گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

از فیلم خانه پدری عیاری تا اسب جنگی اسپیلبرگ

در روز های جشنواره فجر،خوشبختانه توانستم چند فیلم را در سینما ببینم،که یکی شان،فیلم بسیار تکان دهنده خانه پدری،ساخته کیانوش عیاری بود،فیلمی که می گویند شماری با دیدن صحنه های آغازین فیلم که پدر و پسری ،دختر خانواده را با دست خود می کشند و در زیر زمین خانه اشان به خاک می کنند سینما را ترک می کنند.و کسانی هم که این بخش های دلخراش را می بینند دچار دگرگونی و چه بسا اشک شان  در میاید.

در همان روز  ، سی دی فیلم اسب جنگی از اسپیلبرگ را هم از ویدیو کلوپی گرفتم و دیدم،فیلمی شگفت انگیز و این هم تکان دهنده به گونه ای دیگر،فیلمی پرهزینه و خوش ساخت که انسان در جاهایی از آنچه بر اسب زبان بسته می گذرد گریه اش می گیرد،و پیوند ها و رویدادهای میان آدمای فیلم و جنگ نیز که جای خود دارد

این دو فیلم را هرچند باهم سنجیدن کمی سخت و شاید نشود،زیرا خانه پدری داستانی که با فرهنگ ایران پیوند دارد و داستان یک خانواده ایرانی چند صده پیش را نمایش می دهد و از هنرمندی کارگردان اینکه همه فیلم از آغاز تا پایانش،همه،در یک خانه روی می دهد و کسی هم خسته نمیشود، ولی اسب جنگی نه در یک جا که از مرز یک کشور هم میگزرد ولی شگفت انگیز آنکه هر دو فیلم ببیننده اش را میخکوب و دگرگون میکند و سخنی برای گفتن دارد و به گمانم همین که با کمترین امکانات کسی مانند آقای عیاری با هوش و ایده خوب خود، چنین کاری انجام می دهد و ستایش بسیاری ها را برمی انگیزد خود پیروزی بزرگی برای او و سینمای کشور است و اگر به اندیشه ها ،بها و آزادی داده شود  پیشرفت و آفرینش های ماندگاری را می توانیم ببینیم.

Read More →

به مناسبت سالگرد تاسیس نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی

اوایل تیرماه (سوم تیرماه)مصادف با تصویب قانون تاسیس سازمان نظام مهندسی کشاورزی و منابع طبیعی کشور از سوی مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان ،جهت اجرا از سوی دولت میباشد با توجه به اینکه این روزها به این مناسبت  شاهد مراسم هایی در این ارتباط هستیم و وارد دوازدهمین سال و پایان دوره سوم آن میشویم،بد نیست یک نگاهی به این سازمان بزرگ بیافکنیم،که قرار بوده مانند سازمان نظام پزشکی که پارلمان بخش بهداشت و سلامت شناخته میشود،این سازمان نیز پارلمان بخش کشاورزی ، منابع طبیعی و محیط زیست کشور باشد.1- این سازمان با شمار بالای فارغ التحصیلان که بیش از یکصد و هفتاد هزار عضو با مدارک کارشناسی،کارشناسی ارشد و دکترا هستند و تنوعی از رشته ها و گرایشهای: زراعت،باغبانی ،دامداری ،شیلات،محیط زیست ،جنگلداری،مرتع و ابخیزداری،پرورش زنبور عسل،صنایع غذایی ،آبیاری،ماشین الات کشاورزی ،اقتصاد ،خاکشناسی و غیره را دارا هستند که در همه روستاها و جاهای کشور یک عضو و دست اندر کار این بخش که در راستای تولید،سلامت و امنیت غذایی و نیزحفظ محیط زیست کشورمی تواند باشد حضور دارند که در نوع خود بزرگترین تشکل غیر دولتی به شمارمی آید .اما،متاسفانه

Read More →

سال نو ،نو می شویم یا کهنه

نخست سال نو و نوروز خجسته پی را به همه شاد باش می گویم.

پیامک های فرارسی سال نو امسال ، یکیشان هم نو بود و هم بسیار .و یک جورایی مدرن و  فرستنده هاش هم لایه روشنتر و باسوادتر و غیرسنتی جامعه بودند و اس مس این بود:تقدیر تقویم انسانهای عادییست و تغییر تدبیر انسانهای عالی _ زندگی تان پر از تغییرات عالی،سال نو مبارک

Read More →

به نظر شما،مجردها محیط زیستی ترند یا متاهل ها؟

متاهل ها این روزها و شاید هم همیشه و در همه کشورهای دنیا ،هم حامیان پروپا قرص تر و قوی تری داشته و دارند و هم دارای زور و ابزارهای گوناگون قانونی ،دینی،روانی،حاکمیتی و …

رییس جمهور ،نخست وزیر،وزیر،نماینده پارلمان،استاندار،مدیر،استاددانشگاه،معلم و … بیشترشان متاهل هستند،بنابراین طبیعی است که مجردها در موضع پایین جای بگیرند و در جاهای سنتی که داستانش برهمگان روشن و آشکار است!بیش از این نمی خواهم به این داستان بپردازم و تنها از یک دیدی که به سپهر این وبلاگ بیشتر میخورد و آن محیط زیست است میخواهم اشاره ای کنم و دیدگاه دیگران می تواند به دانستن و روشنی بیشتر این موضوع کمک بسیار نماید.

به گمانم مجردها محیط زیستی تر از متاهل ها هستند ؛ 1-رشد جمعیت: یک انسان مجرد تا زمانی که مجرد است هیچ نقشی در افزایش جمعیت -که فاکتور مهمی در محیط زیست است -نخواهد داشت 2_آلودگی محیط زیست ؛ البته داستانش بلند بالاست  که دو بخش میشود مستقیم و غیر مستقیم.چون تنهاست،آب ،برق ، مواد سوختی و کلا انرژی کمتری استفاده میکنند و مصرف انرژی خود باعث بیشترین آلودگی میشود 3_ تاهل و رفت و آمدها و میهمانی های ناشی از خانواده داری ،بریز و بپاش ویژه خود را دارد(نه اینکه در مجردی نیست،بلکه کمتر است و جاهایی ،استثنا”،چه بسا بیشتر هم باشد) از چشم و هم چشمی خانمها  و آقایان متاهل در خرید پوشاک و لوازم خانه و دور ریختن چیزهایی که هنوز کار میکنند و متاهلها میگویند دمدِشده(پرده ها،مبل،فرش و…) 4 دنباله در ادامه مطلب زیر با گردآوری دیدگاههای شما خواهد آمد،نظر شما؟

Read More →

لب کارون -چه گل نبارون

به تازگی گردشی به استان خوزستان داشتم،اندیمشک،دزفول،اهواز،خرمشهر و آبادان از جاهایی بود که برای نخستین بار می دیدم.
هرچند بسیاریها،خوزستان را به نفت میشناسند،اما برای من ،کارون،این رود پر آب،چیز دیگری بوده و هست،
خوزستان زیبا و ارجمند ،مردم بسیار خوب و مهربانی دارد،چه عرب،لر،بختیاری و فارس و دیگر قوم ها ،همه خوب و پرمهرند
خوزستان با نخل ها و زیبایی ها و دارایی های پرشمارش ،همه و همه پر ارجند و گرانبها،اما نمی دانم چرا بیش از همه رفته بودم تا کارون رو ببینم و در اندیشه ام این رود را آبی آبی می پنداشتم و می خواستم هرچه زودتر برم لب کارون .
اما هنگامی که به لب کارون رسیدم دیدم کارون نازنین آبش،آبی و پاکیزه و گل بارون نیست!
کارون کم آب و  گل آلود و پساب و فاضلاب شهری و کشاورزی و صنایع  ،آزارش میدن و بوی خوش که نمیده ،بوی فاضلاب ،جای آنچه در ذهن داشتم را گرفته
روزی لب کارون گلبارون بود و اما امروز…

Read More →

فیلم به این زیبایی،سینما به این بزرگی،اما همش چهار تن بودیم!

پس از  چند ماه که فیلمی رو از سینما ندیدم،امروز پنجشنبه ،که از کنار سینما سپیده رد میشدم،یکهو به سرم زد،برم و فیلم “آیینه های روبرو ” به کارگردانی بسیار خوب، خانم نگار آذربایجانیرا که منتقدان و اهالی سینما جزو فیلمهای خوب سالیان اخیر می دانندو فیلمی متفاوت با داستانی که میگویند تاکنون بهش نپرداختن را ببینم،هدفم  از این پست پرداختن به  فیلم نیست،که در سپهر و اتمسفر سینمایی کشور که خانه سینما را می بندند کاری است در خور و شایسته و بهتر است بگویم کارستان،چون فیلم به یک تابو پرداخته بود و برای همین مدتها اجازه اکران به آن نمی دادند وبراستی فیلمی دیدنی است  و آقای زاون قوکاسیان،منتقد و مدرس، درباره این فیلم می گوید:
 «در این موقعیت که 90 درصد فیلم‌ها چیزی نیستند که ما به خاطرشان به سینما برویم، اگر 10 درصدشان هم مثل این فیلم باشند، ما خوشحال می‌شویم. من فکر می‌کنم بخش اعظم سینمادوستان ما واقعاً با فیلم‌ها روی پرده قهر کرده‌اند.»

اما آنچه که هم شگفتی داشت و هم ناراحتی،شمار اندک تماشاچیان در سالن بزرگ این سینما که در بهترین و مهمترین جای پایتخت است،یعنی نزدیک چهار راه ولی عصر و دانشگاه تهران و یک جایی که طبیعتن همه جور آدم برای اینکه سینما رو باشند باید باشد و بهایی ارزان (۲۰۰۰ تومن)،اما گمان میکنید چند کس در سینما بودند؟

ردیف جلوی من هیچ کس نشسته نبود و برگشتم ،دیدم ردیف پشت سرم،تنها سه خانم،شدیم چهار تن.این همه هزینه برای این فیلم با این داستان خوب و سازنده ،این همه سرمایه گذاری برای این سینمای بزرگ و این همه جوان و دانشجو که باید اینجور فیلمها را ببینند،چهار تن؟

Read More →

دانه ریزی

ساعت 8.30 بامداد دیروز خودم را به میدان نوبنیاد رساندم تا با دوستان انجمن داوطلبان سبز به شمال شرق تهران برای دانه دهی به پرندگان برویم،هر چند ساعت دو شب خوابیده بودم اما تونستم ساعت ۶ بیدار شم،یک بسته خرما و پنیری که پریروز خریده بودم برداشتم و رفتم نانوایی سنگکی خیابان ولی عصر ، زرتشت، و دوتا نان خریدم و از خیابان تخت طاووس و سیدخندان، خودم را به نوبنیاد رساندم،من نخستین کسی بودم که آمده بودم ،اندک اندک دوستان رسیدند و با پنج ماشین شخصی دوستان به سوی عرصه جنگلکاری تلو بالا (لتیان ) رهسپار شدیم،

ساعت حدود 9 بامداد به منطقه رسیدیم ،برف زیبایی روی زمین پوشیده شده بود و ما نرمشی گروهی انجام دادیم و آنگاه به شناس کردن خود به دیگران پرداختیم و صبحانه خوردیم ،که بسیار چسبید! هر کسی چیزی را که آورده بود به دیگران هم می داد، من هم که می دانید چی برده بودم،دوتا نان سنگک تازه،پنیر و خرما،همین.دوستان مجهزتر بودند،گردو،آجیل،شکلات ،میوه و… 

سپس آقای کاشانی و برادرش که فارغ التحصیل هوش مصنوعی بود،چند گونی دانه ،که گندم و قره ماش و کاه بود را میان دوستان بخش کردند تا به محیط ببریم،خانم ها پلاستیک کوچکتر   دانه و آقایان هم گونی کاه و مانده دانه ها را برداشتند و من هم گونی قره ماش را کول گرفتم و رفتیم بالا،برای دانه ریزی،آقای مهندس کاشانی که پیشتر ندیده بودمش و مدیر این برنامه بود به خوبی چگونگی کار را روشن کردند و بویژه اینکه چگونه باید این کار را پیش برد، که مزاحمتی هم به حیوانات وارد نشود و هم ما بتوانیم آنها را ببینیم،برای نمونه،نباید بو (عطر و ادکلن) تا 24 ساعت پیش استفاده میکردیم،من اینو نمی دانستم و چند ساعت پیش ادکلن بولگاری زده بودم،خب دیر به ما گفت!دیگه اینکه گپ نزنیم و صدا ایجاد نکنیم،مسیر باد و از مسیر ویژه کوهستان حرکت کنیم و…

   

تا ساعت نزدیک یک ،کار دانه ریزی  به درازا کشید،بسیار لذت بخش و خوب بود و ما شصت کیلو دانه را برای پرنده ها ریختیم،شماری پرنده ،بویژه یک عقاب دیدیم و دوستان روباه هم دیدند، چندگاهی از این کارها دور بودم و این برنامه برام بسیار پسندیده بود،و بهانه ای شد تا پس از چندماه در این وبلاگ بنوسم و به گفته کافکا از صف مردگان بیرون بیام

Read More →

نمایشگاه کتاب در غرفه تاجیکستان در خدمت شماییم

در بیست و پنجمین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که از روز سه شنبه گشایش یافته و تا روز شنبه ۲۳ اردیبهشت دنبال میشود انجمن  دوستی ایران و تاجیکستان با همکاری سفارت محترم جمهوری تاجیکستان  در بخش بین الملل حضور پویا دارد.

انجمن کتابهایی که در دوره های پیش به نمایش در نیامدند  را به دو خط نیاکان و سیریلیک به نمایش و فروش خواهد گذاشت.

همچنین کارشناسانی که با تاجیکستان آشنا هستند برای پاسخ گویی به پرسش های میهمانان در آنجا خواهند بود.

از دیدن شما در نمایشگاه شادمان میشویم و اگر پیشنهاد و طرحی دارید به ما بدهید( بویژه با ایمیلiran.tajikistan@yahoo.com )

اگر می خواهید به کتابخانه تاجیکستان کتاب هدیه نمایید بهترین فرصت نمایشگاه کتاب  است .در باره طرح بسیار ارزشمند پیشکش کتاب به تاجیکستان لطفا اینجا را کلیک

Read More →

چه کسانی جای فریدون پور رضاها را خواهند گرفت و آیا توانند گرفت

خواننده فولکلور،استاد فریدون پور رضای گیلانی برای نه تنها گیلانی ها که برای بیشتر ایرانی ها  خواننده شناخته شده ای است.۲۳ فروردین از این دیار رفت.اما دریغ که جای اینها کسی نمیاید.

درست آن بود -درین چند دهه که او می خواند -دهها کس مانند او میامدند و پرورش می یافتند.و چرا جامعه مانند اینها را پرورش نمی دهد و بجایشان بسیار فوتبالیست میاید به جای فولکلوریست!

ترانه های استاد را گوش می دهی به اهمیت کار او پی می بری،بومیت و محیط زیست،کار و کشاورزی و مهر و عشق و دوستی و زندگی و شادی و… که میوه اش تندرستی و پیشرفت سرزمین،کار او کوچک بود؟

ویکیپدیا درباره استاد

Read More →

یک خواهش-برای نوروز،شما نیز یک کتاب، به تاجیکستان هم فرهنگ ما، هدیه دهید

  درخت دوستی بنشان ،که کام دل به بار آرد

فراخوان مهم انجمن دوستی ایران و تاجیکستان-اینجا کلیک کنید

براستی تاجیکستان پاره تن ایران است،سده ها،ایران و تاجیکستان یکی بودند و یک ریشه. کشور کوچک تاجیکستان و تاجیکها ،با چنگ و دندان و سختی بسیار ،توانستند،فرهنگ ایران بزرگ را نگهدارند،چرا که در میان کشورهای بلعنده و مهاجمی مانند چین،روسیه،قزاق و اُزبکِ مخالف تاجیکهای ایرانی تبار،نگهداشتن زبان و فرهنگ ایرانی ،کاری بسیار بسیار دشوار بود که تاجیکها،این کار بزرگ و خردمندانه را با هوش و فرهنگ والای خود که ریشه و مایه آن از بزرگانی چون” رودکی” دیار تاجیکستان و فردوسی پرورش یافته در خاندان سامانیان تاجیک است،به نیکی انجام دادند و باید بر آنان آفرین گفت و ستودشان.و اینک ما…..

اگر میشود در وبگاه خود این فراخوان را بازتاب فرمایید و به سایت بالاترین لینک دهید-سپاس

Read More →

Page 1 of 41234