گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

ورزش، محیط زیست، و ترامپِ خطرناک

مطابق «دستور اخلاقی» (Code of Ethics) مندرج در فصل دوم منشور المپیک، هر عضور جنبش المپیک بایدخود را «از هرگونه تاثیر سیاسی و تجاری و هرگونه ملاحظه‌ی مذهبی و نژادی، و دیگر شکل‌های تبعیض دور نگه دارد». طبق ماده‌ی یک اساسنامه‌ی کمیته‌ی ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران (مصوب 19 تیر 1373) این کمیته «سازمانی است مستقل، غیرانتفاعی، دارای استقلال مالی و دور از هرگونه گرایش نژادی، مذهبی، سیاسی،…».

 در بخش دیگری از منشور المپیک آمده است: «نقش کمیته‌ی جهانی المپیک، تشویق و پشتیبانی از تعهد مسوولانه نسبت به  مسایل محیط زیستی، برکشیدن توسعه‌ی پایدار در ورزش، و لزوم برگزاری مسابقه‌ها متناسب با این تعهد است…».

با وجود آن که این منشور را کشورهای اروپایی و آمریکایی تنظیم کرده اند، اما سیاستمداران همین کشورها بوده اند که بدترین نمونه‌های آلودن ورزش به سیاست را در کارنامه دارند! رفتار احمقانه‌ی هیتلر و عصبانیت او از پیروزی جسی اونز، دونده‌ی سیاه‌پوست آمریکایی در المپیک 1936 برلین، تحریم المپیک 1980 مسکو  از سوی آمریکا، و تحریم المپیک 1984 لس‌آنجلس از سوی شوروی و متحدانش، و این روزها، ندادن روادید ورود به آمریکا برای کمان‌داران ایرانی، فقط دو سه تایی از این گونه رفتارها است که مغایرت کامل با روح ورزش و منشور المپیک دارد.

موضوع تعهد به محیط زیست که به‌زبان ساده عبارت است از تلاش برای آلوده نکردن جهان، همچون نیالودن ورزش به سیاست (که نزد قدرتمندان جهان، وسیله‌ای است برای زورگویی و ثروت‌اندوزی) از ارزش‌های ورزش، به‌ویژه ورزشِ غیرحرفه‌ای است که آن هم شوربختانه از سوی مدیران کشورها، غالبا نادیده گرفته می‌شود. «اوج» این‌گونه بی‌اعتنایی به مهم‌ترین نیازهای امروز بشریت: صلح و جلوگیری از تخریب زمین، را می‌توان در رفتار دولت جدید آمریکا دید.

به نظر می‌رسد که قرار گرفتن فرد ماجراجو و سبک‌رفتاری مانند ترامپ در راس قوی‌ترین دولتِ امروز جهان و کل تاریخ، فرارسیدن روزهای سیاهی را برای ورزش و محیط زیست و صلح جهانی محتمل‌ ساخته است. شخصی که با دهن‌کجی به اجماع جهانی دانشمندان و برخلاف شواهد عینی و روشن، منکر گرم شدن زمین است و به شکل گستاخانه‌ای بر آدم‌کشی گسترده‌ در یمن و حمایت سازمان‌یافته‌ و ثابت‌شده‌ی بعضی از دولت‌های منطقه از تروریسم (ترور به معنای واقعیِ آن، و نه تفسیر دلبخواهِ آن)، و شهرک‌سازی در زمین‌های اشغال‌شده‌ی فلسطینیان چشم می‌بندد، قطعا از هرجهت خطرناک است.

در برابر این رفتار خطرناک، ما نباید دست به اقدام‌های متقابل و تلافی‌جویانه بزنیم، چرا که توانِ ما در صلح‌جویی، خردورزی، مهمان‌نوازی، و پذیرا بودن افکار و انسان‌های متفاوت است. به استناد کوه‌نوردی‌ها و مراوده‌هایی که در آمریکا و ایران با کوه‌نوردان آمریکایی و شهروندان عادی آن‌جا داشته ام، با توجه به گفته‌های کشتی‌گیران آمریکایی، و با ملاحظه‌ی نوشته‌های اهالی رسانه‌های آمریکا و روشنفکران آن کشور در مورد سیاست‌های ترامپ، می‌توانم حدس بزنم که اگر وزارت خارجه‌ی ما به‌جای منع ورود کشتی‌گیران آمریکایی، می‌گذاشت که آنان به ایران بیایند و سپس به جهانیان اعلام می‌کرد که ما مخالف متاثر کردن ورزش از سیاست هستیم، موج بزرگی در حمایت از ایران در داخل آمریکا و در سطح جهان شکل می‌گرفت. زمینه‌های قدرتِ خود را بشناسیم، تهدیدها را به فرصت بدل سازیم، و در جهتی حرکت نکنیم که افراطی‌های جهان می‌خواهند… .

Read More →

بیانیه‌ی همایش صعود مسوولانه‌ی دماوند

در روز ۵ بهمن ۱۳۹۵ به همت انجمن دوستداران دماوندکوه، انجمن کوه نوردان ایران (دفتر آمل)، و هیات کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی شهرستان آمل، همایشی با عنوان «صعود مسوولانه» با هدف چاره‌اندیشی در مورد اثرات منفی کوه‌نوردی بر دماوند، در سالن ارشاد شهر آمل برگزار شد. در این همایش شمار زیادی از کوه‌نوردان مازندرانی، کوه‌نوردانی از چند استان دیگر، مسوولانی از اداره‌های محیط زیست، میراث فرهنگی، منابع طبیعی، هلال احمر، فدراسیون کوه‌نوردی، و… شرکت داشتند. در پایان این همایش، بیانیه‌ی زیر خوانده شد:

ما کوه‌نوردان حاضر در این همایش، با توجه به اهمیت کوه دماوند به عنوان یک زیست‌بوم ارزشمند، یک آبخیز بزرگ، یک نماد سرزمینی، و یک هدف کوه‌نوردی که جایگاه پُرارجی در میان همه‌ی طبیعت‌دوستان ایرانی و خارجی دارد؛ و نظر به مسئولیتی که نسبت به حفاظت از این میراث گرانقدر طبیعی- فرهنگی احساس می‌کنیم؛ خواستار تلاش برای دستیابی به هدف‌های زیر هستیم:

* برنامه‌های کوه‌نوردی در دماوند، به گونه‌ای طراحی و اجرا شوند که فرسایش خاک و اثر  منفی بر پوشش گیاهی، حیات وحش، و زیبایی طبیعی این کوهستان به حداقل ممکن برسد.

* کوه‌نوردان و سازمان‌های کوه‌نوردی، داوطلبانه برنامه‌های کوه‌پیمایی و کوه‌نوردی خود را در دماوند کاهش دهند تا فشار بر این زیست‌بوم کم‌تر شود.

* هر کوه‌نورد، مسئولیت بازگرداندن تمامی پسماندهای خود را از دماوند به شهر برعهده گیرد.

* اجرای برنامه‌های کوه‌نوردی با تعداد زیاد، و هرگونه مسابقه‌ی کوه‌پیمایی در دماوند و حریم آن متوقف گردد.

* یک سامانه‌ی ثبت نام برای صعود دماوند ایجاد شود تا بتوان با در نظر گرفتن “ظرفیت بُرد” (carrying capacity) منطقه، در هر هفته و برای هر فصل، به شمار مشخصی اجازه‌ی صعود داد.

* ارایه‌ی خدماتی مانند فروش آب بطری‌شده، مواد خوراکی، و ظرف‌های یک‌بارمصرف در پناهگاه جنوبی متوقف شود تا هر فرد و گروه کوه‌نورد فقط به اتکای بار خودش به منطقه بیاید.

* جاده‌های غیرضروری اطراف دماوند مانند جاده‌ی ماشین‌روی جنوب دماوند، جاده‌ی چاک‌اسکندر، و جاده‌هایی که از ناندل به پای یال‌های شمالی می‌رود، به تدریج و ضمن جلب رضایت رضایت دام‌داران محلی و دارندگان خودروهایی که در کار حمل کوه‌نوردان و بار آنان هستند، بسته شود.

* با یک برنامه‌ریزی چندساله و ایجاد راه معیشتِ دیگر برای قاطرداران محلی، به تدریج ورود حیوان بارکش به منطقه ممنوع شود.

* از هرگونه توسعه‌ی راه و ساختمان و پناهگاه و چادرگاه در اطراف دماوند (ارتفاع حدود 2000 متر به بالا) جلوگیری شود، وجاده‌ها و ساختمان‌هایی که خودسرانه ساخته شده اند، تخریب گردند.

* دماوند و حریم آن به‌عنوان پارک ملی و میراث ملی-جهانی ثبت شود.

* کارگروهی مرکب از نمایندگان سازمان‌های دولتیِ مسئولِ حفظ محیط زیست و منابع طبیعی و میراث فرهنگی، فدراسیون کوه‌نوردی، سازمان‌های غیردولتی، نمایندگان جامعه‌ی محلی، و باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی، پیگیر راه‌های دستیابی به این هدف‌ها، تصویب راهکارهایی در این زمینه، و نظارت بر اجرای درست مصوبه‌ها باشد.


Read More →

دهمین جشنواره‌ی یخ‌نوردی انجمن کوه

انجمن کوه‌نوردان ایران، «جشنواره‌ی یخ‌نوردی» را در زمستان 86 پس از آن که برای نخستین بار گروهی از کوه‌نوردان ایرانی در جشنواره‌ی یخ نوردی اکرن (Ecrain) فرانسه شرکت کردند، پایه‌گذاری کرد. هدف از برگزاری این جشنواره، انتقال تجربه‌های به‌دست‌آمده در اکرن، تبادل تجربه میان یخ‌نوردان، آشناسازی کوه‌نوردان ایرانی با شیوه‌های نوین یخ‌نوردی، و از میان بردن ترسی بوده که به دلیل ناچیز بودن شیب های یخی در ایران، کم و بیش در میان کوه نوردان کشور وجود دارد.

از دو سه سال پیش در این جشنواره، علاوه بر یخ‌نوردی، فعالیت‌هایی دیگری شامل درای تولینگ، اسکی آلپاین، و کوه‌پیمایی زمستانه هم انجام می‌شود، و گروه سرپرستی و آموزش‌دهندگان جشنواره به راهنمایی در این زمینه‌ها نیز می‌پردازند.

این جشنواره، گذشته از این که یک قالب آموزشی نو را به جامعه‌ی کوه نوردی ایران معرفی کرده، هر سال سبب‌ساز دور هم جمع شدن چند ده کوه‌نورد از نقاط گوناگون کشور، و فراهم شدن فضایی باصفا و دوستانه، و خلق خاطره‌هایی شاد می‌شود.

دهمین «جشنواره‌ی یخ نوردی و ورزش‌های زمستانی انجمن» از 20 تا 22 بهمن 1395 با یک کادر سرپرستی و آموزشی شامل چند تن از برجسته‌ترین مربیان و کوه‌نوردان کشور، در منطقه‌ی رودبار قصران برگزار خواهد شد. علاقمندان به شرکت در این رویداد می توانند تا 14 بهمن با مصطفی شکرابی (09126017261) تماس بگیرند.

جزییات بیشتر در: تارنمای انجمن کوه‌نوردان ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Read More →

دماوند نیاز به تنفس دارد

کوه‌نوردان به طور معمول در گروه دوستداران طبیعت، و به این اعتبار، حافظ محیط زیست قلمداد می‌شوند؛ شاید هم خود چنین می‌پندارند! واقعیت اما این است که ما چه دوستدار طبیعت باشیم و چه نه، در چند دهه‌ای که کوه‌نوردیِ جدی به شکل ورزش و در قالب گروه‌ها و باشگاه‌ها کم و بیش فراگیر شده، اثر یا ردّپای سنگینی بر کوه‌ها به جا گذاشته ایم. این ردّ را به صورت انبوه زباله‌های رهاشده در مسیرها و اطراف پناهگاه‌ها، به شکل خودِ پناهگاه که بدل به کانون ریخت‌و‌پاش شده، به شکل راه‌های پاکوب که روز به روز پهن‌تر و بیشتر می‌شوند، به صورت جاده‌های ماشین‌رویی که به منظور دسترسی ساده‌تر به ساختگاه پناهگاه‌ها ساخته ایم، به شکل فضولات انسانی و مدفوع قاطر، به صورت شیب‌های فرسایش‌یافته بر اثر شن‌اسکی کردن، و به شکل‌های متفاوت دیگر… می‌توان دید. در یک کلام، جامعه‌ی کوه‌نوردی هم دوشادوش دیگر قشرهای جامعه، در استفاده‌ی بهره‌کشانه و ناپایدار از طبیعت کشور کم نگذاشته است!

ما کوه‌نوردان چه باید کنیم که شایسته‌ی عنوان «طبیعت‌دوست» باشیم؟! همایش امروز، در پی پاسخ به این پرسش است… .


Read More →

همایش مسئولیت‌پذیری در صعود به دماوند

دماوند، بلندترین و شاخص‌ترین چکاد ایران، نه‌تنها از چرای بیش از حد دام، معدن‌کاوی، و ساخت‌وساز…، بلکه از پیمایش‌های بی‌ملاحظه‌ی ما دوستداران کوه‌نوردی و کوهستان هم در رنج است!

کوه‌نوردانی که حفاظت از دماوند را از تعهدهای اجتماعی خویش می‌دانند، چندین سال است که در گفتگو با دیگر کوه‌نوردان، در تماس با فدراسیون و باشگاه‌ها و گروه‌های کوه‌نوردی، در رفت‌وآمد و مکاتبه با مسوولان دولتی، با کار رسانه‌ای، و با برگزاری همایش و دیگر اقدام‌ها، در پی یافتن راه‌هایی برای جلوگیری از تخریب و فرسایش شدید کوهِ ملّی خود هستند.

همایش پنج‌شنبه 7 بهمن 1395 گام دیگری است در چاره‌اندیشی برای کاستن از اثر زیانبار کوه‌نوردی‌های سنگین و خارج از ظرفیتی که بر دماوند تحمیل می‌شود. در همایش حضور یابید و در این چاره‌اندیشی مشارکت کنید.

هفتم بهمن، از ساعت ۱۶

آمل – خیابان شهید بهشتی، اندیشه ۴۹، سالن ارشاد

 

 

Read More →

فاجعه‌ ساختمان پلاسکو، نمودی از «بی‌اقتداری»

این یادداشت در خبرآنلاین هم کار شده است.

نگاه به حادثه‌ی پلاسکو، با اشاره‌ای به محیط زیستِ درمانده

مرگ شماری از هم‌میهنان، به‌ویژه آتش‌نشانان جان‌برکف، و از میان رفتن یکی از نمادهای قدیمی شهر تهران و صدها میلیارد تومان سرمایه، بغض در گلوی هر ایرانی نشانده است. امروز، نه وقت مقصریابی است و نه زمان متهم‌سازی و نه هنگام ارزیابی کارشناسانه… . امروز فقط باید سپاسگزار و همراه همه‌ی کسانی باشیم که در این سرمای زمستان و با وجود تمام مشکلات، در کار نجات جان انسان‌ها و سرمایه‌های کشور بوده و هستند.

 اما، اعلام این که شهرداری و آتش‌نشانی، بارها و بارها در مورد مشکلات ایمنی ساختمان پلاسکو اخطار و هشدار داده بودند و ساکنان آن ساختمان اقدام لازم را انجام نداده اند، نشانه‌ای از یک اِشکال بزرگ و ساختاری در مدیریت کشور است؛ خطر شکل‌گیری حاکمیت بی‌اقتدار که تمامی عرصه‌های زندگی شهری و البته محیط زیست و میراث‌های طبیعی و فرهنگی ما را تهدید می‌کند. امروزه می‌بینیم که قانون‌شکنی، به سُخره گرفتن مقررات، گرفتن مجوزهای ایمنی و استاندارد و جز آن، از راه‌های غیرمتعارف و نامناسب و حتی «قانونی شدن» پاره‌ای بی‌قانونی‌ها در مجلس، به پدیده ای معمولی بدل شده است.

دستگاه های دولتی و دیگر بخش‌های حاکمیت، در بسیاری جاها که کم‌کاری یا فساد ندارند، دچار ضعف در به اجرا رساندن قانون و مقررات هستند. در این‌جا، به مصداق‌های زیر پا گذاشتن مقررات ایمنی ساختمان‌ها، نادیده گرفتن آیین‌نامه‌ی زلزله، ساخت‌وساز روی گسل‌ها، غیراستاندارد بودن آسانسورها، و یا فساد عمیق در بانک‌ها و گمرک‌ها و دیگر اداره‌ها نمی‌پردازم. فقط به محیط زیست، آن هم نه به مشکلات بزرگ آن بلکه به یک گوشه‌ی کوچک آن (به عنوان نمونه‌ای از صدها موردِ ریز و درشت) اشاره می‌کنم که ببینید چگونه قانون و اخلاق در برابر شماری قانون‌شکن و بی‌وجدان کم آورده و اِعمال‌ قانون سخت شده است.

چند سال است که در منطقه‌ی فریدونکنار، عده‌ای صیاد (که حساب آنان از حساب صیادهای بومی و قانع جدا است) به شکلی بسیار بی‌رحمانه اقدام به دام‌گستری‌های غیرقانونی و صید و کشتار گسترده‌ی پرندگان مهاجر، چه پرندگان مجاز برای صید و چه حمایت‌شده، می‌کنند. در این چند سال، چند بار ماموران سازمان حفاظت محیط زیست و حتی نیروی انتظامی خواسته است که جلوی این صیادان را بگیرد، اما آنان با چوب و چماق و اسلحه نگذاشته اند. حتی امسال که انفلوانزای پرندگان شیوع یافته و به جز سازمان محیط زیست، مسوولان بهداشت کشور هم گفته اند که صید باید متوقف شود، اما باز هم این گروه به قانون‌شکنی خویش ادامه می‌دهند.


Read More →

فراخوان برای کمک حیات وحش منطقه‌ی خوش‌ییلاق

دوستان سبزاندیش را به کمک در تامین بخشی از علوفه‌ی مورد نیاز حیات وحش منطقه‌ی خوش‌ییلاق فرا می‌خوانیم.

سرمای زمستان جستجوی غذا را برای حیات وحش به ویژه در مناطق کوهستانی دشوار کرده است. گرچه برخی از کارشناسان تاکید دارند علوفه‌دهی به حیات وحش اقدامی نادرست است و می‌تواند آنها را به گونه‌هایی دست‌آموز تبدیل کند، اما زمانی که در پناهگاه حیات وحش آن‌هم  در خوش‌ییلاق تنها 10 آهو باقی مانده باشد، چاره ای نیست جز این‌که برای حفاظت از این تعداد محدود اقدام عاجلی صورت بگیرد. به این منظور موسسه طنین طبیعت تیرگان با همکاری گنجینه‌ی پشتیبان زیست‌بوم در صدد برآمدند با راه اندازی کمپینی از علاقه مندان به حیات وحش و این پناهگاه از آنها دعوت کنند در این حرکت همراه شویم.

لطفا برای اطلاع بیشتر و کمک، به ابنجا بنگرید.

تلاش برای حفظ محیط زیست، فقط سخن گفتن، و حتی فقط اعتراض و نوشتن نیست…!

یادداشت مرتبط: خوراک‌دهی و کمک به حیات وحش؛ آری یا نه؟


Read More →

حامی پرندگان مهاجر باشیم

این یادداشت، در خبرآنلاین نیز کار شده است.

کوشان مهران و عباس محمدی– در منطقه‌ی فریدونکنار مازندران، دو پدیده‌ی متضاد به چشم می‌خورد: از یک‌سو حضور زمستانه‌ی هزاران پرنده‌ی مهاجر و انسان‌های حامی این مخلوقات زیبا و دورپرواز، و از سوی دیگر صیادانی که به نظر می‌رسد (دست‌کم در این ده ساله‌ی اخیر) صید پرنده را از حد سنتی که برای گذران یک زندگی ساده لازم بود، بس فراتر برده و به یک تجارت بزرگ بدل ساخته اند. چگونه می‌توان هم‌زیستی پایدار انسان و حیات وحش را دوباره شکل داد؟

 از حدود ده سال پیش، هر ساله در پاییز و زمستان، آب‌بندان‌های فریدونکنار و سرخرود مازندران به یکی از کانون‌های توجه مدافعان طبیعت بدل می‌شود؛ زیرا در این چند ساله، این آب‌بندان‌ها که در واقع شالیزارهایی هستند که در زمستان در آن‌ها کِشت انجام نمی‌شود، جای فرود شمار بی‌سابقه‌ای قو، این پرنده‌ی درشت‌پیکر و جذاب شده است. از آن‌جا که آب‌بندان‌های محدود منطقه تامین‌کننده‌ی خوراک کافی برای این تعداد از پرندگان درشت نیست، چند کنشگر محیط زیست و چندتایی از سازمان‌های مردمی از ده سال پیش تصمیم گرفتند که با ریختن ذرت و گندم و سبزی، به تغذیه‌ی این قوها کمک کنند. یادآور می‌شود که در گذشته، آبگیرهایی که در اطراف بابلسر تا اسلام‌آباد و سوته و صفاییه‌ی فریدونکنار وجود داشت، جای زمستان‌گذرانیِ قوهای مهاجر بود. اما در این یکی دو دهه، بخش عمده‌ی آبگیرها به زیر ساخت و ساز رفته و تنها جای باقی‌مانده برای قوها در این ناحیه، بخشی از همین فریدونکنار و سرخرود (بیشتر: آب‌بندان‌های وزرا به گستره‌ی حدود 40 هکتار) است. خوراک‌دهی به قوهای مهاجر، سبب راه افتادن دو موج شد: یکی بحث درست یا نادرست بودن خوراک‌دهی به حیات وحش، و دیگر بحث صید انواع پرندگان مهاجر در این منطقه که مورد توجه تماشاگران قوها قرار گرفته است. این صیادی‌ها، دیگر نه مشغله‌ی جنبی چند خانواده‌ی محلی بلکه کسب و کار پول‌ساز و بی‌ضابطه‌ی چندین صیاد بی‌ملاحظه شده که صیادان بومی و قانعِ محل را هم بدنام ساخته اند. بازار فروش پرندگان صیدشده در فریدونکنار، با انبوه مرغابی و چنگر (و دیگر پرندگانی که پیش از این صید نمی‌شدند) به نمایشگاه خونین و بی‌رحمانه‌ی انواع گونه‌های مجاز و غیرمجاز برای صید بدل شده و شهرتی بس منفی یافته که در بیرون از کشور هم بازتاب یافته است.

اهمیت پرندگان مهاجر در خطه‌ی هیرکانی (ساحل دریای کاسپین یا خزر) از زمان‌های دور آن اندازه بوده که پرندگان نمک‌سود، بخشی از خراجِ کالایی تبرستان بوده که برای خلفای عباسی فزستاده می‌شد.

در قرن نوزدهم نیز نمایندگی‌های شرکت‌های روسی و یونانی مستقر در بندر انزلی، خریدار پَر اِگرِت‌ها و حواصیل بودند. شماری از اهالی فریدونکنار، از دیرباز با روش‌های سنتیِ ایجاد آب‌بندان و دام‌گذاری، در فصل سرد سال به صید پرنده می‌پرداخته اند. ناصرالدین شاه در سفر به مازندران در سال 1292 قمری این‌گونه از فریدونکنار یاد می‌کند: « …مردم این‌جا از زن ومرد مثل مردم شهر خوش لباس هستند. اهالی این‌جا کشت و زرع ندارند. کسب و راه معاش آن‌ها منحصرا از صید ماهی و شیلات و شکار طیور دریایی ومرغابی است». دو دهه پیش از آن هم مسعود میرزا ظل السلطان، پسر ناصرالدین شاه که در سن چهارده سالگی فرمانروای مطلق مازندران شده بود، در کنار اشاره به خاطرات شکار قرقاول، به شکار پرندگان مهاجر اشاره کرده بود: «… شاید اگر شب باران و طوفان نباشد، هزار عدد [مرغابی] هم بخواهند می‌گیرند، بسیار بسیار آسان است. بعد به ده آورده و پرهای آن‌ها را ضبط می‌کنند برای فروش، و سرهای آن‌هایی را که سبز است علیحده برای فروش ضبط می‌کنند [پوست سر اردکِ سرسبز برای ساخت “تیپچه”‌ی صید بلدرچین به کار می‌رود] مابقی گوشت‌شان به قدری زیاد است که نمی‌توانند به مصرف برسانند، در رودخانه می‌ریزند».
در سال‌های اخیر، دیدن تعداد زیادی پرنده‌ی سربریده، و ار آن بدتر پرندگانِ زنده‌ای که با پاها و بال‌های شکسته و گره‌زده، زنده در سینی‌های فروش گذاشته شده اند، دل‌های طبیعت‌دوستان را به درد آورده و سبب شده که یادداشت‌های بی‌شماری در مطبوعات و فضای مجازی بر ضد این کشتارها منتشر شود. به‌ویژه باید توجه داشت که در این منطقه، در سال‌های اخیر زشتیِ صید هرگونه پرنده، حتی گونه‌های حمایت‌شده مانند اردک سرسپید، اردک بلوطی، اردک سرسیاه، انواع مرگوس، عروس‌غاز، … و قاچاق پرندگان شکاری که در تورهای هوایی گیر می‌افتند، یا صید قو و باکلان و دیگر پرندگان حرام‌گوشت (چه برای خوردن و چه برای تاکسیدرمی) از میان رفته و بعضن دیده شده که محیط‌بانی و حتی نیروی انتظامی هم یارای رویارویی با صیادان را نداشته اند.

اکنون پرسشِ پیشِ روی ما این است که چگونه باید با این دو پدیده، یعنی خوراک‌دهی به پرندگان مهاجر، و صید بی‌ضابطه برخورد کرد. به نظر می‌رسد که لازم است هم از جنبه‌ی احساسی به ماجرا نگریست و هم به شکلی عقلانی راهکارهایی تدبیر کرد. شماری از کارشناسان محیط زیست معتقد اند که دادن خوراک به پرندگان، خلافِ آن چیزی است که طبیعت مقرر ساخته و در نتیجه موجب زیان نهایی برای پرندگان است. اما طرفدران کمک به پرندگان مهاجر (با احساسی عاشقانه به طبیعت و موجودات آن) می‌گویند در شرایطی که انسان تمامی یا بیشترِ تالاب‌ها و آبگیرها را در منطقه نابود کرده، وظیفه‌ی همین انسان است که در حد معقولی به این مهمانانِ زمستانی کمک کند نا آن‌ها بتوانند دو سه ماهی را در کشور ما بگذرانند و سپس به سرزمین‌های شمالی کره‌ی زمین برگردند(1). نیازی به گفتن نیست که اگر کمکی به حیات وحش صورت گیرد، باید زیر نظر محیط‌بانان و خبرگان و کارشناسانِ محل صورت گیرد تا تغییر معنادار و زیان‌آوری در رفتار طبیعی پرندگان (یا دیگر جانوران) رخ ندهد.

 اما در مورد صیادی باید گفت که صِرفِ محکوم کردن این کار، راه به جایی نمی‌برد. باید توجه داشت که همین درست کردن دامگاه برای صیدهای سنتی (نه صید با تفنگ‌های پرّان که با یک شلیک ده‌ها پرنده را می‌کشد و زخمی می‌کند، یا صید با دام‌های هوایی چندین متری) به‌نوعی یک زیستگاه فصلی برای پرندگان مهاجر پدید آورده است. اگر بتوان، توازنی میان ایجاد دامگاه (یا تالاب مصنوعی) و میزان صید ایجاد کرد، آن‌گاه می‌توان راه‌حلی برای معضل رویاروییِ گروهی از مردم محل با طرفداران طبیعت و محیط بانان یافت. در این زمینه، بد نیست که به سخنان واقع‌بینانه‌ی اسکندر فیروز، پایه‌گذار سازمان حفاظت محیط زیست که نزدیک به پنجاه سال پیش گفته است، اشاره کنیم. فیروز در مجله‌ی شکار و طبیعت، شماره‌ی فروردین 1347 در مورد این که چرا در مدت ده دوازده سال، شمار پرندگانی که به ایران مهاجرت می کردند از حدود سی و پنج میلیون به حدود دوازده میلیون کاهش یافته، می‌گوید: «برخلاف تصور خوانندگان، شکار به معنی از بین بردن پرندگان، دلیل عمده‌ی این کاهش تاسف‌آور نبوده و بلکه علت اصلی، انقراض یا محدود شدن و یا متزلزل شدن پناهگاه‌های این پرندگان بوده است. در این دوران، ایران از لحاظ خشکسالی‌های متوالی دچار قهر طبیعت بوده و به موازات سیر طبیعت، بشر مناطق نسبتا فراوانی را، بخصوص در نواحی شمالی، که سابق در زیر آب قرار داشته [تالاب بوده] برای استفاده‌ی خود خشک کرده است و لذا روی‌هم‌رفته میزان قابل توجهی از فضای حیاتی این حیوانات از حیز انتفاع خارج گردیده است… نکته‌ی جالب توجه در این زمینه این است که برخلاف معمول، مفیدترین عوامل برای حفظ و نگهدای انواع مرغابی همان اشخاصی هستند که برای کسب و تجارت، از این پرندگان بهره‌برداری می‌نمایند. البته سخن از توسل به تور هوایی در میان نبوده، بلکه غرض از این اشاره همانا … گرفتن مرغابی در تاریکی شب بوسیله تشت و تور دستی است… طریقه‌ای بی سر و صدا، و در حالی که چندین هزار مرغابی مشغول استراحت هستند، بدون کوچک‌ترین جنجالی بیست یا سی یا حداکثر پنجاه پرنده دستگیر می‌شوند. پرندگان به هیج‌وجه مضطرب یا متفرق نمی‌شوند، و بدیهی است که اردک‌های زخمی هم باقی نمی‌مانند که این خود یکی از مضرترین عواقب تیراندازی محسوب می‌گردد. خلاصه می‌توان گفت که هفتاد یا هشتاد آب‌بندانی که در شمال ایران جهت تامین این حرفه تهیه می‌گردد در امر جلب و حفظ پرندگان مهاجر سهم بسزایی دارد».

 امروزه، مهم‌ترین کاری که لازم است کنشگران محیط زیست انجام دهند، شاید این باشد که یک گفتگو و اعتمادسازی میان صیادان سنتی که از نسل‌کُشیِ پرندگان بیزار اند و دوستداران محیط زیست سامان دهند. هدف این فرآیند می‌تواند این‌ها باشد: کاهش صید پرندگان به میزانی که آسیب جدّی به بقای آن‌ها وارد نشود؛ جلوگیری از صید پرندگان حمایت‌شده و درخطر انقراض؛ کنار گذاشتن روش‌های صید انبوه (مانند تور هوایی)؛ انسانی ساختن صید و فروش (خودداری از زنده و پر و بال‌بسته فروختن پرندگان، و سر بریدن آن‌ها در برابر چشم همگان،…)؛ و حفظ روند ایجاد آب‌بندان در زمستان‌ها (که حتمن برای محلی‌ها باید توجیه اقتصادی داشته باشد). اگر این کارها صورت نگیرد، از یک‌سو به‌سرعت جمعیت پرندگانی که به ایران می‌آیند کاهش خواهد یافت، و از سوی دیگر بی‌اقتداری مسوولانِ حفظ سرمایه‌های طبیعی به جایی خواهد رسید که یک نُمود از آن را در سخنان یکی دو سال پیش مشاور رییس سازمان حفاظت محیط زیست دیدیم: «همراه مدیرکل حفاظت محیط زیست استان مازندران، [مامورانی از] فرمانداری فریدونکنار، و جمعی از محیط‌بانان و نیروهای انتظامی به قصد جمع کردن تورهای هوایی به فریدونکنار رفتیم، ولی در بین راه، از استانداری تلفن شد که از رفتن به فریدونکنار اجتناب کنید».

 بی‌اعتنایی به منافع اقتصادی مردم محل، و اصرار بر منع کلی صید پرنده، می‌تواند به تشدید تغییر کاربری شالیزارها (که هم‌اینک نیز آگهی فروش‌شان در مطبوعات و فضای مجازی بیداد می‌کند) بیانجامد. نتیجه، نابود شدن همین آب‌بندان‌ها خواهد بود که در حکم تالاب‌های موقتی هستند.

 

فریدونکنار 1

 

فریدونکنار 2

 

پی‌نوشت

 در این یادداشت، از عکس ها و راهنمایی‌های محمدعلی الله‌قلی کارشناس و کنشگر محیط زیست که چندین سال است در زمستان‌ها حامی پرندگان مهاجر فریدونکنار است، بهره گرفته ایم.

 1) در این مورد، می‌توانید بنگرید به نوشتارهای عباس محمدی با عنوان خوراک‌دهی به حیات وحش؛ درست‌ها و نادرست‌ها، تارنمای دیده‌بان کوهستان 17/11/1387 و خوراک‌دهی و کمک به حیات وحش؛ آری یا نه، خبرآنلاین 9/12/1392 و : یادداشت کوشان مهران با عنوان ضرورت کمک به حیات وحش در زمستان، در تارنمای دیده‌بان کوهستان 26/11/1392


Read More →

کارگاه آموزشیِ پرورش و نگهداری گیاهان آپارتمانی

سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵

ساعت ۱۷ تا ۲۰

 

مفاهیم و محتوای کارگاه

  • اهمیت گیاهان آپارتمانی در زندگی امروزین
  • معرفی چند گونه از گیاهان آپارتمانی سازگار با شرایط تهران
  • کاشت و تکثیر عملی چند گیاه
  • تبادل تجربه و پیشنهاد برای حفظ گیاهان

 

آموزشگر: عباس محمدی

کارشناس کشاورزی، کنشگر محیط زیست، مربی کوه‌نوردی، مدیر گروه دیده‌بان کوهستان

             

مسئول ثبت نام: مینا غنی

لطفا با این شماره‌ها تماس تلفنی گرفته شود: 09398592690 –  66712243

 

  •  هزینه: 10 هزار تومان
  •  ظرفیت دوره: 20 نفر (اولویت با افرادی است که زودتر ثبت ‌نام می‌کنند)
  • محل برگزاری: تهران، خیابان انقلاب، جنب لاله زار نو، شماره‌ی 590 (ساختمان609)، طبقه­ 4، واحد 12، دفتر مرکزی انجمن کوهنوردان ایران

 

Read More →

کوه بهرآسمان و تهدید معدن

یادداشت مرا با این عنوان می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.

Read More →

Page 2 of 7812345...102030...Last »