بایگانی مطالب این نویسنده

شیوا شفاهی

به جنگ ستاره ها رفتید و خورشید را فراموش کردید.

نمی دونم چی بنویسم ولی می نویسم سال 2009 را من روی پل آهنی و معروف "ماین فرانکفورت "شروع کردم. شب سردی بود و پر سر و صدا. هزاران نفر برای جشن آنجا بودند. فقط یادم است که من سردم بود و هزار بار از خودم پرسیدم من قاطی این آدم ها چه می کنم؟ مظاهر غربزدگی در من اثر کرده است؟ روزی که از ایران بیرون می آمدم، به بابا قول دادم که خودم بمونم و ایرانی بمونم .هرگز از یاد نبرم از کجا آمده ام. آن شب می لرزیدم و درمیان مردمانی غریب کارهایشان را نگاه می کردم ...

۱۳۸۸,۱۰,۱۱ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

کپنهاگ و یک اشتباه دیگر

نمی دانم از کجا بگوییم ولی در دل من اینقدر چیز ریخته که بلاخره سر باز می کنه، دوران لای بازی تموم شد و شنیدم و شنیدم .... در سالهای گذشته بسیار تلاش کردم بتوانم به محیط زیست ایران خدمت کنم. درد طبیعت ایران را من نمی توانم درمان کنم. برای درمان این درد باید دست همدیگر رابفشاریم و به آینده نگاه کنیم.نیاز به دست توانا و برنامه ریزی دارد ول هر چه می گذرد احساس می کنم این آواره را به این راحتی نمی شود مرمت کرد. اما کپنهاگ که مزگان جمشیدی عزیز کامل نوشته است رئیس دولت دهم ایران امروز در کپنهاگ ...

۱۳۸۸,۰۹,۲۶ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

این اجلاس کپنهاگ و داستان زبان سرخ در دهان ما

چرا این کنفراس تموم نمی شه دارم منجر می شم. آخه یک قسمی خوردم که من لال می شوم ولی اما کر نمی مونم . این زبان سرخ را آروم نگه داشتن کاری است بسی دشوار مخصوصا در این زمینه. یک هفته اگر دوام بیارم خوبه! این را در دهات ما می گویند اعتصاب زبانی و در شهر شما اعتصاب نوشتاری می خواننداش، تازه من تفکرات کرده بودم، شاید بشود از دیگر مسائل سر سخن باز کرد، از بالا گفتند: " نه نمی شود" بعد هم اوامر ملوکانه صادر شد : "خانم شما بروبد در مطبخ ...

۱۳۸۸,۰۹,۲۳ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

همایش ملی حقوق و اخلاق در زیست فناوری

کمیته حقوق و استاندارد ستاد توسعه زیست فناوری و انجمن علمی حقوق پزشکی ایران برگزار می کنند : همایش ملی حقوق و اخلاق در زیست فناوری كميته حقوق، اخلاق و استاندارد ستاد توسعه زيست فناوری و انجمن علمی حقوق پزشكی در نظر دارند همایش ملی حقوق و اخلاق در زیست فناوری را در 28 بهمن ماه 1388 در محل دانشكده حقوق دانشگاه شهید بهشتی برگزار نمایند. محورهای این همایش عبارتند از: ایمني زیستی، مهندسی ژنتیك و استاندارد. از اینرو به منظور بررسی ابعاد حقوقی و اخلاقی هر یك از محورهای تعیین شده برای ...

۱۳۸۸,۰۹,۱۲ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

دانشنامه‌ای با عنوان: «اسلامی – کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست»

امروز من سری زدم به وادی ایرانی محیط زیست جای شما خالی آنچه من دیدیم را حیف بود شما نبینید: " دانشنامه‌ای با عنوان: «اسلامی – کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست» " ما کجا و دنیا کجا است؟ بعد از این که متن جناب درویش را خواندم، از خودم پرسیدم چه واژه ای باید برای مثال به جای آلودگی هوا بیاریم که شرعی باشد؟!یا باید اثرات گلخانه ای و گرمایش زمین را چگونه از نظر اسلامی معنا کنیم ؟! البته این مورد اخیر را موکول می کنیم به ...

۱۳۸۸,۰۹,۰۹ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

غریب و حیران و تنها

کاش بغض من می شکست و می نوشتم کاش عقربه های این ساعت را نگه می داشتم کاش ساعت تیک تیک نمی کرد کاش ایران بودم کاش بیگانه نبودم . . . این پای رفتن نیست و این دل دیگر برای دلباختن نیست این آشیانه سرد است این قصه بی پایان و امید که می رود و داستان به سر نمی رسد پای گریز می خواهم امید بودن می خواهم به میان جنگل می روم به میان دشت می روم با پرنده مهاجر می گویم با برگ بر خاک افتاد می گویم و امروز به ابر خاکستری گله کردم با او گریه کردم با او شیون زدم با او اشک ریختم در تنهای سپیده دم امروز اشک را... ...

۱۳۸۸,۰۸,۲۸ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

سه سال گذشته ولی در نهایت ناباوری

هر سال به یاد شهداد عزیزم شمع های سبز روشن می کردم و در فانوس سبز رنگ برایش چراغی روشن می کردم وای امروز هم روشن می کنم و صدایت می زنم "کجایی؟!"باز سالی از رفتنت گذشت دیشب نمی خواسنم بنویسم ولی مامان خانومی هم که مثل همه نمی تواند رفتنت را فراموش کند ویادت کرد و من را از رفتن باز داشت امروز در خانه می مانم و به یادت می نشینم کاش ایران بودم ولی نه نمی خواهم این خانه جدید تو را یاد بگیرم . راستی کجا است ؟ وای که اگر می دانستی چقدر عزیز بودی ...

۱۳۸۸,۰۸,۲۶ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

دنیا بی‌ کامپیوتر

مشکلات زندگی‌ یکی و دوتا نیست که آدم بتونه حل بکند وای به روزگاری که تو قرن ۲۱ کامپیوتر نداشته باشی‌ و نتونی ارتباطت سالم داشته باشی‌ و بشینی‌ پین جعبه جادوی و برنامهای چرن پرند نگاه بکنی‌ و بافتنی ببافی ، میل‌ها را با کامپیوتر دوستان چک کنی‌ و وای بدتر که ۱۰ روز دیگه هم بخواهی صبر کنی‌، خلاصه زن و تکنولوژی ۲ مساله مختلف هستند غیر قابل حل و در یک فضای سه بعدی نمی‌ گنجند . من به این داستان اعتراف می‌ کنم حالا اگه همه ...

۱۳۸۸,۰۸,۲۰ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

الان اینجا نوشتنم گرفته وسط کلاس درس

بغضم الان می ترکه، اول این استاد ما در مورد سنگسار گفت، بعد هم در مورد ختنه زنان، دلم می خواهد داد بزنم .دلم می خواهد سرم را بزنم به این دیوار های بتنی این کلاس که دیگه نشنوم . من از جای می آییم که یک موجودی که اسم خودش را گذاشته "مادر" با بی رحمی و سنگدلی جوانی که مادر ندارد و طعم مادر نچشیده را می کشد. این دو هفته به کلمه "احسان" زیاد فکر کردم . راستی احسان را چگونه معنا کنیم؟ شاید به معنای آن است که یک نفر را به تکه ...

۱۳۸۸,۰۸,۰۵ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

ما “فردا ” چه برای گفتن داریم وقتی آنها روزی هزار بار می‌میرند

هزار چیز نوشته بودم برای این هفته اما یک خبر دنیایی من را بهم ریخت و هم را به گوشه گذاشتم تا خاک بخورد فریاد از بی رحمی این دنیا او "طناب دار "را احساس می کند و باز طنابی نمی آید باز کوله بار بر زمین می گذارد و شاید بگویند تو مسافر نیستی چکار کنیم تا سفر نکند ما "نمی توانیم" این غافله را از حرکت باز داریم چه ضعیف هستیم هر بار که می گویند بهنود فردا می رود من می نشینم و فقط اشک می ریزم و پیش خود می گوییم: می داند ، آخرین سفر زندگی اش چگونه ...

۱۳۸۸,۰۷,۱۵ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

با تاخیر به دلیل مشق و درس، چند کلمه در مورد انتخابات اخیر در آلمان

اینجانب دراین هفته ای که گذشته حرف نزدم و مشغول مشق و درس بودم راست و حسینی اش زا بخواین بدونین، نمی‌‌خواستم هم حرف بزنم، مامان خانمی من امروز کلی‌ این بلاگ من را به باد اعتراض گرفتن و طبق معمول به حمایت از بابا بلند شدن و که من را یک جوجه نویسنده هستم و دارم تمرین می کنم و با نوشتن این احساسات گم شدم را دارم خودم را با نوشتن پیدا می کنم و مشغول پیدا کردن راه و رمز نوشتن هستم .من هم طبق معمول بچه حرف گوش کن ، گفتم ...

۱۳۸۸,۰۷,۱۰ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

پریشان سوخت گندمان می سوزد و باز فردا

وباز فردا می شود و خورشید از پشت کوه ها بیرون می آید و یادمان می رود دو سه روزی می نویسیم و فریاد می زنیم . تا تالاب دیگر و... روزی که در وبلاگ مینو صابری عکس لاک پشت های سوخته پریشان را دیدم دلم گرفت و با خودم گفتم اگر اینها موجوات دو پا بودند الان چه قیامتی ما راه انداخته بودیم و چه سر وصدایی و های و هوی بود . اگر بمبی در گوشه ای از دنیا منفجر شده بود الان دنیا می نوشت . چون هم نوعان ما دیگر بر روی این کره خاک یراه نمی ...

۱۳۸۸,۰۷,۰۳ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

درد دل این هفته که گذشت

بعضی وقت ها من هوس می کنم که جدی باشم ولی این اطرافیان عزیز مگه اجازه می دهند. مثلا همین مامان خانوم بنده امروز امر کردن من بروم یک قوطی بخرم و هر چی "بوس" و " آی لاو یو" و" ایش لی بی دیش" دارم ،را بریزم تو این قوطی و آن را بگذارم سر طاقچه در این خانه دانشجوی بنده زیر آسمان همیشه خاکستری، که با یک تیر دو نشان بزنم ، هم انرژی مثبت می دهد به خودم و هم مامان خانومی وفتی به سلامتی تشریف به فرنگستان می آورند، ...

۱۳۸۸,۰۶,۳۰ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

عهد دیرین

در همه سکوت امروز فریاد می زنم در همه فریاد فردا سکوت خواهم کرد در آسمان آبی بر فراز ابر های سفید مخملین بوی آشنا عهدمان را می جوییم در نا آرامی امروز، صبررا برای فردا شادمان با هم بودن، آرزو می کنم در راه عهد دیرین وفا می مانم و گام بر می دارم درافق خاکستری غربت تنها تکه ابری سپید را می جوییم و سفید رنگ صلح برای ما رنگ رسیدن به آرمان بود وای من امروز چه می گوییم دلم تنگ شده برای یک ذزه آسمان آبی دلم گرفته مثل این خاکستری بی پایان غربت و باز اسارت در بند دنیا ...

۱۳۸۸,۰۶,۲۷ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

غریب در ره عشق

تو ومن در میان پیچ های این راهرو تنهایی می رویم و دری را می جوییم . آن را می یابیم . این همان در امید است و آرامی برای دل آشفته ما. ازآن باید گذر کرد ولی حیف که کلیدی برای گشودنش نمی یابیم ، آیا این در را می توان گشود؟ آخرین نگاه بر پیکر چوبین این در بسته انداختیم واندیشیدیم، شاید دری دیگری را در مسیر ناشناخته امیدمان پیدا خواهیم کرد. آری، آرام از کنار او گذاشتیم . و او بود که به سخن آمد و گفت: بکجا می روید؟ تو زیر لب گفتی: " به ره عشق". او ...

۱۳۸۸,۰۶,۲۳ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

یکی دیگر از بزرگان علم زیست شناسی سفر کرد

اصلا نمی دانم از کجا بگویم امروزایمیل این نیما را باز کردم عجیب بود و باور نکردنی باید باور می کردم و نمی خواستم باور کنم . برای من مرکز تحقیقات بیوشیمی و بیوفیزیک دانشگاه تهران محلی است که آنجا یاد گرفتم، تحقیق در زیست شناسی چه معنایی دارد. روابط علمی را یاد گرفتم. نگاهم به عالم علمی شد و تمام عالم خلقت را در بیوشیمی شناختم و اما بیوفیزیک بی روحترین بخش عالم بیولوژی با خنده های استادی که هفته پیش به خاک سپرده شد، برایم جالب و قابل درک شد. زیست شناسی ایران، پروفسور محمد نبي سربلوكي عضو هيات... ...

۱۳۸۸,۰۶,۱۲ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

هفتاد سال پیش در همچنین روزی….

آلمان در ساعت "4:45 بامداد ۱ سپتامبر، ۱۹۳۹ به لهستان حمله کرد امروز هفتادمین سالگرد حمله وحشیانه آدولف هیتلر به کشور لهستان است. آغاز جنگ جهانی دوم و کشته شدن نزدیک به پنجاه میلیون نفر با ملیت های مختلف ، انسان های که ادیان مختلف داشتند و آنان که رنگ پوست و چشم شان مورد علاقه هیتلر نبود. آنان که ژرمن نبودند. هیتلر با اندیشه تجاوزگرانه که داشت موجب آن شد . هیتلر سال ۱۹۳۹ به تاریخدانی به نام کارل بورکهاردت گفت:«هر چه من در نظر دارم برضد روسیه‌است. اگر غرب آن قدر احمق است ...

۱۳۸۸,۰۶,۱۰ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

The 2nd SAIBE meeting November 14th and 15th 2009, Göttingen, Germany

The 2nd SAIBE meeting is a reunion for Iranian scientists in biological sciences which are doing their project in Europe. The goal of the meeting is to make a chance for Iranian scientists to get in touch with other Iranian researchers in their domain. It also provides a forum for Iranian scientists from all over the Europe to discuss their research and form networks The featured topics are Cell and molecular biology, Structural biology, Developmental biology, Genetics, Neuroscience,... ...

۱۳۸۸,۰۶,۰۹ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

لسان الغیب می گوید

وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی کام بخشی گردون عمر در عوض دارد جهد کن که از دولت داد عیش بستانی باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت عاقلا مکن کاری کورد پشیمانی محتسب نمی‌داند این قدر که صوفی را جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی با دعای شبخیزان ای شکردهان مستیز در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی پند ...

۱۳۸۸,۰۵,۳۱ | شیوا شفاهی | نظر

شیوا شفاهی

عدم حضوربنده

این جانب شیوا خانم باید اعلام کنم به دلیل گرفتاری این طرف ها پیدام نشده بود که دوستان فکر کردن خدایی نکره بلایی به سر من آمده است.بجز یک لگدی که یک فروند زنبوربدجنس به این جانب زد و من را قشنگ سر درس و مشق بنشاند موردی نبود ای بابا !بادمجان بم آفت نداره . این مشق و درس شب و روز ما را گرفته است. اما به اطلاع می رسانم من در جریان همه اخبار به خصوص وزارت آب و محیط زیست و کشاورزی و همچنین وزرای از جنس مونث و امثال این هستم . یکی باید ...

۱۳۸۸,۰۵,۲۸ | شیوا شفاهی | نظر

Page 1 of 512345


درباره نویسنده

شیوا شفاهی

آرشیو مطالب

اسفند ۱۳۸۸
ش ی د س چ پ ج
« بهمن    
۱۲۳۴۵۶۷
۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
۲۹  

آرشیو ماهانه