گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

گزارش صعود ارزنده ی ترانگو

این تارنگار، پیش از این یادداشت هایی درباره ی نخستین صعود ایرانی برج عظیم ترانگو در قراقوروم پاکستان داشته است:

 

صعود ملی ترانگو؛ ارزشمند و به یاد ماندنی

صعود ایرانی ترانگو؛ تبریک و تعریف فرانسوی ها

 نخستین صعود ایرانی ترانگو!

در روز چهارشنبه 27/10/91 گزارش و فیلم و اسلایدهای این صعود به یاد ماندنی، از سوی شرکت کنندگان در برنامه، ارایه خواهد شد.

تهران – خیابان آزادی، خیابان جیحون، سالن تامین اجتماعی (مجموعه فرهنگی ورزشی نگین غرب)

Read More →

در فصل سرما‌، حامی حیات وحش باشیم!

دوستان کوه نورد، امسال نیز به یاری قوهایی که در فریدونکنار مهمان هستند، شتافتند (خبر را در تارنمای انجمن دوستداران دماوند بخوانید)… و البته کمک های بیشتری لازم است!

 چند نکته

   از شکار و هرگونه آزار حیواناتی که به کوه پایه ها و اطراف مناطق مسکونی نزدیک می شوند، خودداری کنیم و با شکارچیان غیر مجاز برخورد کنیم. حتی اگر استثناً حیوان خطرناکی ببینیم با کمی تدبیر می توانیم آن را دور کنیم یا خودمان از آن دور شویم.

    به دیگران آموزش دهیم تا با حیات وحش رفتار مهربانانه داشته باشند؛ در زمستان، پرندگان مهاجر به مهمانی سرزمین ما می آیند و بسیاری از پستانداران باردار هستند.

    در حد توان خود به تغذیه ی حیوانات کمک کنیم؛ ریختن دانه برای پرندگان و پخش علوفه برای علف خواران می تواند بخشی از این کمک ها باشد. بدیهی است که کارهای حمایتی ما نباید سبب بدعادت شدن یا تغییر الگوی طبیعی تغذیه ی جانوران شود؛ برای اجرای اصولی این گونه برنامه ها بهتر است با اداره ها و پاسگاه های سازمان حفاظت محیط زیست تماس گرفت.   

  جذب کمک مالی از گروه های کوه نوردی، کارخانه ها و سازمان های بزرگ و دیگر جاها برای تهیه ی علوفه و دانه، و اجرای برنامه های خانوادگی برای پخش آن ها می تواند یکی از هدف های ورزشی و گردشی طبیعت دوستان در فصل زمستان باشد.

  دشواری تغذیه در محیط های طبیعی، محدود به روزهای برفی نیست؛ تا رویش گیاهان در بهار، و البته در شرایط خشکسالی های تابستانی هم چنین مشکلی وجود خواهد داشت. 

   تلاش برای حفظ زیستگاه های طبیعی، بهترین راه برای حفاظت حیات وحش است.

 

Read More →

مسابقه ی پیامکی تیم ترانگو

کوه نیوز

تیم ایرانی صعود کننده ی ترانگو در نظر دارد با اهدافی مانند ایجاد یک تفکر جدید در نحوه ارائه گزارش صعود، همدلی و اتحاد بیشتر کوهنوردان و دیواره نوردان، و مشخص کردن تعداد مخاطبان کوهنوردی مسابقه پیامکی زیر را برگزار نماید. این مسابقه چیزی فراتر از یک رقابت ساده است.

 آخرین مهلت برای شرکت در این مسابقه: یکشنبه، 24 دی

سومین کشور آسیایی صعود کننده و اولین کشور صعود کننده در دنیا به برج بی نام ترانگو چه کشورهایی هستند؟

111. کره – فرانسه    

222. ایران – انگلستان 

333. ایران – فرانسه

444. ژاپن – انگلستان

برای شرکت در مسابقه تنها کافیست، عدد  سه رقمی گزینه مورد نظر را به شماره 30005370 پیامک نمایید.

به شش نفر از دوستانی که پاسخ صحیح را ارسال نمایند، به قید قرعه جوایز نفیسی توسط شرکتهای نسیم وصال بهاران (جولبو) ، آپامهر و شرکت اسپیلت البرز اهدا خواهد شد. بدیهی است اهدای جوایز در روز گزارش برنامه تیم ترانگو و توسط اعضای این تیم به برندگان انجام خواهد شد. 

آخرین مهلت ارسال پاسخها نیز 24 دیماه 91 می باشد.

تاریخ و زمان اهدای جوایز: روز گزارش خوانی برنامه تیم ترانگو (27 دیماه 91) ساعت 17 لغایت 21

آدرس برگزاری مراسم: تهران، خیابان آزادی، خیابان جیحون، سالن تامین اجتماعی (مجموعه فرهنگی ورزشی نگین غرب)


از رسانه های مرتبط با ورزشهای کوهستانی (وبلاگ ها و وب سایتها) درخواست می شود، با انتشار خبر برگزاری این مسابقه در اطلاع رسانی و بازتاب آن ما را یاری نمایند.

Read More →

در راه ثبت جهانی دماوند

انجمن دوستداران دماوند کوه

به منظور ثبت جهانی کوه دماوند، نشست هم‌اندیشی اعضای ستاد اجرایی کمیتۀ علمی انجمن دوستداران دماوندکوه، با آقای مهندس فرزانه، مدیر کل سازمان میراث فرهنگی استان مازندران، به همراه چند تن از کارشناسان و مدیران مربوطه و همچنین خانم دکتر مومنی، مدیر کل ثبت آثار تاریخی طبیعی کشور، در سطح ملی و با حضور اساتید، صاحب‌نظران، دانشگاهیان، پژوهشگران، نمایندگان و مسئولین اجرایی (محیط زیست، منابع طبیعی و …) تشکیل شد.

در این نشست، مسئولین نهاد‌ها و ادارات کل استان و صاحب‌نظران، پیرامون اهمیت حفظ اثر ملی طبیعی دماوند مطالبی را برشمردند. در نهایت مقرر شد ثبت جهانی این اثر ملی و تاریخی در دستور کار سازمان میراث فرهنگی کشور قرار گیرد. بدیهی است ثبت این اثر ملی، طبیعی و تاریخی در مجامع جهانی و عضویت آن در شبکۀ جهانی میراث فرهنگی بشر، می‌تواند حفاظت از دماوند را در پی داشته باشد.

در همین ارتباط مقرر شد، در ابتدا مکانی با عنوان «دبیرخانۀ ثبت جهانی دماوند» تعیین گردد و آقای مهندس ماهفروزی به عنوان دبیر اجرایی این دبیرخانه پیگیری‌های لازم را انجام دهند. همچنین مقرر شد همۀ اعضای کمیتۀ علمی، صاحب‌نظران، نمایندگان مراکز پژوهشی و دانشگاهی و دستگاه‌های اجرایی، همۀ داده‌ها و اطلاعات خود را در اختیار دبیرخانه قرار دهند، تا بر اساس معیار‌ها و ضوابط مربوطه، نسبت به تشکیل پروندۀ ثبت جهانی کوه دماوند اقدام گردد.

در ضمن، مدیر کل  ثبت آثار تاریخی- فرهنگی اعلام نمود کشور ما در هر سال فقط می‌تواند یک پرونده را ثبت جهانی کند و به یونسکو ارسال نماید، که امسال با همت انجمن دوستداران دماوندکوه و همۀ صاحب نظران و علاقه مندان کوه دماوند، تلاش می‌کنیم آن را به ثبت برسانیم.

در ادامه، اعضای حاضر در نشست، حفاظت از کوه دماوند و جلوگیری از تخریب آن را در قالب تشکیل کمیته‌های صیانت از دماوند در شهرستان آمل به دبیری آقای طاهری مورد تاکید قرار دادند.

همچنین مقرر شد تهیۀ طرحی در راستای مدیریت جامع دماوند با محوریت اداره کل محیط زیست به دبیری آقایان مهندس مقدس و مهندس بطحایی مورد پیگیری قرار گیرد.

 جناب آقای مهندس فرزانه، سپاسگزاریم

Read More →

سنگ کاری، دشمن طبیعت!

حتما دقت کرده اید که در هفت هشت سال گذشته، بسیاری از کوهستان ها، به ویژه در غرب کشور، به خاطر برداشت انواع سنگ، چاک چاک و بدنما شده است. ما، تا چند سال پیش، فکر و خیال مان ریخت و پاش نشدن زباله در کوه ها بود، اینک هراس زده از به باد شدن کلیت کوه ها هستیم!

روند گرفتن مجوز معدن سنگ چنین است که یک شخص نقطه ای را شناسایی می کند و سپس با مراجعه به اداره های صنایع و معادن، ثبت آن نقطه را برای بهره برداری به نام خود درخواست می کند. سپس باید موافقت اداره های منابع طبیعی و محیط زیست و میراث فرهنگی را نیز بگیرد. اما، به نظر می رسد که این تشریفات در فضای اداری کشور ما “چنان که افتد و دانی” گرهی نیست که باز نشود… و حتما افرادی هستند که “متخصص” دریافت این گونه موافقت نامه ها برای هرجا هستند! اگر جز این بود، شاهد ظهور این همه معدن های سنگ و شن و ماسه که چهره ی دره ها و کوه های کشور را همه جا زخم آگین و بیماروش ساخته است، نبودیم.

 

با این آسیب رسانی به طبیعت از همه سو در خطر ایران، جای پرسش است که چگونه شهرداری تهران (و به دنباله روی از آن؛ شهرداری های دیگر) نه تنها نماکاری ساختمان ها را با سنگ محدود نمی کنند، بلکه با اصراری باورنکردنی، پیاده روها و حاشیه ی بوستان ها و دور درختان را سنگ می کنند. سنگ کاری هایی که در این فضای بساز و بفروشانه، حداکثر 5-4 سال دوام می آورند.

گزارشی در مورد تخریب های وحشتناک ناشی از برداشت سنگ در روستای برنجه را در وبلاگ کوهستان حقیقت (16 دی)، و یادداشتی درباره ی همین گونه تخریب ها در منطقه ی تکاب را در اینجا بخوانید. امید آن که پی گیری دوستداران محیط های کوهستانی و اهالی منطقه های تحت تاثیر، بتواند معدن هایی را که بسیار بی ملاحظه به نابود سازی طبیعت مشغول اند، همچون مورد سنگ معدن دیوچال در کلارشت، به تعطیلی بکشاند.

Read More →

صندوق حامی طبیعت ایران، پیشنهادی ارزنده

دوستداران طبیعت ایران، به جز برنامه های پاک سازی کوه و دشت یا کمک به خاموش ساختن آتش گرفتگی جنگل و مرتع یا برگزاری برنامه های آموزشی و ترویجی و دیگر کارهای مادی شبیه به این، به صورت پراکنده اقدام به کمک های مالی در جهت حفظ محیط زیست هم کرده اند، مثلا:

تهیه ی ذرت و گندم برای قوهای مهاجر 

تهیه ی علوفه برای حیات وحش منطقه ی ورجین

تهیه ی بخشی از دیه ای که یک همیار محیط زیست می بایست بپردازد

اما محمد درویش، پیشنهاد ارزنده ای را طرح کرده است که در صورت اجرایی شدن خواهد توانست صورت سامان یافته تری به کمک های مالی مردمی برای حفظ طبیعت کشور بدهد. یادداشت او که در شرق دیروز چاپ شده، چنین است:

 هرچند حفظ پایداری بوم‌شناختی (اکولوژیک) سرزمین، در هر مملکتی در شمار وظایف و مسوولیت‌های حاکمیتی تلقی می‌شود اما کمتر حکومت یا دولتی را می‌توان در جهان آزاد امروز یافت که بدون جلب مشارکت گروه‌ها و طیف‌های متنوع و متکثر موجود در جامعه توانسته باشد زیستی پایدار و باکیفیت همراه با امنیت روانی و غذایی درخور برای همه زیستمندان ساکن در قلمرو سیاسی‌اش به ارمغان آورد.

به دیگر سخن، به نظر می‌رسد در جهان مدرن امروز، جایگاه و اعتبار محیط زیست بیشتر از آنکه بر روی دوش دولت‌ها و حکومت‌ها به پیش رفته و نهادینه شود از تلاش آدم‌ها و ملت‌هاست که توانسته اعتبار کسب کند و گلایه‌هایش حتی به صحن عالی‌ترین مذاکرات نمایندگان مردم در پارلمان یا مجالس قانونگذاری هم برسد.

بنا بر این، اگر می‌خواهیم در ایران عزیزمان هم، شاهد شکوفایی یک نهضت محیط زیستی قدرتمند باشیم؛ اگر خواهان به کارگیری مدیرانی کارآمدتر، متخصص‌تر، شجاع‌تر و عاشق‌تر در مشاغل و مسوولیت‌های مرتبط با منابع طبیعی و محیط زیست هستیم؛ اگر داشتن یک رسانه قدرتمند و خالص محیط زیستی را حق خود می‌دانیم؛اگر دوست داریم تا هیچ نماینده‌ای از ما به صحن بهارستان یا ساختمان پاستور راه نیابد، مگر آنکه بخشی پررنگ از برنامه‌ها و شعارهای انتخاباتی اش در حول محور محیط زیست باشد؛ اگر دوست نداریم تا پرندگان مهاجر در تالاب‌های وطن بی‌غذا بمانند؛ اگر تاب شنیدن خبر خودکشی کل‌ها و بزها از بی‌غذایی و سرمای شدید در کوهستان‌ها را نداریم… و اگر دل‌مان می‌گیرد، وقتی می‌شنویم یک محیط‌بان یا یک جنگل‌بان به دلیل عدم استطاعت مالی، مجبور است سال‌های ارزشمند جوانی‌‌ا‌ش را بابت ناتوانی‌ در پرداخت دیه جراحت عضو به شکارچیان و متجاوزان به محدوده‌های چهارگانه، در زندان سپری کند؛ باید همتی کرده، دستی بجنبانیم و بکوشیم تا برای تحقق آرمان‌های بلند خویش، گرانیگاهی‌اقتصادی و درخور بیافرینیم. صندوقی که بی‌منت، بتواند آنجا که لازم است، سخاوتمندانه و با سرعت به پشتیبانی و دلگرمی مردم سرزمینش، برای کاهش آلام طبیعت و سلحشورانش گام بردارد. چنین است که پس از تجربه موفق سال گذشته در جلب همراهی و حمایت کم‌سابقه مردم در داخل و خارج از کشور برای تامین بخشی از دیه باقر زارع، همیار محیط‌بان در استان هرمزگان و اشاره و تشویق برخی از هموطنان عزیزم برای پیگیری چنین ظرفیتی و تحقق عینی آن، ضرورت دارد تا نخستین و در عین حال، استوارترین گام‌ها را برای آغاز به کار صندوق حامی طبیعت ایران به سرعت برداریم. صندوقی که هر چه شمار اعضایی که به آن داوطلبانه کمک می‌کنند (با رقم‌هایی ولو بسیار ناچیز) بیشتر باشد، سرمایه اجتماعی نهفته در آن به عنوان پشتوانه‌ای ارزشمند برای اعتلای محیط زیست ایران رساتر خود را نشان می‌دهد. امید که با مشورت، تعامل و هم‌افزایی دوستان و هموطنان عزیزم، هر چه زودتر بتوانیم، رونمایی از سبزترین صندوق اقتصادی/ محیط زیستی ایران را جشن بگیریم و گامی عملی در راستای تضمین حرکت اجتماعی مردم، یعنی تبلور آموزه نهفته در اصل 50 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برداریم.

Read More →

کارنامه ی انجمن کوه نوردان ایران

خیلی راحت است که گوشه ای بنشینی و در کار یک سازمان مردم نهاد مشارکت نداشته باشی و حتی به خود زحمت خواندن گزارش های آن سازمان را در چند ده شماره از فصل نامه ی کوه یا در تارنمای انجمن  (مثلا در اینجا) و در بروشورها و گاهنامه ها ندهی، و نظر بدهی که “انجمن کاری نکرده است”!

از دوستانی که لابد از سر علاقمندی به انجمن، یا  به خاطر داشتن دغدغه نسبت به جامعه ی کوه نوردی، درباره ی انجمن کوه نوردان ایران اظهار نظر می کنند، درخواست می کنم که شرط های اولیه ی نقد را رعایت کنند و لوازم آن را بشناسند (در این مورد می توانید نگاه کنید به فصل نامه ی کوه، صفحه ی 28 و یا اینجا) و حداقل مطالعه را داشته باشند و آن گاه نظریه پردازی کنند.

انجمن کوه نوردان ایران، مطابق اساسنامه، هفت هدف برای خود تعیین کرده است (در پاسخ آن دوستی که گفته بود این هفت هدف، در حد وظیفه های چندین سازمان دولتی و وزارتخانه است، می پرسم که یک انجمن به قول ایشان “150 نفره” که هیچ… آیا یک فرد تنها، نمی تواند هفت هدف یا آرزو داشته باشد؟!). در اینجا، برای نشان دادن این که انجمن کوه نوردان، در حد بضاعت خود، در راه تمام هدف های اساسنامه ای تلاش کرده و به موفقیت های نسبی هم دست یافته است، و فقط به عنوان یک نمونه، گزارش خودم را به مچمع عمومی 28/8/1387 که در آن به فعالیت های انجام شده در جهت هدف های انجمن اشاره شده، یک بار دیگر منتشر می کنم:

      گزارش هیات مدیره به مجمع عمومی انجمن کوه نوردان ایران (28/8/1387)

 

کوه یاران گرامی

بسیار خوشوقتم که یک بار دیگر ، در زمان مقرر در اساسنامه گرد هم آمده ایم تا مروری بر کارنامه ی خود داشته باشیم و طرحی برای کار آینده مان دراندازیم .

در زیر ، به چند مورد فعالیت هیات مدیره که در راستای هدف های ذکر شده در اساسنامه بوده و در یک سال گذشته انجام شده است ، اشاره می کنم :

 1- « گسترش همکاری ورزشی و تحکیم دوستی میان کوه نوردان » ؛ در این زمینه ، توانسته ایم با طرح موضوعات کوه نوردی و مربوط به کوهستان از طریق ده ها مقاله و گزارش در رسانه ها ، صدها نامه و اطلاعیه ، هزاران پیامک ، هزاران تماس تلفنی ، صدها یادداشت در تارنما و وبلاگ انجمن ، نشست های ماهانه در تهران ، و نشست  هایی در کلاردشت و رینه ، برگزاری همایش هایی با عنوان « جشن کوهستان » (20 آذر)  ،« روز ملی دماوند  » (13 تیر) ، نمایشگاه عکس دماوند ( 13 تا 20 تیر ) و نشست های پرشمار در دفتر انجمن ،  همچنین با حضور در نشست های برگزار شده توسط دوستان شهرستانی مانند نشست قروه (2 و 3 آبان 87) ، نشست رامسر (13 آبان) ، نشست بابل (17 آبان) مراوده ی خوبی را در میان جامعه ی کوه نوردی پدید آوریم .  به جز این ها ، دفترهای انجمن در شهرستان ها نیز نشست ها و برنامه های کوه نوردی و آموزشی پرشمار داشته اند ، همچنین افرادی از هیات مدیره یا دیگر اعضای انجمن سفرهای تک نفره به شهرستان ها داشته و در موردهای خاص به گفتگو با گروه ها یا افراد کوه نورد پرداخته اند . از این دست فعالیت ها می توان به سفر آقای لطفی به میانه و کرمانشاه ، سفرهای آقای میرزایی به تنکابن و رامسر ، سفرهای آقای نظام دوست به مشهد ، سفر آقای بابازاده و آقای نوری به تبریز ، و سفرهای آقای ذوالفقاری به همدان اشاره کرد . به جرات می توان گفت که ارتباط هایی در این سطح در میان کوه نوردان ، و دست یابی به نقطه نظرهای مشترک در این حد ، تا پیش از این در ایران بی سابقه بوده است .

در یک سال گذشته ، توانسته ایم دفترهای نمایندگی انجمن را در شهرهای قزوین ، لواسان ، و میانه هم راه اندازی کنیم .

در زمینه ی تقویت همکاری میان کوه نوردان ، کارهای نوی دیگری هم  انجام شده است ؛ نظرخواهی از سنگ نوردان در مورد « رل کوبی » روی دیواره ها  و تلاش برای تدوین یک مرام نامه ی اخلاقی در این زمینه ، هم اندیشی در زمینه ی تدوین مرام نامه ی کوه نوردی ، فرا خواندن گروه ها و باشگاه ها برای مشارکت در انتخابات انجمن و تبدیل هرچه بهتر آن به « سخنگاه جامعه ی کوه نوردی » ، گردآوری نظرات چندین گروه و باشگاه کوه نوردی در مورد حادثه ی نانگاپاربات و صدور بیانیه در این مورد . هیچ یک از این کارها ، درصورت نبود تشکیلاتی به نام و با کارکرد انجمن ممکن نبود . 

برقراری ارتباط  با کوه نوردان ، فقط در عرصه ی داخلی صورت نگرفته و در سال گذشته توانستیم ارتباط های خارجی انجمن را بسیار افزایش دهیم – اگرچه هنوز تا رسیدن به حداقل مطلوب فاصله ی بسیار داریم . هم اینک تعداد نامه ها و ای میل های رد و بدل شده میان انجمن و سازمان های GHM ، UIAA ، Mountain Forum ، فستیوال یخ نوردی اکرن (فرانسه ) ، اتحادیه ی جهانی غارنوردی (UIS) و چند فرد خارجی به جند ده عدد رسیده است .

 2-  « پژوهش در زمینه ی کوه نوردی و کوه ها … » ؛ در زمینه ی کوه نوردی ، اگرچه نتوانسته ایم مطالب نو و « تولیدی » زیادی داشته باشیم ، اما با فعال تر کردن سایت انجمن توانسته ایم تا اندازه ای به فراهم آوردن مقاله های متفاوت کمک کنیم . در این ارتباط ، ابتکار آقای ثابتیان (عضو هیات مدیره) در راه اندازی سایت ویکی پاکوب را می توان کاری بس با ارزش دانست . این سایت استعداد بدل شدن به یک منبع اطلاعاتی بزرگ برای کوه نوردی ایران را دارد .

پژوهش در زمینه ی محیط های کوهستانی را شاید بهتر انجام داده باشیم ، چرا که چند مقاله ی تحقیقی در مورد سد سازی ، راه سازی ، تالاب ها ، طبیعت گردی  و مقاله هایی در مورد مشکلات عمومی کوه های دماوند و منطقه ی کلاردشت و … ، هر یک باب بحث های جدید و انتقادی مرتبط با کوهستان را باز کرده است . هم اینک ، وبلاگ دیده بان کوهستان انجمن ، به مرجعی در خور اعتنا برای علاقمندان به تحقیق در امر محیط کوهستان بدل شده است . در مسایل فنی ، ما به منظور ارتقای کیفی کوه نوردی کشور، از حدود دو سال پیش مراوده با سازمان معتبر GHM را که برجسته ترین کوه نوردان جهان در آن عضو هستند ، آغاز کردیم . این ارتباط ، سرفصل نویی را در فعالیت های انجمن باز کد و شاید که منشا تغییر کیفی در دیدگاه های کوه نوردان ایرانی هم بشود . پس از برگزاری « دوره ی آموزشی دیواره نوردی پیشرفته » با حضور مربیان این سازمان ، توانستیم پنج نفر را برای کار روی مسیرهای بلند « ترکیبی » در زمستان گذشته به منطقه ی اکرن فرانسه بفرستیم . انجمن با کمک این دوستان ، در اسفند ماه « جشنواره ی یخ نوردی » را در رودبار قصران برگزار کرد که در نوع خود کار جدیدی  بود . در ادامه ی کار با GHM  توانستیم یک پروتکل همکاری سه ساله با این سازمان امضا کنیم . همچنین توانسته ایم سه ایرانی ( خانم فرخنده صادق و آقایان حسن نجاریان و رضا زارعی ) را برای نخستین بار در تاریخ کوه نوردی کشور به عضویت این سازمان جهانی درآوریم . ناگفته نماند که این کوه نوردان برجسته ، به عضویت انجمن هم درآمده اند که موجب افتخار ما و قرینه ای دیگر است بر جایگاه قابل توجه انجمن در افزایش همکاری ورزشی در میان کوه نوردان .

برگزاری دوره های آموزشی تغذیه در کوهستان ، پزشکی کوهستان ، و زبان فرانسه برای کوه نوردی ، از دیگر کارهای انجام شده توسط این هیات مدیره بوده که در راستای بند دوم هدف های انجمن صورت گرفته است .

« تشکیل کتابخانه و گنجینه ی آثار و وسایل » هم با آهنگی نه چندان مطلوب ، اما آرام و پیوسته به پیش می رود ؛ در یک سال گذشته توانسته ایم مجموعه ی خوبی از عکس ها و وسایل قدیمی کوه نوردی گرد آوریم که در این مورد همکاری آقایان بهرام ذوالفقاری و محمد نوری در خور تقدیر است .

 3- « تلاش برای حفظ محیط های کوهستانی » ؛ گروه دیده بان کوهستان با کارنامه ای پر بار ( که فقط فهرست نشست ها و حرکت هایی که در آن شرکت داشته بالغ بر چند صفحه – به شرح پیوست – می شود ) ، توانسته به تشکیلاتی با پرستیژ بدل شود و در میان سازمان های غیردولتی زیست محیطی ، رسانه های دولتی و غیردولتی ، سازمان های دولتی مانند میراث فرهنگی و سازمان حفاظت محیط زیست ، شهرداری و شورای شهر تهران ، … معروفیت یابد . فعالیت های این کارگروه انجمن ، منحصر به مقاله نویسی و برگزاری همایش و شرکت در جلسه ها نبوده است ، بلکه با اجرای پروژه های عملی مانند آموزش چهره به چهره در کوهستان ، برقراری ارتباط موثر با جوامع محلی ( در کلاردشت ، دماوند ، لواسانات ، کوه های سمنان ، کوه های آذربایجان غربی ، کوه های کرمان … ) ، پاک سازی های پرشمار ، علوفه پراکنی برای حیات وحش در زمستان ، و آموزش در مدرسه ها  ، پیوسته درگیر « کار» موثر بوده است . این کارگروه ، به واقع تشکیلاتی جریان ساز در زمینه ی حفاظت کوه ها است که برای مثال در سال گذشته توانست  چشمه ی باداب سورت را در مازندران به ثبت ملی برساند و نقش در خور توجهی در به ثبت رساندن دماوند به عنوان نخستین اثر طبیعی ملی در فهرست میراث فرهنگی کشور داشته باشد ( نگاه کنید به پوستر سازمان میراث فرهنگی برای مراسم رسمی اعلام ثبت دماوند ) . دکا ارتباط گسترده ی انجمن را با سازمان های غیردولتی زیست محیطی به وجود آورده و می توان گفت که مخاطبانی شاید بیش تر از مخاطبان کوه نورد ما ، در سطح جامعه ی بزرگ تر ایران فراهم آورده است .

 تعهد ما به محیط زیست ، خدمت شایان توجهی به امر کوه نوردی ما هم کرده است : برای نمونه ، ارتباط هایی که در جریان برگزاری مراسم روز ملی دماوند و مراسم ثبت آن در فهرست آثار ملی  با « کمیته ی ملی طبیعت گردی » برقرار کردیم ، موجب شد که بتوانیم از طریق سازمان میراث فرهنگی کمک شایان توجهی برای اسکان غارنوردان خارجی که در آبان ماه به ایران آمدند ، بگیریم ( اقامت رایگان در هتل لاله ی تهران ، اسکان و پذیرایی در قزوین ، برگزاری مراسم پایانی در سالن همایش های سازمان میراث فرهنگی ) .

 4- « پشتیبانی از کوه نوردان و سازمان های کوه نوردی و تبیین حقوق آنان» ؛ نظر انجمن در ارتباط با مجمع عمومی اتحادیه (فدراسیون) جهانی کوه نوردی که در مهرماه گذشته در تهران برگزار شد (چاپ شده در همشهری 9/8/87) ، و بیانیه ی انجمن در مورد برنامه ی نانگاپاربات (هر دو مورد ، قابل دسترسی در سایت انجمن) را می توان از موارد مشخص عمل به این بند از هدف های انجمن دانست .

 5- « کمک در امر جستجو و امداد» ؛ گذشته از حضور عملی و موثر در برنامه های « ستاد اطلاع رسانی » هیات کوه نوردی استان تهران در کوه های شمال تهران ( زمستان گذشته ) ، و برنامه های جستجو در دماوند ، سرکچال ، غار پراو ، و … در یک سال گذشته  انجمن در« سازمان مدیریت بحران تهران » طرف مشورت در موضوع امداد ونجات در کوه های شمال تهران قرار گرفته است . جا دارد از کیومرث بابازاده و حسین بلند اختر به خاطر حضور در نشست های سازمان مدیریت بحران سپاسگزاری کنم .

 6- « کمک در تعریف استانداردها .. » ؛ در سال گذشته انجمن در موسسه ی استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران ، طرف مشورت در تعیین استاندارد ملی چند ابزار کوه نوردی قرار داشت . حضور حسین بلند اختر و کیومرث بابازاده در جلسه های مربوط به این موضوع قابل تقدیر است .

 7- « پشتیبانی از حرکت های نو و خلاق در کوه نوردی » ؛ به نظر می رسد که تلاش انجمن برای تعریف کوه نوردی با ارزش و فنی ، چه از طریق نوشته ها و چه از طریق برگزاری دوره های آموزشی با کیفیت ، تاثیر خود را در جامعه ی کوه نوردی داشته و بحث تکراری و کمّی بودن کارهای کوه نوردی ایرانی ها در داخل و خارج از کشور جدی شده است .

صعود یک مسیر نو روی دیواره ی غربی علم کوه در شرایط هوای برفی در آخرین روزهای تابستان ، به دست گروهی از کارآموختگان انجمن ( در کلاس فرانسوی ها ) ، یکی از نتیجه های تلاش انجمن در تبلیغ « کار نو »  بود . در این مورد ، برنامه ریزی و فعالیت حسین بلند اختر در خور تقدیر است .

در این جا لازم می دانم ضمن گرامی داشت یاد سامان نعمتی، از لیلا اسفندیاری ، کاظم فریدیان و دیگر اعضای تیم ایرانی صعود به قله ی نانگاپاربات ( تیر ماه 87 ) که انجمن خودشان را در این برنامه ی دشوار ( و دارای ارزش های خاص ) سهیم ساخته و به این ترتیب ، وزن و اعتبار انجمن کوه نوردان ایران را در جامعه بالا برده اند ، سپاسگزاری ویژه داشته باشم .

همچنین از حسن نجاریان ، کامبیز بختیاری و دیگر اعضای تیم کارگری صعود به برودپیک ( تیر ماه 87) که پرجم انجمن را به آن منطقه بردند ، تشکر می کنم . و سپاسگزارم از حسین بلند اختر که پرچم انجمن را در همین تابستان به قله ی لنین برد .

Read More →

خاک سرزمین مان را از دست می دهیم!

محمد درویش- شرق

از آخرین یادداشتی که برای ستون نگاه سبز شرق نوشتم، دقیقاً 98 روز می‌گذرد . در آن یادداشت که در سومین روز مهر به چاپ رسید، پرسیده بودم: از لس آنجلس تا اشتوتگارت چقدر راه است؟ و در انتهای آن با خوش‌بینی کودکانه‌ای نتیجه گرفته بودم: انگار این فاصله از مسافت بین تهران تا اشتوتگارت هم گاه بیشتر می‌نماید! اما به فاصله‌ی فقط 48 ساعت دانستم که این خوش‌بینی افراطی برای یک مرد 48 ساله تا چه اندازه سخره‌برانگیز است! چرا که خبر رسید: آفتاب مطبوعات ایران دیگر از شرق طلوع نمی‌کند و در نتیجه مستمر‌ترین ستون ثابت محیط زیستی روزنامه‌های ایران که با عنوان نگاه سبز در 53 قسمت تاکنون منتشر شده بود هم بی هیچ گناهی محکوم به خاموشی شد! ستونی که کوشیده بود با زبانی ساده و در عین حال اثرگذار برای مردم، مدیران و تصمیم‌گیران حکومتی یادآوری کند که چرا هامون مهم است؟ چرا هورالعظیم در آن سوی مرز سیاسی که از دست برود، سیاستمداران در این سوی مرز سیاسی، در قلب پایتخت مجبورند تا فرمان تعطیلی تهران را صادر کنند؟ چرا نباید و نمی‌توان به آن نوع از خودکفایی در کشاورزی دلخوش داشت که به بهای اُفت سالانه‌ی 2 متر در سفره‌های آب زیرزمینی و نشست زمین از آبی‌بیگلو در اردبیل تا خانمیرزا در لردگان تمام می‌شود؟ … و چرا تبدیل ارومیه از نگینی فیروزه‌‌ای به پلاتینی نمکی، می‌تواند کابوس بزرگترین مهاجرت قرن را برای ایرانیان رقم زند؟

این سخنان و تحلیل‌ها همه جملگی در راستای حمایت عملی از پنجاهمین اصل قانون اساسی ماست که صراحتاً می‌گوید: حفظ محیط زیست لازمه حیات اجتماعی روبه رشد مردم ایران است و باید با هر حرکتی که منجر به تخریب یا آلودگی این سرمایه‌ی ملی شود، مقابله کرد. و این همان آموزه‌ای است که عالی‌ترین مقام در جمهوری اسلامی ایران، در مراسم آغاز به ساخت بوستان ولایت در بهار 1390 آشکارا بر آن تأکید کرده و فرمودند: « من خواهش می‌کنم مسئولینى که در بخش‌هاى مختلف هستند، به این نکته توجه کنند که نگاه به مسأله‌ى غبار، نگاه به مسأله‌ى هواى سالم، نگاه به مسأله‌ى آب سالم، نگاه به محیط زیست سالم، نگاه به مسأله‌ى جنگل‌ها، نگاه‌هاى اصلى است؛ این‌ها را در متن برنامه‌ها، در مجارى همه‌ى برنامه‌هاى زندگى بگنجانند .»

    اما به راستی آیا دولتمردان ما چنین کرده و می‌کنند؟ نگاه کنید به همین ماجرای غم‌انگیز و شگفت‌آور فرمان مسدودیت مهم‌ترین و پرمخاطب‌ترین پایگاه اطلاع‌رسانی محیط زیست کشور، سبزپرس؛ آن هم در پی شکایت رسمی سازمان حفاظت محیط زیست کشور! آیا این گونه می‌خواهیم مطابق گفته‌ی عالی‌ترین مقام جمهور کشور در اجلاس کپنهاک، بر حساسیت‌های مردم نسبت به مسایل محیط زیستی بیافزاییم؟ وقتی آستانه تحمل سازمانی که باید بیشترین تعامل و حمایت را از فعالان رسانه‌ای در حوزه محیط زیست داشته باشد، اینگونه اندک و حقیر است، دیگر چه انتظاری از طبیعت‌ستیزان مشهور و شناسنامه‌داری در وزارت راه و شهرسازی، نفت و نیرو داریم؟

چرا؟!

 

    حرف من این است که وقتی سخن از فرسایش 4 تا 5 میلیارد تن (و حتا بیشتر) در سال برای ایران می‌کنیم و هشدار می‌دهیم به عواقب بی‌تفاوتی نسبت به چنین روند مرگ‌آوری؛ یعنی داریم به زبانی ساده می‌گوییم: سالانه زمینی حاصلخیز به مساحت حدود 2 میلیون هکتار را در اثر فرسایش خاک از دست می‌دهیم که این مقدار، 10 هزار برابر وسعت جزیره تنب کوچک است که همه‌ی ایرانی‌ها به درستی و سزاوارانه برای حفظ تمامیت این جزیره کوچک 210 هکتاری ، حاضران جان‌شان را بدهند تا شیخ‌نشین زیاده‌خواه ساکن در جنوب خلیج فارس، متوجه هزینه گزاف لاف‌ها و عربده‌کشی‌های سیاسی‌اش باشد.

    چگونه است که این 210 هکتار را می‌بینیم و آن دو میلیون هکتار را نه؟

    بیاییم اجازه دهیم تا شرق همچنان آفتاب مطبوعات ایران بماند و سبزپرس از تداوم سبزینگی در وطن دفاع کند تا بتوانیم بر شمار مردمی که دل‌شان برای آب خوردن یک کبوتر و سیراب شدن یک سپیدار و شور نشدن آب کارون می‌تپد، بیافزاییم و بدین‌ترتیب، عملاً نشان دهیم که پایبندی ما به اصل پنجاه قانون اساسی، یک پایبندی آرمانی و استراتژیک است و نه تاکتیکی و متأثر از مد روز.

    در آن صورت ایمان دارم که دیگر امکان ندارد با مردم و مدیرانی مواجه باشیم که نسبت به روند نگران‌کننده‌ی از دست رفتن خاک سطحی و مسدود شدن رسانه‌های سبزِ وطن، اینگونه بی‌تفاوت یا خاموش بمانند.

Read More →

رابطه ی انجمن کوه نوردان و فدراسیون کوه نوردی

بسیاری از دوستان، به جای واقعیت موجود، نظر و برداشت های خودشان را در مورد مسایل فیمابین انجمن کوه نوردان ایران و فدراسیون کوه نوردی بیان یا القا می کنند. من، در مقام یکی از پایه گذاران انجمن و کسی که از بدو تاسیس انجمن (1378) تا 1389 در مدیریت انجمن حضور داشته و تا امروز هم از نزدیک با آن رابطه داشته ام، خلاصه ی برداشت خودم را در این خصوص، به شرح زیر بیان می کنم.

 رییسان فدراسیون، از نخستین روزهای تاسیس انجمن، با آن مراوده داشته و کلیات فعالیت های آن را مورد تایید دانسته اند. مدیران انجمن بارها اعلام کرده اند که فدراسیون کوه نوردی را “سازمان ملی رسمی” ورزش کوه نوردی و صعودهای ورزشی می دانند. همچنین گفته اند که انجمن، هر جا و هر زمان که فدراسیون و هیات های تابع آن بخواهند، در خدمت آن ها هستند. بسیاری از اعضای انجمن (از جمله، همه ی رییسان آن تا کنون) به شکل مستمر یا موردی، داوطلبانه در فدراسیون یا هیات ها خدمت کرده اند. انجمن، خود را در جایگاهی نمی داند که بخواهد در هیچ زمینه ای با فدراسیون رقابت کند، و مدیریت انجمن پیوسته این نکته را به اعضا و دفترهای نمایندگی خود اعلام کرده است. در عین حال، انجمن به دلیل ماهیت “مردم نهاد” خود، از پاره ای ظرفیت های جامعه ی کوه نوردی کشور که فدراسیون نخواسته یا نتوانسته وارد آن شود، استفاده کرده و کارهایی را به انجام رسانده که در بسیاری موارد متفاوت با کارهای فدراسیون یا نوآورانه، و تا اندازه ای مکمل فعالیت های فدراسیون بوده است. انجمن همچنین وظیفه ی خود دانسته و می داند که با برخورد انتقادی نسبت به حرکت ها و گرایش های کوه نوردی، نقش خود را به عنوان رابط افکار عمومی و دستگاه های دولتی، ایفا کند.

لازم به یادآوری است که پرداختن به “ورزش” کوه نوردی، فقط بخشی از هدف های انجمن کوه نوردان ایران است و بخش بزرگ تری از دغدغه های انجمن مربوط است به مسایلی مانند حفظ محیط کوهستان، و انجام کارهای فرهنگی در حاشیه ی کوه نوردی و کوهستان که شاید اساسا جزو وظایف فدراسیون نباشد.

Read More →

نشست ماهانه ی انجمن و گفتگو درباره ی محیط کوهستان

در نشست ماهانه ی انجمن کوه نوردان ایران (دفتر تهران) که در روز سه شنبه برگزار خواهد شد، گزارشی از فعالیت های “دکا” و صحبتی در ارتباط با روز جهانی کوهستان نیز خواهیم داشت.

فائو (FAO) سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد که هماهنگ کننده ی برنامه های روز جهانی کوهستان است، فعالیت های دیده بان کوهستان را روی نقشه ی این مناسبت گذاشته است؛ برای دیدن آن می توانید روی پیوند زیر، کلیک کنید:

http://www.fao.org/forestry/internationalmountainday/78428/en/

 

یکصد و هشتمین نشست انجمن کوه نوردان ایران

موضوع

در مورد تعلیق ۳ ماهه انجمن – عباس ثابتیان

مشارکت اعضای انجمن در کمک به زلزله زدگان آذربایجان

روز جهانی کوهستان – عباس محمدی

فعالیت های زیست محیطی انجمن و گزارش کارگروه دکا – مریم عطاریه

گزارش سفر بانوان کوه نورد ایرانی به آمریکا – شهناز قلی زاده و فرنوش رییسی

زمان: سه شنبه ۱۲ دی ماه ۱۳۹۱ از ساعت ۱۷ تا ۲۰

 مکان : خیابان انقلاب –  دروازه دولت – نرسیده به بهار – خیابان خاقانی – روبروی دانشگاه تربیت معلم – آمفی تاتر ستاد سازمان های مردم نهاد شورای اسلامی شهر تهران

شرکت در نشست های ماهانه ی انجمن برای همگان آزاد است.

 

Read More →

Page 29 of 78« First...1020...2728293031...405060...Last »