بایگانی مطالب این نویسنده
راستي من يادم رفته بود. نادر نادرپور انگار همين چند ماه پيش درگذشت؟ اين درگذشت را من با كسي ديگر اشتباه گرفته ام يا واقعا نادرپور درگذشته است؟ از صبح نميدانم چرا بي هيچ علتي يك شعر از او در ذهنم مي چرخد. اگر واقعا نادرپور درگذشته است، اين دعاي مادربزرگ من بدرقه او باشد كه هميشه نثار درگذشتگان نيك مي كرد: باشد كه بهشت بهره او باشد. دست كم به خاطر همين يك بيت باشد كه بهشت بهره نادر نادرپور باشد:
كجاست باد سحرگاهان كه در صفاي پس از باران
كند به ياد تو اي ايران به بوي خاك تو مهمانم ...
۱۳۸۹,۰۲,۲۷
|
ناصر کرمی
|
ابتدا: هندی ها اعتقاد دارند اگر مستقیم به چشمان ببر نگاه کنید، به شما حمله نخواهد کرد. به همین خاطر در نواحی جنگلی هند روستاییان هنگام طی طریق در جنگل صورتکی با چشم های درشت از پشت سر خود آویزان می کنند. مستقیم چشم در چشم خصم دوختن، از قدیم نه فقط نشانه ای از شجاعت و دلاوری بلکه همچنین تمهیدی برای کنترل دشمن بوده است . . .
...
۱۳۸۹,۰۲,۲۶
|
ناصر کرمی
|
ابتدا: ماجرای ببرهای سیبری گمان می کنم همچنان جذابترین موضوع زیست محیطی روز است. به تازگی اعلام شده این دو ببر را از باغ وحش آورده اند و نه از زیستگاه های طبیعی. بر خلاف پلنگ های ما که از دل طبیعت زنده گیری شده بودند. ببرهای سیبری قرار است چند ماهی بعد از عادت به آب و هوای ایران به میانکاله منتقل بشوند. یک محوطه دو هکتاری به همین خاطر برای آنها آماده سازی و فنس کشی خواهد شد. تجهیزاتی مثل پنکه و...هم برای آنها در نظر گرفته اند. کارشناسان می گویند برای احیای نسل یک گونه به یک ...
۱۳۸۹,۰۲,۲۳
|
ناصر کرمی
|
ابتدا: خدا بیامرزد مرحوم دکتر جعفر پور استاد اقلیم شناسی دانشگاه تهران را. از آن استادها بود که علم در وجودش به خرد تبدیل شده بود و نه فقط دانش بلکه دانستگی را هم می آموزاند. شخصیت جذاب و در عین حال عجیبی داشت. برای مثال در عین آنکه برای آموزندان بسیار فروتن و سختکوش بود، در معرفی خود ضرورتی برای فروتنی نمی دید و همیشه تاکید می کرد بعد از کوپن( واضع طبقه بندی مشهور اقلیمی ) بزرگترین اقلیم شناس جهان است. نیز اینکه دانش روز را نه فقط از زاویه محاسبات دستگاه های دیجیتال بلکه غالباً از ساز ...
۱۳۸۹,۰۲,۱۹
|
ناصر کرمی
|
ابتدا: شنبه گذشته در تاریخ محیط زیست ایران یک روز استثنایی و بی نظیر بود. این روز به عنوان یکی از روزهای خاص در وقایع نگاری (کرونولوژی ) مدیریت، حفاظت و اطلاع رسانی محیط زیست کشور قابل ثبت است. اهمیت شنبه ای که گذشت در این است که ناگهان در این روز همه مدیران، علاقمندان، نویسندگان و طرفداران محیط زیست در یک اقدام از پیش هماهنگ نشده اما کاملاً همسو ویک شکل تصمیم گرفتند دست اندرکار یک شوآف بامزه شده و ساعاتی طولانی شعور خود را تعطیل کنند. در حوزه سیاست اینگونه وقایع البته مابه ازا و تالی های...
...
۱۳۸۹,۰۲,۰۵
|
ناصر کرمی
|
از نظر ادا کردن حق مطلب، یادداشتی که تا لحظاتی دیگر در این مکان نصب می شود شما را به هیجان خواهد آورد.
...
۱۳۸۹,۰۲,۰۵
|
ناصر کرمی
|
یادداشت مفصلی که تا لحظاتی دیگر در این مکان نصب می شود خود آنونسی است برای یادداشت دیگری که بعد از آن نوشته می شود.
...
۱۳۸۹,۰۲,۰۵
|
ناصر کرمی
|
هژبر یزدانی امروز در جایی از ینگه دنیا در ۷۶ سالگی در گذشت. لابد بسیار درباره او خواهند نوشت. او و نقشش در رژیم سابق ایران و مسائل تاریخی مرتبط با آن. اهل تاریخ نیستم و هژبر را هم چندان جز بدگویی هایی که درباره او از تلویزیون شنیده ام نمی شناسم. با این وجود یک خاطره زیست محیطی از او دارم که نفل آن در این روز شاید خالی از لطف نباشد. آن وقتها که هنوز بیتوته شبانه در لار ممنوع نبود، هر تابستان چند باری را شبها در کنار رودخانه و دره لار با دوستان کمپ می زدیم. یک ...
۱۳۸۹,۰۱,۲۹
|
ناصر کرمی
|
بعد از خواندن مصاحبه دکتر محمدي زاده از صبح منتظر هستم دکتر دلاور نجفي به من زنگ بزند.بعد از تغيير مديريت در سازمان هر بار که نجفي به من زنگ زده خواسته اينچنين چيزي بگويد: آقا ديدي ما نگذاشتيم اما بعد از ما اجرا شد؟ هنوز تو و رفقايت اصرار داريد براي فحش دادن به من و خانم دکتر جوادي؟ يکي ماجراي صدور پروانه هاي شکاربود، ديگري ماجراي قانون ايمني زيستي، ديگري ماجراي ميانگذر تالاب انزلي و اين بار هم لابد نوبت جاده ابر است که به خاطرش دلاور نجفي زنگ بزند. ماجرا ساده است: محمدي زاده ديروز گفته جاده...
...
۱۳۸۹,۰۱,۲۳
|
ناصر کرمی
|
ابتدا: شهرداری خوشحال است که بالاخره تونل توحید را به بهره برداری رسانده .تفاخر مي كند از این بابت که برای احداث این تونل هیچ کمکی از دولت نگرفته. دولت هم خوشحال است که یک ریال نپرداخته اما در همین سالهایی که صدارت دست آنها بوده چنین پروژه شهری مهمی به بهره برداری رسیده است. مردم هم قاعدتاً خوشحالند.اگر چه هنوز گره میدان توحید باز نشده و داخل تونل مشکل تهویه دارد و آن سوی تونل باز می شود به یک معبر تنگ که باعث می شود راهبندان پس بزند به داخل چنین تونلی که بسیار هوای خفقان آوری دارد. ...
۱۳۸۹,۰۱,۲۲
|
ناصر کرمی
|
یادداشتی که تا چند لحظه دیگر در این مکان نصب می شود احتیاجی به آنونس ندارد. چون خودش به اندازه کافی گویاست.
...
۱۳۸۹,۰۱,۲۲
|
ناصر کرمی
|
پریروز بعد از یک سفر زمینی دشوار سی ساعته برگشتم. اما سفر خیلی خوبی بود. خوشحالم که گرجستان نرفته از دنیا نخواهم رفت. کشور زیبایی است. با اقلیم و سرزمینی درست مثل شمال ایران. اما بدون ازدحام ، بدون زباله و با چشم انداز انسانی متوازن و البته معماری بومي و زیبا که همه چیز در آن حساب شده است و غافلگیر می کند. تصور کنید از همین امروز شعور مدیریتی در شمال ایران تغییر کند: یک توسعه سبز گرا آغاز شود، هر فعالیت مغایر با هنجارهای محیط زیست متوقف شود، توسعه پایدار بنیان شادی و دلخوشی را برای مردم...
...
۱۳۸۹,۰۱,۱۷
|
ناصر کرمی
|
ابتدا: همه را با یک چوب راندن البته کار درستی نیست. همچنین انگیزه همه آنها که با هدف هشدار برای بحران زیست محیطی دریاچه ارومیه روز سیزده بدر در کرانه های این دریاچه اجتماع کرده بودند، قابل احترام است. اما واقعیت این است که آن ازدحام سبز نبود، سرخ بود. روح تجزیه طلبی در آن غلبه داشت و طرفداران محیط زیست نباید اجازه می دادند فرصت طلبان سیاسی از آنها کولی مفت بگیرند. احتمالاً بدترین بازی که یک طرفدار محیط زیست می تواند در آن درگیر شود، ماجراهای نژاد پرستانه و ستیزه جویانه است. سیزده بدر دریاچه...
...
۱۳۸۹,۰۱,۱۶
|
ناصر کرمی
|
تا لحظاتي ديگر در اين مكان يك يادداشت نصب مي شود كه عمرا متوجه همه گوشه و كنايه هاي آن بشويد.
...
۱۳۸۹,۰۱,۱۶
|
ناصر کرمی
|
اين يادداشتي است كه آن را دقيقا شش سال پيش يعني در سال 82 نوشته بودم. به مناسبت سال جهاني تنوع زيستي ميخواستم در همين باره يادداشتي بنويسم. تا اينكه برخوردم به متني كه در زير مي خوانيد. شش سال گذشته است و انگار هيچ چيز عوض نشده. همان است كه بود. همين است كه خواهد بود. و دريغ از برگ و بار ايران كه مي رود از دست.
هنگامي كه جانداري را مي كشيد، در دل با او بگوييد: همان نيرويي كه تو را مي كشد، مرا هم خواهد كشت و من هم خورده خواهم شد، زيرا همان قانوني كه ...
۱۳۸۹,۰۱,۰۶
|
ناصر کرمی
|
فردا دارم به گرجستان می روم فقط به این خاطر که احیانا گرجستان نرفته از دنیا نروم. وگرنه حیف از این تهران خلوت و پاک که آدم آن را وابگذارد برای سفر. اگر دسترسی به اینترنت آسان بود که همچنان کرکره این وبلاگ را بالا نگاه خواهم داشت وگرنه که بدرود تا پانزدهم فروردین. در این فرصت پبشنهاد می کنم خبر تعطیلی شاهنامه خوانی در سی میلی خوزستان را اینجا بخوانید. ماجرایی است. من هر چه فکر میکنم نمی توانم بفهمم شاهنامه خوانی چه خطری میتواند ایجاد کند. شاید هم مربوط باشد به آن بیت در جنگ رستم و سهراب که ...
۱۳۸۹,۰۱,۰۵
|
ناصر کرمی
|
یکی از دوستان از مطالب دو سه پست پایین خیلی ایراد گرفته است و میگوید این همه ناامیدی و بدبینی بیشر از اینکه شوق تغییر ایجاد کند دلمردگی و یاس می آورد. درست می گوید و قصد من هم البته نه القای ناامیدی و بلکه تاکید بر اهمیت کاری است که برای حفظ محیط زیست ایران باید انجام بشود. گفته بودم که برگ و بار ایران به سرعت رنگ میبازد و دار و ندار مقاومت در برابر این رنگ باختگی هزار تا آدم متفرق است و یک سازمان منفعل، همین و بس. در آن سوی این جبهه بیست و اندی ...
۱۳۸۹,۰۱,۰۴
|
ناصر کرمی
|
تعطیلات را توی خانه تنها هستم و چون همسرم هیچ وقت وبلاگم را نمی خواند با خیال راحت میتوانم اینجا بنویسم که به شدت دارد خوش می گذرد. دارم رمان جدیدم (شب شوربختی بت پرستان) را پیش میبرم، همزمان دو سه تا کتاب می خوانم و روزی سه تا فیلم می بینم. موضوعی که می خواهم بنویسم مربوط می شود به فیلمی که همین امروز عصر دیدم: بی خواب در سیاتل. محشر است. دوستی دارم سی و هشت ساله که تا حالا ازدواج نکرده و در برابر هر اصراری در این باره مقاومت می کند. در این فیلم چند بار ...
۱۳۸۹,۰۱,۰۲
|
ناصر کرمی
|
شما تصور میکنید امسال چه سرنوشتی در انتظار محیط زیست ایران خواهد بود؟ پاسخ من به این سوال شفاف و روشن است: برای زیستمندان ایران روزگار پر ادباری در پیش است. تجربه بیست سال روزنامه نگاری من می گوید که وقتی مصرانه شعار چیزی را می دهند که سابقه نشان میدهد اعتقادی به آن ندارند، نشانه آن است که خیال بدی برایش دارند. وقت تقدیم لایحه بودجه ۸۹ به مجلس کلی شعار محیط زیست دادند. که چنان وقتی چنان شعارهایی هم بی سابقه بود و هم تا حدودی بی ربط. چند جای دیگر هم مقام اجرایی اول کشورهمین قدر در ...
۱۳۸۹,۰۱,۰۱
|
ناصر کرمی
|
حرف همین است که مشیری گفته است. همین و بس:
با همین دیدگانِ اشک آلود،
از همین روزنِ گشوده به دود،
به پرستو، به گُل، به سبزه درود!
به شکوفه، به صبحدم، به نسیم،
به بهاری که می رسد از راه ،
چند روز دیگر به ساز و سرود.
ما که دل هایمان زمستان است ،
ما که خورشیدمان نمی خندد،
ما که باغ و بهارمان پژمرد،
ما که پای امیدمان فرسود،
ما که در پیش چشممان رقصید،
این همه دود زیر چرخ کبود،
سر راه شکوفه های بهار
گریه سر می دهیم با دل شاد
گریۀ شوق ، با تمام وجود!
...
۱۳۸۹,۰۱,۰۱
|
ناصر کرمی
|
Page 1 of 1912345678»10...Last