بایگانی مطالب این نویسنده

گواه

باید کاری کرد

خسته شدم از صبح بیدار شدن .بالاترین خواندن .جرس دیدن.خبرگزاری ها را مرور کردن .ایمیل چک کردن.اخبار تلخ را دیدن و دشنام دادن.گریستن .نفرین کردن .تا شب دور خود پیچیدن و تلفن تلفن تا شاید اشتباه باشد .فرزاد هم هم پرپر شد.باید کاری کرد....ضحاک فرزادها می خواهد. ...

۱۳۸۹,۰۲,۲۰ | گواه |

گواه

یادت نره!

بعضی وقتها هیچ چیز لذت بخش تر  از یک ساعت جیم زدن از سر کار -هر هر خندیدن و دویدن زیر بارون -موش آب کشیده شده برگشتن به خونه -خوردن یک لیوان بابونه  - دمر خوابیدن و خوندن کتاب های ساده و نرم و ظریف زویا پیرزاد نیست.یادت نره چه ساده می شه خوش بود! ...

۱۳۸۹,۰۱,۲۹ | گواه |

گواه

محبوبیت یعنی این!

به دنبال کتابی در کتابخانه اتاق می گشتم که به چند دفتر خاطرات دوران مدرسه برخورد کردم.از همان دفاتری که زمانی در مدارس باب بود و دست به دست می چرخید و هر کس خطی می نوشت به یاد گار و قول می داد که دوستیشان را فراموش نمی کند و با کلیشه ای پایان می یافت:دوست عزیزم من از شما خاطرات زیادی دارم که اگر بخواهم آن ها را بنویسم چند دفتر لازم است پس خداحافظ ! در یکی از این دفاتر که مربوط است به سال سوم دولت خاتمی  ابتدای هر صفحه بعد از نام همکلاسی چند سوال نوشته ...

۱۳۸۹,۰۱,۲۶ | گواه |

گواه

سال ۸۹ را آغاز کردمبا یک انفجار و یک انقطاعرو به سوی

سال ۸۹ را آغاز کردم با یک انفجار و یک انقطاع رو به سوی آینده ای گنگ و نامعلوم و به سوی رهایی از روزمرگی در جستجوی معنا و آرزو خدایا کمکم کن! ...

۱۳۸۹,۰۱,۱۴ | گواه |

گواه

ایستاده ایم بر آستانه ی…

یک سال گذشت .سالی سرشار از عمیق ترین شادی ها و غم ها .اوج امیدواری و انتهای ناامیدی .اوج همدلی و انتهای تنهایی.اوج عشق و منتهای نفرت .اوج فریاد و منتهای سکوت. چقدر از ته دل خندیدیم و بوق زدیم و کف زدیم .چقدر کیف کردیم از ای ایران خواندن  آنانی که تا دیروز سودایی جز جلای وطن نداشتند و سایه بودند در خیابان های شهرمان و برایشان نه ایران مهم بود و نه ایرانی .چقدر قند در دلمان آب می شد از خوش خلقی همشهریمان که راه می داد به ماشین همشهری های دیگر بی اخم و ناسزا و با لبخند و علامت  پیروزی .چقدر دلخوش... ...

۱۳۸۹,۰۱,۰۲ | گواه |

گواه

چرخه عشق و سپاس

چند سال پیش بانویی یک تابلوی نقاشی به من هدیه کرد.بانویی که آشنائیم با او تنها در حد چند بار صحبت تلفنی بود. تابلویی زیبا با یادداشتی از آن زیباتر که در آن تشکر کرده بود از من .او تشکر کرده بود در حالی که آنچه کردم تنها وظیفه ی من بود و نه لطفی که در حق او انجام داده باشم.تابلویی که با خط زیبا در گوشه از آن نوشته شده بود :من چه سبزم امروز! حتی نام آن بانو را به یاد ندارم اما هدیه اش -خط زیبایش و نگرشش به دنیا و آدم ها را چرا.هر بار که آن تابلو ...

۱۳۸۸,۱۱,۰۲ | گواه |

گواه

یک بشقاب سبزی خوردن!

وقتی اوضاع خیلی پیچیده می شه گاهی می شه نشست به حال فرصت یه بشقاب سبزی خوردن تازه گذاشت روی میز و شروع کرد به خوردن با تامل اون.یه شاخه جعفری برداشت و نگاهش کرد بوش کرد و آروم آروم جویدش .کمی بعد یک دونه تربچه گلی بعد تره تند و تیز و یک دونه پونه بهشتی.چه کیفی داره وقت گذاشتن برای یک ساقه شوید و حس کردن کامل مزش و فکر کردن به جویدن و جذب کردنش و همه چربی های مضری که فرار می کنن از خون و همه پتاسیم هایی که جذب می شن و ویتامین هایی که وارد می شن ...

۱۳۸۸,۱۰,۲۶ | گواه |

گواه

قدرت زنان!

راست می گویند در ج.ا.ایران زن مرز ارزشهاست. زن در ج.ا.ایران به جایگاه واقعی خود دست یافته است.جایگاهی مهم تا آنجا مهم که می تواند مرجعی رااستریپ تیز نماید! ...

۱۳۸۸,۱۰,۱۴ | گواه |

گواه

پایکوبی در ماه جهنمی!

دوستی دارم که تا چند سال پیش هم تشکلی بودیم و بعدتر ها دیگر ادامه نداد و دوباره ندیدمش تا روزی که او را به عنوان یک کارمند بانک ملاقات کردم.چند ماهی بود که ازدواج کرده بود و شاد بود و طبیعتا من هم شاد شدم از شادیش .بیشتر که گپ زدیم گفت ازدواجش خیلی سریع بوده و در خرداد آشنایی بوده و در مرداد مراسم.بهت زده شدم .خرداد !همان خرداد و تیر و مرداد جهنمی که همه جا  آه و ناله بود و اخبار و بد و دستگیری و ف.ی.ل.ت.ر   و  پ. ا. ر. ا.ز. ی .ت و ندا و ...

۱۳۸۸,۱۰,۱۰ | گواه |

گواه

بعد یک مدت همه چیز داشتن .حالا احساس می کنم هیچ چیز ندارم.نه کار و نه عشق.معلقم بین زمین و هوا و درگیرم با کبودی های تنم با زخم های قلبم .همه آنچه برایم ماند.... ...

۱۳۸۸,۱۰,۰۵ | گواه |

گواه

درود و بدرود بر تو ای شیرآهنکوه مرد سبز!

خوشا به حال او که نه به عنوان واعظ و شارح نظریه ...که به عنوان رهبر معنوی جریان آزادیخواهی رفت.ایستاده و سبز !  مردی که خاک را سبز می دانست وقلب را شایسته تر آن که به هفت شمشیر عشق در خون نشیند. مردی که از مرگ نهراسید در سرزمینی که مزد گور کن از آزادی آدمی افزونتر بود. شیر آهنکوه مردی از این گونه عاشق که اینک سکوتش سر شار از نا گفته هاست و رازش عشق است و لبخند.واشکش لبخند عشق!    ...

۱۳۸۸,۰۹,۲۹ | گواه |

گواه

زنی تنها…

زتی تنها.تنهاست به خاطر ما .دریابیمش.به او مدیونیم.به او همسر  و فرنیکش! ...

۱۳۸۸,۰۹,۰۱ | گواه |

گواه

فسقلی ها بزرگ می شوند

فسقلی ها بزرگ می شوند.حالا حس می کنم احساس مادر و پدر ها را که ذوق می کنند-حیرت می کنند و گاه می ترسند از دیدن قد و بالای فرزند و صد بار بیشتر از خواندن آثار قلمی طفل دیروز و جوان امروزشان .خاصه آنکه عجیب بربالیده باشند در ۵ ماه او و همکلاسی هایش! انگار همین دیروز بود.براستی سختی هاست که انسان می سازد. ...

۱۳۸۸,۰۸,۳۰ | گواه |

گواه

آرزویم …

حتی اگر به روی خودت هم نیاوری آرزویت همیشه یک جای وجودت منتظر است.حتی اگر به آرزوی ۱۰ نفر دیگر هم برسی باز هم به آرزوی خودت نرسیده ای .حتی اگر ...امشب فهمیدم در نشستی با یک دوست چند سال کوچکتر -که آرزوی من هنوز منتظر است که تحقق پیدا کند و هنوز نمرده است در زیر نقاب ها و درگیری ها و همه چیزهایی که دارم و آرزوی بعضی هاست و داشتم باور می کردم آرزوی خودم هم هست. نسخه ای که برای دوستم پیچیدم آرزوی خودم بود .جا خوردم که فی البداهه از دهانم باز شنیدمش...رنج آور است که ...

۱۳۸۸,۰۷,۲۷ | گواه |

گواه

مانده تا…

از کوچه های قدیمی و زیبای درکه عبور می کنی با صد افسوس از سر برافراشتن برجها از میان دیوارهای کاهگلی با درهای کلون دار و صحبت می کنی از حفظ نماهای بافت های سنتی در ینگه دنیا که همراهت پرتت می کند با مغز وسط واقعیت .با اشاره به جا به جا رنگ روی دیوارهای کاهگلی و صخره ها.باز هم شعار و باز هم رنگ و باز هم "ننگ با رنگ پاک نمی شود"...یادت می آید اینجا کجاست و درد امروز ما چیست و مانده تا سینی ما پر شود از صحبت میراث فرهنگی-حقوق زنان و کودکان و محیط زیست و حیوانات و... ...

۱۳۸۸,۰۷,۰۳ | گواه |

گواه

صلاحیت انتخاب نوع پیتزا …

چی می شه عده ای به یک گروه  صلاحیت انتخاب رهبرشونو می دن در حالی  که معتقدن اون گروه حتی صلاحیت اینو نداره که باهاشون یک فنجون چای خورد -دو کلمه حرف زد و یا با اونا مشورت کرد در هیچ چیزی حتی در انتخاب نوع پیتزا؟! ...

۱۳۸۸,۰۷,۰۲ | گواه |

گواه

املت نیویورکی با سالاد لنگه کفش

چند روزیه فکر می کنم چی می شه بخشی از جامعه ایران هزار و یک کار بکنه تا بخشی دیگر از جامعه ایران رو به جایی بکشونه که از ته دل خدا خدا کنن تا جامعه در تبعید ایران با گوجه و تخم مرغ از نمایندگان ایرانشون پذیرائی کن؟چی به کی می رسه به چه قیمتی؟ایران کجای این معادله است!؟ ...

۱۳۸۸,۰۷,۰۲ | گواه |

گواه

از کشف ۲ تار موی سفید تا موج سبز در خیابان های ایران

دیروز آرایشگر با اشتیاقی همچون کریستف کلمب هنگام کشف آمریکا کشف ۲ تار موی سفید بر سر اینجانب را اعلام نمود.و اینجانب نه تنها غمگین نشدم بلکه به کشف های با ارزشی دست یافتم.کشف کردم که دیری نخواهد پائید که ۲۰۰ امین تار موی سفید خود را نیز بیابم.و اگر خیلی خوش شانس باشم ۲۰۰۰ امین تار موی سفید را هم در آینده ای نه چندان دور !به همین سادگی تمام خواهم شد و روزی دیگر همبستر "کرم ها و موریانه ها و گورکن های بیرحم". پس . . .  اینجانب گواه-کاشف ۲ تا ر موی سفید فصلی دیگر را آغاز خواهم کرد در استفاده ...

۱۳۸۸,۰۶,۲۷ | گواه |

گواه

دوستی کی آخر آمد…

امشب اصلا شب قشنگی نیست باز هم همه چیز سیاه شده است.دلم دوستی می خواهد تا با او یکبند اراجیف بگویم و لحظه ای یادم برود کیستم و کجایم .دوستی همجنس و همدل که نگران قضاوتش نباشم .که کنکاش نکند در آنچه که نمی خواهم با او شریک شوم .همراه شود با من در شادیهایم و در غم هایم و در دغدغه هایم .دوستی که فقط وقتی کارش گیرم میفتد با من تماس نگیرد....آماده ام برایش هر کار بکنم  فقط اگر باشد .کم کم به این نتیجه می رسم که این چنین دوستی مصداق گشتم نبود و نگرد نیست است. ...

۱۳۸۸,۰۶,۲۶ | گواه |

گواه

صدور ذوق مرگی تا همه گیری دق مرگی

پنجشنبه حدود یازده شب پس از دو هفته جستجوی بی ثمر در کمال نا امیدی ایمیلی به سازمان منطقه ای مرتبط با تحقیقم زدم.این در حالی بود که نه تنها کمتر از ۲۰ درصد انتظار پاسخ داشتم بلکه با توجه به تعطیلات پایان هفته یک درصد هم احتمال نمی دادم پاسخ احتمالی آنها را زودتر از یک هفته در یافت کنم . اما امروز صبح با یک اتفاق غیر منتظره روبرو شدم...ایمیلی احترام آمیز و مفصل با مطلع تشکر از تحقیقات من در مورد آن سازمان!! آنقدر ذوق مرگ شدم که به سرعت مراتب تشکر یک بنده خدای جهان سومی را بابت توجه -سرعت ...

۱۳۸۸,۰۶,۱۴ | گواه |

Page 1 of 512345


درباره نویسنده

گواه

آرشیو مطالب

شهریور ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
« مرداد    
 ۱۲۳۴۵
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱  

آرشیو ماهانه