گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

محرمی محیط‌ زیستی‌تر

عباس محمدی- خبرآنلاین

عزاداری‌های محرمِ امسال، به شکل کم‌سابقه‌ای (نسبت به سال‌های پیش) با معیارهای محیط‌ زیستی هماهنگ‌ بود. بدیهی است که می‌توان به انبوه زباله‌های رهاشده در خیابان‌ها، و ریخت و پاش غذاهای نذری و مانند این‌ها هم اشاره کرد و گفت که وضع خراب بوده است! اما، اگر بخش مثبت ماجرا را ببینیم، امیدوارکننده است؛ خود من در چند نقطه‌ از شهر تهران دیدم که در اطراف چادرهای پخش نذری و تکیه‌ها، یا زباله‌ای نیست یا به‌سرعت جمع می‌شود.

در تهران، گروه‌های داوطلب ازجمله موسسه‌ی کوهستان سبز به مدیریت مردِ خستگی‌ناپذیر مبارزه با ظرف‌های یک‌بارمصرف، حسین عبیری گلپایگانی، موضوع جدید «نذرهای محیط زیستی» را مطرح کردند که هدف آن جذب کمک‌های مردمی برای کمک به حیات وحش و حفاظت از طبیعت است. در قم چند داوطلب با حمل شعار «در نذرهایمان از ظرف یک‌بارمصرف کم‌تر استفاده کنیم» به عزاداری پرداختند. در خرم‌آباد، سنت روشن کردن آتش با چوب درختان جای خود را به آتش مشعل‌های گازی داد. در اصفهان، شخص شهردار و گروه رفتگران طبیعت به جمع‌آوری زباله‌های شهر پرداختند که این امر مورد توجه خاص گردشگران خارجی هم قرار گرفت. در ساری، انجمن مهرورزان و دفتر نمایندگی انجمن کوه‌نوردان ایران، به تبلیغ استفاده از ظرف‌های دایمی به جای ظرف‌های دورانداختنی پرداختند و همچنین برای یک تکیه سفره‌ی پارچه‌ای خریدند تا از سفره‌های نایلونی استفاده نکنند. در تبریز، خانه‌ی محیط زیست که به همت سازمان‌های مردم‌نهاد تاسیس شده، به پاک‌سازی چند خیابان از ظرف‌های رهاشده پرداختند. در رشت، اعضای موسسه‌ی سرزمین ایده‌آل ما به شکلی موثر به پاک‌سازی و تبلیغِ نریختن زباله در شهر اقدام کردند. تا جایی که من خبر دارم، در شهرهای دیگری مانند رامهرمز، کاشمر، کرمانشاه، کنگاور، سیرجان، بافق هم برنامه‌های پاک‌سازی و تبلیغ استفاده نکردن از ظرف‌های دورانداختنی اجرا شده است.

آگاهی محیط زیستی روز به روز در کشور افزایش می‌یابد؛ امروزه در ایران، مطالبه‌های محیط زیستی بدل به یک جنبش اجتماعی شده و نُمودهای این جنبش را در بسیاری از عرصه‌های اجتماعی می‌توان دید. طبیعی است که مراسم محرم، با ریشه‌ی عمیقی که در جامعه دارد، نمی‌تواند از این حرکت برکنار باشد. یادآور می‌شوم که ابعاد گوناگون فرهنگ ما، از جمله عزاداری‌های محرم، پیوند ژرفی با عناصر طبیعت (این نشانه‌های بی‌مانند آفرینش) دارد. به عنوان فقط یک مثال، می‌توان به «علامت»هایی که در دسته‌های عزاداری حمل می‌شود اشاره کرد که بر آن‌ها نمادهایی به شکل گوزن، کبوتر، شانه‌به‌سر، شیر، کَل، قوچ، طاووس، و دیگر پدیده‌های طبیعی قرار دارد. می‌توان گفت که وابستگی روح ایرانی به طبیعت به‌قدری زیاد است که موجودات  آن‌، در کنار مقدس‌ترین چهره‌ها و آیت‌ها جای دارند.

Read More →

آثار خود را برای جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها بفرستید

دومین جشنواره‌ی دوسالانه‌ی کوه‌نوشته‌ها، در روز بیست و یکم آذر 1395 مطابق با 11 دسامبر (روز جهانی کوهستان) برگزار خواهد شد.

مهلت فرستادن آثار، تا اول آذر تمدید شد.

هیات امنای بنیاد محمدی‌فر، و انجمن کوه‌نوردان ایران، کوشندگان راه ارتقای فرهنگ کوه‌نوردی و حفاظت کوهستان را به مشارکت در برگزاری دومین دوره‌ی جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها دعوت می‌کنند؛ هدف از برگزاری این جشنواره‌، معرفی نوشتارهایی است که به آموزش و پیشبرد کوه‌نوردی، و به حفاظت از محیط زیست کوهستان کمک کرده‌اند.

* همگان می‌نوانند  آثار خود شامل کتاب، مقاله، یادداشت، و گزارش  را که به صورت چاپی یا در فضای مجازی منتشر شده و در دوره‌ی پیش در میان آثار برگزیده نبوده است، برای شرکت در جشنواره معرفی کنند.

* به پدیدآوردندگان کتاب‌ها و مقاله‌های برگزیده، تندیس، لوح سپاس، و جایزه‌ی نقدی داده می‌شود.

 * در مورد تاریخ انتشار اثر، محدودیتی وجود ندارد.

لطفا بر روی پاکت آثاری که می‌فرستید یا در قسمت «subject» رایانامه‌ (ای‌میل)های خود بنویسید: مربوط به جشنواره‌ی کوه‌نوشته‌ها

نشانی برای فرستادن آثار، و نظر و پیشنهاد: تهران- خیابان انقلاب، جنب لاله‌زار، شماره‌ی ۵۹۰، واحد ۱۲، کد پستی:۱۱۴۵۷۷۴۴۵۴ ، انجمن کوه‌نوردان ایران

 تلفن: ۶۶۷۱۲۲۴۳، نمابر: ۶۶۷۱۲۴۲۱، info@alpineclub.ir

 

 

علاقمندان به حمایت از این کار فرهنگی می‌توانند کمک‌های مالی خود را به حساب زیر واریز کنند:

شماره‌ی کارت بانکی: ۶۲۸۱۵۷۱۰۰۰۷۹۶۷۴۵ به نام افسر فراحی شاندیز، ثابتیان، محمدی

 

شما را به خواندن بیانیه‌ی هیات داوران   و گزارش  دوره‌ی گذشته (بیستم آذر 1393) دعوت می‌کنیم.

Read More →

پوست پلنگ ایرانی در بازار دوبی

کوشان مهران و عباس محمدی- خبرآنلاین

نشانه‌ای از افت محیط زیست ما

حیات وحش و طبیعت ایران بیش از هر چیز از دست‌کاری شدید و مخرب انسانی آسیب دیده و رو به تباهی می‌رود. به نظر می‌رسد که در کشور ما خیلی چیزها بدل به پروژه‌هایی شده اند که خودِ اجرا، و نه هدف آن‌ها، مهم است و پروژه‌بازی اسباب تفاخر یا کسب و کار مدیران و کارگزاران شده است. انبوه طرح‌های راه‌سازی، سدسازی، کشیدن خط‌های انتقال نفت و گاز که مدیران ارشد کشور فرمان آن‌ها را بی هیچ ملاحظه‌ی زیست‌محیطی می‌دهند، در کنار بی‌شمار فعالیت‌های خانه و ویلاسازی، باغ سازی به همراه دیوارکشی، دام‌داری بی‌رویه در کوه و دشت، تصرف چشمه‌ها و رواناب‌ها، و شکار که توسط توده‌ی مردم انجام می‌شود و تقریبا به‌تمامی بی کم‌ترین نگاه به «زیست پایدار» صورت می‌گیرد، کشور را بدل به  کارگاه انواع پروژه‌های ناپایدار کرده است. در این «کارگاه» بزرگ، لزوم یک‌پارچگی و به هم پیوسته بودن زیست‌بوم‌ها، و حتی ضرورت دست‌نخورده ماندن بخش‌هایی از سرزمین برای بهره‌مندی انسان‌ امروز و نسل‌های فردا از چشم‌اندازهای طبیعی، فراموش شده است.

چه چیز سبب این شلختگی فراگیر در حفظ آب و خاک شده است؟ چگونه است که مردمی با چنین علاقه به طبیعت که هر تعطیلی (از عید و عزا و …) را، حتی در این شرایط سخت اقتصادی، فرصتی می‌دانند برای رفتن به دامن صحرا، در عمل تمامی پهنه‌ی سرزمین مادری را پاره‌پاره و زخمی ساخته اند؟ می‌توان مهم‌ترین علت این پدیده را بی‌اعتنایی به قانون دانست. البته این وضع را نباید «بی‌قانونی» خواند، چرا که ما از چند دهه پیش قانون‌ها و مقررات خوبی ناظر بر حفظ طبیعت داشته‌ ایم، اما به‌تدریج اقتدار قانون در کشورمان رنگ باخته است.

نیم سده پیش، در ماهنامه‌ی «شکار و طبیعت» (مهر ماه 1343) آمده است:


«از خوزستان آقایان اکبر لطفی و عابد عامری و محمود مهجوری طی نامه‌ای از شکار بی‌رویه‌ی عده‌ای از شکارچیان خارجی در استان خوزستان انتقاد کرده و چنین نوشته اند:

… عده‌ای از شکارچیان خارجی مجهز به وسایل مدرن شکار و ماشین جیپ و لندرور، تمام بیابان‌های خوزستان را زیر پا گذاشته و از کشتن پرنده‌های حلال‌گوشت و حرام‌گوشت و هر حیوان زنده دیگر، خودداری ننموده و هر روز تعداد 120 الی 140 آهو و آهو بره‌ی شکار شده را در صندوق‌های دربسته به‌وسیله‌ی هواپیما به شیخ نشین‌های خلیج فارس می‌فرستند و هیچ‌کس از آنان جلوگیری نمی‌کند.

ما شکارچیان خوزستان رسما به این عمل وحشیانه اعتراض نموده و از کانون شکار می‌خواهم به قصابی‌ها و سفاکی‌های عده‌ای از شکارچیان حرفه‌ای خارجی که آزادانه و علنی به اعمال خلاف خود ادامه می‌دهند، خاتمه دهند.

مجله‌ی شکار و طبیعت: آقایان اکبر لطفی، عابد عامری، محمود مهجوری! همان‌طوری که خواستید ما ضمن چاپ قسمتی از نامه‌ها، توجه کانون شکار ایران را به شکار بی‌رویه و اعمال خلاف قانون عده‌ای از شکارچی‌های خارجی، جلب می نماییم و مطمئن هستیم که در این‌باره اقدامات لازم به عمل خواهد آمد.»

آن‌گونه که از این گزارش برمی‌آید، شکار و زنده‌گیری و خارج ساختن گونه‌های وحشی از ایران، در خوزستان و دیگر نواحی رایج بوده است. ولی از همان سال‌های دهه‌ی 40،  اجرای قاطعانه‌ی قانون باعث شد که تا سال 1357 جمعیت خوبی از آهو در نزدیکی خرمشهر و ماهشهر شکل بگیرد. حتی شمار پلنگ هم در ایران، برخلاف جمهوری‌های قفقاز و ترکمنستان در شوروی سابق، به حدی افزایش یافت که در دهه‌ی پنجاه سازمان حفاظت محیط زیست تعدادی پروانه‌ی شکار پلنگ هم صادر می‌کرد. ماجرای اخراج فهد ولیعهد آن هنگامِ عربستان و ضبط تفنگ او به دلیل شکار غیر قانونی هوبره نشانه‌ای است از عملی بودن اجرای قانون، حتی در کشوری همچون ایران.

پس از انقلاب و سرنگونی نظام دیکتاتوری شاه، جمله‌ی معروف «دیگر مملکت مال خودمان است» گویا در یک سوء‌تفاهم بزرگ، نزد خیلی‌ها تفسیر به این شد که این آب و خاک مال خودم است! در پی این برداشت، هر شخصی که کمی جسارت داشت با توجیه این که قانون‌های رژیم گذشته فقط برای حمایت از آن دستگاه بوده، توانست قانون‌گریزی کند. در این زمینه، قربانی بزرگ، محیط زیست بود که پاره‌ای منطقه‌های زیر مدیریت آن عنوان نامتناسب «شکارگاه سلطنتی» هم داشت و هدف خوبی شد برای فرصت‌طلبان شکاردزد و زمین‌خوار. مدیران کشور بحث حفاظت محیط زیست را به حاشیه راندند و در کوس توسعه‌ای دمیدند که نماد آن «کلنگ زدن» پروژه‌ها و راه افتادن بولدوزرها بود. این امر، در کنار آن فرصت‌طلبی‌ها و قانون‌گریزی‌ها به اضافه‌ی افزایش ناگهانی جمعیت، سبب فروافتادن فراگیر محیط زیست کشور شد.

***

دکتر علی بصام, جانور شناس عرب مقیم آلمان، در سال ۲۰۱۶ به هنگام گردش در بازار ادویه فروشان شهر دوبی، در ویترین یکی از فروشگاه‌ها با منظره‌ی عجیبی روبرو می‌شود؛ یک سمور سنگی به شیوه‌ای ابتدایی تاکسیدرمی شده و به بهای 33 دلار به فروش گذاشته شده بود. دکتر بصام پس از ورود به فروشگاه و گفتگو با فروشنده با شگفتی در می‌یابد که دو تخته پوست پلنگ ایرانی هم هر کدام به بهای 1000 دلار به فروش می رسد و امکان خرید سه کلاه که از پوست روباه معمولی، روباه شنی، و شاه‌روباه درست شده اند نیز به بهای 40 دلار هست، و طُرفه این که تمام این اقلام از ایران وارد شده اند.

استفاده از پوست پلنگ برای پوشش، پیشینه‌ای دراز دارد؛ آن‌گونه که شواهد باستان‌شناسی آشکار نموده است، اشراف اورارتویی در آذربایجانِ پیش ازمادها، برخلاف مردم عادی که از پوست گوسپند اهلی برای پوشش استفاده می‌کردند، پوست پلنگ را زیب پوشاک خود می‌ساختند. در تاریخ عباسی نوشته‌ی ملا جلال‌الدین منجم‌باشی آمده است که به فرمان شاه عباس بزرگ در حدود 250 تخته پوست پلنگ از جنوب قفقاز به دربار فرستاده شد، و لایارد انگلیسی در سال 1841 به استفاده از پوست پلنگ برای درست نمودن زین اسب در میان خان‌های بختیاری اشاره کرده است. در کنار مصرف داخلی، صادرات پوست جانوران وحشی هم رواج داشته و تا پیش از پایه‌گذاری «کانون شکار» (مادرِ سازمان حفاظت محیط زیست) در سال 1336 و برخورد قاطعانه با تله‌گذاری و مسموم‌سازی جانوران، هرسال شمار زیادی پوست روباه و سمور و شنگ و گاه تا حدود 300 تخته پوست پلنگ از کشور صادر می‌شد.

موضوع تجاوز به طبیعت، و شکار بی‌رویه پدیده‌ای جهان‌شمول بوده و حتی در کشورهایی که امروزه آن‌ها را در امر حفاظت، پیشرفته می‌خوانیم رواج داشته است. ادوارد ویلسون در کتاب تنوع حیات به نقل از جیرد دیاموند ناکید می‌کند که «انسان شکارچی به هیچ گونه‌ای کمک نمی‌کند» و یک عامل مهم انقراض گونه‌ها است. او فهرستی از پستانداران بزرگ و پرندگان بی‌بال را می‌آورد که با ورود انسان به آمریکای شمالی، استرالیا، ماداگاسکار، و زلاند نو منقرض شده اند. اما در چند دهه‌ی اخیر وضع قانون توانسته تاحدی این گرایش انسان را مهار زند؛ برای مثال، تا سال 1969 در ایالت تگزاس آمریکا، پوما (شیر کوهی) نه تنها حفاظت‌شده نبود بلکه ارایه‌ی پوست آن به مقام‌های دولتی در هر موقع از سال جایزه داشت. اما با دگرگون شدن دیدگاه مردم و درک اهمیت حفاظت از گوشت‌خواران به عنوان بخشی مهم و تاثیر گذار در چرخه‌ی حیات، مقررات محکمی برای حفاظت پوما وضع شد و اکنون جمعیت این گونه‌ که به تعداد بسیار اندکی در غرب ایالات متحده باقی مانده بود، چنان رو به افزایش است که بدون کمک کارشناسان محیط زیست وارد ایالت‌های مرکزی شده و برای دستیابی به قلمروهای پیشین، به سوی شرق در حال پیشروی است.

مقام‌های اماراتی، برای خودنمایی و جلوه‌فروشی، مبلغ‌های هنگفتی را صرف حمایت از برنامه‌های محیط زیستی (که غالبا توسط کارشناسان اروپایی – و بیشتر، بریتانیایی) اجرا می‌شود، می‌کنند. اما، آنان از جرم بزرگ اتباع خود در قاچاق حیات وحش ایران چشم‌پوشی می‌کنند. سیاست خارجی ضعیف ما هم تاکنون نتوانسته یا نخواسته که در این مورد موضع‌گیری قاطعی برضد امارات در مجامع جهانی داشته باشد، چنان که در داخل کشور هم قانون به شکل سخت‌گیرانه و بی‌تبعیض اجرا نمی‌شود و به همین دلیل وضع زیستگاه‌ها و به طور کلی فضای زیستی کشور روز به روز خراب‌تر می‌شود.

در امر محیط زیست، خیلی‌ها از سر دل‌سوزی، و شماری از مدیران و افراد فرادست از سر ریاکاری یا برای ردّ گم کردن، تمایل به تکرار این جمله دارند که «همه مقصریم» یا «همه مسوول هستیم». اما همان طور که گارت هاردین در مقاله‌ی معروف تراژدی منابع عام می گوید تمایل به بیدار کردن وجدان یا برانگیختن احساس مسوولیت، وسوسه‌ی رهبران است برای فرا رفتن از مرزهای قانون. او می‌افزاید که هیچ‌گاه از برانگیختن احساس گناه، خیری برنخاسته و این کار فقط موجب افزایش اضطراب و دلشوره است، و در درازمدت موجب محو کامل وجدان می‌گردد؛ اگر بتوان از واژه‌ی مسوولیت استفاده کرد، باید آن را به «ترتیبات اجتماعی مشخص» یعنی به قانون تعبیر کرد.

 البته، اجرای قوانین محیط زیستی دشوار است، اما سخن‌پردازی‌های ظاهرا دل‌سوزانه در مورد احساس مسوولیت، وجدان، میثاق همگانی، اراده‌ی ملی و مانند این‌ها، کاملا گُنگ و در بیشتر موارد بی‌خاصیت هستند. اگر خیلی ساده، در داخل کشور همین قوانین موجود به‌درستی و بدون تبعیض اجرا شوند، و در سیاست خارجی بدون دشنام و شعار با دولت‌های همسایه که از پیمان‌های جهانی تخلف می‌کنند برخورد کنیم، بیشترِ مشکلات محیط زیست ما حل می‌شود.

 

Read More →

پاک‌سازی کوهستان به مناسبت ۴ مهر

به مناسبت «روز پاک‌سازی کوهستان» (چهارم مهر) در دو جمعه‌ی نزدیک به این روز، برنامه‌هایی از سوی اعضا و همکاران انجمن کوه‌نوردان ایران برگزار شد:

در روز جمعه دوم مهر، گروه کوه‌نوردی مهر به سرپرستی آقای ابوالحسنی عضو سبزاندیش انجمن، برنامه‌ی پاک‌سازی در مسیر درکه از راه‌های پر رفت و آمد شمال تهران را اجرا کرد.

 در روز جمعه نهم مهر هم «گروه خانواده‌ی پوشاک ایران» به سرپرستی آقای مهدی‌زاده با همراهی گروه کوه‌نوردی لواسان (از همکاران باسابقه‌ی انجمن) در دشت گرچال (دشت هویج) لواسان اقدام به پاک‌سازی کردند. این برنامه مورد تقدیر شورای روستای افجه قرار گرفت.

 

 

 


Read More →

سفر به گیلان و بازدید از جاذبه‌های طبیعی و روستایی

انس با طبیعت همراه کودکان و خانواده‌ها

سفر به گیلان و بازدید از جاذبه‌های طبیعی و روستایی

۲۹ و ۳۰ مهر ۱۳۹۵

سفری همراه با مشاهده، آموزش، هنر و بازی

آشنایی با طبیعت و زندگی روستایی گیلان، پیاده روی در جنگل و ساحل

کارگروهی و ساختن تصاویر گرافیک ارگانیک در طبیعت با استفاده از مصالح طبیعی

اقامت در خانه‌ی روستایی، پذیرایی با غذاهای محلی و خرید محصولات منطقه

راهنما: عباس محمدی

آموزشگر: مهدی شمسی

سرپرست: آزاد بهادری

 

  • حرکت از تهران: راس ساعت 5 صبح 29 مهر (حداقل 15 دقیقه زودتر در محل قرار حاضر باشید)
  • رسیدن به تهران:  حداکثر تا ساعت 10 شب 30 مهر

 جاذبه‌ها و برنامه‌ی سفر

  • پیاده روی در جنگل و ساحل
  • بازدید از روستای خالجیر لنگرود
  • آشنایی با نوغان‌داری(پرورش کرم ابریشم)
  • خرید محصولات بومی و سوغاتی
  • بازدید از شالیزار و آشنایی با شیوه‌ی کاشت برنج
  • اقامت در خانه روستایی و پذیرایی با غذاهای محلی
  • بازدید از ساحل چمخاله؛ آشنایی با شیوه‌های کاشت هندوانه
  • کارگروهی و ساختن تصاویر گرافیک ارگانیک در طبیعت با استفاده از مصالح طبیعی
  • بازدید از باغ صنوبر در روستای خالجیر؛ آموزش کلیات مربوط به زراعت چوب و نقش آن در حفظ جنگل‌ها

 

 برنامه و خدمات:

  • برنامه‌ریزی و هماهنگی اجرای سفر، بیمه‌ی سفر و مسوولیت مدنی،  برنامه‌های ویژه بازی و آموزشی ویژه‌ی کودکان و خانواده ها، آشنایی با موضوع روستاگردی و ارزش‌های آن، آموزش میدانی محیط‌زیست، آموزش ضمنی طبیعت‌گردی و کوه‌پیمایی، هزینه بلیت‌ موزه، حمل و نقل توریستی با توجه به ظرفیت
  • یک وعده شام، یک وعده صبحانه و یک وعده نهار

هزینه:  250 هزار تومان

 ثبت‌نام: لطفا برای ثبت‌نام با شماره  09363862194 (آقای قاسم اصغری) تماس بگیرید.

مهلت ثبت‌نام: تا 20 مهر 1395؛ اولویت با افرادی است که زودتر ثبت‌نام می‌کنند. این سفر ویژه کودکان و خانواده‌ها است.

 

شرایط سفر:

 


ما متعهد می‌شویم پس از مطالعه‌ی فراخوان و شرایط این سفر و با آگاهی و پذیرش موارد زیر برای ثبت‌نام و شرکت در سفر اقدام بکنیم.

  • سفر را مسوولانه و سازگار با محیط‌زیست اجرا می‌کنیم. کارهای زیر بخشی از کوشش ما در این راستا است:
    • مدیریت و بازیافت پسماند در طول سفر و استفاده نکردن از ظرف‌های دورانداختنی
    • رعایت اصول طبیعت‌گردی سبز در گشت‌ها و بازدید از طبیعت
    • تغذیه‌ی سالم در طول سفر
    • موردهای دیگری که در سفر از سوی کارشناسان یا راهنمایان آموزش داده شود.
  • بردباری، توجه، کمک به یکدیگر، و هماهنگی با سرپرست لازمه‌ی سفر گروهی است.
  • به هنجارها، آداب و رسوم و فرهنگ جوامع بومی احترام می‌گذاریم.
  • چنانچه سفر به حد نصاب مورد نظر نرسد، سفر ابطال و پول دریافتی برگشت داده خواهد شد. برگزارکننده موظف است در این خصوص حداقل ۴۸ ساعت پیش از حرکت موضوع را به آگاهی برساند.
  • مسافر موظف است در ساعات اعلام شده در برنامه شرکت کند و در صورت حضور نیافتن به موقع هنگام حرکت، برگزارکننده هیچ‌گونه مسوولیتی در این خصوص نخواهد داشت.
  • مسوولیت مراقبت از افراد زیر هجده سال، و حفظ اموال و مدارک شخصی در تمام طول سفر بر عهده‌ی مسافر است و در این مورد هیچ مسوولیتی متوجه راهنما و برگزارکننده نخواهد بود.
  • شرکت‌کنندگان در برنامه ملزم به رعایت زمان‌بندی‌های اعلام‌شده از سوی سرپرست هستند.
  • داشتن کارت بیمه‌ی پزشکی ورزشی سال 1395 برای همه‌ی همراهان الزامی است.
  • همه‌ی شرکت‌کنندگان در برنامه ملزم به رعایت قوانین و مقررات کشور و عرف جاری هستند، و در صورت تخلف شخصا پاسخ‌گوی مقام‌های مسوول خواهند بود.
  • انجمن کوه‌نوردان ایران، دیده‌بان کوهستان، سرپرست، راهنما و دیگر مسوولان برنامه، مسوولیتی در زمینه‌ی خسارت و تلفات ناشی از حادثه‌های جاده‌ای و طبیعی و غیره که خارج از اراده‌ی اشخاص اتفاق می‌افتد، ندارند.

                     

وسایل مورد نیاز

  • کفش کوه‌پیمایی، کیسه خواب سبک، کوله‌‌ی مناسب، لباس اضافی و گرم و بادگیر، فلاسک کوچک، دارو و لوازم بهداشتی شخصی، زیرانداز، بشقاب و قاشق شخصی، قمقمه آب و لیوان (ترجیحا فلزی)، چراغ پیشانی، یک جفت جوراب گرم اضافه، کلاه آفتابی، کرم ضد آفتاب، کلاه و دستکش گرم، چکمه(در صورت امکان)
  • کارت شناسایی و دفترچه بیمه، قلم و دفترچه یاداشت
  • صبحانه و نهار روز اول، تنقلات و میوه، آب و شربت

Read More →

آموزش کوه‌پیمایی و آشنایی با محیط کوهستان

کوه‌پیمایی و سنگ‌نوردی یک روزه در منطقه‌ی بندیخچال (از کوه‌های شمال تهران) به مناسبت روز پاک‌سازی کوهستان (4 مهر)

با حضور و راهنمایی مربیان و پیشکسوتان کوه‌نوردی

 سرپرست: امید بختیاری

 

  • محل حرکت: دربند مجسمه‌ی کوه‌نورد
  • ساعت حرکت: ۷صبح جمعه ۹ مهر

جاذبه‌ها

آشنایی با اصول کوه‌‍‍پیمایی و طبیعت‌گردی، و اصول پایه‌ی سنگ‌نوردی

آشنیایی با رعایت حفظ محیط زیست

 

برنامه و خدمات:

  • برنامه‌ریزی و هماهنگی اجرای سفر، بیمه‌ی سفر و مسوولیت مدنی، آموزش میدانی محیط‌زیست، آموزش ضمنی طبیعت‌گردی و کوه‌پیمایی

هزینه: برای اعضای انجمن کوه‌نوردان ایران: رایگان، دیگران: 100000 ریال

ثبت‌نام: لطفا برای ثبت‌نام با شماره  09366033912 (آقای امید بختیاری) تماس بگیرید.

مهلت ثبت‌نام: تا 8مهر 1395؛ اولویت با افرادی است که زودتر ثبت‌نام می‌کنند.

 

شرایط سفر:

ما متعهد می‌شویم پس از مطالعه‌ی فراخوان و شرایط این سفر و با آگاهی و پذیرش موارد زیر برای ثبت‌نام و شرکت در سفر اقدام بکنیم.

  • سفر را مسوولانه و سازگار با محیط‌زیست اجرا می‌کنیم. کارهای زیر بخشی از کوشش ما در این راستا است:
  • مدیریت و بازیافت پسماند در طول سفر و استفاده نکردن از ظرف‌های دورانداختنی
  • رعایت اصول طبیعت‌گردی سبز در گشت‌ها و بازدید از طبیعت
  • تغذیه‌ی سالم در طول سفر
  • موردهای دیگری که در سفر از سوی کارشناسان یا راهنمایان آموزش داده شود.
  • بردباری، توجه، کمک به یکدیگر، و هماهنگی با سرپرست لازمه‌ی سفر گروهی است.
  • به هنجارها، آداب و رسوم و فرهنگ جوامع بومی احترام می‌گذاریم.
  • چنانچه سفر به حد نصاب مورد نظر نرسد، سفر ابطال و پول دریافتی برگشت داده خواهد شد. برگزارکننده موظف است در این خصوص حداقل ۴۸ ساعت پیش از حرکت موضوع را به آگاهی برساند.
  • مسافر موظف است در ساعات اعلام شده در برنامه شرکت کند و در صورت حضور نیافتن به موقع هنگام حرکت، برگزارکننده هیچ‌گونه مسوولیتی در این خصوص نخواهد داشت.
  • مسوولیت مراقبت از افراد زیر هجده سال، و حفظ اموال و مدارک شخصی در تمام طول سفر بر عهده‌ی مسافر است و در این مورد هیچ مسوولیتی متوجه راهنما و برگزارکننده نخواهد بود.
  • شرکت‌کنندگان در برنامه ملزم به رعایت زمان‌بندی‌های اعلام‌شده از سوی سرپرست هستند.
  • داشتن کارت بیمه‌ی پزشکی ورزشی سال 1395 برای همه‌ی همراهان الزامی است.
  • همه‌ی شرکت‌کنندگان در برنامه ملزم به رعایت قوانین و مقررات کشور و عرف جاری هستند، و در صورت تخلف شخصا پاسخ‌گوی مقام‌های مسوول خواهند بود.
  • انجمن کوه‌نوردان ایران، دیده‌بان کوهستان، سرپرست، راهنما و دیگر مسوولان برنامه، مسوولیتی در زمینه‌ی خسارت و تلفات ناشی از حادثه‌های جاده‌ای و طبیعی و غیره که خارج از اراده‌ی اشخاص اتفاق می‌افتد، ندارند.

                     

وسایل مورد نیاز

  • ·         کفش کوه‌پیمایی، کوله‌‌ی مناسب، لباس اضافی و گرم و بادگیر، فلاسک کوچک، دارو و لوازم بهداشتی شخصی، زیرانداز، بشقاب و قاشق شخصی، قمقمه آب و لیوان (ترجیحا فلزی)، چراغ پیشانی، یک جفت جوراب گرم اضافه، کلاه آفتابی، کرم ضد آفتاب
  • کارت شناسایی و دفترچه بیمه، قلم و دفترچه یاداشت

صبحانه و نهار ، تنقلات و میوه، آب و شربت

Read More →

دفاع از خاک میهن، و مساله‌ی محیط زیست

عباس محمدی- خبرآنلاین

«هفته‌ی دفاع مقدس» فرصتی است برای یادکرد از فداکاری‌ها و جان‌فشانی‌ها در راه حفظ خاک میهن در برابر تهاجم دشمن خارجی. در عین حال خوب است که در چنین مناسبت‌هایی، نگاهی هم داشته باشیم به رفتار خویش با آب و خاک سرزمینی که در درازنای تاریخ، سرپناه و خوراک و اسباب شادمانی را با گشاده‌دستی به ما ارزانی داشته است.

تجربه‌ی زیست‌شناختی و تاریخی نشان داده که یک جامعه به طور معمول می‌تواند در برابر تهاجم بیرونی، جمعیت و قلمرو یا هویت و همبستگی خود را حفظ کند، اما، زوال قطعی آن بیشتر ناشی از ضعف درونی و تحلیل رفتن فضای زیستی است. در چند دهه‌ی اخیر، و به‌ویژه در ده سال گذشته، حیات جامعه‌ی ایرانی به شدت و به گونه‌ی نگران‌کننده‌ای وابسته به مصرف داشته‌های طبیعی و به تحلیل بردن آن‌ها بوده است. اگر سه عنصر اصلی برای ادامه‌ی زیست را هوا و آب و خاک بدانیم، در هر سه مورد ما به مسرفانه‌ترین شکل، مصرف‌کننده‌ یا هدردهنده‌ بوده ایم.

در مورد هوا، شهرهای بزرگ‌مان را با مصرف بی‌رویه‌ی سوخت و با ایجاد شرایط تولید ریزگرد (یا بی‌اعتنایی مزمن به عوامل خارجی تولیدکننده‌ی آن)، رکورددار جهان کرده ایم(1). در مصرف آب، چنان بی‌پروا بوده ایم که امروز تقریبا همه‌ی کارشناسان و مردم عادی به این نتیجه رسیده اند که روزگار بسیار سختی در پیش داریم(2). در مورد خاک هم مشاهده‌ی میدانی، اظهار نظر کارشناسان، و آمارها، نشانگر فرسایش (یعنی از دست رفتن) خاک میهن به بالاترین نرخ است(3).

در این‌جا، و به مناسبت روزهای بزرگداشت دفاع از خاک کشور، یک مشاهده‌ از صدها مورد تجربه‌ی عینی خودم را که مشابه آن را در سراسر کشور می‌توان دید، بیان می‌کنم: در روزهای 26 تا 28 شهریور (همین یک هفته پیش) در کوهستان دماوند بودم. دماوند، چند صد متر از دومین قله‌ی بلند کشور، بلندتر است و فرازمندترین کوه کشور و به‌نوعی نماد سرزمین ما به شمار می‌رود. از این‌رو، دماوند در کانون توجه همگان، به‌ویژه کوه‌نوردان و طرفداران محیط زیست است، و به دلیل نزدیکی با دو استان مهم مازندران و تهران، لابد در بهترین شرایط مدیریتی نسبت به دیگر کوهستان‌های کشور قرار دارد. اما، مدیریت منابع طبیعی و آبخیزهای دماوند فاجعه‌بار است؛ طبق آن‌چه که اداره‌ی منابع طبیعی منطقه تعیین کرده، چرای دام باید پیش از پانزدهم شهریور در دامنه‌های دماوند متوقف شود. اما در همان روزهای یادشده (و تا امروز) گله‌های گوسفند و بز که بسیار بیشتر از ظرفیت مرتع هم هستند، در منطقه به سر می‌برند. این‌گونه بهره‌برداری که زودتر از موعد (15 خرداد) نیز شروع شده، موجب نابودی بخش عظیمی از ذخیره‌ی گیاهی منطقه و تبدیل دامنه‌های سبز به شیب‌های سست و آماده‌ی رانش و فرسایش شده است. همچنین حضور چوپانانی که کم‌ترین آشنایی با اصول مرتع‌داری ندارند، سبب آتش‌سوزی‌های مکرر مراتع می‌شود که یک مورد گسترده‌ی آن مربوط به حدود ده روز پیش است.

به نظر من، بزرگ‌ترین چالش محیط زیستی کشور (یعنی بزرگ‌ترین عامل تهدیدکننده‌ی حیات در سرزمین ایران) فرسایش خاک است. کارشناسان وزارت نیرو، این متولیان خودخوانده‌ی آب کشور، مرتبا از ضرورت «فرهنگ‌سازی» برای صرفه‌جویی در مصرف آب سخن می‌گویند، اما اساسا اشاره هم نمی‌کنند که تولیدکننده و نگاه‌دارنده‌ی ذخیره‌های آبی کشور، کوه‌هایی هستند که زیر فشار عامل‌های فرساینده مانند چرای دام، راه‌سازی‌های بی‌رویه، سدسازی‌های غیرضروری، معدن‌کاوی‌ها، و جنگل‌زدایی‌ها در حال تخریب شدید هستند.

ضمن تاکید بر ضرورت احساس مسوولیت فردی در استفاده‌ی درست از آب، معتقدم که عامل اصلی در بروز مشکل آب، مدیریت غلط خاک و آب کشور است. آن‌چه که در دماوند دیده می‌شود، با شدتی بیشتر در کوهستان‌های دورافتاده‌تر مانند زردکوه و دنا که سرچشمه‌ی بزرگ‌ترین رودخانه‌های کشور هستند، در جریان است. خاک کشور، در حال از دست رفتن است؛ چاره‌ی کار نگاه انتقادی به گذشته و تجدید نظر اساسی در مدیریت خاک و آب است.

پی‌نوشت

۱) چند سال است که اهواز جزو آلوده‌ترین شهرهای جهان رده‌بندی می‌شود (از جمله، می‌توان نگاه کرد به تارنمای مهر 15/11/1393). در تولید گازهای گلخانه‌ای هم با آن که کشور ما جزو اقتصادهای بزرگ جهان نیست، در رده‌ی هفتم جهان قرار داریم (باشگاه خبرنگاران جوان 25/9/1394)

۲) عیسی کلانتری، وزیر پیشین کشاورزی و رییس «ستاد احیای دریاچه‌ی ارومیه» چندین بار این مضمون را بیان کرده است که «غیر از ایران هیچ کشوری در دنیا بالای ۹۰ درصد از آب‌های تجدیدپذیر استفاده نمی‌کند، و این در حالی است که در منابع سازمان ملل به صراحت اعلام شده کشورهایی که بیش از ۴۰ درصد از منابع آب‌های تجدیدپذیر استفاده می‌کنند با خطرات عظیم زیست‌محیطی روبرو می‌شوند». (خبرگزاری مهر 11/3/1395)

۳) میزان فرسایش خاک در ایران، به گفته‌ی شماری از کارشناسان، رتبه‌ی اول را در جهان دارد (برای مثال، نگاه کنید به: تارنمای الف 22/2/1388) یا به هرحال آن را چندین برابر متوسط جهانی می‌دانند (برای مثال: تارنمای مشرق‌نیوز 21/9/1394)

Read More →

روز پاک‌سازی گردشگاه‌های کنارجاده‌ای

از سال ۱۳۹۲ به پیشنهاد حسین عبیری گلپایگانی، کنشگر پرکار محیط زیست، آخرین جمعه‌ی شهریور ماه به عنوان «روز پاک‌سازی تفرجگاه‌ها و مکان‌های گردشگری کنارجاده‌ای» نامیده شده است. به مناسبت این روز، برنامه‌هایی با مشارکت دستگاه‌های دولتی و سازمان‌های مردم‌نهاد برگزار می‌گردد که هدف از آن زدودن زباله‌ از پاره‌ای نقاط، و در عین حال ترویج فرهنگ گردشگری سازگار با محیط زیست است. در سال‌های گذشته، این برنامه‌ها اجرا شده است:

۱۳۹۲ حاشیه‌ی رودخانه‌ی کرج، استان البرز

۱۳۹۳ پارک ملی گلستان، استان گلستان

۱۳۹۴ جنگل فندقلو و جاده‌ی اسالم به خلخال، استان گیلان

 

امسال دو برنامه در استان مازندران، در پارک جنگلی شهید زارع (ساری) و پارک جنگلی سی‌سنگان (نوشهر) اجرا خواهد شد که در آن اعضای انجمن کوه‌نوردان هم مشارکت خواهند داشت.


Read More →

طناب‌کِشی روی توچال؛ کاری ضدطبیعت و کوه‌نوردی

چگونه است که عده‌ای می‌پندارند که اجازه دارند روی کوهستان، یا در هر محیط طبیعی دیگر، به دلخواه خویش هر کاری بکنند؟! چرا در هیچ ملک خصوصی کسی اجازه ندارد که چیزی را جابجا کند یا چیزی بر جا بگذارد، اما در یک محیط عمومی که متعلق به کل ملت (و بلکه بشریت) است، به صِرف پاسداشت یاد یک تن یا به هر بهانه‌ی دیگری، به خود اجازه می‌دهند که دست به دخالت گسترده در ساختار طبیعت بزنند؟!

زیبایی، شکوه، و چالش‌های دل‌انگیز کوهستان و کوه‌نوردی، وابسته به حفظ وضع طبیعی کوه است؛ هیچ فرد یا سازمانی حق ندارد مطابق سلیقه‌ی شخصی یا خانوادگی یا گروهی خود، در کوهستان اقدام به ساخت و ساز، یا نصب علامت و تیر و طناب و… کند. این‌گونه کارها، بدترین شکل بزرگداشت جان‌باختگان کوهستان است، و نه تنها در کم کردن حادثه‌های کوه‌نوردی موثر نیست، بلکه به علت القای حس امنیت کاذب، موجب افزایش خطر هم می‌شود.

به کوه‌نوردان و سازمان‌های آنان، و به مدافعان محیط زیست پیشنهاد می‌کنم که با موضوع نصب طناب در توچال برخورد کنند.

عکس از تارنمای هیات کوه‌نوردی استان تهران


Read More →

درباره‌ی پیام بنی هاشمی

نوشتار زیر را که در تارنمای سازمان هلال احمر آمده، به نقل از کوه‌نامه، در این‌جا می‌بینید. به یادداشت‌های دوستانی که درباره‌ی پیام سخنانی گفته اند، من هم اضافه می‌کنم که او در انجمن کوه‌نوردان نیز عضو بود و اگرچه در چند سال اخیر فعالیت کمی با ما داشت، اما آمادگی اش برای کار داوطلبانه و عشق او به طبیعت چنان بود که اگر هرگاه او را برای کاری فراخوان می‌کردیم، بی‌درنگ حاضر می‌شد. یادش گرامی باد.

 

پیام بنی‌هاشمی، یکی از پرسابقه‌ترین و متعهدترین امدادگران جمعیت هلال‌احمر کشورمان درروز 29 مردادماه 1395 طی حادثه‌ای در رودخانه هراز جان خود را از دست داد.حادثه‌ای که به‌دلیل آن جامعه بزرگی از امدادگران و طبیعت‌دوستان داغدار شدند، چراکه مرگ پیام تنها از دست‌رفتن یک انسان نبود؛ مرگ یک جریان بود، باز ایستادن یک قلب تپنده برای ایران، مردم ایران و حفظ منابع طبیعی و انسانی این سرزمین بود.

کوهنوردی که امدادگر شد
پیام بنی‌هاشمی متولد اول فروردین 58، تنها فرزند خانواده بود. لیسانس مدیریت امداد و سوانح داشت و از سال 79 یعنی از بدو تأسیس پایگاه هلال‌احمر شمیرانات، امدادگر جمعیت هلال‌احمر شد. تخصص پیام در ابتدا کوهنوردی بود و هنگام تأسیس پایگاه شمیرانات به دلیل اینکه امدادگری با تخصص کوهنوردی وجود نداشت، به توصیه معاونت بهداشت و درمان استان تهران که نظر به جذب امدادگران شعبه شمیرانات از بین کوهنوردان داشت، پیام جذب هلال‌احمر شد. درجه امدادی پیام ایثار بود، اما به گفته همه دوستان امدادگرش، نام «ایثار» برای خدمت‌های بی‌شمار و جانفشانی‌های او، کم بود.
او برای تسلط بر کار و حرفه‌ای که دنبال می‌کرد 1000 ساعت کلاس آموزشی تخصصی گذراند و در بسیاری از این کلاس‌ها به‌صورت خودجوش و با هزینه شخصی‌اش شرکت کرده بود تا هر چه بیشتر یاد بگیرد و برای خدمت به مردم کشورش فردی مفید باشد.
او یک استاد بود؛ هم ‌دوره کمک‌های اولیه را تدریس می‌کرد و هم مباحث مربوط به امدادونجات کوهستان و در بحث حوادث آبی و نجات در رودخانه و سیلاب به‌شدت توانمند بود. در باشگاه‌های کوهنوردی و باشگاه‌های گردشگری جمعیت یا حتی بخش‌خصوصی کلاس‌های تخصصی برگزار می‌کرد و برایش مهم نبود که از برگزاری این کلاس‌ها پولی دریافت می‌کند یا نه. او فقط می‌خواست دانش و تجربه‌اش را به دیگران یاد بدهد و این خصلت بزرگوارانه‌اش شاگردانش را عاشق خودش کرده بود.

عاشق طبیعت بود و در طبیعت هم جان سپرد
این امدادگر باسابقه به دلیل علاقه بسیاری که به طبیعت و محیط‌زیست داشت، در سال‌های اخیر به گردشگری و فعالیت در حیطه محیط‌زیست مشغول شد و در جریان این علاقه‌مندی‌هایش به سراغ ورزش پرهیجان «رفتینگ» رفت و یکی از پایه‌گذاران «رفتینگ» در ایران شد. رفتینگ قایقرانی در آب‌های خروشان است. این ورزش یک کارگروهی است و برای انجام آن، یک تیم باید با هم هماهنگ باشند. پیام رفتینگ را در هند شناخت و بعد از اینکه پول‌هایش را جمع کرد، به هند رفت و در رودخانه گنگ پارو زد، عاشق این ورزش شد و وقتی به ایران برگشت تصمیم گرفت که این رشته ورزشی را در ایران راه‌اندازی کند و این کار را عملی کرد. او اولین فردی است که در ایران جان خودش را در این ورزش از دست داد و باید گفت او در جایی از دنیا رفت که عاشقش بود.

لایق همراه داشتن نشان هلال‌احمر
حسام‌الدین نراقی، امدادگر جمعیت هلال‌احمر و فعال اجتماعی درباره دوست مرحومش می‌گوید: من پیام را بعد از زلزله بم می‌شناسم. او فردی انسان‌دوست و فعال در حوزه اجتماعی و خدمات داوطلبانه بود که فعالیت‌هایش فقط محدود به هلال‌احمر نبود. او در خیریه‌ها و انجمن‌های خیرخواهانه زیادی فعالیت داشت و اگر هر جای دیگری فرصتی برای کار داوطلبانه وجود داشت، پیام در آنجا حضور داشت. او الگوی هر هفت اصل نهادینه ‌نهضت بین‌المللی صلیب‌سرخ و هلال‌احمر بود و می‌توان گفت بهترین فرد برای به دوش کشیدن نشان جمعیت بود.

دوختن آرم هلال‌احمر روی لباس شخصی
نراقی در خاطره‌ای از پیام، می‌گوید: پیشترها ما در جمعیت با کمبود لباس‌های خاص عملیاتی مواجه بودیم و کاری که پیام انجام می‌داد این بود که خودش لوگوی سازمان امداد هلال‌احمر را روی لباس‌های شخصی‌اش که فکر می‌کرد برای عملیات مناسب است، می‌دوخت. عکس‌های زیادی داریم که پیام لباس فرم جمعیت به تن ندارد. او برای اینکه بتواند در حوادث کمک کند همیشه تدابیری برای خودش داشت و هیچ وقت وابسته به پوشیدن کفش و لباس مخصوص نبود.

استادی که نگران شاگردانش بود
امیرحسین خسروی، مسئول پایگاه‌های امدادونجات هلال‌احمر شمیرانات و دوست‌ قدیمی پیام درباره او می‌گوید: من و پیام در عملیات‌ها و کوهپیمایی‌های زیادی همراه هم بودیم و در دانشگاه هم همکلاسی بودیم. در همه این سال‌ها شاهد این بودم که هر وقت برای کسی گرفتاری و مشکلی پیش می‌آمد پیام برای حل آن مشکل پیشقدم بود. او بسیار روراست بود و این اخلاق او باعث می‌شد همه تکلیفشان را در مقابلش بدانند. سرحال و پرانرژی بود و این روحیه‌اش در سخت‌ترین شرایط و عملیات‌ها به همراهانش نیرو و انرژی مضاعف می‌داد. همیشه با شوخی و خنده‌هایش دل بچه‌ها را گرم می‌کرد تا برای ادامه کار روحیه داشته باشند. پیام شاگردان خیلی زیادی در حوزه‌های مختلف امدادی تربیت کرد و از معدود استادانی بود که در دل تک‌تک شاگردانش رسوخ می‌کرد. بسیار حساس بود که شاگردانش همه نکات را یاد بگیرند و این از روحیه متعهدانه‌اش نشأت می‌گرفت.

وصیت‌نامه، قبل از عملیات!
محمد کاووسی، معاون امداد و از داوطلبان سابق شهرستان شمیرانات درباره دلاوری‌های پیام بنی‌هاشمی در عملیات‌های امدادی، می‌گوید: من سال‌هاست که پیام را می‌شناسم. با قطعیت می‌توانم بگویم در تمام این سال‌ها امدادگری متعهدتر و وظیفه‌شناس‌تر از او ندیده‌ام، اما بیشترین رشادتی که از او به یاد دارم مربوط به حادثه برف و کولاک در مناطق شمالی کشور در سال 86 می‌شود. در آن حادثه 20 کارگر آزادراه تهران- شمال با توجه به برف و بورانی که در مناطق شمالی کشور اتفاق افتاده بود، درگیر حادثه شده بودند و من به همراه پیام و یکی دیگر از دوستانمان برای نجات آنها به محل حادثه رفتیم. یادم می‌آید شدت خطر در آن عملیات تاحدی بود که قبل از رفتن وصیت‌هایمان را هم نوشتیم و پیام در آن عملیات برای نجات کارگران جان خودش را به خطر انداخت . از نظر من پیام یک نیروی بالیاقت و توانمندی بود. هر وقت برای هر حادثه‌ای در خصوص امداد کوهستان با او تماس می‌گرفتم بلافاصله و بدون هیچ عذر و بهانه‌ای برای کمک‌رسانی می‌آمد. حس انسان‌دوستی و کمک‌کردن به مردم در خون پیام بود و از دست‌دادن چنین فردی از جامعه امدادگران واقعا حیف بود.

پیام، عاشق سرزمینش بود
علی شادلو، امدادگر بازنشسته هلال‌احمر و دوست و همکار پیام بنی هاشمی درباره زندگی پیام می‌گوید: پیام در جریانی قرارگرفت که همراه این جریان بزرگ شد و به چیزی که در نهایت شد، رسید. جریانی که در زندگی من هم پیش آمد و شاید کمتر امدادگری تجربه این‌چنینی داشته باشد. پیام در ابتدا مثل همه امدادگران دیگر به عشق امدادونجات و برای کمک به همنوعش امدادگر شد و برای نجات جان حادثه‌دیدگان تلاش می‌کرد، اما زمانی که تجربه او بیشتر شد تصمیم گرفت امدادگران دیگری را مثل خودش تربیت کند تا تجربه و دانشی که در طول سال‌ها کسب کرده را در اختیار نیروهای تازه‌نفس بگذارد. برای همین پیام بیشتر وقت خودش را برای آموزش گذاشت. بعد از آن و بعد از سال‌ها کار و تجربه در حوزه امدادگری و آموزش، پیام به دنیای جدیدی وارد شد. چه وقتی که یک امدادگر بود، چه وقتی که یک مربی بود و چه وقتی که از طریق توسعه گردشگری پایدار از حافظان این سرزمین بود، به فکر نجات سرزمین و مردم سرزمینش بود. باید بگویم با اینکه برای از دست دادن چنین فرد مؤثری بسیار اندوهگین هستم، اما برای او خوشحالم، چون می‌دانم در مسیری که دوستش داشت جان سپرد.»

تشیع باشکوه برای مرد تکرارنشدنی
حسام‌الدین نراقی درباره شخصیت تکرارنشدنی پیام، می‌گوید: تبعات بعد از مرگ پیام و دیدن انبوه جمعیتی که در مراسم خاکسپاری و مجلس ترحیمش شرکت کردند، گواه شخصیت جذاب پیام بود و به همه ما نشان داد که آن همه احساس مسئولیت و تعهد در وجود پیام، حکم کیمیا را در بین اهالی هلال‌احمر داشت. ما سال‌هاست شاهد چنین نسلی در جمعیت هلال‌احمر هستیم و این به خاطر آن است که مربیان خوبی داشتیم ولی حیف که امروز این مربیان کمتر شده اند. البته نباید منکر وجود اساتید و امدادگران خوب در هلال‌احمر شد، اما اینچنین کادرسازی ریشه‌ای نیازمند آموزش و هدایت و حمایت موثرتری از سوی جمعیت است.

برداشت از : وبسایت جمعیت هلال احمر

لینک منبع : اینجا

نویسنده : مرضیه کاویانی

تصویر از : وبسایت جمعیت هلال احمر استان تهران

 

Read More →

Page 5 of 78« First...34567...102030...Last »