احسان بشیرگنجی

مکالمه یک روحانی با خداوند…

احسان بشیرگنجی

روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام... ...

۱۳۸۸,۱۰,۱۰ | ادامه مطلب | احسان بشیرگنجی

Required

Required, hidden

تگهای اچتمل مجاز:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

لینک ارسال دنبالک  |  خروجی آراس‌اس برای کامنت‌های این مطلب


درباره نویسنده

احسان بشیرگنجی

آخرین نظرات

  • آرشیو مطالب

    اسفند ۱۳۸۸
    ش ی د س چ پ ج
    « بهمن    
    ۱۲۳۴۵۶۷
    ۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
    ۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
    ۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
    ۲۹  

    Most Recent Posts