گرین بلاگ – تازه‌ترین مطالب وبلاگستان محیط زیست

زیر درختان کنار آژانس شیشه ای!

بخواهم هم نمی توانم از آژانس شیشه ای بلیط نمایش لطیف اثبات تناقضهای جامعه را نخرم، نمی توانم از کنار راین بگذرم و کرخه را نادیده انگارم، نمی توانم تندی رقابت عشق را از روبان قرمز جدا کنم و هرگز نخواهم توانست چشمهایم را بدون بوی پیراهن یوسف پالایش دهم. در کنار تمام این نتوانستنها، مگر می شود عشق به زندگی را از گوشه گوشه هیچ های منجیل جدا کرد؟ مگر می توان شاخه های زیتون را در پاییز تنها گذاشت و آیا می توان طعم گیلاس را فراموش کرد؟ مشق من اینهایند، دفتر من هم گم شده است در هزارتوی روستای زندگی و کسی نیست آن را برایم بیاورد. من اندیشه ام خاکستری است من با اینها زندگی کرده ام. بگذاریم فعلن هر آنچه می خواهند بگویند. حاتمی کیا برای من همان حاتمی کیای آزانس شیشه ای است و کیارستمی هم همان کیارستمی خانه دوست کجاست.

Read More →

فریاد

خانه‌ام آتش گرفته‌ست،
آتشی جانسوز.
هر طرف می سوزد این آتش،
پرده‌ها و فرش‌ها را،
تارشان با پود.
من به هر سو میدوم گریان،
در لهیب آتش پر دود؛
و زمیان خنده‌هایم، تلخ،
و خروش گریه‌ام، ناشاد،
از درون خستهء سوزان،
می کنم فریاد،
ای فریاد!
ای فریاد!
خانه‌ام آتش گرفته‌ست،
آتشی بیرحم.
همچنان می سوزد این آتش،
نقش‌هائی را که من بستم بخون دل،
بر سر و چشم در و دیوار،
در شب رسوای بی ساحل.
وای بر من،
سوزد و سوزد
غنچه‌هائی را که پروردم به
دشواری.
در دهان گود گلدانها،
روزهای سخت بیماری.
از فراز بامهاشان، شاد،
دشمنانم موذیانه خنده‌های
فتحشان بر لب،
بر من آتش بجان ناظر.
در پناه این مشبک شب.
من بهر سو می دوم،
گریان از این بیداد.
می‌کنم فریاد،
ای فریاد!
ای فریاد!
وای بر من، همچنان می سوزد این
آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان؛
و آنچه دارد منظر و ایوان.
من بدستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش،
وز لهیب آن روم از هوش؛
زآن دگر سو شعله برخیزد، بگردش دود.
تا سحرگاهان، که می داند، که بود من شود نابود.
خفته‌اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر،
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر؛
وای، آیا هیچ سر بر می کنند از خواب،
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد.
می‌کنم فریاد،
ای فریاد!
ای فریاد!

مهدی اخوان ثالث ………..

Read More →

مرغ سحر

مرغ سحر ناله سرکن، داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرربار این قفس را بَرشِکَنُ و زیر و زِبَر کن

بلبل پَر بسته ز کنج قفس درآ، نغمهٔ آزادی نوع بشر سُرا

وَز نفسی عرصهٔ این خاک توده  را پرشرر کن

ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد

ای خدا، ای فـلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن

نوبهار است، گل به بار است، ابر چشمم، ژاله‌بار است

این قفس، چون دلم، تنگ و تار است

شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین

جانب عاشق نِگَه‌ای تازه گل از این، بیشتر کن

مرغ بی دل شرح هجران مختصر، مختصر کن

 

عمر حقیقت به سر شد، عهد و وفا بی اثر شد

ناله عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بی ثمر شد

راستی و مهر و محبت فسانه شد

قول و شرافت همگی از میانه شد

از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد

دیده تر کن!

جور مالک، ظلم ارباب، زارع از غم گشته بی تاب

ساغر اغنیا پر می‌ناب، جام ما پر ز خون جگر شد

ای دل تنگ ناله سر کن، از مساوات صرف نظر کن

ساقی گلچهره بده آب آتشین، پردهٔ دلکش بزن ای یار دلنشین

ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین

کز غم تو، سینه من، پر شرر شد، پر شرر شد

 

مرحوم ملک الشعرای بهار

* پ.ن ضروری: این دلتنگی اصلن ربطی به استیضاح دکتر فرجی دانا ندارد! در عین حل شما می توانید هر جور دوست دارید تفسیر کنید. Up to you!

Read More →

رمزگشایی از دلواپسی آفرینندگان زیست توپ! (محمد درویش)

درویش عزیز مطلبی را در خصوص چیت بال منتشر کرده که بد نیست خوانده شود. حداقل برای من دایی جان ناپلئون خیلی مفید بود! رفرنس اصلی مطلب را در خبرآنلاین هم می توانید ملاحظه فرمایید.

“بسیاری می‌گفتند: امکان ندارد فیفا پیشنهاد دوستداران محیط زیست ایران را بپذیرد و اجازه دهد تا نقش یوز بر پیراهن اعضای تیم ملی فوتبال ایران در آوردگاه برزیل بدرخشد. اما همه دیدیم که این اتفاق رخ داد! نداد؟ امروز هم، همان منفی‌نگران تلاش‌های فعالان محیط زیست و سازمان تحت هدایت معصومه ابتکار را برای معرفی و حمایت از طرح چیت‌بال و زیست‌توپ انکار کرده و می‌کوشند تا از اهمیتش بکاهند. با این وجود، گاه نمی‌توانند دلواپسی خود را از احتمال موفقیت این طرح فراملّی پنهان سازند! چرا که می‌‌بینند آرام آرام، دنیا کلاه از سر برداشته و دلواپسی آفرینندگان زیست توپ را درک می‌کند …

    شمارش معکوس برای شروع بزرگترین رخداد ورزشی جهان در پنجمین کشور پهناور کره زمین آغاز شده است. تقریباً هیچ بخش خبری در هیچ رسانه‌ی محلی، منطقه‌ای و بین‌المللی را نمی‌توان سراغ گرفت که در لابه لای خبرها و تحلیل‌هایش، گوشه چشمی به ماجرای داغ فوتبال در سرزمین آمازون نداشته باشد. ایران هم امسال، یکی از 32 کشوری است که بخت آن را یافته تا در این دیدنی‌ترین و پرشمارگرترین رقابت سال شرکت کند. با این وجود، در آن سوی ماجرا خبر می‌رسد که نمایندگان تیم مذاکره‌کننده‌ی ایرانی از امروز – دوشنبه، 19 خرداد 1393 – بین ژنو، رم و وین در تردد هستند تا بتوانند پیش از آغاز دور جدید از مذاکرات هسته‌ای با اعضای 5+1، به رهبران غرب و شرق بقبولانند که منظور خشونت‌طلبانه و امنیت‌ستیزانه‌ای از پیشبرد برنامه‌های هسته‌ای خود ندارند.

    این همه سؤتفاهم، تردید و دیرباوری از کجا ریشه گرفته است؟ چگونه می‌توان به سوی جهانی حرکت کرد که به گفته‌ی حسن روحانی، تقبیح‌کننده‌ی خشونت و نفی‌کننده‌ی تبعیض و نابرابری باشد و در آن جهان، ایرانی و ایرانی در شمار ممتازترین شهروندان خشونت‌گریزش جای داشته باشند؟
    به باور نگارنده و گروهی از فعالان محیط زیست به رهبری آرش نورآقایی، دست‌کم بخشی از این پاسخ را می‌توان در انتشار گرایه‌ (دغدغه)های بوم‌شناسانه‌ یا اکولوژیک فارغ از هر نوع مرزبندی سیاسی یافت. چنین است که پس از موفقیت ایده‌ی حضور یوز ایرانی بر پیراهن قهرمانان ملّی‌پوش فوتبال ایران در آوردگاه برزیل، اینک شاهد بلوغ طرح «کودک، محیط زیست، صلح و فوتبال» هستیم تا علاوه بر آفریدن آرایه‌ای ملّی موسوم به چیت‌بال، با «زیست توپ» به جهانیان نشان دهیم که ایرانیان، نه فقط برای زیستمندان در خطر انقراض خویش، که برای همه‌ی آن 2300 گونه‌ی جانوری و هزاران گونه‌ی گیاهی که شاید آخرین روزهای حیات ِ واپسین افراد یا پایه‌های خود را در کره خاک می‌گذرانند، نگران و دلواپس هستند.
    ما در زمانه‌ای زیست می‌کنیم که نوع بشر چنان بلایی بر سر دیگر زیستمندان گیاهی و جانوری ساکن در کره زمین آورده که به تنهایی سبب شده تا سرعت نیستی تنوع زیستی 10 هزار برابر بیشتر از زمانی شود که هنوز آن سیب مشهور توسط آدم و حوا گاز نخورده بود!
    به عبارتی ساده‌تر، هنرنمایی بی‌بدیل و البته شرم‌آور ما شهروندان متمدن جامعه‌ی جهانی، همانا ده هزار بار شتاب بخشیدن به مرگ جاندارانی است که شاید هرگز نتوانند به رویه‌ی خشونت‌بار حاکم بر زمین اعتراض کنند!
    و دقیقاً در چنین شرایطی است که ایران رهبری نهضتی را در دست می‌گیرد که فارغ از هر نوع تعصب، ملیت، مذهب، نژاد و رنگ پوستی می‌کوشد تا توجه جهانی را به خطر انقراض حیات به مفهوم مطلق کلمه جلب کند؛ انقراضی که مصداق نمادین آن را می‌توان در نیستی قریب‌الوقوع 32 گونه‌ی جانوری از 32 کشور شرکت‌کننده در جام جهانی 2014 برزیل دانست که هویت یک توپ محیط زیستی را شکل می‌دهند موسوم به زیست‌توپ که با حمایت معصومه ابتکار، قرار است توسط جواد نکونام به لیونل مسی در 31 خرداد 1393 – روز بازی با آرژانتین – تقدیم شود. به همین مناسبت، روز گذشته، رییس سازمان حفاظت محیط زیست، پیامی ویدئویی را خطاب به همتایان خود در 31 کشور شرکت‌کننده در مسابقات جام جهانی برزیل آماده کرد تا از طریق سفرای آن کشورها و وزارت خارجه و به همراه یک تابلوی نقاشی از گونه‌ی در حال انقراض کشور مورد نظر (اثر محمد کبریا) اهدا شود.
    باشد که مردم، رهبران و به ویژه اصحاب رسانه با جدیت و احساس مسئولیتی سزاوارانه‌تر بکوشند تا آرمان بزرگ زیست‌توپ به هدف بشیند و ماجرای برزیل 2014 به سندی ماندگار در تاریخ محیط زیست ایران بدل شود.
    آمین.”

Read More →

چشمه کیله ی مظلوم

اشکار خودمان عکسهایی را از چشمه کیله تنکابن فرستاده. کمی نگاه کنید و خود قضاوت کنید.

Read More →

خبری که از آن بی نهایت مسرور شدم.

حقیقتش اول که خبر را خواندم ذات دایی جان ناپلئون اصلن باور نمیکرد. شاید هم الان به اصل خبر مشکوک هستم ولی دلم نیامد خبر را نگذارم. بگذارید مدتی دلمان خوش باشد. ان شاءا… که خبر صحیح است. راستی خوشحالیم بابت تلف شدن این تعداد دام نیست. خوشحالیم برای وجود یک تفکر والا در این چوپان جوان لرستانی است. خبر عینا از سایت تابناک برداشت شده است. اصل خبر را اینجا بخوانید.

هرچند خبر کشتار 44 راس دام‌ اهلی یک دامدار جوان خبر خوشی نیست، اما اگر
بدانیم واکنش این جوان مسلح نسبت به پلنگ درنده، تنها تلاش برای فراری دادن
حیوان بوده، قطعا با خبری خوش مواجه هستیم؛ خبری که تلاش مسئولان برای
جبران خسارت وارد شده به دامدار، خوشی آن را دو چندان می‌کند.

به
گزارش «تابناک»، در روزگاری که اخبار ناخوش محیط زیستی، به ویژه گسترش سایه
انقراض بر سر گونه‌های نادر ایرانی، به وفور به گوش رسیده و گاه تصاویر
دردناکی از کشتار بی رحمانه برخی از این گونه‌ها منتشر می‌شود، اتفاقی در
منطقه هشتاد پهلوی لرستان رقم خورده که بسیار جالب توجه است.

ماجرا
از این قرار است که وقتی محیط بانان از حمله پلنگ به گله در حال چرا در
منطقه کوهستانی هشتاد پهلو و تلف شدن دهها راس دام اهلی خبردار می‌شوند،
برای تهیه گزارش و تنظیم صورتجلسه به همراه کارشناسان سازمان محیط زیست
استان راهی منطقه شده و با دامداری مواجه می‌شوند که به رغم مسلح بودن به
سلاح جنگی برنو، حتی لحظه‌ای به ذهنش خطور نکرده که برای نجات گله‌اش به
سمت پلنگ تیر بیاندازد.

مهندس
بازگیر، مدیر کل حفاظت محیط زیست لرستان در این باره به پایگاه خبری دیده
بان محیط زیست و حیات وحش ایران گفت: با اطلاع این دامدار به اداره محیط
زیست، بلافاصله محیط بان منطقه و کارشناسان این اداره به محل اعزام شدند.
پس از بررسی حادثه و تایید حمله پلنگ، مشخص شد 44 راس بز اهلی بر اثر حمله
پلنگ تلف شده‌اند.


وی افزود: از طرفی از حضور پلنگ در این منطقه
خوشحال شدیم و از سوی دیگر نگران تکرار حادثه و وارد آمدن آسیب از سوی
دامداران به این گونه جانوری ارزشمند هستیم؛ از این رو ضمن تشکیل پرونده،
درصدد جبران خسارت وارده به این دامدار هستیم.

بازگیر ضمن تقدیر و
تشکر از این دامدار در خودداری از وارد آوردن آسیب به پلنگ، گفت: از کلیه
دامداران تقاضا داریم در صورت حمله حیوانات وحشی از قبیل پلنگ،گرگ و غیره
در اولین اقدام با اداره محیط زیست منطقه تماس بگیرند تا هم جرمی مرتکب
نشوند و هم بتوانند خسارت وارده به دام‌هایشان را از ما طلب نمایند.
امیدواریم مردم ایران زمین در کنار طبیعت باشند.
این
در حالی است که چرایی بهره نبردن دامدار جوان از سلاحی که همراه داشت، به
مراتب از اتفاق رخ داده جالب توجه تر است؛ «نوروز حیدری»، دامداری که گله
اش مورد حمله پلنگ قرار گرفته در این باره می‌گوید: هر روز صبح زود گله را
می برم و غروب به روستا برمی‌گردانم. در منطقه کول پیر در ارتفاعات
هشتادپهلو مشغول چرای دام‌ها بودم. نزدیک غروب آفتاب تصمیم گرفتم گله را
جمع کنم و به پایین برگردم. هوا مه آلود بود و بزها پراکنده بودند. متوجه
سروصدای غیرعادی بزها شدم و به سمت گله رفتم. دید خوبی در مه نداشتم.
ناگهان متوجه شدم تعدادی از بزها زخمی شده یا در حال جان دادن هستند. جلوتر
رفتم و دیدم یک پلنگ بزرگ گردن یک بز را گرفته و درخال خفه کردن حیوان
بود.

هیچ کاری از دستم بر نمی‌آمد؛ پلنگ بزها را می گرفت و خفه
می‌کرد. چند دام هم از کوه پرت به پایین پرت شدند. وقتی شروع به داد و
فریاد کردم، پلنگ متوجه من شد و به سمت بالای کوه فرار کرد. گله تار و مار
شده بود و بزها از ترس، پراکنده شده بودند، تا جایی که توانستم گله را جمع و
جور کردم و دامهایی که سالم مانده و پیدایشان کرده بودم، به روستا
برگرداندم. همان شب با محیط بان منطقه تماس گرفتم و ماجرا را با وی در میان
گذاشتم.

او
در پاسخ به این سوال که چرا سگ گله همراه ندارید، گفت:  در آبادی سگ داریم
ولی جایی که بزهایمان را به چرا می‌بریم، کوهستانی و خیلی صعب‌العبور است و
سگ نمی‌تواند از صخره‌های آن بالا برود.

این دامدار جوان در ادامه
با تاکید تلف شدن 44 راس بز از 140 راس بز و گوسفند گله‌اش، درباره چرایی
استفاده نکردن از اسلحه خود گفت: همیشه اسلحه برنوی مجازم را همراه دارم.
قبلا هم در این کوه پلنگ دیده بودم؛ این حیوان خیلی زیباست، شما تا از
نزدیک نبینیدش، متوجه حرف من نخواهید شد. به خدا قسم اگر تمام دام هایم را
هم می‌خورد، هرگز به طرفش تیر نمی‌انداختم.

وقتی خبرنگار از او
می‌پرسد که آیا از صمیم قلب گفتید، اگر تمام دامهایتان توسط پلنگ تلف می‌شد
آسیبی به این حیوان نمی‌زدید؟، پاسخ می‌دهد: خداوند به ما برکت می‌دهد. هر
ساله بزغاله‌ها و بره‌های جدید متولد شده و دام‌هایمان دوباره زیاد
می‌شوند اما اگر پلنگ از بین رفت، دیگر این کوه پلنگ نخواهد داشت. باز هم
می‌گویم اگر تمام دام های من را تلف کرده بود، هرگز پلنگ را نمی‌کشتم.

اگر تمام دام‌هایم را هم می‌خورد، هرگز به طرفش تیر نمی‌انداختم


پدرم
همیشه از خرس‌های این منطقه تعریف می‌کند؛ اینجا قبلا تعداد خیلی زیادی
خرس زندگی می‌کرد اما مردم همه را کشتند و الان دیگر خرس توی کوه نیست. چند
سال است که خرسی نیست و دیده نشده است.

اگر عقابی در آسمان این کوه
پرواز نکند، اگر کل و بزهای وحشی داخل کوه نباشند، اگر سر یک چشمه ده ها
کبک آب نخورند، طبیعت لذت بخش نیست. من از شنیدن صدای آواز کبک ها توی این
کوه خیلی بیشتر از خوردن گوشت آنها لذت می‌برم. این منطقه خیلی بکر و
زیباست؛ من از طبیعت زادگاهم لذت می‌برم اما طبیعت هر چقدر بکر و زیبا باشد
،بدون جاندارانش هیچ لطفی ندارد.

آقای خبرنگار من از شما یک سوال بپرسم؟ اگر باغچه‌ای گل نداشته باشد یا دوتا گل پژمرده داشته باشد آن باغچه چه لطفی دارد؟!

Read More →

مشاهده گونه نایاب سمندر ایرانی در ارتفاعات دو هزار تنکابن

مشاهده گونه نایاب سمندر ایرانی در ارتفاعات دو هزار تنکابن

کوشان مهران عزیز همانند همیشه این دایی جان ناپلئون وبلاگستان سبز محیط زیستی را با نوشته هایش نوازش داده و مطلبی را برایم ارسال داشته که بازهم دلم نمی آید شما را از آن محروم سازم. بخوانید و کامیاب باشید:

تنکابن شبکه نیوز:این گونه از سمندر منحصر به ایران بوده و پیش از این در گرگان ، ویسر و اطراف طالش دیده شده بود.خاطر نشان میسازد این گونه به لحاظ کمیاب بودن در لیست قرمز IUCN قرار گرفته است.دکتر حمیدرضا جمالزاده استاد جانورشناسی و حیات وحش دانشگاه آزاد تنکابن درگفتگویی اختصاصی با خبرنگارشبکه نیوز در تنکابن با اعلام این مطلب که نسل سمندر کوهستانی با خطر انقراض روبرو می باشد گفت: در ارتفاعات دو هزار شهرستان تنکابن گونه ای دوزیست متعلق به سمندرها به نام سمندر کوهستانی ایرانی مشاهده کرده است. و این امر بر اهمیت زیستگاهی این منطقه افزوده است. نکته جالب در خصوص مشاهده سمندرها در این منطقه آن است که ارتفاع مشاهده شده در منطقه تنکابن در ارتفاع بیش از 1500 متر بوده است در حالیکه در بقیه مناطق ذکر شده درکشور در ارتفاعی پایین تر دیده شده اند. وی همچنین افزود: سمندر کوهستانی متعلق به راسته سمندرها و از دوزیستان می باشد. این گونه در لیست قرمز IUCN قرار گرفته است. این گونه منحصر به ایران بوده و در گرگان ، ویسر و اطراف طالش گزارش شده بود. توسط گروهی از دانشجویان دانشگاه تنکابن در طول دو سال به مطالعه این جاندار پرداخته و اطلاعات مهمی در خصوص زندگی این جانور در طی فصول فعالیت آن بدست آوردیم.


دکتر جمالزاده به خصوصیات زیستی این جانور اشاره داشته و تصریح کرد: سمندرکوهستانی با نام علمی 
paradactylodonpersicus متعلق به خانواده سمندرهای آسیایی است که اولین بار در سال 1970 با مشاهده لاروی از آن گزارش شد. بدن این جانور دارای زمینه ای قهوه ای با لکه های متمایل به زرد و نارنجی بوده. سه جفت آبشش خارجی در لاروها کاملا مشهود است. آبهای پر از اکسیژن وسرد را برای زندگی انتخاب می کند. در نمونه های گزارش شده قبلی فقط از چشمه و غاری در گلستان دیده شده است اما در این منطقه علاوه بر چشمه از رودخانه کنار چشمه نیز لاروها جمع آوری شدند.این استاد جانور شناسی و حیات حش در خاتمه سخنان خود حاطر نشان ساخت : تعداد نمونه برداری شده حکایت از وضعیت نسبتا مطلوب ذخایر این جاندار دارد که می توان با حفاظت این منطقه و رعایت نکات لازم به کوهنوردان زیستگاه ایده آلی برای آنها در نظر گرفت.

Read More →

آخرین تصاویر از باتلاق گاوخونی

آخرین تصاویر از باتلاق گاوخونی

همکار و دوست عزیزم آقای مهندس اسکندری از بچه های نیک مرکز تحقیقات اصفهان عکسهای زیر را از گاوخونی گرفته است. ببینید و افسوس بخورید. آیا گاوخونی را در سالهای 66 تا 70 دیده بودید؟

Read More →

یک نوشته، یک نقد

امروز کوشان مهران عزیز ایمیلی برایم فرستاد که شامل یک نوشته و یک نقد بود. نوشته ای از خودش در ایرن و نقدی بر نوشته اش از بهروز حسنی گرامی که دیگر باید عنوان دکتر را هم به نامش اضافه کرد. نوشته های اشکار که ذات خودشان دارند و عمومن الفاظ معترضه و با شدتی بالا در کنار نوعی طنز تلخ همراه با گاهی تکریم گذشتگان است و بهروز نازنین که همیشه علمی صحبت می کند و از نوشته های او بدون یادگرفتن نمیشود گذشت. حالا هر دو را کنار هم می گذارم لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید. نتیجه گیری با شما. ولی بالاخره شما فکر میکنید چه بلایی سر دریاچه ارومیه خواهد آمد؟

Read More →

به به از این همه لطف و مرحمت

به به از این همه لطف و مرحمت

عکس زیر را در پارسینه دیدم. خیلی جالبه نه؟ راستی از کی باید تشکر کنم؟ از
مردم؟ از مسئولین؟ یا از همه فلات ایران نشینان؟ یا شاید هم از عکاس؟

Read More →

Page 2 of 1412345...10...Last »