خیلی دیر آمدید…
پس آن همه سال و ماه که غمگينترين درياها بر ديدگانِ ما گواهی میدادند، شما کجا بوديد؟! شما يکبار هم نيامديد، نگفتيد، نپرسيديد از پیِ آن همه بادِ بَدآيند چه بر خوابِ انار و پروانه رفته است! حالا که آبها همه از چشمِ آسياب افتاده است از چه اين همه حيران به صحبتِ سنگ و صبوریِ گندم مینگريد؟! ما در طولِ تمامِ اين بیترانهخواندنها رَد به رَد از پی اميد و آينه آمديم، آمديم و باز میدانستيم که از شدتِ شکستن، پَرِ بالِ هيچ کبوتری ديگر از چاهِ سَربسته نخواهد آمد. سربسته... ...


تگهای اچتمل مجاز:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
لینک ارسال دنبالک | خروجی آراساس برای کامنتهای این مطلب