت فراموش‌شده در ایران دانست.

 

توران میزبان یوز

این ذخیره‌گاه میزبان یکی از نادرترین گونه‌های جانوری یعنی یوزپلنگ آسیایی است ‌که در حال حاضر تنها محدود به مناطق خاصی از ایران است. در مورد رفتار شناسی و زیست ‌شناسی این گونه تحقیقات زیاد‌ی توسط پروفسور شلر صورت گرفته است. لازم به ذکر است که این گونه تحت حمایت صندوق تسهیلات جهانی محیط زیست (GEF) قرار د‌ارد.

طی 8سال گذشته 2 حادثه برخورد افراد به صورت تصادفی با یوزپلنگ دیده شده است که در هر دو مورد در پارک ملی توران اتفاق افتاده است؛یکی از این موارد حدود 6 سال گذشته اتفاق افتاده بود که یک چوپان با تعقیب یک یوزپلنگ مادر به همراه دو توله‌اش، موفق شده بود تا یکی از توله‌های این یوز را که چهار ماه بیشتر سن نداشت، به دام اندازد.سازمان حفاظت محیط زیست این یوزپلنگ نر را از چوپانی که مبادرت به دام انداختن آن کرده بود باز پس گرفت و از آنجایی که سن آن کم بود و امکانش نبود به طبیعت برگردانده شود در محل 12هکتاری در استان خراسان شمالی اسکان داد. اسم این توله یوز «کوشکی» به نام فردی که آن را به سازمان حفاظت محیط زیست معرفی کرده است نامگذاری شد.

در اوایل سال 90 نیز یوزپلنگ دیگری مورد تعقیب افراد عادی قرار گرفت که سازمان حفاظت محیط زیست پس از باز پس گیری این یوزپلنگ ماده آن را به منطقه پارک ملی توران برای ادامه حیات انتقال داد. اسم این یوزپلنگ ماده با بهره گیری از منطقه‌ای که ساختمان حفاظت محیط زیست در آن واقع شده است،‌ «دلبر» نامگذاری شد.

به گفته هومن جوکار مدیر پروژه ملی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی : کوشکی که یوز نر است هم‌اکنون پنج ساله است و دلبر نیز هم‌اکنون کمتر از دو سال سن دارد و این دوگونه جانوری از نظر تئوری تا 10سالگی قادر به جفت‌گیری هستند.دلبر و کوشکی در حال حاضر در اسارت به صورت جداگانه در پارک توران نگه داری می شوند، قرار است با جفتگیری به تکثیر در اسارت این گونه‌ها اقدام شود.

به اعتقاد کیوان هوشمند مدیر دیده بان حیات وحش و محیط زیست ایران: چنانچه مدتی دیگر به همین شکل ادامه یابد دلبر و کوشکی با افزایش سن، توان زادآوری خود را از دست داده، همچنین در مقابل انواع بیماری ها آسیب پذیر خواهند شد و احتمال مرگ یکی یا هردوی آنها دور از ذهن نیست.

وی می افزاید: قطعا با از بین رفتن هر یک از آنها یوز دیگر نیز تا پایان عمر در تنهایی به سر خواهد برد، یعنی سرنوشتی درست مانند مارتیا یوزپلنگ ماده ای که از سال ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۲ به تنهایی در پارک پردیسان تهران زندگی کرد و نهایتا به دلیل عدم وجود یوز نر، بدون زاد و ولد پس از ۹ سال از بین رفت برای آنها رقم می خورد.

 

Read More →

اثرات برداشت منابع قرضه

اثرات برداشت شن و ماسه از بستر رودخانه 

 افزايش رشد  جمعيت و به خصوص افزايش جمعيت شهر نشين ، رشد فيزيكي شهرها  را در پي  داشته است واز جمله موادي كه در توسعه  فيزيكي شهرها  به منظور هاي مختلف بكار مي رود  ، شن و ماسه  مي باشد ، بطوريكه مي توان گفت شن و ماسه  نقش عمده اي  در احداث ساختمان ها  ، پل ها ، راه ها و … دارد  از اين روست كه  بر داشت از منابع  شن و  ماسه در اطراف  شهر ها روز به روز افزايش مي يابد. منابع شن و ماسه اي  كه در بستر رود خانه  ها و به خصوص رودخانه هاي داراي جريان آب دائمي  هستند جزء منابع  بسيار با ارزش  مي با شند .  از آنجايي كه  كه همواره به همراه شن و ماسه مقداري مواد  خاك گونه وجود  دارد  زماني منابع شن و ماسه از ارزش بيشتري  برخوردار  و وسوسه انگيز  مي گردند كه رود خانه داراي جريان آب دائمي  باشد ، زيرا در اينصورت  هزينه شستشوي ماسه ها (جهت ماسه شسته ) به ميزان زيادي كاسته مي گردد. به اين علت است  كه در نواحي مختلف كشور  پديده ي استخراج شن و ماسه از بستر رودخانه  ها و به خصوص رود خانه هاي داراي جريان آب  دائمي روز به روز افزايش مي يابد. گرچه برداشت شن و ماسه از نظر فعاليت هاي اقتصادي  و توسعه اقتصادي  نواحي جغرافيايي نقش به ظاهر مناسبي داشته  ولي متاسفانه انجام اين عمليات  از بستر رودخانه  ها عوارض ناخوشايندي  از نظر ژئومورفولوژيكي  و به تبع آن باعث پيامدهاي  زيست محيطي  و شيميايي مي گردد كه در اين مقوله  به طور مختصر به بررسي برخي از اين تاثيرات نامطلوب مي پر دازيم:برداشت شن و ماسه  نه تنها در محل برداشت باعث بروز عوارض مورفولوژيكي مي گردد بلكه تاثير انجام اين عمليات تا كيلومتر  ها در بالا دست (سر آب ) و كيلومترها در پايين دست (پاياب ) بر ژئومورفولوژي  اكوسيتم و ارگانيسم هاي زنده تاثير مي گذارند كه اهم آن عبارتند از :

الف :تاثيرات در بالا دست رودخانه

برداشت شن و ماسه از بستر رودخانه باعث عميق تر شدن بستر آن  و در نتيجه به طور موضعي سطح اساس رودخانه براي بالا دست رودخانه تغيير كرده و جابجا مي شود و به دنبال آن فرسايش قهقرايي به سمت بالا دست آغاز مي گردد.و ازآنجائيكه فرسايش قهقرايي در هر رودخانه كم  و بيش وجود دارد  ، اما ايجاد سطح اساس جديد فرسايش مذكور را تشديد  مي كند  و از اين طريق بر ميزان تخريب بستر رودخانه ها در عمق و هم در عرض افزوده مي گردد ، از طريق ديگر فرسايش قهقرايي  شيب بستر رودخانه (پروفيل طولي ) را نيز به سمت سر آب افزايش مي دهد. افزايش  تخريب  و فرسايش در طول ، عرض و عمق رودخانه برميزان بارجامد آب و مواد تخريبي آن در بالا دست  رودخانه  مي افزايد كه در حقيقت نتيجه تخريب  و به هم خوردن تعادل  رودخانه مي باشد كه از نظر ژئومورفورلوژيكي خود مي تواند موجب ايجاد پديده هاي ديگري از جمله انواع حركات دامنه اي ،نابودي  پوشش گياهي ، تخريب جاده ها  و تاسيسات كنار رودخانه گردد.

از طرف ديگر تغييرات در پروفيل  عرضي رودخانه خود به پهن تر شدن بستر رودخانه از يك طرف و كاهش شدت جريان رودخانه منجر مي شود كه باعث رسوب گذاري مواد ناشي از تخريب در كناره هاي بستر مي گردد و چون مقدار كمتري مواد جامد  وتخريبي  به محل برداشت شن و ماسه  مي رسد بنا بر اين بر استخراج بيشتر  مواد از بستر رودخانه منجر مي گردد كه تخريب بيشتري را در بالا دست رودخانه به دنبال دارد.چنانچه تخريب در عمق بستر انجام پذيرد علاوه بر اين كه بر شيب  رودخانه افزوده مي گردد تعادل رودخانه  بر هم خورده  و بر ميزان تخريب افزوده مي گردد كه هم در بالا دست و هم در پايين دست رودخانه مسئله ساز خواهد بود.

تاثيرات در پايين دست رودخانه :

 به علت ايجاد گودال و چاله هايي كه در اثر برداشت شن و ماسه در بستر رودخانه ايجاد مي گردد و شدت جريان آب كاسته مي گردد. بنا براين در پايين دست رودخانه ديگر شدت جريان بالا دست را ندارد و از طرف ديگر به علت كاهش شدت جريان رود ،آب، قدرت تخريب بستر را از دست مي دهد  بنابر اين آب در بستر گسترده اي داراي جريان ملايمي مي گردد اين جريان علاوه بر اينكه  بسيار ملايم است  معمولا در پهنه هاي وسيع  و با عمق كمي جريان  مي يابد.  چنين جريان آبي شديدا تحت تاثير نوسانات  دماي محيط قرار مي گيرد و از طرف ديگر شدت آرام آب كمتر باعث جابه جايي لايه  هاي آب   ودر نتيجه اكسيژن مي گردد.

 

مقدمه

بهره برداری بی رویه از مواد رسوبی بستر رودخانه ها سطح اثرات زیانبار آلودگی های مکانیکی را افزایش می دهد. این آلودگی به تغییرات فاکتورهای مورفودینامیکی معینی وابسته است. اثرات بیولوژیکی بهره برداری از شن و ماسه اغلب کمترازحد واقعی خود برآورد شده است. زیرا پیامدهای اختلالات حاصل از برداشت شن و ماسه تنها با فاکتورهای شیمیایی محدود شده است. درحالی که به اندازۀ صدمات حاصل از تخلیه برخی از پساب ها و مرگ و میر توده ای و فراگیر جمعیت ماهیان چشمگیر نیست. به هر صورت برخی از پژوهشگران نظیراسپورلس (1941) تاکونیات (1980) نشان داده اند که تنوع و عدم تجانس لایه های زیرین بستر، عمق و سرعت جریان آب، به اندازه کیفیت آب ، در کمیت و کیفیت جمعیت آبزیان مؤثرند. به عبارت دیگر کیفیت آب، کیفیت زیستگاه و طبیعت جمعیت ماهیان با یکدیگر ارتباطی تنگاتنگ دارند و هریک از این عناصر با عنصر دیگر ارتباط متقابل داشته و در توان محیط زیست رودخانه نقش تعیین کننده دارند. اختلال در تعادل بیولوژیکی رودخانه در اثر برداشت شن و ماسه از بستر آن دارای دو اثر بنیادی است:تغییر در الگوی جریان طبیعی آب، در نتیجۀ تغییر و دگرگونی در مقطع طولی و عرضی رودخانه به دلیل عمیق سازی بستر و تشدید فرسایش.افزایش بار محیط زیست با مواد رسوبی معلق در نتیجه تخلیۀ آب مورد استفاده در شستشوی شن و ماسه و همین طور عملیات بهره برداری از شن و ماسه.

 اثرات بنیادی بهره برداری شن و ماسه از محیط زیست آبی

 الف اثرات حفر عمیق بستر رودخانه ها

برداشت شن و ماسه از بستر رودخانه ها موجب تغییرات مورفودینامیکی می شود. دامنۀ این تغییرات به محل برداشت محدود نگشته بلکه کیلومترها بالاتر از آن دربالا دست و پایین دست (سراب و پایاب) رودخانه رخ نشان می دهد. میزان مواد برداشت شده در محل استخراج معمولا بسیار زیادتر از مقداری است که رودخانه قادر به رسوبگذاری و ترمیم ذخیره شن و ماسه بستر خود می باشد. از این رو کاهش در ذخیره و موجودی شن و ماسه در اثر بهره برداری بی رویه منجر به پایین افتادن بستر رودخانه و خط داغ آب می شود. خط داغ آب با افزایش نسبت بین حجم استخراج شن و ماسه و رسوبگذاری افزایش پیدا می کند و به عبارت دیگر بیشتر پایین تر می افتد. در بیشتر موارد محل برداشت شن و ماسه در اثرحفاری و گودبرداری با گذشت زمان بزرگتر می شود و در نتیجه مسیر آب بیش از حد بزرگتر می شود. در شاخه های پایین دست رودخانه گارد، مطالعات انجام گرفته نشان می دهد که حجم رسوبگذاری سالیانه 2000 هزارمتر مکعب است. در حالی که میزان برداشت سالیانه متجاوز از یک میلیون تن است. کونیات (1980) ابعاد حفاری ها را در رودخانه آلییر، یک کیلومتر در 3 تا 4 متر عمق و در رودخانه دابی 2 کیلومتر و در 6 متر عمق گزارش کرده است. در محل برداشت و حفاری ها آهسته شدن جریان آّب همراه با تجدید پذیری کم سبب می شود که میزان رسوبات ذرات معدنی ریز و مواد آلی افزایش یابد. در رودخانه دابس براساس گزارش لارینر (1980) غلظت اکسیژن محلول نزدیک به کف رودخانه در اثر بهره برداری از شن و ماسه کاهش نشان می دهد. (6/14 میلی گرم درلیتر در سطح آب در مقایسه با کف بستر 7/2 میلی گرم در لیتر). به علاوه رسوبات غنی از آمونیاک نیز تقلیل پیدا می کنند. برخی از پژوهشگران نظیر آلومبرت (1981) نیز پیامد حفاری ها را روی دمای آب رودخانه بررسی کرده و به این نتیجه رسیده اند که دمای آب پایین دست رودخانه ها افزایش یافته و این بخش ها با خطر افزایش حرارتی روبرو گشته اند. بروز شرایط نامساعد فیزیکوشیمیایی و مورفودینامیکی همراه با تغییرات بلاوقفه بستر رودخانه ها که هنوز تحت تاثیر برداشت و حفاری قرار دارند منجر به کاهش فون و فلور (به طور شمخص بی مهرگان نظیر شیرونومیدها و الیگوشاتها یا کرمهای کم تار) و ماهیان می شود. وجود حفاری ها سبب نابودی یا ناپایداری زیستگاههای اصلی شده و ثبات آنها را از بین می برد. تغییر در چگونگی جریان رودخانه منجر به برهم خوردن نظم آبتل ها، ناهمواریها و تپه ماهورهای کف بستر رودخانه که یکی از مناسبترین محیطهای زیستی آبزیان است می گردد. تغییر در مقطع طولی رودخانه در پایان هر حفاری نتیجۀ فرسایش ژرفشی است (فرسایش قهقرائی دربالادست رودخانه و فرسایش پیشرونده در پایین دست رودخانه) که خود به دلیل برهم خوردن تعادل بین ظرفیت حمل رودخانه و رسوبگذاری واقعی آن بروز می کند. بنابراین نقش اساسی رسوبگذاری رودخانه در دینامیک فیزیکی رودخانه مشخص می شود.پایین افتادن داغ آب در محل برداشت شن و ماسه باعث افزایش شیب و بنابراین افزایش متوسط سرعت جریان آب دربالادست رودخانه شده و به همین دلیل ظرفیت حمل آب بیشتر می شود. متعاقباً فرسایش افزایش یافته منجر به عمیق تر شدن، گسستگی و ناپایداری بستر و کناره های رودخانه می شود. این پدیده اگرچه بدواً در بالا دست رودخانه چشمگیرتر از محل برداشت است ولی امکان دارد اثراتش حتی شاخه های فرعی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در رودخانه دابی پایین افتادن داغ آب در اثر بهره برداری شن و ماسه از 1 تا 3 متر به وسیله پژوهشگران مختلف گزارش شده است.با کمک مدل های ریاضی نشان داده شده است که وسعت مناطقی که تحت فرسایش قهقهرایی قرار می گیرند با طول منطقۀ حفر شده (L) همبستگی دارد. لارینر نشان داده است که در فاصله 25/0 و 3/0 طول منطقه حفر شده ظرفیت حمل رودخانه 50 درصد و در فاصله بین 5/1 و 2 برابر طول منطقه حفر 10 درصد افزایش می یابد.در پایاب رودخانه و پایین دست محل حفاری، رودخانه به شیب طبیعی خود باز می گردد و عدم تعادل بین ظرفیت حمل و میزان رسوبگذاری واقعی دوباره بروز میکند و در نتیجه بخشی از رسوبات در محل حفاری های برداشت شده به دام افتاده یا تلنبار می شوند. تعادل دوباره این دو فاکتور منجر به از سرگیری فرسایش می شود. فرسایش درجایی که ظرفیت حمل اولیه بالاست بیشتر است. این فرسایش پیشرونده دوباره منجر به عمیق شدن، ناپایداری و گسستگی بستر رودخانه می شود.در مرحله نهایی و در مواردی که برداشت شن و ماسه پشت سرهم انجام می گیرد، رودخانه به صورت رشته ای از حفره ها در می آید که با دیواره های کوتاه، ناپایدار و پر شیب از هم جدا می شوند.

  ب ) اثرات رسوبات معلق

استخراج شن و ماسه منجر به تولید مقدار زیادی ذرات ریز و معلق در رودخانه می شود. این مسئله دو علت دارد:

1- عمل لایروبی : ذرات معلق یا به طور مستقیم وارد رودخانه می شوند که نتیجه برداشت شن و ماسه در مسیر آب است یا به طور مستقیم در رودخانه تخلیه می شوند. مانند زمانی که دیواره حفره های جدا از هم از بین می رود و حفره ها یکی می شوند.

2- پساب حاصل از شستشوی شن و ماسه باعث ریزش مواد معلق به داخل رودخانه می شود.هنگام استخراج و شستشوی شن و ماسه حتی اگر تمام اقدامات پیشگیرنده انجام شود بازهم مقادیری از مواد ریز در رسوبات استخراج شده باقی می ماند که در صورت تخلیه به داخل رودخانه آن را آلوده می کند. استخراج و برداشت شن و ماسه از بستر رودخانه به هر حال همیشه سبب افزایش قابل توجهی در رسوبات معلق رودخانه می گردد. بهره برداری از بستر رودخانه آلییر نشان داده است که برداشت شن و ماسه که 5 تا 25 درصد آن دارای ذراتی کوچکتر از 200 میکرومتر است می تواند باعث تخلیه 200 کیلوگرم ذرات رسوبی به ازای هر تن مواد برداشت شده به رودخانه شود. در عمل درکارهای استخراج شن و ماسه در مقیاس معمولی حدود 5/0 تا 40 تن در روز ذرات معلق به رودخانه تخلیه می شود. 

ذرات معلق می توانند دو اثر عمده روی محیط زیست برجای گذارند: 

پرکردن شکاف های طبیعی موجود در لایه زیرین بستر و همین طور محل رویش های گیاهی که برای برخی از گونه های بی مهرگان و ماهیان بسیار حیاتی است. در بدترین شرایط رسوبگذاری ذرات معلق منجر به ته نشینی لای در کف بستر شده و کاملاً لایه زیرین بستر (لایه اولیه) را لای اندود کرده و می پوشانند.کاهش نفوذ نور در آب به ویژه اشعه آبی که بیشترین فایده مندی را برای فتوسنتز دارد.

 اثرات بیولوژیک بهره برداری از شن و ماسه بستر رودخانه

اگرچه اجزاء مختلف اکوسیستم رودخانه ها با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند، با این حال اثرات بیولوژیک برداشت شن و ماسه درباره دو گروه از زیستمندان رودخانه ای یعنی گیاهان، بی مهرگان بنتیک توضیح داده می شود. بهره برداری از شن و ماسه بالقوه دارای پیامدهای خاص خود نظیر ناپایداری بستر رودخانه و ایجاد حفره ها می باشد. با این حال باردار بودن بیش از حد رودخانه ها از مواد رسوبی معلق ممکن است در اثر برداشت شن و ماسه نباشد. تخلیه مواد جامد ریز صنعتی و فعالیتهای کشاورزی در حوزه آبخیز نیز می تواند بار رسوبی رودخانه ها را افزایش دهد. بخشی از آلودگی های بی کانون که توسط رواناب ها انتشار پیدا می کند و از جمله پیامدهای کاربری های نادرست اراضی در حوزه های آبخیز می تواند در افزایش سطح بار رودخانه ها از نظر مواد معلق موثر باشد.

 پیامدهای برداشت شن و ماسه برگیاهان آبزی

 کدری آب و ته نشست لای و لجن در طبقات زیرین و ناپایداری بستر رودخانه ها سبب می شود که جمعیت گیاهان آبزی نظیر جلبک ها و ماکروفیت ها کاهش یابد و در نتیجه روی تراکم و متابولیسم زیستمندان اثر بگذارد. مطالعات انجام گرفته روی اجتماعات دیاتومه هایی اپی فیت رودخانه ها نشان می دهد که میزان جذب انرژی نوری با تراکم مواد رسوبی معلق در آب متناسب است. مشاهدات انجام گرفته نشان می دهد که جذب انرژی نوری بین سطح آب و عمق 40 &#158

Read More →

Page 1 of 212