گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

پیدا و پنهان تخریب زمین 2013-12-15 04:14:47

Read More →

چشماني بسته اما هنوز نگران زمين!

چشماني بسته اما هنوز نگران زمين!

844 درخت، نذر سلامتي «بابا بسكي»
پيرمرد نگران است. نگران طبيعت ايران: نگران آدم هايي كه مادر طبيعت را فراموش كرده و حيواناتي كه از ويرانه شدن زيستگاه شان به دست آدميزاد به ستوه آمده اند. «پدر طبيعت ايران» نگران است: حتي حالاكه در بخش اي سي يوي مريضخانه موقوفه خودش در گنبد كاووس بستري شده و نيمي از بدنش فلج است. او بيش از نيم قرن است كه دارد براي اين طبيعت فراموش شده و آدم ها و حيوان هاي آن خون دل مي خورد. به همه جا سر مي كشد: با همه حرف مي زند. گاهي به تندي و گاهي با ملاطفت. گاه مجبور مي شود صدايش را بالاببرد تا تمام آدم هايي كه زندگي شهري و صنعتي گوش شان را كر كرده نيز هشدارهايش را بشنوند.
    
لينك يادداشتم در روزنامه اعتماد : 
    

Read More →

موزه دفاع مقدس تنها با شروط پيش بيني شده ساخته مي شود

موزه دفاع مقدس تنها با شروط پيش بيني شده ساخته مي شود

شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران تصويب كرد:

    
با تصويب شوراي عالي شهرسازي و معماري كشور، هرگونه ساخت و ساز و احداث
بنا در اراضي و عرصه هاي جنگلي واقع در محدوده و حريم شهرها در سراسر كشور
ممنوع شد. اين مصوبه با شماره 26195/300 در تاريخ 19 شهريور 1392 به تصويب و
امضاي «ميرمحمد غراوي» معاون وزير و دبير شوراي عالي شهرسازي و معماري
ايران رسيد و روي سايت روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران قرار گرفت. در اين
نامه كه خطاب به استاندار و رييس شوراي برنامه ريزي و توسعه استان گلستان
صادر شده با تاكيد بر دستور صريح مقام معظم رهبري مبني بر حفظ و حراست از
جنگل ها و منابع طبيعي كشور، موضوع ساخت و سازهاي غيرمجاز در عرصه هاي
جنگلي، منابع طبيعي و مناطق تحت حفاظت محيط زيست، مخصوصا اقدامات غيرمجاز
در جنگل ناهارخوران گرگان مورد بررسي قرار گرفته و ضمن تاكيد بر ممنوعيت
ساخت و ساز به هر عنوان در اراضي ياد شده مقرر شد تا تمامي درخواست هاي
احداث بنا در اراضي و عرصه هاي جنگلي، مشمول ضوابط مغايرت هاي اساسي واقع
شود. بر اساس اين مصوبه لازم است اين ساخت و سازها تنها پس از طي مراحل
قانوني در استان گلستان، جهت تصويب نهايي به شوراي عالي شهرسازي و معماري
ايران ارجاع شود.

منبع : روزنامه اعتماد/ الهه موسوی

لینک گزارش:

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2816680

لینک پی دی اف گزارش:

http://www.magiran.com/ppdf/nppdf/3291/p0329127820131.pdf

   

Read More →

پارك ملي گلستان در آتش، بالگردها هنوز نيامده اند

پارك ملي گلستان در آتش، بالگردها هنوز نيامده اند

 روزنامه شرق ، شماره 1837 به تاريخ 30/6/92، صفحه 6 (جامعه)

سه هزار هکتار پوشش مرتعي و علفزار و اُرس هاي نيم سوز «دره گشاد» پارک ملي
گلستان، پس از گذشت چهارروز پي درپي و جدال با آتش، در عطش رسيدن
هليکوپترهاي امدادي همچنان مي سوزند. هليکوپترهايي که قرار بود به زودي از
راه برسند؛ اما تنها يکي شان آمد؛ آن هم نه آبي آورد و نه امدادي. تنها
استاندار گلستان جواد قناعت را با خود آورد و زود هم برد. حالاآتش در پارک
ملي گلستان، پس از مهار، دوباره شعله ور شده است. آتشي که عصر پنجشنبه با
بيل و کلنگ و سمپاش ها و دبه هاي آب و با دست هاي خالي محيط بانان و
کارشناسان محيط زيست گلستان خاموش شده بود نيمه هاي شب جمعه، دوباره با وزش
باد جان گرفت و سياه تلوها و اُرس هاي نيم سوخته را در پشت پاسگاه محيط
باني«شارلق» به کام خود کشيد.

منبع: روزنامه شرق/ الهه موسوی

لینک گزارش :

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2816478

لینک پی دی اف گزارش:

http://www.magiran.com/ppdf/nppdf/2387/p0238718370061.pdf

Read More →

آلودگی اطلاعاتی و رییس پردیسان!

معاون سازمان حفاظت محیط زیست:

برخی با آلودگی اطلاعاتی می‌خواهند گزینه خود را برای ریاست محیط زیست القا کنند

 بزرگنمایی

معاون سازمان حفاظت محیط
زیست، گمانه‌زنی‌ها برای ریاست سازمان حفاظت محیط زیست از سوی افراد و
گروه‌های مختلف را به «آلودگی اطلاعاتی» تعبیر کرده که هدف آن فشار آوردن
بر رئیس جمهوری و انتخاب گزینه مورد نظر این گروه‌ها است.

به
گزارش سبزپرس، «محمد نوری‌امیری» معاون توسعه مدیریت، حقوقی و امور مجلس
سازمان حفاظت محیط زیست در گفت و گو با خبرگزاری فارس در واکنش به آنچه
«اخبار و گزارش‌های تخریبی علیه سازمان حفاظت محیط زیست» خوانده شده، گفته
است: برخی با ارائه مطالب غلط و آلودگی‌ اطلاعاتی قصد دارند رئیس‌جمهور را
تحت فشار قرار دهند تا گزینه مورد نظر خود را برای ریاست سازمان محیط زیست
القا و منصوب کنند.

او
تلویحاً تعلل در انتخاب رئیس سازمان حفاظت محیط زیست را ناشی از «فشار
روانی» و «آلودگی اطلاعاتی» عنوان کرده و گفته است: مسلم است چنانچه تاکنون
رئیس جمهور، گزینه مناسبی برای مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست نهایی کرده
بودند، بدون درنگ معرفی می‌‌کردند اما بعضی با ایجاد آلودگی اطلاعاتی سعی
دارند با اعمال فشار روانی به نفع کاندیدای مورد نظر خود، فرصت کافی برای
انتخاب گزینه اصلح را از حسن روحانی بگیرند.

نوری‌امیری
همچنین اطمینان داده که «قاطبه کارکنان و مدیران این سازمان، متعهد به
انجام وظایف بر اساس قانون بوده و اجازه تخطی از قانون را در تمام مراحل،
بویژه در مرحله گذار به دولت “امید و تدبیر”، به احدی نخواهند داد.»

او
گفته است: سربازان کوچک نظام و کشور در عرصه محیط زیست تمامی مساعی و تلاش
خود را برای پیشبرد اهداف دولت که مورد تأیید ملت شریف ایران و رهبری معظم
انقلاب قرار گرفته، بکار خواهند برد.

معاون
سازمان حفاظت محیط زیست به رئیس جمهور اطمینان داده «هر زمان که گزینه
مورد نظر ریاست این سازمان منصوب شود، مدیران و کارکنان سازمان نهایت
همکاری و همدلی را با ایشان خواهند داشت.»

او
گفت گفته است: دست ریاست جدید سازمان برای انتخاب همکاران و مدیران همراه و
همسو با اهداف دولت، کاملاً باز است و مدیران و کارکنان این سازمان از هیچ
کوششی برای انتقال صحیح و کامل دانسته‌ها و تجربیات، فروگذار نخواهند کرد.

بحث‌ها
بر سر انتخاب رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، هنوز داغ است. رئیس جمهوری
هنوز فردی را به عنوان رئیس این سازمان معرفی نکرده و در همین حال،
گمانه‌زنی‌ها و اخبار ضد و نقیض منابع مختلف، افراد زیادی را به عنوان
گزینه ریاست سازمان حفاظت محیط زیست عنوان می‌کند. آخرین نامی که به این
فهرست اضافه شد، «محمد باقر قالیباف» شهردار تهران است.

ماجرای
قرارداد 99 ساله یک شرکت خصوصی با سازمان حفاظت محیط زیست درباره واگذاری
جزیره آشوراده، یکی از مواردی بود که در چند روز گذشته بار دیگر نگاه‌ها را
به سازمان حفاظت محیط زیست و انتخاب رئیس آن معطوف کرد. ماجرایی که به
اعتقاد بسیاری از فعالان محیط زیست، تنها با انتخاب رئیس جدید این سازمان
خاتمه می‌یابد.

منبع: سبزپرس

Read More →

به نام خبرنگار و به کام دیگران

صفحه ی نخست: تنها چند روز مانده به “روز خبرنگار”، همه جا بوی مهربانی می دهد. همه لبخند می زنند و از مراسم روز خبرنگار سخن می گویند. اعضای شورای شهر گرگان چندین بار در صحن علنی شورا تاکید کرده اند که « امسال باید مراسم روز خبرنگار را پررنگ تر از سال گذشته برگزار کرد؛ چرا که خبرنگاری سخت ترین کار دنیاست. همه ی مدیران از ارزش والای خبرنگاران و روش نقد و نقادی آنها می گویند  و فضا سرشار است از همدردی و پیامک های خانه ی مطبوعات هم دم به دم به گوشی خبرنگاران ارسال می شود که “مراسم بزرگداشت روز خبرنگار، چهارشنبه 16 مرداد ، تالار ….”

صفحه ی دوم:

 اینجا دفتر “همشهری استان”  است. تنها روزنامه ی استان گلستان و تنها نشریه ای که تیمی متشکل از بهترین های مطبوعات را دارد. بقیه هم هستند. خوب هم هستند. اما تحریریه  و حجم کار یک روزنامه کجا و یک هفته نامه کجا. من تجربه ی کار در هر دو را دارم و می دانم که ” ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا”! آنهم روزنامه ای که غالب مطالبش از سوی بچه های تحریریه تولید می شود نه “کپی پیست”! کاری که سال هاست به دلیل وجود مشکلات متعدد در بسیاری از مطبوعات استان مرسوم و مشروع  است. از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با دفتر تمام نشریات محلی و حتی نمایندگی های مطبوعات ملی در استان تماس گرفته می شود که « لطفا دو نفر را به عنوان خبرنگار برگزیده به ارشاد معرفی کنید.» اما با تنها روزنامه ی استان گلستان که نزدیک به 10 برابر دیگر مطبوعات استانی و ملی تیراژ دارد هیچ تماسی گرفته نمی شود. حتی برای نگهداشتن ظاهر مسئله و برای حفظ عدالت. عدالتی که این روزها ظاهرا در برنامه های رییس دولت دهم – و مدیران استانی اش – گم شده است. مگر نه اینکه تا آخرین ساعاتی که دولت مستقر است باید دغدغه ی عدالتش پابرجا باشد؟ از سرپرست همشهری می پرسم که آیا با ایشان تماسی گرفته شده؟ می گوید « نه والا، وگرنه به شما می گفتم!»

………

به یاد جمله ی استاد “علی اکبر قاضی زاده ” می افتم که سر کلاس درس «
روزنامه نگاری» می گفت: «از دور بوی کباب می آید؛ خیال می کنی کباب درست
کرده اند؛ ولی از نزدیک می بینی خ ر داغ می کنند» چقدر دلم برای جمله ی
بعدیش تنگ شده وقتی نگاهش را به آنسوی پنجره و دوردست ها می دوخت و در حالی
که با دست چانه اش را لمس می کرد می گفت: « ولی مشکل اینجاست که به افیون
می ماند؛ معتادت می کند و دیگر از آن رهایی نداری» خبرنگاری را می گفت…

Read More →

می خواهم روزنامه نگار باقی بمانم …/ یادداشتی از امیررضا رضایان

مراسم
روز خبرنگار هم در نوع خودش بسیار جالب بود. اگر یک آدم از همه جا بیخبر
وارد آن تالار لبالب از خبرنگار! میشد به قطع یقین بدانید که از این ظرفیت
بالای استان در حوزه خبر و رسانه قالب تهی می کرد و بعید نبود که استان را
پایتخت خبرنگاری جهان معرفی کند. حتی چه بسا اگر آن #روبرت مرداک از خدا
بیخبر به گوشش می رسید که کمیت خبرنگاران استان به قدری زیاد است که در
روزشان یک تالار 400 نفره به انضمام لابی پشتش پر می شود، یحتمل دو سه فقره
از آن بنگاه های چاخان پراکنی اش را در جای جای این استان خبرنگار پرور می
گسترانید.

روز چهارشنبه به رغم خستگی یک سفر طولانی که تنها
دستاوردش یک تغار(سطل) خرمای ناب و همچنین ایمان آوردن به این ضرب المثل
پدربزرگ عزیزم که گاها به ما گوشزد می کرد،” بعد از امام اول، مشگل گشا
ریال است” بود، با یک ساعت تاخیر به #تالار فخرالدین اسعد گرگانی نزول
اجلال فرموده و در آن ظلمات سالن، پس از لقد کردن سهوی پای یک دوجین
خبرنگار روی صندلی ام آرام گرفتم. اتفاقا دیدم خیلی هم بد نشد چرا که مراسم
بنا به سنتی که در جای جای ایران جاری و ساری است با تاخیر شروع شده و
قاری محترم با لحن زیبایی سوره شریفه “#شمس” را تلاوت می کند. اساسا چون از
مراسم روز خبرنگار خاطره خوشی ندارم، خیلی دل و دماغ نشستن و ماندن را
نداشتم. اتفاقا ظاهرا سایر خبرنگاران که ماشالله زیاد هم بودند هم مثل من
خیلی حوصله نشستن و گوش دادن به حرف های مسئولان دولت قبلی را نداشتند و
مرتبا با هم پچ پچ می کردند. جسارت نباشد اما آن جماعتی که من دیدم،
خبرنگار بودن یا نبودنشان که مشخص نبود اما دغدغه شان بیشتر همان صد و بیست
هزار تومان معهود بود و ظاهرا آنچنان در گرفتن این آخرین یادگار اداره
ارشاد دولت قبلی مصر بودند که صابون پیمودن طی طریق چند کیلومتری تا هتل
شهاب را به جان خریدند. به قول یکی از دوستان اسم مراسم روزخبرنگار را باید
تغییر میدادند به اسم “مراسم 120هزارتومان من کو؟”!

حداقل انتظار از اداره ارشاد دولت قبلی این بود که به جای
همه ریخت و پاش ها و صدقه دادن به خبرنگاران به فکر نیاز های اساسی شان
باشد. به جای برگزاری مراسمی که به روال همیشه اجازه صحبت به بیان دغدغه
های اصلی خبرنگاران داده نمی شود و تنها خبرنگاران خودی حق بیان نظرات نخ
نمایشان را دارند، به جای آن افطاری در هم و برهم در آن سر شهر، یک مراسم
ساده تر برگزار می کردید اما همه مسئولان استانی را دعوت می کردید بتا به
درد دل نماینده همه نشریات استان گوش کنند. قطعا این 120 هزار تومان که به
برکت دولت فخیمه دکتر احمدی نژاد در این سالها کاملا بی ارزش شده، گره از
مشکلات خبرنگاران بر نمی دارد و اگر اغراق نکنم حتی مرهمی بر زخم های زندگی
شان هم نخواهد بود. احتمالا مدیرکل اداره ارشاد از خودش پرسیده است که
چطور است که استان این همه خبرنگار دارد اما وقتی یک فاجعه یا یک موفقیت
بزرگ عاید استان می شود، تعداد خبرهایی که از آن واقعه تلخ یا شیرین منتشر
می شود به عدد انگشت های دست هم نمی رسد! درد زیاد است و گفتنش بی فایده،
اما این جمله آخر را اگر نگویم روی دلم می ماند:

درود به شرف همه خبرنگاران و روزنامه
نگارانی که در این سالها همه نوع مشقت و مرارتی را به جان خریدند تا
راویانی صادق باشند، نه آنکه قلم شان را به مال دنیا بفروشند و به جای
خبرنگاری، هرزه نگاری کنند. درود به شرف آنهایی که به خاطر راست نوشتن و
حقیقت گفتن شماتت شدند اما بعد از گذشت این همه سال سرشان را بالا گرفتند و
با افتخار گفتند: “میخواهم روزنامه نگار باقی بمانم”

Read More →

نخستین نامه به حسن روحانی در نخستین روز فعالیت رییس جمهور یازدهم!

نخستین نامه به رییس جمهور یازدهم

وبلاگ > درویش، محمد – و
سرانجام از لحظاتی قبل و پس از آیین تنفیذ در حسینیه امام خمینی (ره)، حسن
روحانی رسمن فعالیت خود را به عنوان یازدهمین رییس دولت در جمهوری اسلامی
ایران آغاز کرد و اولین نامه را از سوی گروهی از هموطنان خود دریافت کرد.
نوشتار پیش رو، شرح این نخستین نامه به رییس جمهور در نخستین روز فعالیت
حسن روحانی است …

    شاید حسن روحانی به خواب هم
نمی‌دید که نخستین نامه‌ی رسمی خطاب به او در نخستین روز ورودش به ساختمان
پاستور، نه یک مطالبه سیاسی، نه اقتصادی، نه هنری، نه ورزشی و نه هیچ
گرایش صنفی دیگری است! بلکه نامه‌ای است به نمایندگی از آن گروه از
زیستمندانی که در این آب و خاک حق حیات دارند، ولی ظاهراً حق رأی ندارند و
کسی زبان آنها را نمی‌فهمد و حرمت‌شان را درک نمی‌کند!
    لطفاً
نامه‌ی 43 تشکل مردم‌نهاد و تخصصی غیر دولتی در حوزه محیط زیست خطاب به
رییس دولت یازدهم را بخوانید که در آن از دردها و مطالباتی سخن گفته شده که
اگر جدی گرفته نشوند و برای درمان‌شان، راهکاری بایسته اندیشیده نگردد،
آنگاه دیگر مطالبات و عیارهای رفاه جامعه در حوزه اقتصاد، سیاست، آزادی‌های
مدنی و اصولاً آن چیزی که می‌توان آن را “لذت زندگی” نامید با لکنت‌هایی
جدی روبرو خواهد شد.

    متن نامه به شرح زیر است:

جناب آقای دکتر حسن روحانی

ریاست جمهور محترم ایران

موضوع: الگویِ بومی ظرفیت‌سازی برای حفاظت و حمایت بهینه‌یِ طبیعت و فرهنگ

 

    با سلام، احترام و عرض تبریک به
مناسبت انتخاب حضرت‌عالی به عنوان ریاست جمهور ایران، به آگاهی می‌رساند،
طبیعت و فرهنگ ایران زمین در طول تاریخ، بارها و بارها در معرض تهدیدها و
آسیب‌های جبران ناپذیر قرار گرفته و همواره در کشاکش روزگار، بخشی از میراث
طبیعی و فرهنگی خود را از دست داده است. با این حال همیشه انسان‌های
نیک‌نهادی بوده و هستند که با راهکارهای دلسوزانه و کارشناسانه، به نجات
این عرصه‌ها و پدیده‌های با ارزش اندیشیده و پرداخته‌اند. هم چنان که امروز
با تخریب‌‌های گسترده‌ و در برخی مواردِ بسیار مهم، به مرز برگشت ناپذیر
رسیده یا نزدیک شده، دوباره این باور و امید برای دوستداران طبیعت و فرهنگ
ایران پیش آمده تا با ارایه‌ی راهبردها و راهکارهایی بسیار ضروری و قابل
اجرا، انظارِ عمومی و دولت منتخب یعنی قوه مجریه و هم چنین قوه‌های قضاییه و
مقننه را به ارزش و اهمیت «تغییر نگرش» در مورد موضوع، افزایش موثر
اعتماد، همکاری عمومی، مسئولیت اجتماعی و هم چنین، جایگاه ویژه‌یِ مدیریتی،
اجرایی و نظارتی نهاد‌های دولتی و غیر دولتی متولی طبیعت و فرهنگ جلب کند.

    امضا کنندگان این بیانیه به عنوان
جمعی از دوستداران طبیعت و فرهنگ ایران، مشکل اصلی را نادیده گرفتن ارتباط
«ظرفیت‌سازی» با حفاظت می‌دانند. ظرفیت‌سازی، فرآیندی طولانی و مداوم از
توسعه است که تمامی ذی‌نفعان را درگیر می‌کند، که شامل کلیه اقشار جامعه و
حکومت: قوای قضاییه، مقننه و مجریه (سازمان‌ها، وزارت‌خانه‌ها، مدیران
میانی، مقامات و نهاد‌های محلی)، سازمان‌های غیر‌دولتی، متخصصان (مهندسین
مشاور و مجری)، پیمانکاران، اعضای جوامع، دانشگاهیان و پژوهشگران است.
ظرفیت‌سازی به تقویت مهارت‌ها، شایستگی‌ها و توانایی‌های مردمِ جوامع در
حال توسعه می‌پردازد، تا بتوانند بر علل محرومیت و رنج خود غلبه کنند.
مهم‌ترین نکته در ظرفیت‌سازی و ظرفیت‌سنجی برای حفظ تنوع‌زیستی و فرهنگی،
«همکاری تمامی ذی‌نفعان» درسه سطح «فردی»، «نهادی» و «اجتماعی» است.

    امضا کنندگان این بیانیه، با اعتقاد
به لزوم «تغییر نگرش عمومی» در مورد موضوع، سازوکاری پیشنهادی را برای
ایجاد یک «الگوی بومیِ ظرفیت‌سازیِ حفاظت و حمایت محیط‌ زیست و میراث
فرهنگی» مطرح می‌کنند و برای رسیدن به این اهداف، نیاز به افزایشِ اعتماد،
همکاری هرچه بیشتر عمومی و مسئولیت اجتماعی است که انجام مراحل زیر را
مطالبه می‌کند.

    گام یک: تشکیل هرچه
سریع‌تر «شوراهایِ عالیِ حفاظت و حمایتِ تنوع‌زیستی و فرهنگی» در چارچوب
قوانین شوراهای استان، شهر و روستا و با همکاری ایشان و عضویت «نمایندگان
تمامی ذی‌نفعان» یادشده با هدفِ «توجه کافی و نظارت بر اجرای موثر قوانین
ملی و کنوانسیون‌های بین المللی مورد پذیرش ایران»، با توجه به نقش و اهمیت
تعیین کننده‌یِ «شوراها و تشکل‌ها»، با استناد به اصول «ششم»، «بیست و
ششم»، «یکصدم»، «یکصد و دوم»، «یکصد و سوم» و «یکصد و چهارم» قانون اساسی، و
با استناد به بند «الف» ماده‌ی 178 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه، تا
مراحل زیر را به انجام رسانند.
    گام دو: «شناسایی
وضع موجود و مخاطرات محیط‌ها و پدیده‌های طبیعی، فرهنگی، دانش و هنر بومی و
نیاز‌های ضروری و فوری حمایتی و حفاظتی، با اعتماد‌سازی و جلب همکاری
عمومی»، با استناد ماده 184 و بند «ب» ماده‌ی 189 قانون برنامه پنجساله
پنجم توسعه و تسهیل برای اجرایی کردن آن‌ها.
    گام سه:
«تکمیل و تسهیل برایِ آموزشِ موثر، مداوم و تعلیم و تربیت گسترده‌ی
ذی‌نفعان در تمام سنین آموزش‌پذیر در سطوح محلی، منطقه‌ای و ملی» با هدف
ارتقای سطح فرهنگ عمومی و مسئولیت اجتماعی با توجه به نتایج گام دوم و با
استناد بند «الف» ماده 189 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه و هم چنین
بندهای دوم، سوم، چهارم، هفتم و هشتم اصل «سوم»، و تسهیل در اجرای اصول
«سی‌ام» و «پنجاهم» قانون اساسی.
    گام چهار: «سنجشِ
ظرفیت تحمل‌پذیر و قابل بازگشت در موردِ محوطه‌ها و پدیده‌های «حساس و در
خطرِ» طبیعی و فرهنگی» با استناد بند «الف» ماده‌ی 192 قانون برنامه
پنجساله پنجم توسعه و تسهیل برای اجرایی کردن آن‌.
    گام پنج:
«طرح‌ریزی، تصمیم‌گیری و ایجاد صندوق‌های محلی برای اجرای طرح‌های هماهنگ و
همسو با محیط‌زیست و میراث فرهنگی با ضمانت‌های واقعی حفاظتی و حمایتی به
عنوان جایگزین طرح‌های مخرب، با هدفِ ایجادِ معاشِ جایگزین برای مردم بومی»
با توجه به نتایج گام چهارم و ایجاد هماهنگی اجرایی میان این صندوق‌ها و
«صندوق‌های حمایت از توسعه» با استناد به بند «ی» ماده 143 و بند «م»
ماده‌ی 194 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه و تسهیل در اجرایی کردن آن‌ها.
    گام شش: «نظارت و ارزیابی بر حُسن انجام کارها» با استناد ماده 184 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه و تسهیل برای اجرایی کردن آن‌.
    گام هفت:
«هماهنگی با تغییرات دائمی، ایجاد و افزایش ضمانت اجرایی حفاظت و حمایت»،
با انجام راهبرد‌ها و راهکارهای زیر و پیگیری آن‌ها: «آماده سازیِ
پیوسته‌یِ لوایح و طرح‌هایِ پیشنهادی» برای بازنگری و به روز‌رسانی قوانین
حمایتی و حفاظتی و رفع کاستی‌های پیشگیرانه‌ جزایی و کیفری، تسهیل برای
استقلال هرچه بیشتر و تقویت موثر وظایف نظارتی و اجرایی سازمان‌های مرتبط
با طبیعت و فرهنگ با تفویض اختیار، تخصیص بودجه و امکانات کافی، تخصصی شدن
کامل این سازمان‌ها، رفع وظایف موازی میان ایشان، هماهنگی برای لغو تمامی
بخش‌نامه‌ها و مصوبات مخرب و سودجویانه و خلاف قانون، تسهیل در ثبت
سازمان‌های غیر دولتی و انجمن‌ها و افزایش اختیارات قانونی و حقوقی ایشان،
رفع مشکلات قانونی برای اولویت مدیریت بومی و اجرای طرح‌های توسعه‌ای و
طرح‌های هادی روستاها توسط جامعه‌ی محلی با اولویت حفظ میراث طبیعی و
فرهنگی ملموس و غیر ملموس، همکاری در به کارگیری متخصصان و دانشمندان در
تمامی پست‌های حساس و کلیدی، بهره‌گیری از پژوهش‌ها و طرح‌های راکد، ارتقای
کیفیت و کمیت تعلیم و تربیت، تبادل تجربیات در سطح ملی و بین المللی،
استفاده از الگوهای موفق سرتاسر جهان، ایجاد جریان آزاد اطلاعات و
اطلاع‌رسانی با گسترش استفاده از تمامی امکانات و ایجاد «شبکه‌ی رسانه‌‌ای
ملی» با همکاری سازمان های غیر دولتی و افراد مستقل، تقدیر ادواری از
حامیان و حافظان طبیعت و فرهنگ ایران، استانداردسازی در مدیریت تولید و
مصرف سوخت، انرژی و آلاینده‌های آب، هوا و خاک، کاهش و جلوگیری از روش‌ها و
رسوم مخرب و تقویت رسوم همسو، در مدیریت بومی زیست‌بوم‌ها، به کارگیریِ
انرژی‌های تجدید‌پذیر و فنآوری‌های هماهنگ با محیط زیست، استفاده ازالگوهای
متناسب و بهینه برای تامین منابع آب و غذا و رفع وابستگی بی‌تناسب معیشتی
به سرزمین، همکاری برای ثبت ملی و جهانی میراث طبیعی و فرهنگی کشور،
همسوسازی کامل تمامی اقدامات صنعتی و اقتصادی با محیط زیست و میراث ملموس و
غیر ملموس فرهنگی و جلوگیری از هرگونه فعالیت تهدیدکننده یا مخرب، برای
کاهش اثرات منفی طرح‌ها و پیشگیری از آسیب‌های غیر قابل جبران و افزایش
قاطعانه‌ی ابعاد حفاظتی و حمایتی با استناد به اصل «پنجاهم» قانون اساسی و
قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه.
    برای برون رفتن از بحران محیط
زیستی و فرهنگی کنونی، به کارگیریِ الگوی ظرفیت‌سازی در یک طرحِ قابل
اجرایِ ملی به عنوان تمرینی همگانی، بسیار ضروری است. بدین منظور و برای
اجرایی کردن بندهای الف و ب ماده‌ی 193 قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه،
طراحی و اجرایِ «طرحِ مدیریت مشارکتی پسماند و آلاینده‌ها، با جلب مشارکت
همه‌ی ذی‌نفعان» در سطح کل کشور پیشنهاد می‌شود. نخست با تشکیل «شوراهایِ
عالیِ حفاظت و حمایتِ تنوع‌زیستی و فرهنگی»با انجام گام‌های یاد شده در این
طرح، از دانش‌آموزان دبستانی، سربازان وظیفه، دانشگاهیان، کارشناسان،
متخصصان، سازمان‌های غیر دولتی، تا دستگاه‌های مقننه، قضاییه و مجریه، برای
یک هدف، در سطوح شهر، روستا و طبیعت و عرصه‌های فرهنگی، با یکدیگر، همسو
می‌شوند. از نتایج اجرای آن، موفقیت در یک طرح ملی ظرفیت‌سازی با حفظ اصولی
محیط زیست، ارتقای آموزش و فرهنگ عمومی، افزایش مسئولیت اجتماعی،
بهینه‌سازیِ اجرای قوانین، بهبودِ بهداشت عمومی، آب و هوایِ سالم‌تر، حفظِ
بهینه‌یِ سرزمین، زیباییِ منظر، زمینه‌سازی برای گردشگری مسئولانه و
بومگردی، افزایش شاخصه‌های توسعه و بهبود وجهه‌ی دیپلماتیک و ارتقای جایگاه
ایران در تصمیم گیری های جهانی در حل چالش‌های محیط زیستی خواهد بود.

جمعی از دوستداران طبیعت و فرهنگ ایران (به ترتیب الفبا):

1. انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه‌ی تحقیقات جنگل‌ها و مراتع

2. انجمن بوم پژوهان

3. انجمن پایشگران محیط زیست (پاما)

4. انجمن پیش گامان خورشید استهبان

5. انجمن توسعه زیست‌بوم پاک

6. انجمن حمایت از طبیعت ایران

7. انجمن دوستداران دماوندکوه

8. انجمن دوستداران میراث فرهنگی افراز

9. انجمن دنیای سالم

10. انجمن زنان طرفدار توسعه پایدار محیط زیست

11. انجمن صنفی مهندسان صنعت آب خوزستان

12. انجمن طرح سرزمین

13. انجمن کوهنوردی ایران

14. انجمن محیط زیستی تسنیم

15. انجمن نوای آب و محیط زاگرس

16. انجمن ورزش‌های طبیعی ایران

17. باشگاه کوهنوردی آوا – شیراز

18. جمعیت پویندگان خزر

19. جمعیت حفظ و احیاء محیط کوهستان (پراو)

20. جمعیت دیده‌بان طبیعت شاهرود

21. جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست

22. جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست آذربایجان غربی

23. خانه‌ی فرهنگ بوم گردان پارس

24. خانه‌ی فرهنگ و توسعه پایدار

25. دروازه های سبز پارس

26. شرکت مهرازان پیرامون

27. گروه دیده‌بان کوهستان

28. گروه کوهنوردی کلکچال

29. گروه هیلو، جنبش علفزار کرمانشاه

30. گنجه پشتیبان زیست‌بوم ایران

31. مرکز صلح و محیط زیست

32. مؤسسه‌ی توسعه پایدار و محیط زیست، سنستا

33. مؤسسه‌ی توسعه پایدار هرمد

34. مؤسسه‌ی ۱۳ فروردین کازرون

35. مؤسسه‌ی کاوشگران طبیعت دنیا

36. مؤسسه‌ی مطالعات زیست محیطی جوانان اندیشه پویا، «جاپ»

37. مؤسسه‌ی مهرگاه پرتو پژوه

38. مؤسسه‌ی مهندسان بدون مرز ایرانیان

39. مؤسسه‌ی نواندیشان توسعه مشارکت مهر

40. مؤسسه‌ی ئاگرین بهشت گمشده

41. مؤسسه‌ی یاوران سرزمین آریا

42. مهندسین مشاور سرزمین سبز پایدار

43. مهندسین مشاورصراط میثاق

منبع: خبرآنلاین

Read More →

از مافیاهای ادعایی تا مافیاهای واقعی؛ لیست مفسدان اقتصادی احمدی نژاد چه شد؟!


روزنامه
جمهوری اسلامی در یادداشتی با انتقاد شدید از وعده های بی عمل احمدی نژاد
نوشته است: اکنون سؤال اصلی مردم اینست که کدامیک را باید مافیا نامید؛
مافیاهای ادعائی رئیس دولت‌های نهم و دهم که ادعا کننده تا امروز هیچ دلیل و
سند و مدرکی از آن ارائه نکرده است یا مافیاهای مفاسد اقتصادی بی‌سابقه و
بی‌نظیر و پول‌های کلان گم شده در بخش‌های مختلف و جا به جا شده در نفت و
ارز و بانک‌ها در ۸ سال اخیر؟ پاسخ دادن به این سؤال چندان مشکل نیست،
البته به اندکی فرصت نیاز است.

در این یادداشت آمده است: از میان انبوه وعده‌ها و برنامه‌های دولت‌های
نهم و دهم، بی‌تردید یکی از پرسروصداترین و پرحاشیه‌ترین آنها، وعده معرفی
“مفسدان اقتصادی”، “رانت خواران بزرگ” و “مافیای سازمان یافته”است که از
زمان تبلیغات انتخاباتی سال ۸۴ جزو پررنگ‌ترین شعارهای احمدی نژاد بود و در
تمام دوران ریاست جمهوری وی طی ۸ سال گذشته نیز همواره تکرار شد.

وعده افشای نام اعضای باندهای مافیایی در شبکه بانکی کشور، وزارت نفت،
بازار مسکن و بورس طلا و ارز، بارزترین نمونه‌های این تبلیغات به حساب
می‌آید که به فراخور شرایط و نوسان محبوبیت و مقبولیت عمومی دولت از منظر
اجرایی توسط رئیس‌جمهور بکار گرفته شد تا هر یک در مواقع خاص، کارکردهای
ویژه خود را داشته باشد.

به عنوان مثال در دوران تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری نهم در سال ۸۴،
احمدی نژاد سعی داشت با استفاده از حساسیت‌های عمومی نسبت به مظاهر توسعه
اقتصادی در دولت‌های سازندگی و اصلاحات، این احساس را در جامعه تقویت کند
که نابرابری‌های موجود در حوزه اقتصادی و اجتماعی محصول ریشه دواندن
اختاپوس وار اقمار دولتمردان در بدنه دولت‌ها است و او به عنوان منجی
اقتصاد و اجتماع قصد دارد با ورود به مقر ریاست جمهوری به مبارزه با این
عناصر فاسد و رانتخوار بپردازد.
در مقطع زمانی بعدی یعنی دو سال نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد که باید آن
را دوران اوج یکدستی ارکان اجرائی حاکمیت و همراهی تمام و کمال مجلس، قوه
قضائیه و… با دولت نهم نامید و نمایندگان مجلس در تبعیت از رئیس‌جمهور تا
به آن جا پیش رفته بودند که باقی مانده آب لیوان او را نیز تبرکاً
می‌نوشیدند، آقای احمدی نژاد سعی داشت با تکرار شعارهای ضد مافیایی و انگشت
نهادن بر شبکه بانکی و وزارت نفت، به عنوان دو حوزه متهم به فساد از نظر
وی، علاوه بر اینکه تغییرات گسترده و پردامنه خود را در میان مدیران،
کارشناسان و حتی کارکنان لایه‌های میانی این نهادها و… توجیه می‌کند،
سیاست‌هایی مانند کاهش دستوری نرخ سود و تسهیلات بانکی را به زعم عمومی
مصداق ثروت‌اندوزیهای کلان بانکداران خصوصی بود، با پاشنه‌کش مبارزه با
رانت و سرمایه‌داران زالوصفت و… براحتی جا بیندازد و اجازه کمترین مقاومتی
را به منتقدان ندهد.

در مقطع سوم زمانی یعنی اوائل دولت دهم و همزمان با افشای پرونده اختلاس
بزرگ سه هزار میلیارد تومانی، کارکرد وعده‌های افشاگرانه توسط رئیس‌جمهور
تغییر کرد؛ این بار احمدی نژاد با طرح موضوعاتی مانند در اختیار داشتن نام
چند صد تن از مفسدان کلان اقتصادی و بدهکاران بانکی سعی داشت توپ فسادهای
مالی بزرگ را از زمین دولت خود به بیرون پرتاب کند و تکرار شعار “دولت‌های
نهم و دهم، پاک‌ترین دولت‌های پس از انقلاب هستند” با همین هدف صورت
می‌گرفت.

همانگونه که به اختصار اشاره شد، تکرار شعارهای ضدفساد مالی در قالب
مبارزه با مافیاهای رنگارنگ و مجهول‌المصداق در طول سال‌های اخیر همواره با
اهداف و نیاتی زیرپوستی و در قالب راهبردهای تبلیغاتی انجام گرفته است.
نشانه صدق این ادعا نیز این است که اکنون درحالی عمر فعالیت دولت‌های نهم و
دهم به پایان ‌رسیده که هیچ یک از آن وعده‌های افشا و معرفی، تأکید می‌شود
هیچ یک از آن‌ها، محقق نشده است. به عبارت دیگر، رئیس جمهوری که وعده
ارائه فهرست‌های بلند بالای مافیاها و مفسدان را می‌داد، درحالی با ریاست
جمهوری خداحافظی می‌کند که هنوز حتی یکی از فهرست‌های مفسدان کلان اقتصادی و
بدهکاران دانه درشت بانکی و اعضای مافیای نفتی را از جیب خود خارج نکرده
است!

از سوی دیگر افکار عمومی درحالی به پوچ بودن این وعده‌ها پی برده است که
فهرستی بلند بالا و پرتعداد از ابهامات و اسناد مالی مربوط به این ۸ سال
نزد همگان مطرح است و حداقل انتظار مردم از رئیس‌ دولت ۸ سال اخیر کشورشان
ارائه توضیح در مورد آنهاست؛ مخارج بدون سند شهرداری تهران در دوران شهردار
بودن احمدی نژاد، چرایی وقوع تخلف بی‌سابقه سه هزار میلیارد تومانی،
انحرافات چشمگیر دولت‌های نهم و دهم از بودجه‌های سنواتی به گزارش دیوان
محاسبات، پرونده‌های فساد مالی بعضی از دولتمردان نهم و دهم… تنها
نمونه‌هایی از مواردی هستند که افکار عمومی را به خود مشغول کرده‌اند.

اکنون سؤال اصلی مردم اینست که کدامیک را باید مافیا نامید؛ مافیاهای
ادعائی رئیس دولت‌های نهم و دهم که ادعا کننده تا امروز هیچ دلیل و سند و
مدرکی از آن ارائه نکرده است یا مافیاهای مفاسد اقتصادی بی‌سابقه و بی‌نظیر
و پول‌های کلان گم شده در بخش‌های مختلف و جا به جا شده در نفت و ارز و
بانک‌ها در ۸ سال اخیر؟ پاسخ دادن به این سؤال چندان مشکل نیست، البته به
اندکی فرصت نیاز است

Read More →

تنها دکتر ابتکار می تواند…

گرچه در سیاهه کسانی که قرار است بر صندلی پردیسان بنشینند نام های بزرگی چون دکتر صدوق، محمد مجابی، دکتر فاضل و دکتر تابش به چشم میخورد؛ اما به نظر نمی رسد پیکره ی محیط زیست کشور را که دکتر احمدی نژاد به دست معاونین خود هر روز ویرانترش کرده اند بتوان به این راحتی ها به کسانی با تجربه های زیر ریاست سازمان واگذار کرد و با خیال راحت به آینده چشم دوخت. 

تمام گزینه های مطرح شده در لیست ریاست سازمان محیط زیست افرادی با صلاحیت هستند. دکتر صدوق به خاطر تخصص و سال ها تجربه در مسند مدیریت های مختلف در حوزه ی محیط زیست، مهندس مجابی برای سال ها کار اجرایی و مدیریتی در سیستم دولت اصلاحات، دکتر فاضل – حداقل به خاطر ایستادگیش در برابر برنامه های غیرعلمی و ساده لوحانه ی واگذاری جنگل های دکتر احمدی نژاد و مافیای شکار و زمین خواری، دکتر تابش نیز برای فعالیت چندساله اش در فراکسیون محیط زیست مجلس- هر چند وجهه ی سیاسیش در فراکسیون اقلیت بر محیط زیست می چربد-

انوشیروان محسنی بندپی، مهرداد لاهوتی، یوسف حجت، رضا مکنون، علی محمد نوریان، مجید مخدوم، مجید عباس پور، انوشیروان نجفی و ذکریا یازرلو و محمدباقر قالیباف دیگر گزینه های مطرح شده هستند و به رغم ایراداتی که میتوان در برخی ابعاد به هر کدام گرفت اما تقاط قوت فراوانی نیز دارند. به جز قالیباف که باید شهردار بماند و در حوزه ی محیط زیست ورود جدی نداشته باشد؛ چرا که کارنامه ی شهرداریش بسیار مورد توجه بوده است.

با همه ی اینها محیط زیست کشور درهم شکسته ی ایران که حتی به اعتراف مدیران دولتی نیز وضعیت بحرانی دارد، تنها و تنها مدیری را می خواهد که علاوه بر قدرت، جسارت و نگرش درست و علمی نسبت به مقوله ی محیط زیست و توسعه پایدار، تجربه ای عمیق و گسترده را نیز با خود یدک بکشد. با توجه به این نکته تنها یک نفر می تواند در این برهه ی خاص زمان که ایران در لبه ی پرتگاه یک سقوط جدی قرار گرفته کاری بکند و او فقط دکتر معصومه ابتکار است.

امید که اقلا در انتخاب رییس و وزیر، این حوزه را به سیاست آلوده نکنند- هرچند امروز سیاسی ترین حوزه ی سوء استفاده همین محیط زیست شده- اما با انتخاب دکتر ابتکار برای صندلی پردیسان بتوان به حفظ همین “اندک چیزی که از محیط زیست کشور مانده ” امیدوار بود.

Read More →

Page 3 of 41234